الگوهای تغییر نگاه از نظر روانشناسی

الگوهای تغییر نگاه

الف: الگوهای یادگیری تغییر نگاه

نظریه محرک- جواب: نظریهای محرک- پاسخی بر روابط بین محرکای ویژه ، با پاسخای خاص تاکید می ورزند.اگه پاسخی به تقویت منجر شه، احتمال اتفاق دوباره  اون زیادتر می شودواز این بررسی اینجور نتیجه می شه که الگوی محرک- پاسخی تغییر نگاه تاکید زیادی بر ویژگیای پیام عرضه شده که تلاش در تغییر دادن نگاه ما دارن، داشته و توجه زیادی بر پاداشایی که با تغییر دادن نگاه عاید ما می شه، داره. یکی از اصول بنیادی در رویکردای محرک- پاسخی به تغییر نگاه آنست که تقویت کنندهای ارائه شده واسه تغییر نگاه باید قویتر از تقویت کنندهایی باشه که وضع موجود رو حفظ می کنن. هاولند و همکاران، الگویی واسه تغییر نگاه عرضه کردن که اصول یادگیری رو واسه تغییر نگاه مورد تایید قرار میده .به گفته اونا در یادگیری نگرشای تازه اول به پیام جدید توجه می شه و بعد درک می شه و در آخر قبول کرده می شه یعنی توجه[1] ،درک[2] ،پذیرش[3] (عیسی مراد ،1389 ).

     نظریه مشوقا و تعارضا : موقعیت نگاه رو طبق یک اختلاف تمایل- اجتنابی در نظر میگیره. قدرت نسبی مشوقا، نگاه فرد رو تعیین می کنه. فرد وقتی که تغییر نگاه میده که تقویت کننده ارائه شده قویتر از تقویت کنندهایی باشه که وضع موجود رو حفظ می کنه. وقتی جنبه های متعرض وجودداشته باشه فرد موضعی رو در پیش گرفتن میکنه که نفع اون رو به بیشترین حد برسونه (به نقل از مبارکی ،1389 ).

ب)الگوهای تغییر شناختی نگاه

طبق الگوهای شناختی افراد پذیرنده پشیمون اطلاعات ورودی نیستن بلکه به عنوان موجودی دارای شناخت ،اطلاعات رسیده رو در مورد آزمایش، جدا سازی وتحلیل و تعبیر و تفسیر میدن. در این مراحل نقش حافظه، تفکر، بینش و عواملی مثل این اساسی و مهمه. طبق این الگو هم در پیش گرفتن یک نگاه و هم تغییر احتمالی اون، آگاهانه و از روی عمد صورت میگیره .

مطلب مشابه :  وضعیت الان آموزش موسیقی در مدرسهای ایران و جهان

     نظریه تعادل:[4] ین نظریه که منشانظریهای شباهت شناختی هستش به وسیله هایدر[5](1958) عنوان شده. در این دیدگاه فرض بر اینه که افراد تلاش می کنن بین شناختای خود شباهت یا تعادل برقرار کنن . طبق این نظریه از دست دادن تعادل، حالت ناجوری بوجود میاره که شخص رو به ایجاد دوباره اون تشویق می کنه. دیدگاه تعادل این نکته رو روشن می کنه که در یک موقعیت مفروض راه های مختلفی واسه حل یک ناهماهنگی هست (اسماعیلی وهمکاران،1388 ).

     نظریه ناهم سازی شناختی:[6] این نظریه به وسیله لئون فستینگر[7] (1957 )مطرح شد . فرض نظریه ناهم سازی شناختی مبنی بر تلاش جهت موافقت یا هم سازی شناختای متناقضه. ناهم سازی باعث ایجاد تنشای روان شناختی و متقاعب اون فشار به افراد واسه کاهش یا نابود کردن اون می شه(همون منبع) .

ج)الگوی کارکردی[8]

این دسته الگوها بر تفاوتای فردی در وجود آدم تاکید دارن، در حالیکه الگوهای قبلی بر عوامل مشترک در تغییر نگاه تاکید داشتن. این دسته از الگوها بر راههایی که طبق اونا، نگاه فردی بر مفروضات و نیازای متفاوت شکل می گیرن، تاکید می ورزند. این الگوها تا حدودی جدا سازی و بررسی خود رو از نیازها بر مفروضات الگوی روانکاوی قرار دادن و به جستجوی انگیزهای زیر بنایی برآمده ان که ممکنه نگرشای سطحی تری رو تبیین کنن. طبق این الگوی مردم ،نگرشایی رو حفظ می کنه که با نیازاشون هماهنگ باشه و واسه تغییر نگاه اونا، باید باید سطوح نیازای اونا رو شناسایی کنیم. افراد جور واجور ممکنه نیازای متفاوت داشته باشن و پس یک پیام تشویق کننده برابر ممکنه واسه همه به یک اندازه قانع کننده نیاشد .طبق این الگو ،نگرشا ممکنه کارکردی سازگارانه، سود بخش ،دفاعی ،شناختی و یا ارزشی داشته باشن .

مطلب مشابه :  اضطراب رایانه و اثر ان بر یادگیری علم آموزان

با در نظر گرفتن اینکه نگرشا ممکنه در خدمت یکی از چار کارکرد باشن میتونیم ببینیم که به چه دلیل مراحل تغییر نگاه بعضی وقتا بسیار سخت انجام میشه .قبل از هر چیز موقعیتای جور واجور ممکنه نگرشای متفاوتی رو بسازن برعکس، اطلاعات تازه که با روش هایی روشنفکرانه  عرضه می شن ، می تونن نگرشای بر اساس کارکرد شناختی بسازن. الگوی کارکردی واسه کسائی جذابیت داره که به نظر اونا تغییر نگاه تابعیه از پیام و دریافت کننده پیام . بیشتر نگرشای جور واجور کارکردهای چندگانه دارن، با این حال، امتحان کارکردهای نگاه، به دلیل نبود اندازه دقیق اندازه گیری نیازها، کاری سخته (عسگری،1384،به نقل از عبدالله پور،1387).

1-attention

2-comprehension

3-acceptance

4- Balance theory

5- Heider

1- Cognitive Bissonance

2-Fistinger,L

3- Functional model