تعریف معنی شادمانی از دیدگاه روانشناسی

شادمانی

مقدمه

شادی لیاقت روح وروانه. شادی گره گشای خیلی از رنج هاست. شادی باعث می شه تا فرد نوع نگاه خود رو به زندگی ومعنویات اون مثبت جلوه بده. نشاط یکی از هیجانات آدمیه که اثر موندگاری برکنش وری جسمی، روانی و شناختی آدمی داره و کارکرد اورا در قلمروای جور واجور فعالیتی فزونی می بخشه. فرد دارای نشاط خیلی کم از نشونه هایی مثل سردرد طولانی، احساس پیچیدگی و فشار جسمی( مثل گرفتگی عضلات)، بی نظمی در کارکرد سیستم تنفسی  وقلبی و جز اون رنج می رد. اینجور فردی از نظر هیجانی خیلی کم در دام مشکلات روانی، به ویژه اضطراب و افسردگی گرفتار میاد. افزون بر اون، فرد با نشاط از بیشترین اندازه مهارتای ذهنی خود در جهت رشد بهره میگیره (الیاسی، 1385، ص15). شادی مؤمن لحظه ایه که خدا رو بندگی و اطاعت کرده و توفیق انجام تکالیف رو به دست آورده. پیامبر اکرم (ص) در وصیت خود به امام علی (ع) فرمود: ای علی واسه مؤمن در دنیا سه خوشحالیه: دیدار با داداش دینی، افطار از روزه، و شب زنده داری در آخر شب. علم جدید هم با کشف رابطه شادمانی با بعضی از چیزای مهم زندگی بر اهمیت شادی تأکید می کنه، و یکی از زمینه های مهم در تحقیقات گذشته، رابطه شادمانی با سلامت جسمانیه. تحقیقات مؤید این نکتهه که حتی افراد خوشحال در مقایسه با بقیه کمتر به بیماریای شایع چون سرما خوردگی و آنفولا نزا گرفتار می شن. رابطه شادی با بهبود سیستم ایمنی بدن و مقاومت در برابر سرطان و…. و هم رابطه نبود شادی با مرگ زود رس، بیماریا، حملات قلبی، و…. از مواردیه که بر اهمیت و ارزش شادی در زندگی تأکید می کنه (عابدی، 1383).

 تعریف معنی شادمانی[1]:

در آخرای قرن بیستم، با رشد خشونت و تأثرات روانی مثل افزایش اضطراب، افسردگی و بقیه بیماریها  موضوع شادی و شادمانی بشر، به عنوان یکی از موضوعات مورد مطالعه جامعه شناسا، روان شناسا و کارشناسان تعلیم وتربیت مطرح شد. این موضوع جدیداً حتی درحوزه علوم پزشکی هم مطرح گردیده. محور اصلی این بررسیا بررسی عوامل تأثیرگذار بر شادیه ولی پاسخگویی به این پرسشا وابسته به درک معنی شادمانیه. مناسب ترین تعریف واسه شادمانی کدامه؟ عوامل یکی با این عنصر کدوما هستن؟ شادمانی رو منحصراً در عوامل مادی باید جستجو کرد یا نه؟ هستش. واژه خوش حالی، چندین معنی متفاوت رو به ذهن متبادر می کنه( مثلا شادی، خوشحالی، لذت و خوشایندی و….)، به خاطر این تعدادی از روان شناسا، به اصطلاح بهزیستی ذهنی اشاره می کنن، که در برگیرنده شکل های جور واجور ارزشیابی هاس که فرد از خود و زندگی اش به عمل میاره(داینر،2002). این ارزشیا بیا، مواردی مثل رضایت از زندگی، هیجان و خلق مثبت و از دست دادن افسردگی و اضطراب رو شامل می شه و جنبه های جور واجور اون هم به شکل شناختا و عواطفه(داینر و ساه، 1997). در صورتی که ادما از شرایط زندگی راضی بوده و احساسات مثبت بیشتر و احساسات منفی کمتری رو تجربه کنن، می گن؛ که از بهزیستی ذهنی بالاتری بر خوردارند. اصطلاح بهزیستی ذهنی، اصطلاح روان شناختی، برابر شادیه که، به دلیل مفاهیم بسیاری که در خود پنهاندارد، ارجحه. اما با اینحال در ادبیات مربوطه به جای یکدیگر به کار می رن(ادینگتون و شومن[2]، 2004). واژه شادی، مفهومی روان شناختیه که دارای تعاریف و جنبه های مختلفیه. در فرهنگای کلمه شادی با واژه هایی مثل، شادمانی، خوشحالی، بهجت، بشاشت، سرور، فرح، مقابل اندوه و غم، هم معنا دونسته شده(دهخدا، 1372، ج30، ص66). از طرفی فیلسوفی چون ارسطو شادی رو عالی ترین خوبی می دونه و میگه: عالی ترین خوبیای قابل رسیدن چیه؟…چه مردم عادی و چه خواص خواهند گفت: شادی».  از سویی دیگر در نظر گفتار یکی از کمدینای لیور پول به نام “کن داد” هم همین نظر رو می بینیم: «شادی، شادی، بزرگترین موهبتیه که دارم»(آرگایل، 1382). ). افلاطون در کتاب جمهوری به سه عنصر در وجود آدم اشاره میکنه قوه عقل یا استدلال، احساسات و امیال، ایشون شادی رو حالتی از آدم می دونه که بین این سه عنصر تعادل و هماهنگی وجود داشته باشه (دیکی،1999، به نقل از جعفری1383). ارسطو به سه نوع شادی باور داره.1- نازل ترین اون در پیش مردم عادیه که شادی حاصل از لذایذه. 2-در سطحی بالاتر ودر پیش خواص، شادی حاصل از عمل خوبه مثل موفقیت در حرفه.3 – نوع دیگر شادی، که عالی ترین نوع اینه شادی حاصل از زندگی متفکرانهه.آیزنک معتقداست: شادی مساویه با رضایت هم اینکه سطحی از لذت (آیزنک، 1375،صص18-15). مک گیل عقیده داره: شادی حالتی پایداره که فرد بین امیال ارضاء شده وکل امیال خود مطلوب ترین نسبت رو پیدا میکنه. دیکی(1999) عقیده داره شادی یکی از شش هیجان اساسی انسانه : خشم، ترس، نفرت، تعجب، ناراحتی وشادی (جعفری،1383، ص9). شادی یعنی احساس خوشبختی ورضایت از زندگی، استفاده بهینه از نعمات الهی و به جا آوردن شکر و سپاس پروردگار(امیر حسینی، 1385،ص4). بودن در حالت خوشحالی و سرور با دیگرهیجانات مثبت، راضی بودن از زندگی و هم اینکه از دست دادن افسردگی، اضطراب، یا دیگر احساسات منفیه( آرگایل، 1383،ص14). بااین وجود، اینجور انگار کامل ترین و در عین حال عملیاتی ترین تعریف شادمانی رو وینهوون(1988) ارائه میده. به نظر اون شادمانی، به قضاوت فرد، از درجه یا اندازه مطلوبیت کیفیت کل زندگی اش میگن. یعنی، شادمانی به این معناه که فرد چقدر زندگی خود رو دوست داره(وینهوون، 1988،ص7).

مطلب مشابه :  جهانی شدن نظام اموزش و پرورش

[1]-Happiness

[2]-Eddington and shuman