شکل های جور واجور روش های هدف دار تنظیم هیجان از نظر بقیه نظریه پردازان

– شکل های جور واجور روش های هدف دار تنظیم هیجان از نظر بقیه نظریه پردازان

1)پذیرش و توجه آگاهی :

منظور از پذیرش که بیشتر شکلی از توجه آگاهی در نظر گرفته می شه، آگاهی و توجه بر هر کدوم از فکرا به شکل ساده و بدون جزئیات، بدون قضاوت و حال محوره و در این روش،
فکرا و احساسا همونجوریکه هستن قبول کرده می شن (کابات-زین[1]، 1994؛ به نقل از باطبی، 1391). در کل توجه آگاهی، یه جور هشیاری و آگاهی همراه با حس همدلی، مهربانی به خود و بدون قضاوت، واسه تجربه های هیجانی فرد بوجود میاره که این باعث آسون کردن درگیری سالم فرد با هیجان هاش می شه (اندامی خشک،1392).

رومر[2]و همکاران (2005) نشون دادن که بین توجه آگاهی و تنظیم هیجان به هنگام کنترل نشونه های افسردگی، اضطراب و استرس، اتحاد مثبت هست. اونا هم اینکه نشون دادن که توجه آگاهی با تنظیم هیجان، کنترل تکانه و مشکل معطوف کردن توجه به مسئله در زمان پریشونی و استرس رابطه با معنی و منحصر به فردی هست. پژوهشا نشون دادن که مراقبه توجه آگاهی خلق رو بهتر کرده و آموزش کوتاه مدت اون باعث کاهش نشونه های افسردگی و هم اینکه کاهش اضطراب در افراد گرفتار به مشکل اضطراب گسترده می شه (ایوانس[3] و همکاران، 2008؛ به نقل از باطبی، 1391).

2)فرونشانی:

وقتی که افراد تلاش می کنن در مورد چیزی که اونا رو بر پریشون می کنه، فکر نکنن، تلاش واسه فرو نشانی افکار و احساسات نا خوب، باعث افزایش شدت و زیادی تجربه این افکار می شه (رسین[4]، 2003؛ اسلون[5]، 2004؛ به نقل از مک لم، 1390). وقتی که از فرونشانی واسه توقف افکار پریشون کننده، استفاده می شه، فکر با خلق پیوند می خوره و فرد تلاش در دوری از آن فکر داره. خطر اینجاست که پرش افکار به افکاری که فرد تلاش در فرونشانی اونا داره وصل شه  و این پلی واسه برگشت به افکار منفی می شه و پس باعث می شه که فرونشانی به شکل مشکل دربیاد (واگنر، 1999؛ به نقل از مک لم، 1390).

آدمایی که از فرونشانی واسه رو به رو شدن با هیجانات شدید استفاده می کنن، هیجانات مثبت کمتر و هیجانات منفی بیشتری رو تجربه می کنن (کشدان[6] و همکاران، 2006؛ به نقل از
مک لم، 1390). هم اینکه استفاده از فرونشانی به عنوان یه روش تنظیم هیجان، مشکلات دیگری هم داره، چون در حافظه واسه اطلاعات رمزگذاری شده شفاهی موقعیتایی که در اون هستن  ایجاد مشکل می کنه. اونا اطلاعات حاصل از بحثا رو فراموش میکنن. تلاش واسه مخفی کردن هیجان نیاز خیلی خود نظارتی داره تا فرد بتونه اونا رو سرکوب کنه و به دنبال اون رمزگذاری اطلاعات شفاهی رو در حافظه مشکل می کنه. نظارت بر جسم به خاطر نشون ندادن احساسات مربوط به هیجانات، مانع حافظه واسه دریافت تجارب هیجانی می شه. استفاده از فرونشانی، به همراه حافظه شنیداری با موارد زیر ارتباط داره: 1- کاهش ساپورت اجتماعی
2- کاهش خوشبینی 3- افزایش تحریک 4- افزایش علائم افسردگی (گراس، ریچاردس و جون، 2006).

مطلب مشابه :  مسئولیت و نظریه کی­یرکگور درباره ان

3)آزمایش دوباره:

این روش، مشابه روش هدف دار آزمایش دوباره مثبته که قبلاً هم به اون اشاره شده بود. این روش به عنوان روشی واسه قاب گیری دوباره یک فکر، درباره یک محرک به خاطر تغییر اثر هیجانی اون تعریف شده (گراس و تامپسون، 2007). آزمایش، موجب فکر کردن درباره یک محرک هیجانی به همراه شرایطی که باعث کاهش شدت هیجانه، می شه ( مثلا، نشون دادن عکسی که گریه مردم رو در مراسم تشییع جنازه نشون میده؛ واسه فردی که ممکنه فکر کنه که فرد مرحوم از درد و رنج ول شده  و در جای خوبیه با کم شدن هیجان منفی و حتی هیجانات مثبت همراه هستش)( گراس، 1998).

در آزمایشی که به وسیله گراس انجام شد، به شرکت کنندگان آموزش داده شد که از آزمایش دوباره در کاهش مؤفقیت آمیز تظاهرات رفتاری استفاده کنن، در این تحقیق نشون داده شد که آزمایش دوباره، هیجان منفی مغز رو بدون افزایش تحریکای سمپاتیک کاهش
میده (گراس، 1998). پس به نظر می رسه، آزمایش دوباره، راه حل تقریباً نظم دهنده   سازگارانه ای باشه که بازده اون کاهش هیجان منفی رو بدون افزایش تحریک فیزیولوژیکیه ( گراس، 2001؛ به نقل ازاندامی خشک، 1392).

گراس و جون ( 2003) اثر تفاوتای فوق رو روی زندگی افراد نشون دادن. این مطالعه نشون داد که عادتای استفاده از آزمایش دوباره واسه مدیریت هیجانا با درجه بالای عاطفه مثبت و درجه پایین عاطفه منفی ربط داره. هم اینکه آزمایش دوباره با کارکرد بین فردی و سلامت اتحاد مثبت داره. در مقابل، عادتای استفاده از فرونشانی، با سطح پایین عاطفه مثبت و سطح بالای عاطفه منفی ربط داره. در علاوه بر، فرونشانی با کارکرد بین فردی و سلامت اتحاد منفی داره. پس بیشتر افراد شایدً به تناوب از آزمایش دوباره و فرونشانی، بسته به موقعیت استفاده می کنن. تحقیق گراس و جون نشون دهنده اینه که آدمایی که از آزمایش دوباره واسه مدیریت هیجاناتشان استفاده می کنن، تقریباً موافق یافته تر هستن، در مقابل آدمایی که بر فرونشانی تکیه کردن، از نظر کارکرد بسیار ضعیف تر هستن.

مطلب مشابه :  معیارهای تشخیصی DSM-5 واسه مشکل وسواسی- جبری

4) حل مسئله:

حل مسئله در مورد هیجانای منفی با فعالیتا و مهارتای ویژه‎ی
هدایت کننده‎ی موقعیت در جهت حل مشکل تعریف شده. حل مسئله شامل کوششای آگاهانه واسه تغییر موقعیت نا آرومی زا یا جلوگیری از پیامدای اینه. حل مسئله به عنوان یک راه حل نظم دهی هیجانی به طور خودکار در برنامه ها و فعالیتای طراحی شده واسه تغییر  یک موقعیت مشارکت می کنه ( آلداو و همکاران، 2010). نداشتن مهارت در حل مسئله ممکنه فرد  رو به طرف افسردگی و اختلالای اضطرابی جهت بده ( دی زوریلا[7] و همکاران، 1998).

5)دوری:

یکی از روشای تنظیم هیجانی مشکل ساز مربوط به خیلی از مشکلات روانی، اجتنابه که به دوری گزینی فعالانه و آگاهانه از موقعیتا و تجربه ها اشاره داره و شامل
عمل وری فعال نسبت به دوری کردن از تجربه آزارنده یا کاهش ارتباط با اون می شه    (باطبی، 1391). الان دلایل محکمی هست که دوری و یا اشتغال بیشتر از اندازه با هیجانا، با شرایط خیلی بد سلامت روانی و جسمی ارتباط با معنی داره (گراس، 2002؛ به نقل از باطبی، 1391).

هایز[8] و همکاران (1997؛ به نقل از اندامی خشک، 1392) این فرضیه رو مطرح می کنن که دوری به شرط تجربه که به شکل بی میلی واسه نگهداری ارتباط با بعضی تجربه های شخصی مشخص  شامل احساسا، فکرا و رفتارا تعریف می شه، یکی از نشونه های آسیب پذیری روانیه. دوری از تجربه های منفی شامل حواسپرتی، رد، دستکاری شناختی، جلوگیری، سرکوب، سوء مصرف مواد، آسیب به خود ، پارگی روانی و حتی خودکشیه. هم اینکه، دوری ممکنه در جواب به تجربه های مثبت  هم به وجود بیاد، مثلا، فرد گرفتار به اضطراب از مواجه شدن  با افراد و روابط به خاطر صمیمیت بیشتر دوری می کنه.

6)مشارکت در فعالیتای خوب:

راهبردای تنظیم کاهشی ایمن شامل مشارکت در فعالیتای مثبت (تنوع رفتاری)،  افزایش هیجانات مثبت، خوشبینی و حل فعالانه مشکل می شه. برودریک (2005) اعلام داشته که مشارکت  در فعالیتای خوب یا طرحای باحال، بهتر از نشخوار فکری عمل
می کنه، چون این فعالیتا از حافظه فعال استفاده می کنن. اگه حافظه فعال به این روش وارد عمل شه، این حافظه کمتر صرف تفکر منفی یا نگرانی درباره هیجانات یا خلقا         می شه (به نقل از مک لم، 1390).

در بین راه حلای تنظیم هیجان، نشخوار فکری قوی ترین ارتباط رو با  همه مشکلات روانپزشکی داره. پس از آن دوری، فرونشانی، حل مسئله، پذیرش، و در آخر آزمایش دوباره قرار داره (باطبی، 1391).

[1]-Kabat-Zinn

[2]-Roemer

[3]-Evans

[4]- Rassin

[5]-Sloan

[6]-Kashdan

[7]-D Zurilla

[8]- Hayes