جهانی شدن نظام اموزش و پرورش

جهانی شدن

جهانی شدن و جهانی سازی پدیده ای چند بعدی ، فرآیندی و رقابت برانگیزه به این معنا که اول اینکهً نه دریک بعد خاص بلکه درابعاد جورواجور درحال تشکیل و تکوینه بهترین رقابت ناشی ازپدیده شکسته شدن   قالبای موجود، گسسته شدن انحصارها و پیدایش فضای رقابتی شدید در سطح جهانیه
همه نظامای اجتماعی واسه موندگاری حضور خود در میدون جهانی ناگزیر هستن در جفت و جور چیزای مهم رقابتی شدن و کسب مزیت رقابتی لازم سسعی کنن در آستانه قرن بیست ویکم در بستر روند جهانی ، نظام تعلیم وتربیت هم از این قانون مستثنی نیس
واسه تضمین باقی موندن و ادامه کارآیی خود  باید بتونه ارکان ، اجزا و زیر سیستمای وابسته به خود رو با چیزای مهم رقابتی شدن هم جهت سازه(کومسا،1387؛ 183)

دراین جهت نظام تعلیم وتربیت به یک تصور جهانی نیاز داره و تجهیز این نظام به اینجور ذهنیتی وابسته به جهانی شدن تصور متولیان اینه
یعنی متولیان نظامای تعلیم وتربیت باید علاوه بر تلاش در گشودن دریچه اذهان خود روی پدیده جهانی سازی که به دلیل اون رسالت و وظیفه هدف دار و مهم خود رو گسترش تفکر جهانی در کلیه اجزای خود بذارن

گسترش اینجور تفکری لازمه برخورداری از نیروهای دانشگریه که از توانمندی و قابلیتای لازم بر موندگاری تلاش درکسب مهارتای جهانی و جهانی فکر کردن و جهانی عمل کردن باخبر باشه و بتواننددر مواجه شدن با جنبه های جور واجور جهانی ، علاوه بر شناسایی دقیق فرصتا و تهدیدها امکان تبدیل تهدید به فرصت و استفاده درست از فرصتا رو جفت و جور کنن
البته جهانی فکر کردن و جهانی عمل کردن موجب تغییر استانداردها و شاخصا و وسیله کارکرد منجر شده و آخرشً معیاری متفاوتی در تعلیم وتربیت امروز هستش

ازآنجائیکه تحولات جهانی با اهداف و برنامه های درسی با چشم انداز و مسئولیت پذیری در جنبه های زمانی و مکانی  در تعلیم وتربیت نگاه می کنن و موجب گسترش نقش تعاملی یادگیری و آموزش بین معلم وشاگرد و دربین خود فراگیران و رد و بدل کردن علم و اندیشه بااستفاده از تکنیکای مثل سازی ، سناریوسازی و اجرای نقش می کنن  و با تاکید بر یادگیری فعال و از طرفی گسترش فرهنگ خود آموزش ، از هم آموزشی و به هم آموزی و دادن بازخوردهای دوطرفه و گسترش تفکر بهبود دائمی و تدریجی و پلکانی شدن پروسه آموزش و یادگیری و هم اینکه تلاش بیشتر در جهت سریع آموزی و به موقع آموزی با در نظر گرفتن شتاب تاریخ و زایش تولید و جمع شدن  سریع اطلاعات و کاهش تاریخ مصرف اونا حساب شده
آموزش جهانی و اهداف اون  بعنوان مهمترین پدیده قرن حاضر ، تعاریف وتعابیر جور واجور ارائه شده
(اسپرلینگ[1] 2001)

همجنین پس جهانی شدن رو نیروی غالبی می دونن که بطور مثبت محیطای زیادی رو که درآن زندگی می کنیم شکل  میده این پدیده تحت تاثیر نیروهای اقتصادی با هدایت تکنولوژیا وارتباطات دیجیتالی ، بین افراد یا سازمانهایی که در جهان حضور دارن
جهانی شدن بمعنای فرامرزی شدن ، این تعریف رشد رد و بدل کردن فرامرزی و وابستگی بین کشورها رو توضیح می ده و تعریفی جدید از روابط بین کشورها و جایگزینی اقتصاد فرامرزی به جای اقتصاد ملی ارائه می ده
جهانی شدن بمعنای غربی شدن یا مدرن شده شدن ، این تعریف جهانی شدن رو به معنی دینامیکی می بینه که درآن ساختارهای مدرنیته مثل کاپتیالیسم ، خردگرایی ، صنعتی شدن و بوروکراسی دنیا رو فراگرفته و فرهنگای موجود محلی رو نابود می کنه
جهانی شدن به معنی قلمروزدایی یا پیشرفت قلمروها در هم و تبدیل اونا به قلمرو واحد ، دراین تعریف جهانی شدن بهم زدن و برداشتن محدوه فضاها ، فاصله ها و مرزهای جغرافیاییه (آنتونی گیدنز[2]1990)

جهانی شدن رو به عنوان زیاد روابط اجتماعی در سراسر دنیا  می بینه
بطوریکه مکانای دور طوری بهم نزدیک می شن که اتفاقات محلی به وسیله وقایعی که فرسنگها دورتر از آن قرار داره شکل داده می شه

ازنظر هلاک[3]،1998) جهانی شدن ترکیبی از تجارت آزادتر کالا و خدماتیه که با جنب و جوش آزاد سرمایه همراه باشه بدین جهت از نظر این محقق ، جهانی شدن آزادی رد و بدل کردن کالا و خدمات همراه و همزمان با آزادی جابجا شدن سرمایه س (تامیلسون[4] ،2003)

مطلب مشابه :  ارتباط ومهارتهای ارتباطی و تاثیر ان بر کیفت زندگی

نگاه دیگه ای داره به نظر اون جهانی شدن درقلمرو فرهنگ باید مورد توجه قرارگیرد که به منطقه زدایی فرهنگ     می  انجامد ، یعنی وابستگی فرهنگ رو به محل و منطقه وسرزمین از بین برمی داره درجهان الان قطع پیوند بین تجربه فرهنگی و مردم و منطقه زندگی اونا ، پیوندی که بیشتر نگاه آدما رو درهمان منطقه زندگی اونا محدود  می کنه

جهانی شدن فرهنگ ، واکنشا و سازوکارهایی بوجود میاره که نتیجه اونا نوع جدیدی از منطقه ای شدن دوباره فرهنگه
جهانی شدن پدیده جدیدی نیس و تمایل به جهانی شدن همیشه وجود داشته اما در چند سال گذشته محیط واسه رشد اون مناسب و بدلیل پیشرفتای سریع در نوآوریای تکنولوژی سرعت زیادی گرفته (دانیل [5]، 2003)

درعصر جهانی شدن به شباهت فرهنگا می رسیم و فرهنگای محلی نابود می شن ( سلیمی، 1380)

باور بر اینه که فرهنگای ملی و محلی در بستر جهانی شدن امکان رشد و جست و خیز بیشتری پیدا می کنن درسته که یه سری باورها ، ارزشا و هنجارها جهانی می شه اما اینهادر قالب   فرهنگای محلی قرار می گیرن و فرهنگای محلی امکان عرضه جهانی پیدا می کنن و معنا  و معنی جدیدی می گیرن

مبانی برنامه ها و اهداف عاملای  آموزش جهانی درنظام آموزشی  برمبنای زیر استوارشدهه :

1ـ تاکید بر جامعیت آموزش وپرورش
آموزش وپرورش باید همه زندگی آدمی رو در برمی گیرد
درجهانی که فنآوری درآن با عجله تغییر می کنه ودانش به راه روزافزون تولید می شه ، آموزش وپرورش باید بیشتر از مجموعه ای خاص از اطلاعات رو تعلیم بده
آموزش وپرورش باید به گسترش وشکوفایی  قابلیتای آدمی بپردازد

2ـ دسترسی گسترده به آموزش وپرورش باید درهر جا و زمان ممکن باشه ومربیان واسه آموزش در درسترس  باشن
باید به یادگیری همیشگی از روش اینترنت و تلویزیون و کلاس درس دسترسی داشته باشه و آموزش وپرورش واسه پیشرفت یادگیری همیشگی با بقیه موسسات درتعامل قرارگیرد

3ـ تاکید برتفکر نقاد – آموزش و پرورش باید تاکید خود رو بر تفکر نقاد ، ارتباط و حل مسئله معطوف سازه وصرفاً به انتقال علم ومعرفت اکتفا نکنه ، بلکه علم آموزان رو مهیای برخورد بامسائل جدید کنه

4ـ تربیت شهروند جهانی – آموزش وپرورش باید مهیای پرورش شهروند جهانی باشه
شهروندان آینده نه فقط باید از تاریخ ، فرهنگ وزبان خود آشنایی داشته باشن ، بلکه واسه کار در جامعه جهانی ، نیازمند علم وسیع درباره تنوع فرهنگا و مردم هستن

انقلاب اطلاعات طیفی از فنآوریای جدید و روشای تازه رو ایجاد کرده که فرصت تولید علم جدید وانتشار داده ها ، اطلاعات و علم رو جفت و جور می کنه

آموزش وپرورش باید واسه جهان پیچیده کادر لازم رو داشته باشه تا بتونه در این تلاطم ،  قطب نمای لازم واسه شناکردن دراین جهان باشه
نگاه به آینده ، یه برنامه آموزشی سنگین ، نه لازم و نه خوبه کافیه که هرفرد درابتدای زندگی خود ، منابعی از شناخت گرفت و بتونه بی آخر ازآن بهره ببره براین اضافه کنه و اونو با جهانی که همیشهً درحال تغییره برابری بده و به کارگیرد
تعلیم و تربیت باید طبق چار نوع دیدگاه اساسی سازماندهی شه تا فرد بتونه درطول زندگی ازآن بعنوان پایه های دانایی بهره ببره
چار ستون اصلی عبارتند از :

1ـ یادگیری واسه دانایی ، یعنی رسیدن به وسایل فهم و درک

2 ـ یادگیری واسه زیستن باهم ، یعنی مشارکت وتعاون با یکدیگر درتمام فعالیتای انسانی

3ـ یادگیری واسه عمل ، یعنی بر محیط خود اثر گذاشتن

4ـ یادگیری واسه بودن ، یعنی طریقی اساسی که سه دیدگاه دیگر درآن شرکت داشته باشن

البته این چار راه دانایی درواقع یک راه بیشتر نیستن
چون که درآنا نقاط مشترک و اتصال و رد و بدل کردن زیاد هست (دلور،[6]1998)

مبنای تشکیل آموزش وپرورش داناییه ، دانستن حق انسانه
جایگاه آموزش وپرورش هم به معنی اخص اون و هم به معنی اعم اون به عنوان زیربنای رشد وتعالی آدم در آستانه هزاره سوم ، برکسی پنهون نیس
استفاده درست و بهینه از آموزش وپرورش نوین وکارآمد می تونه آینده ای بهتر رو روی آدم بذاره
آموزش وپرورش نوین به معنی یادگرفتن در زندگی و از زندگی و هم فهمیدن جهان در حال تغییریه که در اون زندگی می کنیم
آموزش وپرورش یعنی یادگیری یادگیری ،  طبق این اصل ، نظامای آموزشی باید از بن از ان رو به اونو شن

مطلب مشابه :  10 روش هدف دار بازاریابی B2C

2-3  تاریخچه جهانی  آموزش وپرورش

جهانی شدن آموزش وپرورش به دو اتفاق مهم تاریخی بر    می شه که از نهضت فکری ریشه داری درسال 1968 بعنوان زنگ خطر بحران جهانی درفرانسه که به اتفاق ماه و مه  معروفه
نظام آموزشی موجود رو زیر سئوال برد ، بطورکلی اشتغال فکری فردی و اجتماعی ، همه آدمایی که طوری وابسته به آموزش وپرورش بودن با نظام آموزش اون زمان ، سرنوشت ناخرسندی واسه اونا رقم زده بود استادان دانشگاه پیشنهادهایی واسه تغییر نظام آموزشی به وزیر وقت داده بودن اما مورد تصویب نیستش بود که علم آموزان جزوه ای با عنوان علم آموزان دبیرستانی حرفی واسه گفتن دارن رو منتشر کردن که ومصرانه خواستار مشارکت درتصمیم گیریای شده بودن (رووف ، 1379؛73)

دولت فرانسه تهدید به سقوط شده بود
پس از ایجاد نظم دومین اتفاق ، اجلاس کمسیون ملی امریکا واسه برتری آموزش وپرورش بود که درسال 1981 برگزارو باعث گزارش تکون دهنده ای گردید که درسال 1983 با عنوان ملتی درمعرض خطر انتشار یافت که اعلام نشونه های خطر به مسئولان آموزش وپرورش جهت برطرف کردن نارساییا بدن
هرچند درتاریخ آموزش وپرورش جهان  حرکتای دیگری باعث تغییرات گردید اما تا قبل از نیمه دوم قرن بیستم بیشتر نظامای آموزشی در ساختارهای سنتی خود عمل      می کردن
با بررسی اسناد و کتابای نوشته شده ، نشون دهنده این نکتهه که تا وسطای قرن بیستم نظام آموزش وپرورش به بیراهه رفته و بین آموزش و زندگی شکاف عمیقی رو بوجود آورده
آموزش وپرورش بعد از دهه 70 میلادی گسترش   بی سابقه ای پیدا کرده بطوریکه طی 15 سال تعداد علم آموزان جهان بیشتر از 70درصد و تعداد معلمان بیشتر از 100درصد و تعداد بزرگسالان که می تونستن بخونن و بنویسن بیشتر از 30درصد زیاد شده( یونسکو [7]1984 )

درابتدای ربع قرن بیستم جهانیان به این نتیجه رسیدن که آموزش وپرورش نمیتونه و نباید از واقعیتای زندگی دور بمونه این موضوع ورد زبانا شد و آخرسر نظام آموزش تازه رو پی ریخت و معلم رو درپایه و شالوده خود قرار داد

ازآن به بعد درگیرودار تغییر محتوایی برنامه ها و نوآوریای آموزش نقش معلم   کلی ترین موضوعی بود  که بیشترین توجه رو به خود جلب می کرد،  استفاده از علوم و فنآوریای جدید یعنی کمک جستن از اونا واسه رویارویی با مهمترین چالشایی که درآینده گریبانگیر آدمی می شن گسترش علم جهانی ، بعبارتی گسترش فنآوریای اطلاعاتی و ارتباطی درقرن گذشته باعث ظهور علم جهانی شده- دراین زمینه مگ دالنا موک وین چیونگ چنگ درسال 1998 چارچوبی رو مطرح کرده که درآن به پنج بخش تقسیم شده
ایشون علم جهانی مربوط به هر کدوم از این بخشا رو دراین چارچوب ارائه داده : فنی  اقتصادی ، انسانی ، اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و آموزشی

درحوزه فنی و اقتصادی نیازای علم جهانی به رقابت مثبت ، مشارکت اقتصادی ، تجارت جهانی و حفاظت از محیط زیست منجر می شه

علم جهانی درتبادل فنآوری و پخش اطلاعات بین ملت هاست

بخش علم اجتماعی وانسانی شامل علم جهانی واسه دهکده جهانی و گسترش دوستیای فرامرزی و رد و بدل کردن ومشارکت اجتماعی بین خرده فرهنگا و رسیدن به برطرف کردن بی عدالتی نژادی مذهبی ، ملی وجنسیتی مطلوبه

بخش علم سیاسی ، به علم جهانی واسه مشارکت در فهم فرامرزی و علایق وائتلاف مشترک درنهایت باعث اختلافات فرامرزی هستش

بخش فرهنگی علم ، پذیرش دیگر فرهنگها درجهت گسترش فرهنگ جهانی با بخش آموزش علم شامل علم جهانی واسه گسترش آموزش  جهانیه و رد و بدل کردن آموزش فرامرزی و مشارکت رو پرورش میده

[1]
Sperling

[2]
Ghednez

[3]
Helak

[4]
Tamilsoon

[5]
daniel

[6]
delver

[7]
Unisco