دانلود پایان نامه رشته روانشناسی با موضوع: رسانه های گروهی

آموزش های جدید ، بیشتر برخوردارند پس باید کمتر مرتکب چنین اعمال غیر انسانی شوند هر روز تجاوز به حقوق فردی و اجتماعی مرم بیشتر می‌شود . فرزند کشی ، همسر کشی ، همنوع کشی و دیگر جنایاتی که شرحشان را از جراید و رسانه های گروهی میخوانیم و می‌بینیم همه و همه نشان بی ثباتی اجتماعی و ضعف روابط و اصول انسانی و اخلاقی است . بی اعتقادی و بی ایمانی مردم نسبت به اصول اخلاقی و انسانی که به گسترش اینگونه جریم و جنایات کمک کرده به این دلیل بیشتر می‌شود که به جای توجه به حیثیت انسانی به ارزش‌های مادی بیشتر توجه می‌کنند وقتی می خوانیم یکنفر در فلان جامعه در یک روز چند نفر را از نعمت زندگی محروم می‌کند و یا توسعه طلبی و جاه طلبی صاحبان قدرت با ایجاد جنگها عده بیشماری از مردم بیگناه را بخاک و خون می کشاند فقط بخاطر اینکه عده ای که در کار صنایع تسلیحاتی سرمایه گذاری کرده اند به ثروت بیشتری دست یابند و رهبران انها به توسعه طلبی خود برسند در اینصورت برای مفهوم انسانی جائی باقی نمیماند . هنوز هم دنیا اثرات تلخ جنیات جنگ های جهانی را تحمل می‌کند و هنوز هم مشاهده معلولین جنگی احساسات انسانی مردم جوامع خویش را جریحه دار می‌نمایند راستی چرا ابرقدرتها با گسترش اینگونه اعمال اعتماد عمومی را کم می‌کنند و به بی ایمانی مردم نیز کمک می‌نمایند و تعادل اقتصادی و اجتماعی را در جهان و بعد در جوامع برهم میزنند . و بر هم خوردن تعادل اجتماعی و اقتصادی خود یکی از عوامل ازدیاد جرایم است چون پس از دستگیری مجرمین وقتی به علت ارتکاب جرمشان پی می بریم می‌بینیم که بیشتر ریشه اقتصادی و اجتماعی دارد تا جنبه روانی و تازه بیماریهای روانی از جنگها و گسترش اعتیاد و الکسیم ناشی می‌شود .
ازدیاد جرایم در جامعه امریکا به حدی رسیده است که در شهرهای بزرگ و صنعتی و تجارتی کسی جرأت پیاده روی در خیابان ها و پارکها را به هنگام شب ندارد و تجاوز به حقوق فردی و اجتماعی به حدی رسیده است که مردم در حالت هراس اجتماعی بسر می برند چون جرایم در اینگونه جوامع روزبروز بیشتر می‌شود .

وقتی به ریشه و علل ارتکاب جرایم توجه کنیم می‌بینیم آنقدر که جامعه و شرایط نامطلوب آن مؤثر است ، فرد گناهی ندارد .
برای شناخت علل اجتماعی ازدیاد جرایم در اینگونه جوامع باید به نادرستی قوانین جزا و عدم سازگاری آن قوانین با شرایط و اوضاع و احوال کنونی و کیفر بیش از حدی که برای بیشتر مجرمین در نظر می‌گیرند توجه کرد در حالیکه همین قوانین جزای پوسیده و قدیمی در برابر عده ای ، آبستن حوادث و شرایط و روابط می‌شود و به نوبه خود دلیل عمده ای برای ارتکاب جنایت و تجاوزبه دیگران می‌شود .
با اینگونه قوانین جزا مجرمین را محکوم به مرگ می‌کنند یا به زندان می فرستد ولی آیا کشتن عده ای جز از بین بردن و نابودی معلول نتیجه گیری دارد ؟ علل اگر باقی بمانند ،معلولهای بیشتری را به وجود می آورند و دیگران جای جنایتکاران گذشته را می‌گیرند چنانچه مطالعه ای در زمینه درصد جرایم شود به این نتیجه می‌رسیم که روز بروز بر تعداد مجرمین افزوده می‌شود پس از قوانین جزا هم راهی برای جلوگیری از ارتکاب جرایم نیست چنانکه کسی با ارتکاب عمل تجاوز جنسی به عنف در جامعه ما که منع قانونی دارد او را به 3 تا 7 سال زندان محکوم می‌کنیم و طبق همین قوانین اگر کسی بیش از 6 ماه محکومیت قضائی داشته باشد از کلیه حقوق اجتماعی محروم است حتی حق استخدام شدن را از او می‌گیرند یعنی کسی است که با یک خلاف که برای هر کس در زندگی ممکنست اتفاق افتد نمی‌تواند به استخدام دولت یا مؤسسات دیگر در آید و یا به تحصیل خود ادامه دهد پس جامعه و قوانین حقوقی ، عملا او را از ساخت اجتماعی بازداشته و به کجروی او کمک می‌کند.
حال باید دید با فرستادن جوانی به زندان او را در کنار چه کسانی قرار می‌دهیم و آیا زندان برایش بصورت آموزشگاه مناسبی در جهت آموزش شیوه های مختلف ارتکاب جرم در نمی آید ؟ اگر به شرح پرونده های جنائی دادگستری مراجعه کنیم می‌بینیم که چه انسانهائی قربانی قوانین کهنه جزائی شده و برای همیشه از جامعه طرد شده‌اند در حالیکه عملشان در اصل بر آورد نیاز جنسی و طبیعی آنها بوده است منتها بر اثر عدم آگاهی شیوه صحیح و جامعه پذیر ارضاء جنسی را نمی دانسته اند . همچنین است در مورد جرایم دیگر و چگونگی مجازات آنها .
رسانه های گروهی از طریق نمایش فیلم های جنائی تلویزیونی ، صفحات حوادث مطبوعات و رمان های پلیسی و جنائی نیز در امر یادگیری و ازدیاد جرایم تأثیر نامطلوبی دارند چون بسیاری از مجرمین جوان سعی کرده اند خود را بجای هنر پیشه های فیلم های جنائی گذارند به عبارت ساده تر اعمال آنها را تقلید نموده اند. مهاجرت و شهر گرائی روستائیان یکی دیگر از عوامل ازدیاد جرم است چون پس از مهاجرت به شهر به سختی می‌توانند خود را با قوانین و شرایط زندگی شهری و از همه مهمتر فرهنگ جامعه سازگار نمایند وضع مهاجرین مکزیکی در امریکا و ازدیاد جریام بین آنها و یا روستائیان جامعه ما که به علت عدم آگاهی زودتر در دام عوامل مخرب اجتماعی گرفتار می آیند و بنوبه خود مرتکب جرایم مختلفی می‌شوند از این نمونه اند .
عدم تأمین اقتصادی و اجتماعی از قبیل نداشتن مسکن مناسب و تغذیه درست و امکانات درمانی به ضعف روابط انسانی منجر می‌شود و ضعف روابط انسانی هم خود به خود به تجاوز و بی توجهی نسبت به دیگر افراد جامعه منجر می‌شود . اگر احتیاجات اولیه مردم تأمین شود . عصیان ، تجاوز و بدنبالش ارتکاب جرم کمتر خواهد شد چون فقر یکی از عوامل کشش به طرف ارتکاب جرک است ولی علت اصلی آن نیست . فرزندان خانواده‌های فقیر ممکنست در معرض برخورد رفتارهای ناپسند واقع شوند و مرتکب جرایمی گردند . ولی اغلب هم انسانهای مفیدی برای جامعه می‌شوند .
توجه به معیارهای ارزش مادی و مقام پرستی بجای توجه به حیثیت معنوی و انسانی در جوامع باصطلاح متمدن امروزی ممکن است به ارتکاب جرایم خاصی منجر شود مثلاً خود فروشی برخی برای کسب مقام در برخی جوامع و یا به خاطر تهیه و خرید وسائل زینتی و زیبائی بخصوص اگر در آمد نداشته باشند بدست آوردن آنها می‌تواند انگیزه ای برای ارتکاب جرم باشد .
عوامل شغلی نیز می‌تواند انگیزه ارتکاب جرم شوند مثلاً صاحبان قدرت و ثروت و سوداگران هر جامعه ممکنست در معرض خطر کشته شدن واقع شوند همچنین روانپزشکان در معرض خطر حمله بیماران روانی خود هستند و یا قضات نیز در معرض حمله مجرمین جامعه خویش می‌باشند و یا قاچاقچیان که برای پیشرفت کار خود ممکنست به دیگران صدمه ای برسانند .
محیط پرورشی نامساعد به بیکاری و ولگردی افراد کمک می‌کند و ولگردی به نوبه خود به ازدیاد ارتکاب جرایمی منجر شود و یا چنانچه والدینی که مجرمین حرفه ای هستند اگر فرزندانشان را خود پرورش دهند امکان ارتکاب جرایم آنان از طریق روش های تربیتی نادرست والدینشان وجود دارد .
با توجه به عوامل فوق جرم از این دیدگاه باید به عنوان یک پدیده ضد اجتماع مورد مطالعه و تحقیق واقع گردد و دراین گونه تحقیقات به همبستگی و ارتباط بین اعمال جرم آمیز و شرایط اقتصادی و اجتماعی و پرورشی جامعه نیز باید توجه کرد .
برای جلوگیری از ازدیاد ارتکاب جرایم در هر جامعه ابتدا باید محیط اجتماعی و نوع جرم را شناخت و به علل آن توجه کرد تا از طریق آموزش صحیح و ایجاد محیط سالم و باز آموزی روش زندگی درست را از طریق تعلیم حرفه ای خاص که مورد نیاز جامعه باشد به آنها یاد داد چون بیکاری یکی از عوامل ارتکاب جرم است تأمین زندگی اقتصادی مردم و فراهم آورن وسایل و امکانات زندگی به شکل صحیح در حد نیاز انسانی راه حل دیگری برای از بین بردن ارتکاب جرایم است .
رعایت و اجرای قانون بصورت عادلانه و برای همه بطور یکسان به ایمان مردم نسبت به معیار حقوقی کمک می‌کند چون احساس عدالت اجتماعی خود انگیزه مناسبی برای جلوگیری از ارتکاب جرم است . ایجاد امکانات درمانی در مؤسسات درمانی از طریق بحث درباره مسائل اجتماعی زنبگی مجرمین و نشان دادن زندگی صحیح له آنها با شرکت و اظهار نظر مجرمین در گروه درمان که شامل مددکار اجتماعی ، روانشناس ، روانپزشک و جامعه‌شناس است به نوبه خود روش صحیح زندگی را به آنها یاد می‌دهد و شانس بازگشت آنها را به جامعه و زندگی عادی بیشتر می‌کند . (فرجاد، 1363: 186-180)

مطلب مشابه :  مقاله رایگان درباره ویژگی های شخصیت

جرائم خاص زنان
جرائمی که زنان مرتکب می‌شوند و حتی وسایل و روشهایی که بکار می‌گیرند، با مردان متفاوت است. برخی از پژوهشگران درباره علل بزهکار زنان و به خصوص عواملی که آنان را وادار به ارتکاب جرم می‌کند یا از ارتکاب جرم باز می‌دارد و موجب تقلیل بزهکاری می‌گردد، نظرات مختلفی ابراز داشته‌اند که از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
در زنان عوامل عاطفی، جنسی و طرز عمل غدد مخصوصا هورمونها در سنین نزدیک به بلوغ، دوره یائسگی و پیری نقش مهمی ایفا می‌کند.
اختلالات روانی از جمله عقب‌ماندگی‌های ذهنی، عدم تکوین شخصیت و تلقین‌پذیری آنان را به محیط فحشاء که جرائم زنان است می‌کشاند.
زیست‌شناسان معتقدند که ضعف جسمی زنان مانع از ارتکاب جرائمی است نیاز به قدرت و چالاکی دارد. دو گریف ضمن تایید این نظریه عقیده دارد که بطور دقیق می‌توان مرز بین بزهکاری زنان و مردان را تعیین کرد، زیرا موقعیت اجتماعی و وضع زمان و مکان در جرم زنان و نوع جرائم ارتکابی آنان موثر است. بطور کلی بررسیهای علمی ثابت کرده که حالت عصبی در پسرها در دوره بلوغ شدیدتر از دختران است و فزونی کوموزم Y در مردان، آنان را در معرض ارتکاب جرمهای مختلف قرار می‌دهد.
جرائم زنان را می‌توان به شرح زیر تقسیم کرد، هر چند اکثر این جرائم را مردها نیز مرتکب می‌شوند:
هرگاه زنان شوهر، معشوق یا رقیب عشقی خود را به قتل می‌رسانند و در این راه از انواع سم استفاده می‌کنند.
عده‌ای از زنان کودکان خود را ترک کرده یا با آنان بدرفتاری می‌کنند و گاه در اثر رفتار غیر انسانی خود منجر به قتل آنان می‌گردند.
صدور چک بی محل و سرقت گروهی از مغازه‌ها از جرائمی است که در بعضی از کشورهای جهان در زنان بیشتر مشاهده می‌شود.
شهادت دروغ، تهمت و افترا، نوشتن نامه‌های بدون امضاء یا با نام مستعار نیز از جرائمی است که در نزد زنها بیشتر دیده می‌شود.
تشویق دیگران به ویژه کودکان به فحشاء، عیاشی و شهوترانی و ولگردی از جمله جرائمی است که زنان بیش از مردان مرتکب می‌شوند.
زنان معتاد غالبا در توزیع مواد مخدر شرکت کرده، گاه از کودکان نیز در این امر استفاده می‌کنند. ( ستوده، 101:1373)

نظر پیناتل درباره علل جرائم زنان
پیناتل عقیده دارد که چون توانائی جسمی زنان کمتر از مردان است ،‌بنابراین جنایتکاری زنان مخصوصاً در مورد جرائمی که قدرت و توانائی بدنی را ایجاب می‌کند کمتر از مردها است .

بعلاوه بزهکاری زنان در مراحل مختلف تغییرات فیزیلوژیک مثلاً سن بلوغ ، قاعدگی و رشد و نمو و پایان فعالیت جنسی آنها ،‌اهمیت خاصی پیدا می‌کند . این نقطه نظر از طرف لمبروزو نیز تایید شده است . او عقیده دارد که جرائم زنان از سنین بلوغ شروع می‌شود و در زمان یائسگی یعنی زمانی که رفتارهای جنسی آنان کم کم کاهش پیدا می‌کند ، به حداکثر می‌رسد .
بدون تردید یکی از علل بزهکاری و اعمال جنایی زنان عکس العمل های عاطفی و جنسی آنان است و در این حالت ، عامل هورمونی کم و بیش ثابت جنسی که بنابر تغییرات سنی تغییر پیدا می‌کند ، در انحرافات زنان و بی نظمی اعمال و رفتارهای آنها اثر می‌گذارد . از این رو ، عده ای از متخصصان جرم شناسی در همین عوامل یعنی چگونگی ترکیب عناصر مربوط به علم الحیات انسان تأکید می‌کنند و اعتقاد دارند که مردها بیش از زنان به جنایت و بزهکاری مرتکب می‌شوند ، و جنایات مردها تا 25 سالگی دائماً در افزایش است ، در صورتی که تحریکات عوامل زیستی در زنان تا 40 سالگی به نقطه اوج می‌رسد .
بی نظمی های غده مترشحه داخلی و جرم زنان :
در طی سالهای متمادی تشخیص داده شده است که در دوران معینی از زندگی ، ممکن است به علت ترشحات غده و یا دگرگونی های دیگری که در بدن زنان بوجود می آید ، به طور مثال ( اضطراب های دوران بلوغ و یا یائسگی ) می‌توانند زنان را آسیب پذیر تر سازند .
اپیز در قسمتی از یک تحقیق انجام شده درباره سارقین مشتری نما به این موضوع اشاره می‌کند . تحقیق او نشان می‌دهدکه دزد مشتری نمای مؤنث « نوعا » از آن ترکیب و تحریک علائم جسمانی و دماغی متاثر است . از نظر وی ،‌دوره مربوط به طمث در زنان نسبت به عکس العمل های فشار مهم تلقی شده است . در بعضی از تحقیقات نیز این موضوع گزارش شده که درصد بالای جرائم زنان در بعضی از مراحل سنی حاکم از این است که زمان ارتکاب تخلف آنها مصادف با جریان طمث بوده است . بعلاوه ، دگرگونی فراهم شده در تعادل هورمونی در بعد از تولد یک بچه ، امکان دارد که در آسیب پذیری آنها مهم تلقی شود .
یک نظریه اساسی دیگر در این زمینه به وسیله گی بینز و پرنس بیان شده است . یکی از جالب ترین یافته های این محققان که 533 نفر از دزدان مشتری نما را بررسی کرده اند این بود که 42 درصد از زنان فقط لباس زنانه و جواهرات سرقت می‌کردند ، در صورتی که تمایل در بین دزدان مشتری نمای مرد ، کتاب دزدی و سرقت پول نقد در مغازه ها است . به نظر این محققان نتایج کلی زیر را می‌توان درباره دزدی زنان ارائه داد :
زنان بالاتر از 40 سال مرتکب تخلفات تکراری می‌شوند .
اگر زنان به تخلفات خود ادامه دهند ، تخلفات بعدی آنها احتمالاً از نوع تخلفات دزدی از فروشگاه ها خواهد بود.
دختران 10 تا 19 ساله در اکثر موارد به جرم دزدی از فروشگاه ها محکوم می‌شوند ، ولی در سالهای بعد در اثر ورزیدگی بیشتر ، از این گونه دزدی دست بر می دارند و به دزدی های مهم دیگر دست می زنند.
قسمت بزرگی از دزدان مشتری نمای زن ، دچار انواع گوناگون بیاریهای روانی هستند و تقریباً 20 درد متخلفین از مجرمینی هستند که تخلف های گذشته را تکرار می‌کنند . (همان منبع :143)

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد روانشناسی : دانشجویان دختر-فروش پایان نامه

تفاوت مردان و زنان از نظر جسمانی :

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مردان و زنان از نظر جسمانی و روانی در بعضی زمینه‌ها با هم اختلاف دارند . نیرومندی از خصایص مردان و ظرافت از خصایص زنان می‌باشد این اختلاف به کیفیت زیر بیان شده است .
1- قلب : قلب زن و مرد متوسط در حدود ( 60) گرم با هم اختلاف دارند . قلب مرد ( 300 ) گرم و قلب زن ( 230) گرم می‌باشد .
2- مغز : مغز زن در حدود بین ( 100 تا 200 ) گرم از مغز سبک تر است ، زیرا مغز مرد ( 1200 ) تا ( 1400) گرم و مغز زن ( 1070 ) تا ( 1300 ) گرم وزن دارد . او مینویسد : « توپینارد » پس از امتحان ( 11000 ) مغز زن و مرد اروپائی ، حد متوسط معز مرد را ( 1361) گرم و مغز زن را ( 1200) گرم دانسته است .
3- جمجمه : جمجمه زن به همین نسبت یعنی ( 015/0) از جمجمه مرد کوچکتر است . او میگوید : بنظر « سپتیزکا» فیزیولوژیست آمریکائی ، هوش و ذکاوت و فهم و ادراک و استعداد و کثرت مواد نخاعی ، با زیادی وزن مغز سر نسبت مستقیم دارد .
4- قامت : قامت زن بطور متوسط در حدود 12 تا 15 سانتیمتر از قامت مرد کوتاه تر است .
5- ضربان قلب : حد متوسط ضربان قلب ، در اروپائیان 72 ضربه در دقیقه ، بین سیاهان اتازونی 74 ضربه و در هندوهای آمریکائی 76 ضربه در دقیقه می‌باشد . ضربان قلب زنان در همه جا کمتر از مرد است و این اختلاف بین ( 10 تا 14 ) ضربه در دقیقه می‌باشد .
6- حواس خمسه : زنان عموماً بالنسبه به مردان محیط خود ، از حواس پنجگانه نصیب کمتری دارند و بعلت ضعف حس لامسه است که می‌توانند درد فراوان و سخت زایمان را کمتر درک کنند.
7- حرارت بدن : در همه جا حرارت غریزی زن نسبت بمرد کمتر است ، بطوریکه اگر حد وسط را در مرد 37 درجه در نظر بگیریم در زن (1/36 ) درجه می‌باشد .
8- تنفس : جهاز تنفسی زن ضعیف تر از مرد است زیرا گنجایش هوا در جهاز تنفسی مرد باندازه نیم لیتر بیشتر از زن است . همچنین مرد د

دیدگاهتان را بنویسید