اثر درمانای نگهدارنده با بوپرنورفین و متادون بر عملکردهای شناختی

اثر درمانای نگهدارنده با بوپرنورفین و متادون بر عملکردهای شناختی

در پژوهشی رپیلی و همکاران (2007) عملکردای شناختی بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون و بوپرنورفین/ نالوکسان رو در طول درمان نگهدارنده با گروه کنترل (گروه سالم) مقایسه کردن. اونا کارکرد 16 مریض تحت درمان با متادون، 17 مریض تحت درمان با بوپرنورفین / نالوکسان و 17 فرد سالم (گروه کنترل) رو با یکدیگر مقایسه کردن. بیماران تحت درمان با متادون  در مقایسه با بیماران تحت درمان با بوپرنورفین / نالوکسان در زمان عکس العمل ساده[1] به طور معنا داری کندتر بودن. در آزمون برو/ نرو[2] زمان عکس العمل ساده بیماران تحت درمان با متادون به طور معناداری کندتر از گروه کنترل بود. هر دو گروه نسبت به گروه کنترل در حافظه کاری و یادگیری فهرست کلامی ضعیف تر بودن. در یادآوری داستان فقط بیماران تحت درمان با متادون پایین تر بودن. وقتی بیماران تحت درمان با متادون با در نظر گرفتن متوسط دوز مصرفی به دو گروه تقسیم شدن. گروه بیماران با دوز کم
(8 = n و متوسط دارو 40 میلی گرم) در زمان عکس العمل ساده به طور معناداری بهتر از گروه بیماران با دوز بالا (8 = n و متوسط دارو 67 میلی گرم) بودن. کمی در توجه فقط ممکنه در بیماران تحت درمان با متادون در مرحله ابتدایی درمان  دیده شه که ممکنه مشکل اونا وابسته به دوز باشه و کمی در حافظه کاری در هر دو گروه مشترک بود، کمی در حافظه کلامی درگروه تحت درمان با متادون بیشتر بود. درمجموع حفظ عملکردهای شناختی در گروه تحت درمان با بوپرنورفین/نالوکسان بهتر از گروه تحت درمان با متادون بود. دست کم وقتی که بوپرنورفین همراه با بنزودیازپینا استفاده می شه (رپیلی، فابریتوس، الهو، سالاسپرو، واهلبک و همکاران، 2007). درمطالعه دیگری گیاکموزی و همکاران (2008) در یک آزمایش بالینی تصادفی اثر متادون و بوپرنورفین رو بر عملکردهای شناختی و حافظه 37 مریض وابسته به مواد مخدر که تحت درمان متادون و بوپرنورفین قرار داشتن رو مورد مقایسه قرار دادن. نمونه شامل 24 مریض تحت درمان نگهدارنده با متادون و 13 مریض تحت درمان نگهدارنده با بوپرنورفین بود. این مطالعه در یک آمبولانس مواد مخدر در انسبروک در طول یک دوره 8 هفته ای انجام شد. عملکردهای شناختی شامل یادگیری کلامی، حافظه کاری، انعطاف پذیری شناختی، عملکردهای اجرائی و سرعت روانی – حرکتی بود. بین دو گروه در سرعت روانی – حرکتی و عملکردهای اجرایی و انعطاف پذیری شناختی فرق معنی داری پیدا نشد. جز این که بیماران تحت درمان نگهدارنده با بوپرنورفین در کارکرد حافظه کلامی و در یادآوری  لیست کلامی و یادآوری با تأخیر کلمات نسبت به گروه تحت درمان با متادون بهتر بودن. علاوه بر این گروه تحت درمان با بوپرنورفین در حافظه کاری در آزمون کلمات مشابه (آزمون نماد- رقم) در مقایسه با گروه تحت درمان با متادون کارکرد بهتری داشتن.

یافته های تحقیق اونا نشون داد که بوپرنورفین عملکردهای شناختی رو بهتر حفظ می کنه دست کم وقتی که همراه با بنزودیازپینا مصرف می شه و عملکردهای شناختی وقتی که افراد تایم بیشتری در درمان نگهدارنده با بوپرنورفین بودن بهتر بود (گیاکموزی، تیل، ریمل، گاربر و ارتل،2008). رپیلی و همکاران (2009) واسه مقایسه کارکرد حافظه در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون و بوپرنورفین همراه با بنزودیازپینا که از کارکرد حافظه شاکی بودن در مقابل گروه کنترل (شرکت کنندگان سالم) پژوهشی رو انجام دادن. اونا 13 مریض تحت درمان نگهدارنده با متادون و 15بیمار تحت درمان نگهدارنده با بوپرنورفین یا بوپرنورفین/نالوکسان و 15 شرکت کننده سالم رو در حافظه کاری، حافظه فوری کلامی و تحکیم حافظه رو در دو ماه اول شروع درمان (مرحله یک) و بین 6 تا 9  ماه بعد از پذیرش درمان جایگزینی (مرحله دوم ) با یکدیگر مقایسه کردن. کارکرد هر دو گروه از نظر آماری در مقابل گروه کنترل در حافظه کاری در مرحله یک و دو درمان ضعیف تر بود. در اندازه گیری لیست یادگیری به عنوان آزمون حافظه کلامی فوری در مرحله یک یافته های بیماران در مقایسه با گروه کنترل ضعیف تر بود. هر دو گروه، بیماران از حافظه خود در مقایسه با گروه کنترل بیشتر شاکی بودن. بیماران با شکایت بیشتر از حافظه خود در مقایسه با آنایی که از کارکرد حافظه خود کمتر شاکی بودن در مرحله دوم آزمایش از لیست یادگیری که در مرحله یک یاد گرفته بودن رو کمتر به یاد آوردن. یافته های تحقیق اونا نشون داد که شاید کمی در حافظه کاری در بین این بیماران تقریباً دائمی باشه و کمی در حافظه کلامی فوری هم ممکنه در اونا دیده شه.

مطلب مشابه :  اهمیت مدیریت ارتباط با مشتری در دیجیتال مارکتینگ

با کمال تعجب در تحکیم حافظه در گروه ها فرق معنی داری نبود. یافته های تحقیق اونا نشون داد بهبود کارکرد حافظه بیماران سوء مصرف کننده مواد مخدر که تحت درمانای نگهدارنده هستن زمان میبره و ممکنه بین شکایت اونا از حافظه و دارو ارتباط وجود داشته باشه (رپیلی، فابریتوس، کالسکا و الهو، 2009).

در خیلی از پژوهشا نه در تموم پژوهشای عصب روان شناختی بیماران وابسته به مواد مخدر که  تحت درمان با بوپرنورفین هستن کمی شناختی کمتری در مقایسه با آدمایی که تحت درمان با متادون هستن نشون میدن. به خاطر بررسی این فرضیه که مزیت شناختی بوپرنورفین بیشتر از متادونه رپیلی و همکاران (2011) یک تحقیق غیر تصادفی پیگیری عصب روان شناختی در یک نمونه غیر انتخابی از بیماران تحت درمان با متادون در برابر بوپرنورفین انجام دادن. در مرحله اول تحقیق 14 مریضی که با بوپرنورفین درمان می شدن و 12 مریضی که با متادون درمان می شدن و مدت دو ماه در درمان بودن قرار داشتن. مرحله دوم شامل مریضایی بود که 6 تا 9 ماه در درمان بودن و مرحله سوم شامل مریضایی بود که 12 تا 17 ماه در درمان بودن و 14 آزمودنی سالم (گروه کنترل) رو در فواصل زمانی مشابه با یکدیگر مقایسه کردن. بنزودیازپینا و بقیه ترکیبات روان گردان در بین بیماران مشترک بود. در مرحله دوم و سوم تعداد بیماران 36 نفر بود. در مرحله اول بیماران تحت درمان با متادون در آزمونای توجه، حافظه کاری و حافظه کلامی در مقایسه با گروه کنترل کارکرد پایین تری داشتن. گروه تحت درمان با بوپرنورفین واسه اولین مرحله در تکلیف حافظه کاری، تکلیف شنوایی قدم به قدم و حافظه کلامی نسبت به گروه کنترل کارکرد پایین تری داشتن. در تکلیف دوم حافظه کاری آزمون پشت سر هم حروف – ارقام کارکرد اونا بین مرحله دوم و سوم بهبود پیدا کرده بود.

در بخش دوم تنها اعضای دو گروه متادون و بوپرنورفین با یکدیگر مقایسه شدندکه به طور معنی‏داری در کارکرد توجه و پشت سر هم حروف – ارقام پیشرفت کرده بودن. تکرار سوء مصرف مواد در ماه قبل از زمان آزمون با کارکرد ضعیف در پشت سر هم حروف – ارقام همراه بود. یافته های تحقیق اونا نشون داد که در تحقیقات بالینی غیر تصادفی بیماران تحت درمان با بوپرنورفین کارکرد بهتری در مقابل بیماران تحت درمان با متادون دارن (رپیلی،  فابریتوس کالسکا و الهو، 2011). واسه بررسی این که بین عملکردهای شناختی بیماران تحت درمان جایگزینی و متغیرهای درمان ارتباط هست رپیلی و همکارانش(2012 ) پژوهشی رو انجام دادن. اونا عملکردهای شناختی 104 مریض وابسته به مواد مخدر رو که تحت درمان نگهدارنده با متادون و بوپرنورفین قرار داشتن رو مورد مقایسه قرار دادن. بیماران رو در دو گروه 52 نفری قرار دادن و توجه، حافظه کاری، حافظه کلامی و حافظه دیداری اونا رو پس از آن که دست کم 6 ماه در درمان قرارداشتند رو مورد مقایسه قرار دادن. یافته های تحقیق اونا نشون داد که بیماران تحت درمان با بوپرنورفین در آزمون زمان عکس العمل ساده نسبت به گروه تحت درمان با متادون کارکرد بهتری داشتن و هیچ فرق معنی داری بین دو گروه در عملکردهای شناختی پیدا نشد. در هر دو گروه در درمان جایگزینی حدود 10% از کارکرد توجه با متغیرهای درمان مواد مخدر پیش بینی می شه. استفاده از داروی بنزودیازپین در حدود 10% از واریانس کارکرد حافظه کاری رو پیش بینی می کنه. درمان با بیشتر از یک داروی دیگر روان گردان (نسبت به اپیوئید یا بنزودیازپین) و استفاده تکراری از مواد در طول یکماه گذشته در حدود 20% از کارکرد حافظه کلامی رو پیش بینی کرد. هر چند این مطالعه رابطه دلیل و معلولی بین استفاده از مواد مخدر و عملکردهای شناختی رو اثبات نمی کنه.

مطلب مشابه :  طبقه بندی شکلای جور واجور مواد مخدر

اما یافته های بررسی اونا نشون داد که عملکردهای شناختی بیماران در درمان جایگزینی مواد با متغیرهای درمان اونا همراهه (رپیلی، فابریتوس، کالسکا و الهو، 2012). واسه بررسی عمل و عکس العمل رانندگی در افراد تحت درمان نگهدارنده با متادون وبوپرنورفین سویکا و همکاران (2005) عملکردهای شناختی 62 مریض وابسته به مواد مخدر رو که تحت درمان نگهدارنده با متادون و بوپرنورفین بودن رو در اول شروع درمان و 8 تا 10 هفته بعد از شروع درمان در درک دیداری[3]، توجه انتخابی[4]، هوشیاری[5] ، عکس العمل پذیری[6] و تحمل به نا آرومی[7] با یکدیگر مقایسه کردن. در اول و قبل از شروع تحقیق 16 نفر (26%) از در مون بیرون شده بودن و آزمونا روی 24 مریض تحت درمان متادون و 22 مریض تحت درمان با بوپرنورفین اجرا شد. 39 نفر از شرکت کنندگان (85%) از 46 مریض در هفته 8 تا 10 از حشیش، بنزودیازپینا و بقیه مواد مخدر استفاده کرده بودن. فقط 7 نفر آزمایش ادرارشون منفی بود. در اول فرقی در آزمونای توجه و فراخنای ارقام و سیالی واژگان بین دو گروه نبود. اما 8 تا 10 هفته پس از درمان، بیماران تحت درمان با بوپرنورفین در بعضی از خرده آزمونا مثل آزمون دید محیطی[8] ( دو خرده آزمون ردیابی و سرعت عکس العمل) یافته های بهتری رو در تکلیف ردیابی نشون دادن. ولی در سرعت عکس العمل فرقی در بین دو گروه مشاهده نشد. در آزمون سرعت عکس العمل گروه تحت درمان با بوپرنورفین خطای کاذب کمتری نسبت به گروه متادون داشتن. بین دوز مصرفی بوپرنورفین و یافته های بعضی از خرده آزمونا ارتباط متوسطی وجود داشت. بین سن و زمان عکس العمل و تایم وابستگی به مواد مخدر و یافته های بعضی از خرده آزمون‏ها ارتباط کمی وجود داشت. یافته های بالینی این تحقیق تمایل به کارکرد روانی –  حرکتی بهتر در گروه تحت درمان با بوپرنورفین در مقایسه با گروه تحت درمان با متادون رو در بعضی از بخش های مورد آزمایش نشون میده، اما فرق زیادی در خیلی از آزمونا به دست نیومد. بعضی از محدودیتای این طرح شامل تعداد کم نمونه و تعداد بالایی از تست مثبت حشیش یا دیگر مواد در هر دو گروه بود (سویکا، هوک، کاگر، لهنر، کوفتر، 2005: گیاکموزی همکاران، 2008).

 

[1] -simple reaction time (RT)

[2] -go/ no go

[3] -Visual perception

[4] -Selective attention

[5] -Vigilance

[6] -Reactivity

[7] -Stress tolerance

[8] -Peripheral vision test(pvt)