تعقل و تفکرانتقادی  در منابع اسلامی

تعقل و تفکرانتقادی  در منابع اسلامی

2-2-1- مقدمه

یکی از مواهب با ارزشی که خالق هستی به آدما ارزانی داشته، قدرت تفکره
تفکر فصل ممّیز آدم از حیوانای دیگه س و به اون این امکان رو میده که با استفاده از وسیله ها و مقدمات لازم، به شناخت خود و واقعیتای هستی بپردازد، باورهای خود رو رقم بزنه، رفتارها و سلوک این جهانی خود رو طبق اون سروسامون بده و سیر تکاملی خود رو بر اون بنیان نهد
بی فکر قرآن کریم که نسخه کامل و بی بدیل هدایت آدمیان به قله های کمال و سعادته، نمی تونه از توجه جدی به این ویژگی مهم آدم غفلت کنه
با بررسی آیات وحی، این حقیقت به دست میاد که قرآن، افزون بر اینکه مردم رو به تفکر(عمیق و سنجشگرانه) فرامی خواند و اهمیت اونو در زندگی آدم یادآور می شه، راه، منابع، لغزشگاها و یافته های تفکر(نقد کننده) درست رو هم به اونا معرفی می کنه
براین پایه، قرآن کریم یک نظام مشخص و منطقی رو در مورد تفکر ارایه میده که هرکدوم از اجزای اون در جای خود قرار گرفته، از شروع، انجام و سیر مشخصی پیروی می کنه(کلانتری، 1386)

2-2-2-اهمیت تفکر نقد کننده در قرآن و روایات

حواس ظاهری ، قوه خیال ، وهم ،  تفکر و تعقل و تدبر ، قوایی هستن که خدا در وجود آدم به امانت قرار داده تا با ستفاده از این قوا راه هدایت و کمال رو بپیماید و در مقام نظر، به شناخت درست و در مقام فعل ، به عمل طبق آگاهی و منطبق با ملاک درست نایل شه
این مبادی شناختی یا پدیده های داخلی(انفسی) و خارجی(آفاقی) جریان خلقته و یا رخدادای انسانی پدیدآمده، که چگونگی مواجه شدن آدم با هردو پدیده در چگونگی تشکیل صورت اون اثر گذاره
واسه این حرکت استعلایی، ساخت تفکر سنجشگرانه و نقد کننده در مبادی شناختی و اعمال خارجی طبق نظام ملاک الهی مورد تأکید آیات الهی و بیانات معصومین(علیهم السلام) است

در قرآن کریم در سوره مبارکه عبس آیه 24 می فرماید :

فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى طَعَامِهِ (24)

پس آدم باید به خوراکش با تأمل نگاه کنه

در زیر این آیه در روایتی از امام باقر(علیه السلام) به نقل از بحارالانوار جلد2 صفحه 96 در تفسیر طعامی که باید در اون دقت کرد ، اومده: عِلمُهُ الذی مِمَن یأخُذُه (در دریافت علم ببینه اونو از کی دریافت می کنه)

نظربه اهمیت علوم اکتسابی و مبادی اون داستان نامبرده اهمیت سنجشگری در دریافتای شناختی رو میگه

در روایتی دیگر در کتاب المحاسن، ج‏1، ص: 229 از حضرت مسیح (علی نبینا و آله و علیه السلام) اومده:

خُذُوا الْحَقَّ مِنْ أَهْلِ الْبَاطِلِ وَ لَا تَأْخُذُوا الْبَاطِلَ مِنْ أَهْلِ الْحَقِّ کُونُوا نُقَّادَ الْکَلَامِ

حق رو از اهل باطل بگیرین ولی باطل رو از اهل حق نگیرید! نقد کننده سخن باشین!

 

2-2-3-تفکّر در کلمه    

«تفکر» مصدر ثلاثی مزید از ماده «ف ک ر» است
راغب اصفهانی در بیان معنی فکر میگه:

فکر قوه ایه که علم رو به طرف معلوم راهنمایی می شه و تفکر، به حرکت درآوردن این قوه طبق نظر عقله که فقط واسه آدم، شدنیه نه حیوان
تفکر فقط در چیزی به کار میره که تصویر کردن اون در قلب، ممکن باشه؛ بخاطر این داستان شده که: «تَفَکَّروا فی آلاءِ اللهِ وَ لا تَفَکَّروا فی اللهِ» چون خدا از اینکه به شکل صورتی توضیح شه منزهه
(راغب اصفهانی، 1416: ماده فکر)

در جمع بندی گفتار کلمه شناسا درباره «تفکر» میشه گفت، تفکر تلاشی روشمند در به کار گرفتن قوه اندیشه در موضوع معینی به خاطر رسیدن به شناختی از آن موضوعه که تصویرپردازی اون تو ذهن، ممکن باشه(کلانتری،1386)

 

2-2-4-معنی تفکّر در قرآن

واسه بررسی معنی تفکر باید همه واژه های هم معنی و هم ارز این معنی رو بررسی کنیم روش کار اینطوریه که اول راه و روش همه آیاتی که در اونا مشتقات ماده « ف ک ر » به کاررفتهه، استخراج و بعد، از این آیات معنی پیدا کنی شه

مطلب مشابه :  ارتقای برنامه ها و روشای هدف دار دیجیتال مارکتینگ

معنی کلی کلمات بسیاری در قرآن به معنی فکر کردن و فکر کردن ربط داره که در این مبحث باید ارتباط اونا و حدود و ثغور هر یک رو بررسی کرد
مثلًا در قرآن دو واژه « تدبر» و « تذکر» پا به پای « تفکر» مطرح شدن که نمیشه معنی تفکر رو بدون توجه به معنی اون دو دریافت
لازمه واسه رسیدن به دیدگاهی کامل، رابطه تفکر رو با مفاهیم هم ارز و متضادش بررسی کرد، هم اینکه زمینه ها، لوازم، عوامل تقویت و ضعیف کردن، مشکلات و نتیجه های تفکر رو هم مورد آزمایش قرار داد

در این بخش، طبق اصل« تعرف الأشیاء بأضدادها » کلماتی رو هم که به ظاهر با « تفکر» مخالف هستن، مورد توجه قرار می دیم
به این منظور ریشهایی رو در قرآن پیدا می کنیم که مفهومی عکس معنی « تفکر» داشته باشن
در بین تفاسیر، « المیزان» مفصل تر از همه به این بحث پرداخته که کل اونا رو « مهدی حائری تهرانی» در « تفکر در قرآن » آورده
علامه طباطبایی(ره) در این مباحث، از روش منطقی و فلسفی بهره میگیره ؛ چون روش تفکر رو همون روش منطقی می دونه
(لسانی، 1388)

با بررسی آیات نتیجه می گیریم که، مشتقات واژه فکر در هیجده آیه از آیات قرآن به کار رفته
(عبدالباقی، 1364: ماده فکر)
همه موارد مصرف این واژه در قرآن، از ابواب ثلاثی مزیده که در یک مورد (مدّثر، 18) به شکل فعل ماضی باب تفعیل (فکّر) و در بقیه موارد، به شکل فعل مضارع از باب تفعُّل مصرف شده، که بیشترین کاربرد اونم در صیغه جمع مذکر غایب اون (یتفکّرون) است
کاربرد مصدری این مادّه در آیات قرآن دیده نمی شه
(کلانتری، 1386)
یعنی در قرآن کریم، به جز افعال « فکّر»، « یَتَفَکّرون »،« تَتَفَکّرون »، « یَتَفَکَّروا » و « تَتَفَکَّروا »، اشتقاق دیگری از ماده « ف ک ر» دیده نمیشه؛ یعنی قرآن ماده « ف ک ر» رو فقط در دو باب « تفعیل » (1 بار )و « تفعّل » ( 17 بار ) آورده(لسانی، 1388)
که هر کدوم در جای خود بررسی می شه

قرآن کریم افزون بر واژه « تفکر »  الفاظی هم معنی اون به کار برده
شاید فلسفه وجود کلمات هم معنی اون باشه که واسه هر معنا به اعتبار صفات گوناگونش، واژه هایی متفاوت وضع شده
مثلًا خونه رو به اعتبار محل نزول بودنش « منزل »، به جهت محل سکینه و آرامش بودنش « خونه » و به خاطر محل بیتوته بودنش « بیت » می گن (المبارک، 199، به نقل از لسانی 1388)

بعضی باور دارن که کلمات هم معنی، زبون رو از نظر واژگان غنی میکنن و اختلاف الفاظ وجود چند کلمه واسه یک معنا و معنی واحد باعث میشه که معانی، بهتر در قلوب جای گیرند و مفاهیم، بهتر در اذهان نفوذ کنن
(عائشه عبدالرحمن، 194 و 195، به نقل از لسانی،1388)

با مراجعه به قرآن نتیجه می گیریم که ترادف در زبون عربی معنا و مفهومی نداره، بلکه هر لفظ، مفهومی خاصی داره که هیج لفظ دیگری نمی تونه جای اونو بگیره( لسانی فشارکی، 84 و 88) پس بهتره به جای واژه ترادف از اصطلاح « بخش معنایی » استفاده کنیم

یعنی رسیدن به معنی تفکّر در قرآن بدون در نظر گرفتن عبارات برابر و عبارات مخالف اون میسّر نمیشه

2-2-5- رابطه معنی قرآنی « تفکّر» با « تعقّل» و مراتب اونا

در کلمه عرب « عقل » به معنی « بند » و « جلوگیری » است
« عَقَلَ لِسانَه » یعنی:  جلوی زبونس رو گرفت
« مَعقَل » هم به معنی دژ و باروییه که شهر رو از نفوذ دشمن باز می داره
به همین راه و روش معنی عقل در بقیه مشتقات اونم ملحوظه
مخالف کلمه عقل، در کلمه عرب، « جهل » است و جهل در اصل به معنی « عمل ناسنجیده » یا « عمل بدون تأمل » است

مطلب مشابه :  آموزش ایران سوشال، مدیریت و تنظیمات حساب

در قرآن عقل ورزی مراتب مختلفی داره
پایین ترین مرتبه تعقل در قرآن با عبارت « ظنّ » هم معنی گشته
در جایی که قرآن کریم کسائی که در شناختای خود، به علم و یقین نرسیده ان رو دعوت به فکر عاقلانه می کنه، و در سوره مطففین آیه 4 می فرماید:

أَلاَ یَظُنُّ أُولٰئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ (4)

اونا فکر نمی کنن که برانگیخته می شن؟

توجه به این احتمال از نظر قرآن یک فکر عاقلانه به حساب رفته، چون که می تونه به هدایت (ایمون به معاد) راهنمایی کنه(باقری، 1391)

در مرتبه بالاتر قرآن از استماع و تفکر و تعقل و تذکّر در یک بخش معنایی استفاده می کنه که به نمونه هایی از آیات، می پردازیم

در سوره یونس، آیه 67 می خونیم:

هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَ النَّهَارَ مُبْصِروً إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ (67)

اون کسیه که شب رو واسه شما آفرید، تا در اون آرامش پیدا کنین؛ و روز رو روشنی بخش (تا به تلاش زندگی پردازید) در اینا نشونه هاییه واسه کسائی که متعمّقانه گوش می دارن!

 

در سوره نحل، آیات 11 تا 13 می خونیم:

یُنْبِتُ لَکُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّیْتُونَ وَ النَّخِیلَ وَ الْأَعْنَابَ وَ مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَهً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (11)

خدا با اون (آب باران)، واسه شما زراعت و زیتون و نخل و انگور، و از همه میوه ها می رویاند؛ ً در این، نشونه روشنی واسه اندیشمندانه

 

وَ سَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهَارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ (12)

اون شب و روز و خورشید و ماه رو مسخّر شما ساخت؛ و ستارگان هم به فرمون اون مسخّر شمایند؛ در این، نشونه هاییه (از عظمت خدا) واسه گروهی که عقل خود رو به کار می گیرن!

وَمَاذَرَأَ لَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُخْتَلِفاً أَلْوَانُهُ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَهً لِقَوْمٍ یَذَّکَّرُونَ (13)

(علاوه بر این،) مخلوقاتی رو که در زمین به رنگهای جورواجور آفریده هم مسخّر (فرمون شما) ساخت؛ در این، نشونه روشنیه واسه گروهی که متذکّر می شن!

در هر چار آیه فوق، به نشونه های آفاقی افعال الهی  اشاره کرده و بیان می داره که این نشونه ها واسه مستمعان، متفکران و عاقلان و متذکران، کاشف از قدرت خداونده
در مفاهیم و مفادّ آیات فوق فرق معناداری مشاهده نمی شه
اما از پشت سر هم این آیات مستفاد می شه که این چار وصف و عبارت نشون دهنده یک سیر معرفتی در حرکت عقلانیه
یعنی استماع، تفکر، تعقل و تذکر که هر کدوم از افعال قلب هستن ( آیه 28سوره رعد، آیه 46سوره حج، و آیه 7سوره اعراف )، در صورت سلامت قلب از حجابا، فردی رو که به استماع (گوش دادن متعمّقانه ) آیات الهی پرداخته و درآنا به تفکر(جزءنگری) پرداخته، به تعقل(کل نگری) واداشته و به مقام تذکر (درک جریان ربوبیت حق تعالی در خلقت) که بالا ترین مرتبه س، نایل می کنه
از نمونه تقارنای کاربردی استفاده تفکر و تعقل در مواجه شدن با نشونه های  الهی رو میشه در آیات دیگری هم دید(آیات 219 و 221 بقره، آیه 266سوره بقره و آیه 61 سوره نور و

)

در روایتی از امام علی علیه السلام در ارتباط تفکر و تعقل، اومده( بحارالانوار جلد 1 صفحه 96) :

العقول ائمۀالافکار، والافکارائمۀالقلوب، والقلوب ائمۀالحواس، والحواس ائمۀالاعضاء

«عقلا پیشوایان افکار و افکار پیشوایان قلبا و قلبا پیشوایان حواس و حواس پیشوایان اعضاء هستن
»

برگرفته از حدیث فوق در تأیید آیات نامبرده، اینجور برداشت می شه که تفکر مرتبه ای جزیی تر از تعقل در نظام ادراکی آدم داره
یعنی تفکر درک جزئیات و تعقل درک کلیات بر مبنای قوانین گذشته