دانلود پایان نامه رشته روانشناسی با موضوع: جنگ جهانی دوم

دانلود پایان نامه

ر هر ساعت ( 11) گرم کربن می سوزاند ، لذا اکسیژن بیشتری وارد ریه اش می‌شود ، در صورتیکه زن در هر ساعت ( 7 ) گرم بیشتر نمی‌سوزاند .
9- بلوغ : بطوریکه میدانیم زن و مرد از نظر بلوغ نیز با هم فرق دارند .

10- تفاوت روانی : بلاتردید بین روح و جسم بطور کلی همبستگی دقیقی وجود دارد و فعالیتهای روانی با فعالیت های فیزیولوژی نسبت و بستگی تام دارند ( اخته کردن مردان در سابق و بیرون آوردن تخمدان زنان دارای اثرات روحی فراوانی است که افسردگی بی حد و اختلال و تشویش افکار و سوء خلق و کم حوصلگی و امثال آن شمه ای از آن است . نظر « مارگریت مید » این است که بین زن و مرد از لحاظ آناتومی و فیزیولوژیکی تفاوتهائی وجود دارد و ممکن است تصور نمود که در وضع روانی و هوش آنها نیز مؤثر می‌باشد ؛ ولی اگر وزن مغز آنان را به نسبت قدشان بسنجیم ، در آن صورت متوجه خواهیم شد که از این لحاظ تناسب و هماهنگی بین آنان وجود دارد و لذا نظریه عدم تساوی در این خصوص را مردود دانسته است . ( این نظر به کیفیت دیگری مورد تأییدمان نیز واقع شده است .)
11- غلبه عواطف در زنان : روح عاطفی و احساس در زنان نسبت بمردان غلبه دارد . ظرافت جسمی آنان با دقت روحی آنها همبستگی تام دارد .
« تحقیق دیگری که بوسیله « ترمن و میلس » با هفت نوع تست های مختلف بعمل آمده ، این نتیجه حصل شده است که مردان بیشتر به کارهای جسمانی یا مغزی فوق العاده از قبیل دست زدن بکارهای خطیر مانند ابداع ، ابتکار ، اختراع ، مبارزه با طبیعت ، ایجاد حوادث ، کار در کارخانه و صنایع سنگین و غیره علاقه دارند و زنها بیشتر به کارهای خانه داری ، ارزشهای هنری و زیبائی ، سکون و آرامش ، مراقبت از کودکان ، سرگرمیها و کمک های اجتماعی و خیریه ، متمایل می‌باشند . »
« پیناتل » در کتاب جرم شناسی خود باین نکته اشاره نموده می‌گوید : « مدتها است که درباره وضع فیزیکی زن و مرد از نظر زیست شناسی بحث می‌شود . عقیده عمومی بر این است که مرد از این جهت قوی تر از زن است» . « کتله » با دقت کاملاً ریاضی حساب نموده و مدعی ات نیرومندی زن تقریباً نصف مرد است و از این بررسی چنین نتیجه گرفته است که بزهکاری زنان بایستی تا حدود نصف کمتر از بزهکاری مردان باشد ( در جرائمی که نیاز بیک نوع زور و قوه دارد » . بعضی از دانشمندان معتقدند که شرکت و همدستی زنان بزهکار در بزهکاری بعنوان شریک یا معاون جرم ، خیلی مهمتر و بیشتر از بزهکاری مردان در این زمینه است . زنان ، شرکت و معاونت را بر ارتکاب جرم ، به تنهائی ترجیح می‌دهند . بدیهی است رشد فیزیکی آنها بی تأثیر در نوع بزهکاری آنان نیست . در اینجا لازم است به تأثیر بلوغ ، قاعدگی ها ، آبستنی ، قطع قاعدگی و غیره که مختص زنان است و در بزهکاری و عدم بزهکاری آنان نیز مؤثر می‌باشد ، اشاره شود . نظر « سزار لمبروزو» این است که بزهکاری زنان از دوران بلوغ شروع و تا زمان قطع قاعدگی ادامه دارد . آنچه بالاخص در مورد زنان مهم است ، مسائل منافی عفت است . او میگوید : اخفاء اموال مسروقه ، سم دادن ، سقط جنین ، بچه کشی و غیره از جمله جرائمی است که یا مختص زنان است و یا آنان بیش از مردان مرتکب اهمال فوق می‌شوند.» (خاکپور ، 1354: 76-73)

مقایسه بزهکاری مردان و زنان
شکی نیست که در کل پدیده بزهکاری، نسبت بزهکاری زنان به مردان کمتر می‌باشد. و این رابطه در بین دختران و پسران بزهکار نیز جاری و ساری است. بدیهی است که این اختلاف در جوامع مختلف مانند تمام پدیده‌های اجتماعی تابع زمان و مکان بوده و بسته به فرهنگ و شرایط زندگی و اعتقادات مذهبی متفاوت است. مع الوصف، این رابطه در تمام جهان وجود داشته و آمارها و بیانگر بالا بودن سطح بزهکاری جنس مذکر نسبت به مونث است.
در فرانسه تعداد زنانی که در دادگاههای جنایی در سال 1968 محاکمه و محکوم شده‌اند تقریبا یک سیزدهم تعداد مردان محکوم در همان مراجع است( 95 نفر زن در برابر 1233 نفر مرد جنایتکار) و تعداد زنانی که در دادگاههای جنحه محکومیت پیدا کرده‌اند هشت برابر کمتر از تعداد مردان محکوم در آن دادگاهها بوده است ( 34919 نفر زن در برابر 259011 نفر مرد) این نسبت به رابطه با بزهکاران دختر بشرح زیر بوده است:
3605 نفر در برابر 43946 نفر، یعنی یک سیزدهم جرائم پسران، در آلمان غربی، در سال 1959 زنان جرم 16% کل مجرمین را تشکیل می‌دادند. در آمریکا نسبت دختران بزهکار نسبت به پسران حدود 15% می‌باشد. لازم به یادآوری است که این آمار نمی‌تواند معرف واقعیت بزهکاری زنان باشد، زیرا همانطوری که زیلیک( Seeling) جرم شناس اتریشی می‌گوید این ارقام از یک سو کم و بیش بستگی به شدت و ضعف رژیم کیفری نسبت به زنان در کشورهای مختلف دارد. در ممالکی که برای زنان احترام بیشتری قائل هستند و نسبت به آنان بیشتر یا رافت و مهربانی و ادب رفتار می‌شود و زنان بیشتر در حمایت مردان و پلیس قرار می‌گیرند مسلما در آن کشورها زنان کمتر محکومیت کیفری پیدا می‌کنند و از سوی دیگر صور مختلف زندگی اجتماعی زن را در کشورهای مختلف نباید از یاد برد. بزهکاری زنان نسبت به مردان نه تنها از نظر کمی و رقمی بلکه از جهت ویژگی انگیزه و جهت‌گیری این جرائم نیز متفاوت است. همانطوری که جرم شناسی فرانسوی می‌گوید بزهکاری زنان دارای اوصاف جنسی، عاطفی، و هورمنی می‌باشد. عمده بزهکاری زنان در امور جنائی بچه کشی است که رقم بالائی را در جرائم علیه اشخاص تشکیل می‌دهد و مردان معمولا بندرت دست به ارتکاب آن می‌زنند، آتش‌سوزی، پنهان نمودن تبهکاران، در جرائم کم اهمیت تر از بزهکاری جنائی می‌توان سقط جنین، افترا، و برای دختران سرقت در مغازه‌ها، و منازل همسایگان را نام برد. در جرائم فوق شرکت زنان به نسبت مردان بیشتر بوده و بعضی از آنها مثل سقط جنین، اصلی فقط خانمها می‌باشند و مردان در صورت مشارکت فقط زمینه‌سازی و معاونت را به عهده دارند.
توجیه اختلاف بین بزهکاری زنان و مردان به عناوین گوناگون صورت می‌گیرد. بعضی از متفکران آن را ناشی از تفاوت فیزیکی موجود بین این دو جنس دانسته و زنان را به علت ضعف نیروی بدنی و طبع ظریف و احساساتی بودن قادر به ارتکاب اعمال بزهکارانه مردان نمی‌دانند. بعضی از محققان چون لئوته معتقدند چون سیستم عصبی پسران در مراحل اولیه رشد از سیستم عصبی دختران بیشتر آسیب‌پذیر است و این امر احتمالا مربوط به هورمونهای این دو جنس است بنابراین یکی از علتهای بالا بودن درصد بزهکاری آنان نسبت به دختران است.
عده‌ای دیگر از دانشمندان چون ساترلند و کرسی اختلافات فاحش جرائم زنان و مردان را ناشی از اختلاف موقعیت اجتماعی این دو جنس دانسته و می‌گویند« در کشورهایی که مساوات بین زنان و مردان برقرار شد و زنان استقلال یافتند، مانند کشورهای اروپایی و آمریکایی شمالی، نرخ جنایی زنان خیلی به نرخ جنایی مردان نزدیک می‌شود.»
قطع نظر از عقاید این متفکران در رابطه با علت اختلاف بزهکاری بین دو جنس مخالف، می‌توان گفت، علت اصلی را نه تنها در شرایط اجتماعی جنس بلکه در تربیت خانوادگی دختران که عمدتا محجوب تر و در زندگی اجتماعی بخصوص در سنین جوانی کم دخالت‌تر از مردان می‌باشند و همچنین در مرحله ازدواج، مسئولیت‌پذیری شوهر و به عهده گرفتن مشکلات و مسائل زندگی باید دانست.
در عین حال ناگفته نماند که رقم بسیتر پائین بزهکاری زنان نباید باعث فریب گردد. چرا که بسیاری از جرائم ارتکابی بوسیله جنس مونث در بوته ابهام باقی و در آمار جنائی نمی‌گردد.
در پایان لازم است در مورد افزایش بزهکاری زنان در سالهای اخیر در کشورهای اروپایی یادآوری نماییم. اخیرا طبق مطالعات آماری درصد بزهکاری زنان بالاخص دختران در رابطه با بعضی از جرائم به شدت افزایش یافته است. این افزایش بیشتر مربوط به سرقت از مغازه‌ها گرفته تا شرکت در باندهای متشکل و سازمان یافته و فعالیت در سرقت بانک‌ها و قاچاق مواد مخدر می‌باشد.
غیر از تقسیم‌بندی‌های بیان شده بعضی از متفکرین انواع دیگری از بزهکاری مثل بزهکاری ‌ثروتمندان و فقرا، بزهکاری شهری و بزهکاری روستائی، و دیگر تقسیمات که بر مبنای جامعه‌شناسی و سایر علوم می‌باشد انجام داده‌اند که شرح تفصیلی آنها نیازمند بررسی دیگری است.

روسپی‌گری و انحرافات جنسی

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

روسپی‌گری و انحرافات جنسی از کهن‌ترین و با سابقه‌ترین کجرویهای بشری است که ردپای آن را می‌توان در طول تاریخ مشاهده کرد. تاریخ از انحرافهای جنسی و نقش آنها در زندگی اقوام و جامعه‌ها نشانه‌های بسیار در سینه دارد. فرو ریختن سنگ هلاک بر سر قوم لوط برای عذابی که آنان به جای زنان روابط جنسی با مردان داشتند و ویرانی شهر« سدوم» به دلیل فساد اخلاق و همجنس بازی را می‌توان در این باره ذکر کرد.

روسپی‌گری در گذرمان
در جامعه‌های باستانی، قدیمی‌ترین نوع روسپی‌گری شیوه‌‌ای بود که ارتباط نزدیک با مواضع اعتقادی داشت. مثلا مردم مصر و بابل بر این باور بودند که رابطه جنسی با یک کشیش موجب نزدیک شدن به خدا می‌شود. هر دوت می‌نویسد« زنان شهر بابل باید یک مرتبه به معبد زهره رفته مجانا و بالاعوض خود را تسلیم مرد بیگانه نمایند و اگر کسی پولی می‌داد باید آن وجه را به خزانه‌دار معبد بسپارند که به مصارف خیریه برساند» . در معبد ارمنستان «آکی لی زن» رسمی شایع بود که دوشیزگان به هنگام معینی از سالهای زندگی وارد معبد شده، خود را در اختیار مراجعان و خواهندگان قرار می‌دادند و این کار یک عمل مقدس و فریضه مذهبی محسوب می‌شد و ازدواج هر دوشیزه مستلزم گذران چنین دوره‌ای بود. زنانی که چهره‌ای زیبا داشتند زود از معبد باز می‌گشتند، ولی آنها که زشت بودند. مدتی مدید در آنجا می ماندند. بعضی از سه سال بیشتر آنجا انتظار می‌کشیدند.( باستانی پایزی، 327:1365 )
در یونان باستان روسپیانی بودند که بدانها« دوستان خوب» گفته می‌شد، روسپیانی که از طبقه بالای جامعه بودند و در مناطق مسکونی لوکس و مجلل متعلق به خود زندگی می‌کردند.
دموستن می‌نویسد که در جامعه یونان«از فواحش تمتع می‌بریم، با کنیزکان و زنان غیر مشروع خود در اوقات روز سلامت جسم خویش را تامین می‌کنیم، و زنانمان فرزندان مشروع برای ما می‌آورند و وفادارانه خانه‌هایمان را حفظ و حراست می‌کنند.» ( دورانت، 338:1367 )
در روم باستان روسپیان آزادی زیادی داشتند اما ملزم به پوشیدن لباسهای متمایزی از دیگر شهروندان بودند و نیز مجبور بودند موهای خود را به رنگ بور یا قرمز درآورند. رومیان نیز مانند یونانیان توسل مردان را به روسپیان به سهولت می‌بخشودند. این حرفه را قانون به رسمیت می‌شناخت، ولی آن را محدود کرده بود. فاحشه‌خانه به موجب قانون در خارج از حصار شهر قرار داشت و فقط شبها می‌توانست مشتری بپذیرد. روسپیان نام خود را توسط دستیاران دادستان در دفاتر ثبت می‌کردند و مکلف بودند به جای پیراهن بلند، جبه بپوشند و برخی از زنان نیز نام خود را به عنوان روسپی ثبت می‌کردند تا از مجازات قانونی کشف زنا بگریزند.
در هندوستان روسپی‌گری به طور کلی محدود به معابد بود. در هر معبد، گرهی از « زنان مقدس» وجود داشتند که کارشان در وهله اول رقصیدن و آواز خواندن و در برابر بتها، و شاید هم سرگرم کردن بر همنان بود. در معبد « راجه راجه» هندوستان، رسمی وجود داشت که به مرور ایام، جنبه تقدس پیدا کرد و آن رسمی بود که گاه و بی گاه، زنان متشخص، یکی از دختران خود را بدانها « دیوه داسی» می‌گفتند، وقف پیشه روسپی‌گری معابد می‌کردند.
مسیحیان روسپی‌گری را عملی شیطانی می‌دانستند. چنآنچه« سنت اگوستین» معتقد بود که بدترین کارها نظیر هتک ناموس ناشی از آن است که روسپیان راهی برای ارضای شهوت خود پیدا نمی‌کنند. « سن توماس آکیناس می‌گفت: « روسپی مانند لجن دریا و فاضلاب خانه است، اگر جلوی آن را نگیری خانه را به منجلاب می‌کشاند» ( دایره المعارف آمریکانا، جلد 22 صفحه 672)
امروزه، در دنیای غرب فرصت برقراری روابط جنسی بین افراد ازدواج نکرده به طور روز افزونی در حال گسترش است. در نیمه دوم قرن بیستم دو نوع نگرش در برخورد با روسپی‌گری وجود داشته است.
قانونی شدن و مشروعیت یافتن روسپی‌گری که در ارتباط با آن دولت موظف به صدور مجوز، اجرای آزمون اجباری از روسپیان، و محدود کردن روابط جنسی به مکانهای خاص است.
جرم نشناختن روسپی‌گری و حذف مجازات روسپیان.
روسپی‌گری در چنین کشورهایی را می‌توان به عنوان هسته اولیه گسترش بیماریهای مقاربتی دانست. هر چند پس از جنگ جهانی دوم با اشاعه روش های بهداشتی و استفاده از آنتی بیوتیک‌ها میزان بیماریهای آمیزشی به ویژه سیفلیس کاهش یافته. اما در سالهای اخیر شاهد افزایش برخی از انواع این نوع بیماریها هستیم. فزونی بسیار بیماریهای آمیزشی در دنیای صنعتی را می‌توان معلول عوامل چندی دانست:
1-آزادی بیش از پیش روابط جنسی.
2-گسترش بی رویه شهرنشینی و مهاجرت به مراکز پر جمعیت صنعتی.
3-افزایش تحرک جغرافیایی و مسافرت.
4-وضعیت بد اقتصادی و نداشتن حرفه و کار مشخص ( محسنی، 180:1353)
روسپی کیست؟ روسپی‌گری چیست؟
روسپی و روسپی‌گری به صورتهای متعدد تعریف شده تا آنجا که می‌توان گفت به تعداد نویسندگان و محققانی که در این باره نوشته و پژوهش کرده‌اند، تعریفهای گوناگون از آن ارائه شده است.
در کتاب پیرامون روسپی‌گری در شهر تهران، روسپی چنین تعریف شده است: « روسپی زنی است که از راه خد فروشی امرار معاش کند و جز این پیشه‌ای ندارد و تحت نظامات خاصی به این پیشه و کار خود ادامه می‌دهد». در تعریفی دیگر چنین آمده است: « روسپی زن یا دختری است که به خاطر پول و برای ارضای میل جنسی مرد به او تسلیم شود و در این کار از خود نه اختیار انتخاب داشته باشد و نه از نظر جنسی حظی ببرد.»
« ژان گابریل مانسینی» محقق فرانسوی نیز در تعریف فحشاء می‌گوید:« فاحشه زنی را می‌گویند که آزادانه و بی پروا در حالی که هیچگونه وسیله دیگری برای تامین زندگی ندارد به طور مداوم و مکرر با هر کس و به اولین پیشنهاد بدون رد یا انتخاب طرف، در مقابل دریافت وجه به عمل جنسی عادی تن در دهد. چون منظور اصلی و نهایی استفاده مادی است نه لذت.»
به یک تعبیر، فحشاء خرید و فروش روابط جنسی است و به عبارت دیگر، فحشاء عبارت از ایفای عمل جنسی با فرد دیگر در مقابل پرداخت پول است. روسپی ممکن است مرد یا زن باشد. ولی معمولا این عمل را به زنان نسبت می‌دهند، اما برخی اوقات مردان نیز برای مردان دیگر در نقش روسپی‌ ظاهر می‌شوند که بدان فحشاء مردانه می‌گویند. روسپیانی که امرار معاش یا تکمیل درآمدشان از راه روسپی‌گردی باشد، معمولا مایلند فعالیت جنسی را با اشخص که قادر به پرداخت پول بیشتری هستند، انجام دهند. با این همه، روسپیان بسیاری اوقات مجبور به رعایت مسائل بهداشتی، سنی و سلامتی و هم چنین ناگزیر به قبول معیارهای نژادی و قومی برای پذیرش مشتریان خود هستند.

جاذبه‌ها و خطرات روسپی‌گری
در دنیای غرب جاذبه اصلی روسپی شدن نیاز مالی است. بیشتر روسپیان به علت ناتوانی در به دست آوردن پول زیاد در مشاغل مشروع، مجبور به تغییر کار شرافتمندانه هستند. به علاوه، برخی از آنها معتاد به مواد مخدر شده، برای تامین مواد به پول نیاز زیادتری پیدا می‌کنند. گاه نیز شور و حال یک خوشگذرانی نامشروع ناشی از شب زنده داری و آزاد بودن از انظار عموم، برخی از زنان و مردان را به فحشاء سوق می‌دهد.
خطراتی که روسپیان با آن رو به رو می‌شوند، عبارتست از:
احتمال دستگیری توسط پلیس.
ابتلا به بیماری مقاربتی.
مورد بد رفتاری قرار گرفتن توسط مشتریان.
استثمار شدن به وسیله واسطه‌ها.
گذشته از این، مشروع نبودن روسپی‌گری گاه آنها را وارد دنیای تبهکاری می‌کند. در اکثر جوامع روسپیان به عنوان منفوران جامعه تلقی می‌شوند و خمین امر، بازگشت آنان را به زندگی عادی با مشکل مواجه می‌کند.

تعریف انحرافات جنسی
برای تعریف انحرافات جنسی ضابطه‌ای دقیق و جهانی در دست نیست و در این

دیدگاهتان را بنویسید