اضطراب رایانه و اثر ان بر یادگیری علم آموزان

اضطراب رایانه

2-4-1 اضطراب:

اضطراب حالت تحریک فیزیولوژیکی، مثل ترس ولی بدون عامل عینیه چون ترس، عکس العمل به تهدیدی معلوم، خارجی، قطعی و از نظر منشـأ بـدون تعـارض و اضـطراب، واکـنش در مقابـل خطـری نامعلوم، داخلی، مبهم و از نظر منشأ تعارضه. یک احساس منتشر و بسیار بد و بیشتر مـبهم و حس دلواپسیه که دارای نشونه­های جسمی مثل: تپش قلب، احسـاس خـالی شـدن سـردل، و نشونه های رفتاری مثل: تنهایی اجتماعی و نشونه عاطفی- هیجانی و روانی ماننـد: اشـکال در تمرکـز و فراموشی می­باشه. (تروورجی. پاول و سیمون، به نقل از پورافکاری،1380).

بک باور داره که اضطراب بیمارگونه از تکرار بیشتر سنجی خطر ناشی می شه که در اون فرد تهدید رو بیشتر از چیزی که واقعا هست محاسبه می کنه و با یک یا چند جنبه از موارد زیر همراهه:

– وقایع ترسناک رو بیشتر از چیزی که هست به شانس نسبت به می­بده.

– شدت یک واقعه ترسناک رو بیشتر از چیزی که هست می­سنجد.

– دست کم گرفتن تواناییای خود واسه کنارآمدن با مشکل.

– تواناییای افراد دیگر رو از نظر کمکی که می تونه به اون بکنن کمتر از واقع می­سنجد (شارف،1381).

2-4-2 اضطراب و یادگیری

اضطراب یکی از تجلیات تحریک بالاست. مقداری از اضطراب هم واسه کارکرد آموزشگاهی افراد و انجام تکالیف یادگیری لازمه. این مطلب معنیش اینه که اضطراب بیشتر از حد و یا خیلی کم بر کارکرد و پیشرفت تحصیلی تاثیر میذاره و بین اضطراب و کارکرد تحصیلی ارتباط هست و اضطراب بسیار بالا یا پایین کیفیت کارکرد رو خراب می­کنه و اضطراب مناسب و درحد میونه روی، باعث بالاترین سطح کارکرد تحصیلی می­شه (جانی ؛ به نقل از  قمی، 1387).

هر موجود با هوشی اضطراب داره، می­توان گفت که اضطراب یک حالت به طور کامل طبیعی و مهم واسه افراده. شکل های جور واجور زیاد مسایل زندگی فردی، اجتماعی و جسمی ایجاب می­کنه که ما به طور دائم از خود موافقت نشون بدیم. همه قدمهایی که آدم به جلو بر می­داره، مثل همه کشفای عملی، هنری و ادبی همه و همه طبق اضطراب انجام می­گیرد. می­توان گفت که آدمای عادی به مقداری اضطراب نیاز دارن تا به تلاش بیفته و اما اضطراب زمانی مسئله ساز می شه که از تحمل آدم بالاتر رود (گنجی؛ به نقل از قمی ، 1387).

اضطراب احساس مبهم بسیار نامطبوع ترس و نگرانیه. طبیعیه که وقتی علم­آموزان با چالشای مدرسه (مثل انجام خوب یک آزمون) مواجه می شن دلواپس یا نگران باشن و محققان فهمیدن که خیلی از علم­آموزان موفق، اضطراب متوسطی دارن (بندورا،2001؛ به نقل از بیابانگرد، 1384).

با اینحال بعضی از علم­آموزان سطوح اضطرابی بالایی دارن و همیشه نگران­ان که این مسئله می­تونه به توانایی و پیشرفت اونا آسیب برسونه. به طور مثال محاسبه می شه که اضطراب امتحان  پیشرفت بیشتر از ده میلیون علم­آموز رو کم می کنه(بیایانگرد، 1384).

اضطراب بعضی از کودکان با سطوح اضطراب خیلی بالا، نتیجه انتظارات پیشرفت خیلی بالا و غیرواقع بینانه والدین و فشار اوناس، و خیلی از بچه ها همونطور که به پایه های تحصیلی بالاتری می­رسند، اضطراب بیشتری دارن چون بعضی تجارب بالاتر با شکست فراوانتری همراهه و وقتی که اینجور شرایطی به وجود می­آید اضطراب علم­آموزان افزایش می­یابد(همون منبع).

2-4-3 اضطراب رایانه:

اضطراب رایانه به عنوان دوری ادما از مواجه با رایانه و هم اینکه ناراحتی و ترس اونا از کارکردن با رایانه تعریف شده (بوش و بقیه، 2007).

اضطراب رایانه یک ترس نزدیک الوقوع و ذهنی از رفت و امد با رایانهه که با تهدید واقعی ارائه شده به وسیله رایانه تناسب چندانی نداره. پس اضطراب رایانه، یک معنی خاص از یه جور اضطرابه که به شکل عادی در یک موقعیت یه جور خاص اتفاق میفته(اولاتی ،2008).

مطلب مشابه :  علوم انسانی اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره)

دارنینا در تبیین اضطراب رایانه اعلام میکنه که بعضی از افراد در رفت و امد با رایانه پیچیدگی و هیجانهای منفی رو تجربه می کنن، در حالی که یه سری های دیگه اینجور حالاتی رو تجربه نمی­کنن. دلایل این رو باید در جزئیات موقعیتی – شخصیتی، فرق­های فردی در درک، آزمایش و تفسیر موقعیت­ها و در هر دو جنبه کل موقعیت و عناصر فردی و راههای تعاملی این دو جستجو کرد. پس اضطراب و ترس از رایانه و نگاه منفی نسبت به اون رو باید حاصل رفت و امد موقعیت با شخصیت دونست. به بیان دیگر احساس ناراحتی به کل موقعیت گسترش پیدا میکنه. اینطوری نیس که فرد در یک جز موقعیت رو قبول کنه و جز دیگر رو دوری کنه، بلکه کل موقعیت رو دوری می­کنه(لواسانی، 1382).

اضطراب رایانه حالت هیجانیه که زمانی حادث می شه که فرد احتمال میده باید در عمل یا در تصور از رایانه استفاده کنه، چون که هر ناراحتی هیجانی به موقعیت نیاز داره. هیجانهای منفی و ناراحتیای روان شناختی شاخصای فردی هستن که با موقعیت در رفت و امد ان. واسه مقابله با ناراحتی هیجانی دو راه بیشتر وجود نداره. راه دوری و انصراف از موقعیت و راه دوم تغییر داخلی مثل تغییر انگیزها، باورها، نگرشا. فرد با اینجور رفتارهایی موقعیت عینی رو تغییر می­بده و اون رو واسه خود پذیرفتنی می­کنه. دارنینا عقیده داره در آدمایی که واسه اولین بار با رایانه مواجه می شن اضطراب برانگیخته می شه، چون که با امر نو مواجه شده و به وسیله جدید تسلط لازم رو نیافته ان. در این حالت داخل سازی متوقف می شه و مکانیزمای دفاعی ذهن، انگیزه دوری کردن رو شکل میده. نه فقط مراحل یادگیری بلکه کل محتوای موضوع دوری می­شه. ایشون عقیده داره که اضطراب رایانه در آدما به دلایل متفاوتی بروز می­کنه. مثلا فردی که هول و هراس داره چیزی رو خراب کنه، احساس فرد از بی­دانشی و به درد نخوری، ترس فردی از ریاضیات و فناوری، ترس درباره سلامت جسمی، ترس از هر چیز جدید و ناآشنا، حس دودلی نسبت به ارزیابیای هوشی از خود، یا این احساس که رایانه به دلیل هوش برتر فرد رو در حل مشکلات شکست می­بده و به اون پیروز میشه، احساس نداشتن زمانی کافی یا “دلهره زمان” واسه تسلط و آشنایی با رایانه و خلاصه اینکه رایانه مثل هر امر جدید اضطراب آوره. اصطلاح شناسی اون آشناست و فناوری اون پر از اصطلاحات جدیده. از طرف دیگر فرد باید یافته­های علم امروز رو با تجربه های قبلی خود پیوند بزنه که کار خیلی سخته (به نقل از قمی ، 1387).

محققان اضطراب رو از جنبه های جور واجور دسته بندی کردن. کراز (1977) بیان می­کنه که میشه اضطراب حالتی رو از اضطراب خصیصه ای جدا کرد. اسپیلبرگر اضطراب خصیصه ای رو تمایل واسه درک موقعیت­ها به شکل تهدیدکننده تعریف می کنه. در صورتی که اضطراب حالتی بیشتر در ارتباط با موقعیت­های واقعی و تهدیدکننده بروز می کنه در مورد روابط اضطراب خصیصه ای و اضطراب رایانه بعضی تحقیق­ها نشون می­بده اضطراب خصیصه­ای متغیر پیش بینی مناسبی واسه اضطراب رایانهه(به نقل از لواسانی، 1381).

ورتینگتون و زانو ( 1999 ) هم فکر می کنند از دو نوع معنی اضطراب رایانه میشه نام برد. اول معنی “اضطراب مکانیکی” و دوم “اضطراب وجودی” . اضطراب مکانیکی معنی محدود شده ایه مربوط به کار با جنبه های مکانیکی و عملیاتی، مثل یادگیری استفاده از رایانه، دریافت، پیامای خطا از طرف دستگاه، دستکاری سخت افزار و کار با نرم افزارها. اما معنی اضطراب وجودی حاصل حضور فناوری در جامعه و فرهنگ اجتماعیه. فناوری جهان بینی فرد رو به جنگ فرا خونده و هویت آدم معاصر رو از این رو به اون رو کرده(همون منبع).

مطلب مشابه :  رابطه بازنشستگی با عزت نفس و جنس و سن

بکرز و اشمیت درپژوهش خود تصمیم گرفتن که به عوامل سازنده اضطراب رایانه ساخت بدن. اونا اول میگن که یافته های تحقیق نشون دهنده اینه که اضطراب رایانه از چار جز تشکیل شده:

1-  اطمینان کم فرد نسبت به توانایی خود در کار با رایانه.

2- پاسخای واکنشی منفی نسبت به اونا.

3-  برانگیخته شدن فرد هنگام کار یا فکر با رایانه.

4-  باورهای منفی درباره نقش رایانه در زندگی روزمره بشر.

اونا اشاره می کنن که چگونگی رفت و امد این اجزا واسه ما مشخص نیس، مثل این موضوع که اطمینان کم فرد نسبت به تواناییای خود مقدمه­ای واسه احساسات و هیجانهای منفی نسبت به رایانهه. اونا طبق یافته های پژوهشی قبلی یه مدل شش دلیلی اضطراب رایانه ارائه می کنن. این جنبه های شامل: سواد رایانه­ای، احساسات واکنشی درباره رایانه، باورها درباره اثرات. به بیان دیگر این محققان فکر می کنند که اضطراب رایانه رو در وجود خود یک سازه محدود شده به اضطراب نمیشه در نظر گرفت و علاوه بر عامل اضطراب باید بقیه عامل­های واکنشی و شناختی مربوط به اون مثل خودکارآمدی، تحریک­ها، احساسات واکنشی، سواد، باورها و نگرشای فرد توجه کرد و وجود این عامل­هاست که به سازه اضطراب رایانه شکل می­بده. بعضی از محققان فکر می کنند که می­توان افراد رو طبق اندازه اضطراب رایانه به سه گروه تقسیم کرد:

1-  افراد بهنجار عادی در مقابل رایانه.

2- افراد مضطرب از رایانه.

3- افراد رایانه ترس.

اونا فکر می کنند که افراد عادی اضطراب چندانی نشون نمی دن. در مقابل فرد مضطرب، فردیه که در کار با رایانه احساس ناراحتی و از آن دوری می کنه اما خیلی کم نشونه­های جسمی موجود، در ترس­های واقعی رو نشون میدن اما فرد با ترس از رایانه با ترکیبی از نشونه­ها مشخص می شه. یعنی علاوه بر دوری از کار با رایانه هنگام مواجه با اون و عملیات محاسبه کردن، نشونه­هایی مثل احساس غیرواقع بینانه، ترس از دست دادن کنترل، عرق کردن کف دستان، تپش قلب، تنگی یا درد قفسه سینه، احساس لرز و سستی عضلات، تنگی نفس، گیجی و سردرد رو نشون میده. بعضی از محققان فکر می کنند اضطراب رایانه رو باید طبق رفتارای دیده شده تعریف کرد. مثلاً ماور و سیمونسون (1984) چار نوع رفتار معرف اضطراب رو به این توضیح بیان می­کنن:

1 – دوری از رایانها و مکانایی که دستگاه­ها در انجا قرار دارن.

2- احتیاط و مراقبت شدید در کار با رایانه.

3-  توجه، باورها و نگرشای منفی نسبت به رایانه.

4-  دوری از هرگونه رابطه و استفاده لازم در کار با رایانه(به نقل از لواسانی، 1382).

گلدبرگ عقیده داره، درصد بالایی از کودکان که با رایانه کار می کنن به شکل روزانه اضطراب رو تجربه می کنن. ایشون کلا اینجور احساساتی رو اضطراب فرافنی می گن. گلدبرگ میگه که هر چند به نظر می رسه اضطراب رایانه و نگاه منفی به اون ساختای نزدیکی باشه، اما اضطراب رایانه بیشتر در مورد حس ترس درباره رایانه متمرکزه. دارنینا ( 1995 ) هم در تبیین اضطراب رایانه اعلام می کنه که بعضی از افراد در رفت و امد با رایانه پیچیدگی و حالات هیجان رو تجربه می کنن، در حالی که یه سری های دیگه اینجور حالاتی رو تجربه نمی کنن. دلایل این رو باید درجزئیات موقعیتی – شخصیتی فرق­های فردی و راههای تعاملی این دو جستجو کرد.

فاجو (1977) هم اضطراب رایانه رو درموندگی یا پریشونی ذهن، برآمده از ترس، خطر با پریشونی  تعریف کرده(به نقل از زندی، 1389).

[1] -Bech

[2] -sharf

[3] -Jony

[4] -Bandura

[5] -Buche

[6] -Olatoye

[7] -Corraze

[8] -Mower & Simonson

[9] -Goldberg

[10] -High tech anxiety

[11] -Fajou