دانلود پایان نامه درباره تکنولوژی، انتقال تکنولوژی، توانایی ها

د یا ندارد. در حالی که در تئوری فازی درجات نسبی عضویت اعضا در مجموعه مجاز است.
فصل دوم
2-1- مقدمه
امروزه تکنولوژی کلید طلایی رقابت در دنیای کار و تجارت و لازمه رشد اقتصادی سازمان ها و کشورهاست. سال ها پیش، افرادی همچون ژوزف شومپتر1 و رابرت سولو2 ضرورت سرمایه گذاری در بکارگیری و توسعه تکنولوژی را مطرح کردند. تکنولوژی های جدید برای انجام دادن امور شیوه های کارآتری را بوجود می آورند و در فعالیت بشر جنبه های جدید را مطرح می سازند. به این ترتیب، امکان بهبود کیفیت کالاها و خدمات، افزایش بهره وری، کاهش زمان عرضه محصولات جدید به بازار و ارضای نیازهای پایان ناپذیر بشر فراهم می شود. ارائه کالا و خدمات متفاوت به بازار، تحولات تکنولوژیکی، تغییر در شیوه های برنامه ریزی، اجرا، کنترل و ارزیابی تغییرات تکنیکی، هر یک فرصتی برای افزایش توانایی ها، رقابت پذیری و رشد صنایع محسوب می شود. به این ترتیب، تکنولوژی، بکارگیری و بهره مندی مناسب از آن همواره، بهترین زمینه ایجاد منافع اجتماعی ـ اقتصادی به شمار می آید]3[.
از آنجا که این تحقیق می کوشد تا به تجزیه و شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر انتخاب تکنولوژیهای نوین در صنعت قطعات پلیمری خودر و با استفاده از الگوریتمDEMATEL FUZZY بپردازد در این فصل ابتدا اشاره کوتاهی به تعریف تکنولوژی، انتقال تکنولوژی، فرآیند و روشهای انتقال آن خواهد شد پس از آن به مرور عوامل موثر بر انتخاب تکنولوژی و روشهای ارزیابی و بررسی فرایند انتقال تکنولوژی پرداخته میشود. پس از آن به توضیح در مورد روش DEMATELو تئوری فازی اشاره خواهد شد. پس از آن به مرور مقالات مربوطه پرداخته خواهد شد.
2-2- تکنولوژی
2-2-1- تعریف
بحث در رابطه با مفهوم تکنولوژی به جهت فهم درست طبیعت و محتوای آن اهمیت دارد، مطالعات پیشین نشان داده است که تعریف مفهوم تکنولوژی آسان نیست]27[ به همین دلیل است که معمولا این مفهوم از جنبه های گوناگونی تعریف شده است. مطالعات موجود در زمینه انتخاب و انتقال تکنولوژی تمام زمینه های موجود از مدیریت سازمانی، دانش سیاسی، اقتصادی، جامعه شناسی، انسان شناسی، بازاریابی و اخیرا، مدیریت تکنولوژی را در برمیگیرد]28[ .
اصطلاح تکنولوژی، مفهومی مطلق است که به دشواری تفسیر، مشاهده و ارزیابی شده است. به رغم مطالعات موجود در این زمینه، مقالات بسیاری در تخصص های مختلف توزیع شده اند و معمولا پارادیم پذیرفته شده رایجی در این زمینه وجود ندارد. لان و یانگ ]29[ تاکید کرده اند که تعریف تکنولوژی با توجه به محققان و زمینه های مورد تحقیق تفاوت دارد]6[.
بر طبق نظر ]30[ تکنولوژی دو جزء اصلی را در بر می گیرد: 1) جزء فیزیکی که حاوی مواردی همچون محصولات، ابزار، تجهیزات، نقشه های اصلی، روشها و فرآیندهاست و 2) جزء اطلاعاتی که در بر گیرنده دانش چگونگی در مدیریت، بازاریابی، تولید، کنترل کیفیت، قابلیت اعتماد، پرسنل ماهر و زمینه های کارکردی است. کومار و همکارانش تعریفی پیشینی تر که توسط ساهال مطرح شده، تکنولوژی را به مثابه «پیکر بندی» می بیند که بر تعریفی ذهنی تکیه دارد اما قابل تخصیص به فرآیندها و تولیدات است. ]32[، با بررسی دقیق تعریف تکنولوژی، دو جزء اصلی قابل تشخیص است: 1) «دانش» یا روش و 2) «انجام کارها».
معمولا تکنولوژی با حصول نتایج مهم، حل مشکلات عمده، تکمیل وظایف اصلی با استفاده از مهارت های خاص، بکارگیری دانش و بهره برداری از دارایی ها ارتباط دارد. مفهوم تکنولوژی نه تنها به تکنولوژی موجود در تولیدات که با دانش و یا اطلاعات استفاده و کاربرد آنها و همچنین توسعه تولیدات ارتباط دارد ]25[.
مک کینزی و واجمن ]7[ تکنولوژی را به عنوان ترکیبی از محصولات فیزیکی یا مصنوعات، فرآیندهای ساخت محصولات و ابزارهای توام با محصولات فیزیکی تعریف نموده اند. این عوامل مجزا و قابل تفکیک نیستند بلکه یک شبکه یکپارچه را شکل می دهند که در بر گیرنده تکنولوژی است. آخرین تعریف که توسط ماسکوس ارائه شده مفهوم تکنولوژی را گسترش داده است؛ در این تعریف تکنولوژی عبارت است از «اطلاعات لازم برای حصول به محصولات خروجی اصلی بوسیله روشهای خاصی از ترکیب یا فرآوری ورودیهای منتخب که شامل فرآیندهای تولیدی، ساختار دورن سازمانی شرکت، روشهای مدیریتی و روشهای مالی، متدهای بازاریابی یا هر ترکیبی از اینها می شود.»]30[. مفهوم تکنولوژی ]8[ به صورت “دانش چگونگی انجام امور” یا “توانمندی مورد نیاز یک موسسه برای تامین کالاها یا خدمات مورد سفارش مشتریانش، در حال و آینده” تعریف شده است. با توجه به این تعریف، می توان گفت که انتخاب تکنولوژی دستیابی به نوعی دانش چگونگی جدید است؛ اجزا و سیستم هایی که به هر شرکت یاری می رساند تا تولیدات و خدمات رقابتی تر، فرآیندهای موثرتری را تولید نموده، و / یا راه حل های نوین کاملی را خلق نمایند. تکنولوژی های نوین می توانند فرصت هایی را هم برای ایجاد تمایز و تجارت های جدید فراهم نموده و همچنین اهمیت دقت انتخاب تکنولوژی برای بقای هر شرکت الزامی است ]9[.
این مفهوم، مجموعه ای از سخت افزار و نرم افزار است که باید به شکل مناسبی ترکیب شود تا کاملا موثر باشد. وقتی تکنولوژی برای یک نظام یا مجموعه تولیدی ایجاد شود، شکلهای اولیه آن عبارتند از:
– به شکل فیزیکی، از قبیل مواد، ابزار تولید، تجهیزات و ماشین آلات و نوع محصول.
– به شکل انسانی آن اساسا بیانگر چرایی است شامل مهارتها و تجربه فردی انسانها یا گروهها.
– به شکل داده ها که شامل نوع دانش چگونگی، از قبیل فرآیندها، فنون، روشها و مانند اینهاست.
– به شکل سازمانی که به طور فزاینده ای به عنوان عامل تسریع کننده در کمک به کل مجموعه، شناخته شده است و تعامل نظام را با محیط، فعال می کند.
برخی دیگر از تعاریف ارائه شده برای تکنولوژی در تحقیقات متعدد در جدول 2-1 ارائه شده اند. جدول 2-1- تعاریف ارائه شده برای تکنولوژی در تحقیقات پیشین ]33[
سال
محقق
تعریف
1968
مریل3
تکنولوژی به هنرهای عملی، بدنه مهارتها، دانش و روندهای تولید، استفاده و انجام کارهای مفید دلالت دارد
1970
جنز4
راهی که بوسیله آن منابع ورودی به کالاها تبدیل می شود.
1971
هاسورن5
استفاده از علوم برای حل مشکلات مشخص
1972
گالبرایس6
کاربرد سیستماتیک دانش برای وظایف خاص
1976
تیس7
مجموعه ای از دانش یا تجربیات که با تولید یک محصول یا اجرای یک فرآیند مرتبط است.
1981
هاوکینس و گلادوین8
دانش به خصوص مربوط با تولید محصولات و خدمات در فعالیت های اقتصادی سازمان دهی شده، شامل دانش و مهارت های مورد نیاز برای مدیریت مجموعه ای از فرآیندهای فنی مرتبط
1983
پاسی9
به کار بردن شناخت علمی و دیگر شناخت های سازماندهی شده در مورد وظایف عملی بوسیله سیستم های منظمی که شامل افراد و سازمان ها، عناصر زنده و ماشین ها می شود.
1989
گولنت10
استفاده از علوم بواسطه ارتباط خاص آنها
1991
مثی11
فرآیندی که مبدا و مقصد آن با هم مرتبطند و طبیعت پویای آن برجسته است.
1992
OECD
یک ساختار یا یک شبکه ناشی از حلقه های بازخورد گوناگون میان آن و دیگر سیستم های جزء در یک جامعه، و با طرح های توسعه غیرخطی مشهود آن
1992
ناتاراجان و تانلوین12
دانش یا تخصص مورد نیاز برای تولید یا سر هم بندی محصولات مورد نظر. ازاین رو تکنولوژی در ماشین آلات خلاصه و توسط شرکت استفاده می شود.
1996
لوین13
تکنولوژی به واقع “چیزی” نیست؛ بهتر است آن را به عنوان یک رهیافت تعریف کنیم. تکنولوژی کاربرد اصول علمی برای حل مشکلات عملی است و دارای سه نشانه است: مواد مصنوعی (چیزها)، استفاده از مصنوعات برای دستیابی به یک هدف و دانش چگونگی استفاده از مصنوعات.
1996
بورگلمن و همکاران14
دانش عملی و نظری، مهارت ها و مصنوعاتی که می توانند برای توسعه محصولات و خدمات و همچنین سیستم های تولید و انتقال آنها استفاده شوند. تکنولوژی در افراد، مواد، فرآیندهای شناختی و فیزیکی، تاسیسات، ماشین ها و ابزار خلاصه می شود.
2006
رئیسمن15
توسعه و کاربرد ابزار، ماشین ها، مواد و فرآیندها که در حل مشکلات انسانی موثر است.
2-3- انتقال تکنولوژی
تعاریف مربوط به انتقال تکنولوژی بسته به زمینه های مورد تحقیق و هدف از تحقیق تفاوت دارند؛ ]34[ منظور از روش انتقال تکنولوژی، مجموعه ای از فعالیتهای ازپیش تعریف شده ای است که طی آن تکنولوژی موردنیاز دراختیار متقاضی قرار می گیرد.
انتقال تکنولوژی به عنوان یک فرایند چند بعدی از ارتباطی است که شامل تولید کنندگان و مصرف کنندگان ایده ها و امکانات می باشند. ]35[ به بیانی دیگر انتقال تکنولوژی دامنه ای از فعالیت های مشارکتی رسمی و غیر رسمی بین ادارات، بخشهای تحقیقاتی دولتی و بخشهای خصوص و عمومی را در بر می گیرد.
از آنجایی که اصطلاح «انتقال تکنولوژی» ابعاد بسیاری را دربر می گیرد، اغلب برای توضیح فرآیندی که طی آن ایدهها و مفاهیم از آزمایشگاه به بازار کار منتقل می شوند]36[، انتقال دانش و مفهوم از یک کشور توسعه یافته به یک کشور کمتر توسعه یافته و انتقال فعالیت های نوآورانه به کاربر دست دوم به کار می رود]38[. این مفهوم نه تنها به انتقال دانش فنی یا اطلاعات توجه دارد بلکه توانایی دریافت کننده تکنولوژی در یادگیری و جذب تکنولوژی در کارکردهای تولیدی را نیز مد نظر دارد.]39[
از نظر رایزمن، در تحقیق گسترده وی بر مقالات پیش از خود، اقتصاد دانان اغلب انتقال تکنولوژی را برپایه خواص عمومی دانش تعریف می کنند که در آن تمرکز بر متغیرهای مربوط به تولید و طراحی قرار دارد. جامعه شناسان تمایل دارند انتقال تکنولوژی را به نوآوری ها مرتبط ساخته و به تکنولوژی به عنوان یک خروجی مطلوب بنگرند. انسان شناسان، به طور گسترده ای انتقال تکنولوژی را در زمینه تغییرات فرهنگی و چگونگی تاثیر بر این تغییرات می بینند. از نظر زها و رایزمن عمده مقالات موجود بر انتقال تکنولوژی مورد توجه محققان علم مدیریت نیز قرار گرفته اند. ایشان اذعان نمودند که زمینه های تجاری تمایل دارند تا بر ایده هایی همچون مرحله انتقال تکنولوژی، طراحی مراحل و فروش های مرتبط تمرکز کنند به عبارت دیگر محققان مدیریت بر بخشهای داخلی انتقال و ارتباطات میان انتقال تکنولوژی و استراتژی تمرکز دارند.
بنا به تعریف سازمان ملل، انتقال تکنولوژی عبارت است از وارد کردن عوامل تکنولوژیک خاص از کشورهای توسعه یافته به کشورهای در حال توسعه، تا این کشورها را به تهیه و بکارگیری ابزارهای تولیدی جدید و گسترش و توسعه ابزارهای موجود قادر سازد
]29[
انتقال تکنولوژی شیوه ای است برای کشورهای در حال توسعه جهت کسب تکنولوژی جدیدتر. این کشورها باید انتقال تکنولوژی را به عنوان مبنایی برای تکمیل توانایی های تکنولوژیکی خود بکار گیرند. این توانایی ها فقط به تجهیزات فیزیکی محدود نمی شود بلکه علم و دانش و توانایی های آموزشی و مهارتهای افراد را نیز در بر می گیرد. در بخش صنعت این توانایی ها شامل انتخاب، همگون سازی و جذب، بهبود و آفرینش تکنولوژی جدید می باشد ]40[
انتقال تکنولوژی در بر گیرنده یک فرآیند پیچیده شامل پیچیدگی های تکنولوژی، پیچیدگی فعل و انفعال بین دو بخش، توانایی آموزش صاحب تکنولوژی و توانایی یادگیری دریافت کننده آن می شود. ]41[
2-3-1- ماهیت انتقال تکنولوژی
دستیابی به تکنولوژی در بنگاههای تولیدی تنها از طریق انتقال تکنولوژی امکان پذیراست، چه انتقال عمودی و چه انتقال افقی؛ در انتقال عمودی یا انتقال تحقیق و توسعه ، اطلاعات فنی و یافته های تحقیقات کاربردی به مرحله توسعه و طراحی مهندسی انتقال یافته و سپس با تجاری شدن

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد دربارهدانش آموز، شهر تهران، ادراک دیداری

دیدگاهتان را بنویسید