الگوهای دانشگاهی غرب

الگوهای دانشگاهی غرب
الگوی لیبرال- اکسبریجی هشت سده قدمت داره. دو نمونه برجسته اون، دانشگاهای آکسفورد (1200 م) و کمبریج (1209 م) بوده که از آن دو با هم «اکسبریج» تعبیر می شه. از مهمترین ویژگیای این الگوی آموزش عالی، موندگاری تاریخی و تقریباً لاینقطع سنتای ریشه دار دانشگاهی از قرن 13 میلادی تاکنونه. دومین ویژگی بیشتر این الگو، فراوونی موجود در اینه، به حدی که نمیشه از آن به عنوان یک نظام واحد و برابر آموزش عالی صحبت کرد.
الگوی ناپلئونی هم از گذشته ای به درازای هشت قرن برخورداره و دانشگاهای مون پولیه در 1200، پاریس در 1208، اورلئان در 1235 و سوربن در 1257 تأسیس پیدا کردن. اما دو فرق کلی، در همون نگاه اول بین الگوی اول و دوم میشه دید. اول اینکه برخلاف الگوی اول، الگوی دوم دستخوش ابتلائات بیشتری شده. دانشگاهای واسه این الگو درگیر چالشای دو طرفه ای بین دو قدرت کلیسا و حکومت بودن. در قرن 18، سنت ریشه دار دانشگاهی در فرانسه، دچار قطع شدن شد. انقلاب آرمانخواه فرانسه (1789) با دانشگاهای دوره معاصر خود با این عنوان که به یه جور «شرکت » استحاله پیدا کردن، به مخالفت برخاست، دانشگاها در 1791 به تعطیلی کشیده شدن تا اینکه در دهه اول قرن 19، آموزش عالی جدید فرانسه، ، از نو تأسیس شد و چگونگی تأسیس اون، دومین فرق بیشتر الگوی دوم رو با اول رقم زد، چون در فرانسه، ناپلئون نظام آموزشی عالی گسترده دولتی رو به عنوان بخشی از برنامه مدرنیزاسیون، از بالا به پایین به هست و پس برخلاف فراوونی موجود در دانشگاهای الگوی اول، در الگوی دوم، نظام واحد دانشگاهی با نقش و مسئولیت اصلی دولت از اولین دهه قرن 19 به شکل گسترده ساخت یافت و این وحدت گسترده دولتی با وجود تشکیل بخش خصوصی ضعیف آموزش عالی، از آخرای قرن 19، بازم به قوت خود باقیه.
الگوی هومبولتی هم، بیشتر از شش سده قدمت داره. هایدلبرگ در سال 1386 م ، کلن در 1388 م ، ارفورت در 1392 م و لایپزیک در 1409 م به وجود اومدن. از دید سرگذشت هم، اولین دانشگاهای آلمان در تحت قلمرو قدرت رم و کلیسای واتیکان به وجود اومدن. در سده 16 تا 18 بعضی از دانشگاهای آلمان در نظام پروتستانی و یه سری های دیگه در نظام کاتولیکی ادامه زندگی پیدا کردن اما تنها در دهه اول قرن 19 و در دوره پروس بود که دانشگاه برلین به وسیله هومبولت در 1810 به وجود اومد و الگوی اون، مبنایی واسه نظام واحد و برابر آموزش عالی، تحت نظر و با برنامه ریزی دولت فدرال در آلمان قرار گرفت الگوی هومبولتی دانشگاه ، به دلیل ویژگی هایی که داشت و مهمترین عنصر اون، آزادی علمی بود، به شکل الگوی در خور اقتباس واسه خیلی از دانشگاهای اروپا و آمریکا درآمد.
الگوی ناپلئونی- هومبولتی به دلیل اینکه، الگویی دو رگه و ترکیبیه، در نمونه های جور واجور کشورهای اروپا قاره ای ظاهر شد. اینجا با در نظر گرفتن قدمت بسیار قدیمیدانشگاهای ایتالیا، این کشور مثلا برجسته ای از نظام دانشگاهی که در قرن 19 به شکل ترکیبی از الگوی ناپلئونی و هومبولتی، بازسازی شد، جهت توضیح انتخاب می شه. همونجوریکه گفته شد، گذشته دانشگاه در ایتالیا به درازای هشت قرنه. دانشگاه بولونیا در سال 1200 م فعالیت داشت و دانشگاه پادوا در 1222 م تأسیس شد. اما فراز و نشیبای تاریخی زیاد در ایتالیا و یه جور گسست در تاریخ جدید اون نسبت به تاریخ قرون وسطایی، باعث شده که سنتای قدیمیآموزش عالی هم (برخلاف مورد انگلستان) نتونست موندگاری پیدا بکنه. نظام آموزش عالی جدید ایتالیا در قرن 19 طبق قانون کاساتی و به شکل ترکیبی اقتباس یافته از دانشگاه ناپلئونی و هومبولتی درواقع از نو تأسیس شد. نظام آموزش عالی ایتالیا با وجود داشتن بعضی از ویژگیای دانشگاه هومبولتی، بیشترً مثل الگوی ناپلئونی، نظام واحد تقریباً متمرکز و بوروکراتیک دولتیه.
الگوی لیبرال- ایالتی، در آمریکای شمالی ساخت پیدا کرده و ً نسبت به چار الگوی قبلی موجود در اروپا، قدمت کمتری داره و گذشته اون بیشترین حد 5/3 قرنه. دانشگاه هاروارد در 1636 م تأسیس شده. پیورتینای انگلیسی پس از اقامت در آمریکا، اون رو در ایالات ماساچوستس و با اهداف مذهبی- علمی ساختن. اون طور که قبلا گفته شد، الگوی هومبولتی در آمریکا بی اثر نبود، چون پس از گسترش در اروپای مرکزی و شرقی، به آمریکا هم راه یافت و دانشگاه جون هاپکینز در ایالت مری لند در سال 1876 م نمونه ای از این اثر بود. اما مهمترین ویژگی برجسته آموزش عالی جدید آمریکا اینه که طبق نیازای جامعه محلی و مشارکتای بخش خصوصی و ساپورت دولتی، رشدی طبیعی داشته. بدون برنامه ریزی متمرکز از بالا بوده و از متن فراوونی جامعه محلی و مدنی و با نقش اصلی بخش خصوصی، و قبل از همه فرقهای مذهبی و برحسب علایق درونزا به وجود آمده و از تنوع خیلی بالایی برخورداره، به حدی که حتی نمیشه از آن به عنوان یک نظام واحد صحبت کرد.
و آخرسر الگوی سوسیالیستی نمونه شاخص خود رو در تاریخ و زمینه روسی به هم رسانیده و در اتحاد جماهیر شوروی سابق به بار نشانیدهه. قدمت دانشگاه در این الگو حتی از آمریکا هم کمتر و حدود 5/2 قرنه. دانشگاه مسکو در 1755 و دانشگاه پترزبورگ در 1819 به وجود اومده ان. اولین آکادمیا در قلمرو جغرافیایی روسی (و از قرن 15) بیشترً مذهبی بودن و بیشتر با تأسیس دانشگاه مسکو بود که آموزش عالی غیر مذهبی در عکس العمل به زمینه های ارتدکس و غلبه مذهب، نهادینه شد و بعد از دوره تقریباً آزاد الکساندر اول (ابتدا قرن 19) دانشگاهای دیگر به وجود اومدن. اما تشکیل مشخص این الگو، پس از انقلاب کمونیستی اکتبر 1917 بود که آموزش عالی رو وارد دور تازه ای از تغییر ریشه ای کرد که مهمترین ویژگی اون محاط بودن به نظام سکولار متمرکز و تک حزبی و برنامه ریزی شده و بر اساس اصول برابر ساز ایده سیاسی کمونیسم بوده (فراستخواه، 1388، ص 88- 85).

مطلب مشابه :  نظریهای انگیزه پیشرفت

ردیف عنوان خاستگاه کشوری
1 الگوی لیبرال- اکسبریجی انگلستان
2 الگوی ناپلئونی فرانسه
3 الگوی هومبولتی آلمان
4 الگوی ناپلئونی- هومبولتی بقیه کشورهای اروپای قاره ای
مثلا: ایتالیا
5 الگوی لیبرال- ایالتی آمریکا
6 الگوی سوسیالیستی روسیه- شوروی
جدول 1-2- الگوهای جدا نظامای دانشگاهی غرب (فراستخواه، 1388، ص 85)