تحقیق درباره باورهای فراشناختی

دانلود پایان نامه

اجتناب و نزدیکی) را با رفتار بازداری،افزایش برانگیختگی و ارزیابی خطر حل می کند (گری و مک ناقتون، 2000).
مقابله :
پیرلین و اسکالر (1987، به نقل از سلامت،1380)مقابله را رفتارهای آشکار و نهانی می دانند که هدفشان جلوگیری از در هم شکستن فرد از طریق درک خواسته ها و شناخت موقعیت های فشار زا می باشد. آنها ذکر می کنند که یکی از کمترین کارکردهای مقابله خصوصیت محافظت کنندگی آن می باشد و برای آن، دو کنش اصلی بر می شمارند که عبارتند از:
مقابله مسئله مدار:
مقابله مسئله مدار تلاشی است برای تغییر یا مدیریت کردن موقعیت های پر استرس یا فعالیت های مستقیم روی محیط به منظور تغییر یا اصلاح شرایطی که تهدید آمیز تلقی شده است. این روش مقابله در موقعیت هایی بروز می کند که شخص احساس کند می تواند موقعیت را کنترل کرده یا تغییر دهد. دو جنبه از مقابله متمرکز بر مسئله شامل تفسیر مجدد و رشد ومقابله فعال است (کارور و دیگران به نقل از لین و اورسوند، گاستر و کوهن،2011).
مقابله هیجان مدار:
مقابه هیجان مدار، راهبردهایی مانند خود اشتغالی ذهنی یا پریشانی حواس، خیالپردازی یا دیگر فعالیتهای آگاهانه برای تحت تاثیر قرار دادن مقررات است (اندلر و پارکر، 1990،به نقل از واندرلیچ و واندروال،2010).
باورهای فراشناختی:
باورهای فراشناختی، اطلاعاتی است که افراد درباره حالت های روانی خود و راهبردهای مقابله ای خود دارند (ولز،2000).
تعاریف عملیاتی:
سیستم فعال ساز رفتاری:
افرادی که در پرسشنامه شخصیت گری –ویلسون نمراتشان: ZBAS و ZBISباشد در گروه افراد با سیستم فعال ساز رفتاری بالا و افرادی که در این پرسشنامه، نمراتشان به صورت و باشد در گروه افراد با سیستم فعال ساز رفتاری پایین قرار می گیرند.
سیستم بازداری رفتاری:
افرادی که در پرسشنامه شخصیتی گری-ویلسون نمراتشان به صورت و باشد در گروه افراد با سیستم بازداری رفتاری بالا و افرادی که در این پرسشنامه نمراتشان به صورت و باشد در گروه افراد با سیستم بازداری رفتاری پایین قرار می گیرند.
باورهای فراشناختی:
منظور از باورهای فراشناختی، نمره ایست که فرد از پرسشنامه باورهای فراشناختی MCQ-30 در هر یک از سطوح پنج گانه سنجیده شده در این پرسشنامه به دست می آورد (ولز و کارترایت و هاتن،1997).
راهبردهای مقابله ای مسئله مدار:
منظور نمره ایست که فرد از چهار زیر مقیاس: طلب اجتماعی، پذیرش مسئولیت، حل مسئله برنامه ریزی شده و ارزیابی مجدد مثبت در پرسشنامه راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (1985) به دست می آورد.
راهبردهای مقابله ای هیجان مدار:
منظور نمره ایست که فرد از چهار زیر مقیاس: مقابله مستقیم، فاصله گرفتن، گریز- اجتناب و خود کنترلی در پرسشنامه راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (1985) به دست می آورد.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
الف- پیشینه نظری:
خانواده
خانواده مهمترین نهاد اجتماعی در جوامع انسانی است که تکوین و پرورش شخصیت افراد در آن شکل می گیرد (فرجاد،1377). برای اینکه خانواده بتواند کارکردهای اصلی خود را به خوبی انجام دهد، لازم است امنیت و آرامش در آن وجود داشته باشد. واقعیت این است که در فرایند چرخه ی زندگی خانواده مسایل و مشکلاتی بوجود میآید که آرامش آن را هر چند برای مدت کوتاهی سلب می کند. این مسایل در سطح خرد مربوط به ساختارها و کارکردهای نهاد خانواده و در سطح کلان مربوط به ساختارهای اجتماعی است. تغییر و تحولاتی که به لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جوامع بوجود می آید، نهاد خانواده را تحت تأثیر قرار می دهند (ریتزر، 2004).
خانواده در طول تاریخ تحت تأثیر تحولات گوناگون اقتصادی و اجتماعی دگرگون شده است (عنایت و موحد، 1383). این دگرگونیها منجر به بروز تعارض در روابط متقابل اعضای خانواده از حالت خفیف گرفته تا حالتهای شدید که خشونت خانواده است، شده است. بخشی از این تعارضات در ارتباط با عوامل بیرون از خانواده و بخشی از آنها در ارتباط با عوامل درونی خانواده است. البته میان این دو عامل رابطه ی متقابل وجود دارد. مطالعات متفکران گوناگون نشان می دهد که تعارضات خانواده در ارتباط با تعارضات جامعه است (دودلی-گرنت، 2001؛ هالپرن، 2001؛ کاسلو،2001؛ ریس و همکاران، 1993). افزایش میزان تضادهای خانواده اثر منفی در سازگاری اعضای آن دارد (ریتزر و مارتین، 1993).
تعارضات بوجود آمده در خانواده مسایل و مشکلاتی را در سطوح فردی، نهادی و اجتماعی بوجود میآورند. در سطح فردی اعضای خانواده ای که در تعارض با یکدیگر قرار می گیرند، تعادل روانی خود را از دست می دهند و چه بسا رفتارهایی مثل پرخاشگری و افسردگی در آنها دیده شود (فینچمن، 2003).
مطالعات پژوهشگران نشان می دهند، کودکانی که والدینشان به علت تعارض زیاد طلاق گرفته اند، دچار ناسازگاری رفتاری شده و هنگامی که به بزرگسالی می رسند، رابطه ی ضعیفتری با والدین خود برقرار می کنند. همچنین، پس از ازدواج احتمال طلاق آنها افزایش می یابد ( بودن من،1997؛کانی، 1994). اگر مسایل و مشکلات ناشی از تعارضات خانواده در یک جامعه شدت یابند، استحکام خانواده را به خطر می اندازد و این امر تهدیدی برای استحکام جامعه و نظام اجتماعی بشمار می رود (گیدنز،2003،ترجمه جلال پور، 1382).
برخی از صاحب نظران جامعه شناسی خانواده به پیروی از نظریه پردازان کلاسیک مکتب تضاد، بر اجتناب ناپذیر بودن تعارضات خانواده تأکید می کنند (دوچ، 1973؛ زیمل، 1955؛ لنسکی، 1966). برخی مطالعات انجام شده در کشورهایی مثل آمریکا و کانادا نشان می دهند که فراوانی و شدت تعارضات خانواده نسبت به سایر نهادهای اجتماعی بیشتر است. هم جوانان و هم بزرگسالان تعارضات خانواده ی خود را در مقایسه با تعارضات خودشان با دوستان و همکاران بیشتر و ناگوارتر گزارش کرده اند (آدامز و لارسن،2001).
پیامد تعارضات خانواده محدود به اعضای خانواده نشده و سایر نهادهای اجتماعی و حتی اقتصادی را تحت تأثیر قرار می دهد. از آنجا که فرزندان خانواده های از هم گسیخته که پیش از جدایی کامل تعارضات گوناگون داشته اند، احتمال کمی دارد که تحصیلات خود را به اتمام رسانده و وارد دانشگاه شوند و از آنجا که تحصیلات عامل کلیدی و تعیین کننده در موفقیت اقتصادی است، در درازمدت این امر باعث نابسامانی اجتماعی میشود (آستن، 1991).
یکی از ویژگی‌هایی که در تأهل برای زن و مرد به وجود می‌آید، مسأله‌ی تعهد و وفاداری هر یک از زوجین نسبت به هم است که براساس آن پایه و اساس زندگی مشترک آن‌ها تشکیل می‌شود. اما متأسفانه در طی سال‌های اخیر مسأله‌ی روابط فرازناشویی که تحت عنوان خیانت به همسر شناخته می‌شود، به یکی از معضلات اجتماعی تبدیل شده و گریبان‌گیر بسیاری از خانواده‌ها شده است (کاوه،1387).
اعضای خانواده وضعیت شان به نحوی است که تغییر در شرایط و اوضاع و احوال هر یک از افراد خانواده در وضعیت سایر اعضای خانواده تاثیرگذار خواهد بود.این ویژگی بارز خانواده باعث میشود تا امری مانند خیانت همان طور که در وضعیت عاطفی،روانی و ارتباطی همسران پیامدهای قابل توجهی را ایجاد می کند،در سایر اعضای خانواده مانند فرزندان نیز مشکل آفرینی و عواقبی را به دنبال داشته باشد (خدمتگذار، بوالهری و کرملو، 1387).
خیانت زناشویی
2-2-1 تعریف
تعریف خیانت حداقل 20 سال موضوع بحث در ادبیات محققان بوده است.علی رغم تعریف خاصی که از سوی بعضی محققان ( مثل تامپسون،1984)مبنی بر سکس تناسلی به عنوان یک مولفه ارائه شده است، هنوز عناصر مبهمی از آن وجود دارد( ویکس و دیگران،2003).هر چند سکس تناسلی یقینا از سوی بسیاری خیانت محسوب شده است، تکیه صرف به این مشخصه از شمول رفتارهای دیگر از قبیل بوسیدن، نوازش یا رابطه عاطفی که در انحصار شریک اولیه است ممانعت می کند. این معیارهای خاص برای درمانگران و زوج ها محدود کننده است (ویکس و دیگران،2003).نتیجه این چالش ها ،اذعان محققان، زوج ها و درمانگران به تعریف گسترش یافته ای از خیانت است.یعنی تعریفی که از عواطف و رفتارها (پیتمن ،1989; اسپرینگ،1996) و نیز راز بودن به عنوان یک مولفه (لوسترمن،1998) تشکیل یافته باشد.در این بین تعریف ویکس از خیانت به خاطر در برگرفتن انواعی از موقعیت های دو تایی و ارتباط های سازمانی را برمی گزینیم. اما ابتدا تعاریفی را که به نظر محدود کننده می باشند بررسی می کنیم:
1-تعریف تامسون(1984):”ارتباط جنسی تناسلی خارج از ازدواج، بدون آگاهی یا رضایت همسر”.
2- تعریف کاپلان و سادوک (2007): خیانت تحت عنوان زنای محصنه به عنوان” ارتباط جنسی با شخص سوم خارج از روابط زناشویی“.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

3- تعرف ویکس (2003): “تخطی از پیمان مفروض یا بین شده میان زوجین در مورد انحصاریت عاطفی و جنسی”.
حال اگر تعریف ها و جنبه های مهم خیانت از سوی پیتمن(1989)، اسپرینگ (1996) و ویکس (2003) را از نظر بگذرانیم می توان خیانت را چنین تعریف کرد:
«تخطی از پیمان مفروض یا بیان شده بین زوجین در مورد انحصاریت عاطفی و جنسی که به صورت یک راز، بدون آگاهی و رضایت طرف مقابل صورت می گیرد».
این تعریف دارای ویژگیهایی است:
شامل شدن مسائل مرتبط با خیانت عاطفی یا هیجانی
محدود نشدن به روابط دگر خواهانه
احترام گذاشتن به تعریف زوجین از خیانت
عدم آگاهی، رضایت و ترس از افشا شدن ویژگی و معیار مهم برای خیانت محسوب می شود.
2-2 -2 انواع خیانت
الف) خیانت عاطفی: یکی از زوجین به دلایل مختلف ، مشکلات و مسائل عاطفی خود را بیش از آنکه با همسرش مطرح کند با فرد دیگری خارج از خانواده اش در میان می گذارد و از او حمایت عاطفی می جوید. بی وفایی های عاطفی اشکال مختلفی مثل ارتباط اینترنتی ، ارتباط در محیط های کاری و ارتباطات تلفنی دارد این نوع خیانت در زنان بیشتر است.
ب) خیانت جنسی: به معنای روابط جنسی مرد یا زنی متاهل با جنس مخالف است که غریبه باشد که این خیانت در همه فرهنگها ناپسندیده تلقی میشود . این ارتباطات شامل ارتباط با زنان خیابانی ، ارتباط جنسی با همجنسان است این نوع خیانت در مردان بیشتر از زنان است.
ج ) خیانتهای مرکب : که شامل ترکیبی از خیانت عاطفی و خیانت جنسی میباشد . که این نوع خیانت بیشترین نوع آنست که گاهی از روابط جنسی به روابط عاطفی و گاهی از روابط عاطفی به روابط جنسی کشیده میشود و سخت ترین نوع خیانت از نظر درمان است.
د) خیانت اینترنتی (مجازی): یک ارتباط اینترنتی به عنوان رابطه ای جنسی یا عاشقانه تعریف می شود که از طریق تماس اینترنتی آغاز شده و به واسطه مکالمات الکترونیکی از قبیل ایمیل، اجتماعات مجازی، نظیر اتاق های گفتگو، بازی های تعاملی یا گروه های خبری ادامه می یابد (کوپر،1998). این ارتباط می تواند به صورت روابط پایدار با یک فرد خاص یا با افراد مختلف در اینترنت انجام شود. این رابطه زمانی به عنوان خیانت تلقی می شود که فرد به رغم داشتن یک رابطه متعهدانه با فردی در دنیای واقعیت، همزمان، به طور پنهانی و دور از آگاهی شریک زندگی خویش با یک شریک اینترنتی نیز رابطه عاشقانه یا جنسی بر قرار کند (خدمتگزار و همکاران، 1387).
2-2-3 گونه شناسی خیانت:
گذشته از تنوع در تعاریفی که از جنبۀ تعریف خیانت منتشر شده است، تنوع وسیعی در تایپولوژی درمان آن نیز وجود دارد. ویکس و دیگران (2003)، در بازبینی اخیر چنین انواعی، 8 گونه شناسی متفاوت و جدا مبتنی بر مدلهای خیانت را فهرست کردهاند. هرچند این گونهشناسیها وسیع هستند اما به چند دلیل دارای مسأله هستند:
گرایش به وجود تفاوت وسیع بین آنها وجود دارد.
در ایزوله کردن طرف مقابل ایجاد شده اند.
عمدتاً بر اساس عقیده و مشاهدات بالینی مبتنی هستند تا پژوهش.
نتیجه اینکه بهرهگیری از چنین گونهشناسیهایی بطور معناداری محدود به محیطهای بالینی هستند. تنها گونهشناسی که از لحاظ تجربی دارای اعتبار است، گونهشناسی ارائه شده توسط دریگوتاس و دیگران (1999) است: خیانت عاطفی (صرف انرژی، زمان و صمیمیتی که در انحصار شریک نخست بوده است)، خیانت جسمانی (رابطۀ جنس با فردی خارج از رابطۀ اصلی)، و ترکیبی از آندو. در ضمن گونهای دیگر از روابط فرازناشویی بنام خیانت اینترنتی وجود دارد(هرتلین، 2003)  که میتواند گونهشناسی فوق را نیز در خود جای دهد. طبقهبندی هامفری (1987) برای ملاک قرار دادن نوع رفتارها به عنوان طرح کلی توصیف خیانت در مقابل با رفتارهای عادتی نیز در خور توجه است که لوسترمن با اضافه کردن یک معیار دیگر و قلمداد کردن خیانت بعنوان درگیری فرازناشویی بجای رابطۀ جنسی فرازناشویی آنرا گسترش داد:
جدول 2-1مقایسۀ روابط کوتاه مدت با رابطۀ نا مشروع بر اساس طبقه بندی هامفری
طبقه بندی هامفری
عادت
رابطه
زمان
کوتاه
گسترده
میزان وابستگی عاطفی
 
هیچ جنبۀ عاطفی ندارد
 
عموماً شدید حتی گاهی بنظر میرسد شهوانی باشد.
ارتباط جنسی/ خودداری
 
همیشه جنبۀ جنسی دارد
 
میتواند هردو مورد را در بر داشته باشد.

مخفیانه/ آشکار
مخفیانه
مخفیانه
یکطرفه یا دوطرفه
 
میتواند دوطرفه باشد ولی اغلب یکطرفه است.
میتواند یکطرفه یا دوطرفه باشد
 
همجنس/ غیرهمجنس
 
عموماً غیر همجنس
 
میتواند به هردو شکل باشد اما اغلب غیر همجنس است.
تعداد شرکای جنسی
به تعداد زیاد
یکنفر، گرچه در طول زمان میتواند ارتباط مداوم باشد.
 
برگرفته از کتاب «زوج درمانی، مایکل هاروی،”
  
 2-2-4 فراوانی و آمارهای مربوط به خیانت:
خیانت زناشویی، دارای تاریخچه طولانی در حیات انسان است (هاروی، 1995) و مطالعات بسیاری دلایل و شیوع روابط جنسی “خارج از رابطه زناشویی” را بررسی کرده‌‌اند (بنکز، 2001). آمارهای موجود در رابطه با شیوع خیانت در روابط زناشویی، متفاوت است. درصد این روابط در ایالات متحده بین 26 تا 70% برای زنان و 33 تا 75% برای مردان متغیر بوده است (داپری، وایت، اولسن، و لافلور، 2007; پلات، نالبون، کاسانووا، و وچلر، 2008). اگرچه این نوع روابط جنسی عمدتا به طور پنهانی انجام می‌شوند، بررسی‌های تجربی دیگری نرخ آن را در طول دوران زندگی زناشویی بین 20 تا 50% برای زنان تخمین زده‌اند (گلاس و رایت، 1992; کینسی، پومروی، و مارتین، 1948; کینسی؛ پومروی، مارتین، و گبهارد، 1953; هانت، 1974; آثاناسیو، شاور، و تاوریس، 1970). این آمار و ارقام با تحقیقات پیشین کینزی در اواخر دهه 1940 همخوانی داشته و تفاوت چشمگیری نشان نمی‌دهد (ویدرمن و الگییر ، 1996).
بر اساس مطالعات کینزی تقریباً 26 % زنان در مقطعی از ازدواجشان رابطۀ نامشروع داشتهاند (کینزی، پمروی و مارتین، 1948؛ کینزی، پمروی و گبهارد، 1953 ). گلس و رایت (1992) به این نتیجه رسیدند که 41 % مردان و 25 % زنان حداقل یک رابطه نامشروع را تجربه کردهاند، اما او حدس میزند کمتر از 10 % افراد متأهل خیانت میکنند. تحقیق دیگری توسط اسمیت (2002) انجام گرفته که مؤید یافتههای قبل میباشد. با توجه به اینکه آن آمارها بخشی از یک مطالعه آماری طبیعی است که بیش از 1200 نفر به آن پاسخ داده و مرتباً تکرار شدهاند، بنظر میرسد که یافتههای آن کاملاً مستند باشد.
2-2-5 عوامل خیانت
تحقیقات انجام شده در رابطه با خیانت حاکی از آن است که دلایل متعددی را می‌توان برای اقدام افراد به چنین کاری برشمرد، ازجمله نارضایتی در رابطه فعلی، تمایل و اشتیاق برای تنوع یا هیجان جنسی، انتقام، خشم یا حسادت، احساس عدم امنیت یا نامطمئن بودن درمورد رابطه، همنشینی و صمیمیت، بلوغ نایافتگی و کمبود تعهد، علاقه مفرط برای برقراری رابطه عاشقانه با فرد خارج از رابطه زناشویی، نارضایتی جنسی، افزایش عزت نفس، ناتوانی در کنترل وسوسه‌ها، در دسترس نبودن همسر، مصرف دارو یا الکل (بانک، 1980; دریگوتاس و همکاران، 1999; فلدمن و کافمن، 1999; فلدمن و همکاران، 2000; گلاس و رایت، 1988). علاوه بر دلایل مذکور، ادبیات موجود دررابطه با انگیزه‌های ارتکاب به خیانت متغیرهای دیگری را نیز منجمله سن، تحصیلات، وجود فرصت‌ها، طول مدت رابطه، تاریخچه طلاق

دیدگاهتان را بنویسید