دانلود پایان نامه درمورد قصاص، امام صادق، قتل عمد

داشته باشد.
دیدگاه دوم: آن است که بیت المال مسلمین مسئولیتی در قبال کفار و غیر مسلمانان و بیگانگان نداشته باشد.
دیدگاه سوم: آن است که بیت المال مسلمین به واسطه‏ی قراراد ذمّه فقط در مورد کفار ذمّی مسئولیت داشته باشد.
در این فصل با استمداد از عنایات الهی ابتدا به بررسی مبانی نظری توجیه کننده‏ی مسئولیت بیت المال مسلمین از نظرگاه‏های مختلف فقهی، حقوقی، اجتماعی و… خواهیم پرداخت و پس از آن به مبانی قانونی مسئولیت بیت المال و دولت از منظر حقوق داخلی و حقوق بین الملل توجه نموده و سپس به طرح دیدگاه‏های سه گانه‏ی مذکور و موافقان و مخالفان مسئولیت بیت المال و ارزیابی ادله‏ی آنان پرداخته و با ارائه‏ی نظریه‏ی مختار این فصل را به پایان می‏بریم.
2-2. مبحث دوم: مبانی نظری و فقهی تعهد و مسئولیت بیت المال نسبت به پرداخت دیه‏ی غیر مسلمانان و بیگانگان
در مباحث گذشته اشاره کردیم که ادله و براهین مختلفی در توجیه و تفسیر پرداخت دیه از بیت المال که از مصادیق روشن مسئولیت ناشی از عمل غیر است، بیان شده است. مهم ترین مبنای این مسئولیت در متون روایی و فقهی قاعده‏ی لایبطل دم امرء مسلم یا هدر نرفتن خون مسلمان شناخته شده است. قاعده‏ی الضمان بالخراج یا تلازم بین انتفاع از نتایج یک شئ با پرداخت خسارات به وجود آمده از طرف آن را می‏توان مبنای دیگری برای مسئولیت بیت المال برشمرد که مورد تصریح روایات قرار گرفته است. قصور حکومت در ایفای وظایف خویش که منجر به بروز حادثه و جنایتی شده و وجود برخی از ملاحظات اجتماعی، سیاسی، عاطفی از دیگر مبانی مسئولیت بیت المال در پرداخت دیه است. اگرچه مبنای مذکور در توجیه پرداخت دیه از بیت المال نسبت به مسلمانان مورد استفاده فقها قرار گرفته است و نسبت به غیر مسلمان و بیگانگان تصریح فقهی وجود ندارد و در کتب حقوقی نیز مسئله به سکوت واگذار شده است، اما رساله‏ی حاضر تلاش دارد که بررسی نماید آیا مبانی مذکور قابل گسترش و تعمیم و توسعه به غیر مسلمانان و بیگانگانی که در قلمرو کشور جمهوری اسلامی ایران به صورت دایم یا موقت اقامت و یا تردد می‏نمایند نیز می‏باشد یا خیر؟ اینک در راستای این هدف به تفکیک مهمترین مبانی توجیه کننده‏ی مسئولیت بیت المال را مورد ارزیابی قرار می‏هیم.
2-3-1. پایمال نشدن خون مسلمان
اسلام برای حفظ حیات انسان اهمیت بسزایی قائل است تا جایی که کشتن یک انسان محقون الدم را همسان با کشتن تمامی افراد روی زمین و هم ردیف با نابودی نسل بشر می‏داند98. علاوه بر آن در اسلام کشتن عمدی انسان معصوم و بی گناه، مجازات اخروی بی پایان، خشم و لعن خداوند را به دنبال دارد99. قابل پیش بینی است که در چنین مکتبی خون مسلمان تا چه اندازه دارای ارزش و احترام باشد برای آشنایان به فقه و احکام شرع مسأله‏ی اهمیت خون مسلمان روشن و مبرهن است.
درباره‏ی ارزش خون مسلمان روایات متظافری وجود دارد که برای تیمّن و تبرک تنها به ذکر حدیثی از پیامبر اکرم (ص) بسنده می‏شود. در روایتی از پیامبر اکرم (ص) وارد شده است: خدایی که مرا به حق رسالت مبعوث نمود، اگر تمام اهل آسمان و زمین در قتل مسلمانی شرکت نمایند و یا راضی به آن عمل باشند، خداوند همگی آنها را با صورت در آتش خواهد افکند100. در اسلام جان مسلمانان و بلکه تمامی انسان‏ها دارای ارزش و احترام است و حتی الامکان نباید خونی به زمین ریخته شود و اگر ناگریز چنین امری به وقوع پیوست باید به نحو مقتضی جبران گردد. جبران قتل نیز به این است که اگر قاتل عمداً اقدام به چنین کاری کرده است اولیای دم اختیار دارند که طعم مرگ را به قاتل بچشانند و او را قصاص نمایند.
و اگر قاتل در عمل خود تعمدی نداشته است، باید در عوض خونی که بر زمین ریخته است دیه بپردازد. در چنین مواردی هرگاه قاتل یا بستگانش توانایی پرداخت دیه را نداشته باشد، باید بیت المال دیه را بپردازد تا خون مسلمانی پایمال نشود.
روایات متعددی از اهل بیت (ع) در خصوص هدر نرفتن خون مسلمان وارد شده است. تأکید تمامی روایات مذکور بر این نکته است که خون مسلمان تحت هیچ شرایطی نباید ضایع و پایمال شود. تعداد این روایات به حدّی است که نیازی به بررسی سند آنها وجود ندارد. ذیلاً نمونه‏ای از این روایات از نظر می‏گذرد:
1. در روایت صحیحه ابوبصیر از امام صادق (ع) چنین آمده است: اگر جسد شخصی در بیابان یافت شود، دیه‏ی او از بیت المال پرداخت می‏شود. همانا امیرالمؤمنین (ع) همیشه می‏فرمود: خون مسلمان هدر نمی‏رود101. روایت صحیحه دیگری را ابوبصیر از امام صادق (ع) با مضمونی کاملاً مشابه نقل کرده است با این تفاوت که جای عبارت لایبطل امرء مسلم عبارت لایبطل دم امرء مسلم آمده که البته معنای هر دو عبارت یکی است. 102
2. ابوبصیر روایت می‏کند: از امام صادق (ع) در مورد شخصی که مرتکب قتل عمد شده و پس از آن اقدام به فرار نموده بود پرسیدم: در صورتی که به قاتل دسترسی نباشد چه باید کرد؟ امام فرمود: اگر قاتل مالی دارد، دیه‏ی مقتول از اموال او گرفته می‏شود و الاّ از بستگان او با رعایت الاقرب فالاقرب، و اگر قاتل بستگانی نداشت دیه‏ی مقتول را امام می‏پردازد پس به درستی که خون مسلمان نباید هدر رود. 103
3. از سلمه بن کهیل نقل شده است که حضرت علی (ع) در مورد شخصی که مرتکب قتل شده بود و خویشاوندی نداشت فرمود: دیه‏ی مقتول را من از جانب قاتل پرداخت می‏کنم و نخواهم گذاشت خون مسلمان پایمال شود104.
4. جمیل بن دراج از امام صادق (ع) نقل می‏کند که به امام عرض کردیم: آیا شهات زنان در حدود پذیرفته می‏شود؟ امام فرمود: تنها در قتل پذیرفته می‏شود. علی (ع) به طورمداوم می‏فرمود: خون مسلمان هدر نمی‏رود105.
5. در روایت ابی الورد آمده است: به امام باقر یا صادق (ع) عرض کردم: شخص مجنونی، به شخص دیگری با شمشیر حمله ور می‏شود آن شخص شمشیر را از مجنون می‏گیرد و با ضربه‏ای او را به قتل می‏رساند. امام فرمود: قاتل نه قصاص می‏شود ونه دیه می‏پردازد؛ بلکه دیه‏ی مقتول را امام می‏پردازد و خون (مجنون مقتول) هدر نمی‏رود106.
6. در روایتی که ابوبصیر آن را از امام صادق (ع) نقل می‏کند آمده است: … و اگر در بیابانی جسد مقتول یافت شود، خون بهای او از بیت المال پرداخت می‏شود .
پس همانا امیرالمؤمنین علی (ع) می‏فرمود: خون مسلمان هدر نمی‏رود107.
7. برید بن معاویه می‏گوید: از امام صادق (ع) در مورد مردی پرسیدم که عمداً مرد دیگری را به قتل رسانده و قبل از اثبات جرم و اقامه‏ی شهود، دچار اختلال حواس شده و پس از آن گروهی شهادت دادند که متهم مرتکب قتل شده است.
امام فرمود: اگر شهود شهادت دهند که متهم در هنگام قتل عاقل بوده، متهم قصاص خواهد شد. لکن اگر شهود به این مسدله شهادت ندادند، در صورتی که متهم مالی داشته باشد، خونبها از مال او به ورثه‏ی مقتول پرداخت خواهد شد، اما اگر قاتل مالی نداشته باشد، دیه از بیت المال پرداخته می‏شود و خون مسلمان هدر نمی‏رود. 108
روایاتی که دلالت بر پایمال نشدن خون مسلمان دارد به حدی شایع است که مضمون آن به صورت یک قاعده‏ی فقهی به نام قاعده‏ی لایبطل دم امرء مسلم در آمده است. مقصود از این قاعده بیان اهمیت خون مسلمان از جهت ساقط نشدن دیه‏ی مقتول است. نتیجه‏ی قاعده مذکور آن است که هرگاه قاتل معلوم نباشد و یا اگر قاتل معلوم است، امکان گرفتن دیه از او به دلیل متواری بودن، فقر یا مورد دیگری وجود نداشته باشد، پرداخت دیه‏ی مقتول بر عهده‏ی بیت المال قرار می‏گیرد؛ زیرا در غیر این صورت خون مقتول پایمال می‏گردد. فقیهان از تعلیلی که در ذیل روایات مذکور آمده است؛ یعنی عبارت لایبطل (لایطل) دم امرء مسلم استفاده کرده اند که در موارد خاصی که در فقه معین گردیده، بیت المال مسلمین مسئول پرداخت دیه مسلمانان می‏باشد؛ زیرا اگر دیه مسلمانی به یکی از راه‏های شرعی مقرر در فقه پرداخت نگردد در حقیقت خون او پایمال و ضایع گردیده است. نکته حایز اهمیت و مهمی که از جهت موضوع بحث ما در این پایان نامه در خور توجه است این است که آیا قلمرو قاعده‏ی لایبطل تنها در محدوده‏ی خون مسلمان است؟ به این معنا که این قاعده ظهور دارد که خون مسلمان نباید ضایع شود، اما لزوم هدر نرفتن خون شهروندان غیر مسلمان از آن به دست نمی‏آید. اگرچه در بادی امر و در یک نگاه سطحی به روایات بتوان چنین استنباطی از مضمون روایات نمود، اما با توجه به دلایل زیر می‏توان قلمرو قاعده را گسترش داد و شامل غیر مسلمانان نیز دانست؛ به عبارت دیگر قائل به هدر نرفتن مطلق خون اعم از مسلمان و غیر مسلمان شد و دامنه‏ی قاعده را توسعه داد. زیرا:
1. بنابر اصل و قانون اولی، احترام داشتن خون هر انسان است و امور عارضی که جواز قتل او را فراهم می‏سازد باید با دلیل متقن ثابت شود. بنابراین احادیثی که می‏گوید:
لایبطل دم امرء مسلم ناظری به قضیه‏ی خارجی است که حکم در حیطه‏ی جامعه‏ی اسلامی مطرح می‏شود و کلمه‏ی مسلم قید شمرده نمی شود تا کسی از آن استفاده کند و خون غیر مسلمان را بی ارزش بداند. لذا کسانی که فرد یا افرادی را مهدور الدم می‏دانند و خون آنان را هدر دانسته و دارای ارزش نمی‏دانند باید دلیل بیاورند، ‌نه اینکه ما نیازمند باشیم برای ارزشمندی خون انسان – ولو کافر – دلیل بیاوریم‏؛ زیرا مباح بودن گرفتن حیات از یک فرد نیازمند دلیل است. وقتی احادیثی آزار رسانیدن به حیوانات را مجاز نمی‏شمرد یا حضرت علی (ع) درنامه به مال اشتر به رعایت حقوق کافران سفارش می‏کند و با جمله‏ی اما اخ فی الدین و اما نظیر لک فی الخلق109 و یا مردم برادر دینی تو هستند و یا در آفرینش همانند توأند نشان می‏دهد که همه‏ی این سفارش‏ها برای انسان بماهو انسان است، لذا نمی‏توان تنها خون مسلمان را دارای ارزش دانست.
2. ابوبصیر روایتی نقل کرده است: از حضرت باقر (ع) پیرامون انسانی که مجنونی را بکشد سوال کرد، فرمود: اگر مجنون به او حمله کرده و او در حال دفاع از خود او را کشته است، قصاص و دیه‏ای به عهده اش نیست و دیه‏ی مجنون از بیت المال مسلمانان به ورثه اش داده می‏شود. ولی اگر بدون اینکه مجنون به او حمله کند، ‌او را بکشد قصاصی برای کسی که از او قصاص نمی‏شود، وجود ندارد و رای من این است که دیه‏ی مقتول به عهده‏ی قاتل است که از مال خودش به ورثه مجنون بپردازد و از خداوند طلب آمرزش گناه خویش کند و توبه نماید .110 مهمترین نکته‏ای که از این حدیث برای بحث ما استفاده می‏شود این است ه حتی خون مجنون در اسلام هدر و بی ارزش نیست و حتی در حالتی که قصد آزار و یا قصد کشتن کسی را دارد، دیه اش ساقط نمی‏گردد، ‌اگر چه کشتنش جایز می‏شود. در نتیجه با اولویت قطعی می‏توان گفت که ریختن خون هیچ انسانی بدون دلیل و جهت شرعی جایز نیست و در صورت ریخته شدن خون او باید قاتل یا بیت المال از عهده‏ی جبران آن برآیند.
3. روایت دیگری از ابی الورد نقل گردیده است که: به حضرت صادق یا حضرت باقر (ع) عرض کردم:
خداوند شما را خیر دهد، مجنونی به مردی حمله کرد و ضربه‏ای به او زد مرد شمشیر را از مجنون گرفته و ضربه‏ای به وی زد و او را کشته است حکمش چیست؟ فرمود: به نظر من مرد به دلیل کشتن دیوانه قصاص نمی‏شود و دیه‏ای او را نیز بدهکار نیست و دیه‏ی مجنون به عهده‏ی امام است و خونش باطل نمی‏شود.111
به طوری که ملاحظه می‏گردد مضمون این حدیث با روایت قبلی مشابهت دارد و هر دو نشان می‏دهد که خون مجنون نیز دارای ارزش است و حتی چنین مجنونی که قصد حمله به دیگری را داشته و کشته شده باید دیه اش پرداخت شود و تنها تفاوتشان این است که روایت قبلی دیه را برعهده‏ی بیت المال برشمرده و این روایت آن را برعهده‏ی امام و حاکم

مطلب مشابه :  تحقیق درموردتعهد کارکنان، حمل و نقل، کنترل بازار

دیدگاهتان را بنویسید