دانلود پایان نامه روانشناسی با موضوع حمایت اجتماعی

دانلود پایان نامه

موثرتر و برنامه ریزی اصولی و هدفمند برای روند درمانی و توانبخشی و مداخلات روانشناختی بیماران، تمرکز روی سبکهای مقابلهای، بر میزان بهبودی فرد و سازگاری و تطابق با بیماری تأثیرگذار است. سبکهای مقابلهای موثر آثار منفی استرس را کاهش میدهند و توانایی مدیریت استرسورهای محیطی و درونی با به کارگیری این رفتارها افزایش مییابد. در حالیکه سبکهای مقابلهای غیرموثر آثار منفی ناشی از استرس را افزایش میدهند. مقابله موثر منبع مهمی برای ایجاد احساس خوب بودن و سازگاری روانی در موقعیتهای استرسآور است و بر سلامت فیزیکی و روانی افراد تاثیر دارد (دیربی و توماس 2005). لذا بررسی و تشخیص عواملی که میتواند بر استراتژیهای مقابلهای (مسئلهمدار، هیجانمدار) بیماران تاثیر بگذارد، و بیماران را به سمت مقابله موثر با بیماری سوق دهد، از نظر جامعه شناسی پزشکی، امری ضروری و مهم است. تا علاوه بر اینکه جلوی پیشرفت این بیماری گرفته شود کیفیت زندگی این بیماران نیز افزایش پیدا کند. بطوریکه هم به وظایف و مسئولیتهای خود عمل نمایند و هم فرد مفیدی برای جامعه باشند. علاوه بر این، تمرکز بر اصلاح رفتار و تقویت سبک زندگی سالم و مقابله موثر با بیماری میتواند از میلیاردها دلاری که سالانه در زمینه سلامت و بیماری هزینه می‌شود پیشگیری کند.
1-4- هدف:
هدف کلی: تعیین عوامل روانی-اجتماعی موثر بر استراتژیهای مقابلهای در بیماران ام اس
اهداف جزئی:
تعیین رابطه بین پایگاه اقتصادی- اجتماعی و استراتژیهای مقابله‌ای در مبتلایان ام اس
تعیین رابطه بین شبکه روابط اجتماعی و استراتژیهای مقابله‌ای در بین مبتلایان ام اس
تعیین رابطه بین حمایت اجتماعی و استراتژیهای مقابلهای در بین مبتلایان اماس
تعیین رابطه بین احساس خودکارآمدی و استراتژیهای مقابلهای در بین مبتلایان ام اس
تعیین رابطه بین ادراک بیماری و استراتژیهای مقابلهای در بین مبتلایان ام اس
1-5- سوالات تحقیق:
آیا بین پایگاه اقتصادی-اجتماعی و استراتژیهای مقابلهای رابطه وجود دارد؟
آیا بین شبکه روابط اجتماعی و استراتژیهای مقابلهای رابطه وجود دارد؟
آیا بین حمایت اجتماعی و استراتژیهای مقابلهای رابطه وجود دارد؟
آیا بین احساس خودکارآمدی و استراتژیهای مقابلهای رابطه وجود دارد؟
آیا بین ادراک بیماری و استراتژیهای مقابلهای رابطه وجود دارد؟

فصل دوم:
مبانی و چهارچوب نظری

مقدمه
عوامل و زمینه های اجتماعی نقش مهمی در سلامت و بیماری ما ایفا میکنند. سلامت و بهزیستی، حتی از پیش از تولد و تا زمان مرگ، تحت تأثیر فرآیندهای اجتماعی قرار دارد. جایگاه اجتماعی والدین، بر فرصتهای زندگی در ارتباط با سلامتی و بهزیستی، تأثیر میگذارد. عوامل اجتماعی همچنین نقش مهمی در چگونگی مقابله افراد و یا جوامع با بیماریها ایفا میکنند. تأثیر عوامل اجتماعی بر راهبردهای مقابله، هم در سطح فردی و هم در سطح کلان اجتماعی صادق است (مسعودنیا، 1389: 18). در این فصل از تحقیق به نظریات مرتبط با موضوع و پیشینه پرداخته میشود، در ابتدا مبانی و چهارچوب نظری مرتبط با موضوع ارائه خواهد شد. سپس پیشینه تحقیق و کارهای انجام شده در این حوزه مورد بررسی قرار خواهد گرفت. پس از جمعبندی و تحلیل مطالعات و رویکردهای نظری به طراحی چارچوب نظری تحقیق خواهیم پرداخت و فرضیه های پژوهش را از آنها استخراج خواهیم کرد.
1-1- ادبیات نظری تحقیق
به منظور بررسی تاثیر عوامل روانی- اجتماعی بر استراتژیهای مقابلهای بیماران ام اس نظریههای مربوط به پایگاه اقتصادی اجتماعی، شبکه روابط اجتماعی، حمایت اجتماعی،خودکارآمدی و ادراک بیماری و همچنین استراتژیهای مقابلهای آورده میشود و برای تبیین این روند استفاده میشود.
1-2- پایگاه اقتصادی-اجتماعی:
اکثر جامعه شناسان معتقدند که در همه جوامع انسانی نابرابری وجود دارد. حتی در سادهترین فرهنگها، که اختلاف در ثروت و دارایی عملاً به چشم نمیخورد، نابرابری میان افراد وجود دارد. به عنوان مثال ممکن است فردی به واسطه دلاوری خاص، شکار یا از آن روی که گمان میرود دسترسی ویژهای به ارواح نیاکان دارد، منزلتی برتر از دیگران داشته باشد (گیدنز 1372: 219). هر چه افراد در یک جامعه بیشتر بتوانند از بختها و فرصتهای زندگی استفاده کنند از موقعیت و پایگاه بالاتری برخوردار میشوند. بنابراین تفاوتهای اقتصادی اجتماعی، علاوه بر پدید آوردن طبقات مختلف در جامعه، ایجاد یک نوع سلسله مراتب اجتماعی نیز مینمایند. طبقاتی در مراتب بالای اجتماعی قرار میگیرند و طبقاتی در سطح زیرین جامعه، که از کمترین فرصتهای زندگی برخوردارند. بنابراین هر جامعه از تعدادی سلسله مراتب عمودی ساخته شده است که مبنای هر یک از آنها مبتنی بر ارزشهای خاص است کسانی که در رده بالای این سلسله مراتب قرار دارند دارای منزلت اجتماعی بیشتر، نیروی بیشتر و قدرت بیشتر از کسانی هستند که در پایین سلسله مراتب قرار گرفتهاند (محسنی 1366: 548).
جامعه شناسان برای توصیف نابرابری از وجود قشربندی اجتماعی سخن میگویند. قشربندی را میتوان به عنوان نابرابریهای ساختارمند میان گروهبندیهای مختلف مردم تعریف کرد. قشربندی اجتماعی عبارت است از تقسیم مردم یک جامعه به دو یا چند قشر که هریک در جامعه نسبتاً دارای مرتبه همانندی هستند و هر قشر با سطح معینی از قدرت، ثروت و منزلت اجتماعی از دیگران متمایز میگردند (کوهن 1370: 178).
اگرچه تحقیقات اندکی راجع به تاثیر طبقه اجتماعی بر کیفیت ادارک بیماری انجام شده، اما نتایج پژوهشهای انجام شده، تاثیر طبقه اجتماعی را بر برخی جنبههای فرآیند رفتار بیماری نشان دادهاند. برای مثال، کاس نشان داده است که وجود علائم شرط کافی برای شکل‌گیری رفتار کمک جویی و مراجعه به پزشک نیست. وی از پاسخگویان خواسته بود علائم خاصی را که به آسانی تشخیص و مهم تلقی شده و نیازمند مراقبت پزشکی بودند را مشخص سازند. کاس دریافت که در مورد ادراک علائم، پاسخگویان طبقه I در مقایسه با طبقات اجتماعی II و III سطح بالاتری از تشخیص اهمیت علائم را بیان کردند (هولینگشید و ریدلیچ، 1953؛ به نقل از مسعودنیا، 1389).
در این راستا، کوهن و همکاران، با تأکید بر شیوه های تفکر طبقات مختلف اجتماعی در برخورد با علائم نشان دادهاند که طبقات بالای اجتماع، با تمایل به پذیرش چالشهای استرسزا، انگیزه موفقیت و تأکید بر برنامه ریزی به منظور نیل به اهداف آینده مشخص میشوند، در حالی که افراد طبقات پایین اجتماع، تمایلی به برنامه ریزی برای پیشرفت در آینده ندارند. دورگی ضمن تاکید بر تاثیر پذیری کیفیت ادراک بیماری از میزان دانش و آگاهی تندرستی، نشان داد که طبقات اجتماعی پایین از شیوه های تفکر کمتر انتزاعی و بیشتر عینی برخوردارند. این افراد بیشتر بر توصیف و محتوای موضوعات تاکید دارند، درحالیکه افراد طبقات اجتماعی بالا، بر تحلیل روابط متقابل بین موضوعات، سازمانهای سلسله مراتبی و روابط ابزاری میاندیشند و همین عامل منجر به ساختار تفکر سازمانیافتهتر و گرایش عقلانیتر آنان در ادراک دلایل و برایندهای بیماری میشود (مسعودنیا، 1384). در جوامع نوین سه شاخص برای بنیادی برای تشخیص پایگاه اقتصادی اجتماعی افراد وجود دارد که عبارتند از : درآمد، شغل و سطح تحصیلات (مهدوی، 1392).
1-2-1- درآمد و سلامت
درآمد با تامین نیازهای بهداشتی و از آن طریق سلامت افراد ارتباط تنگاتنگی دارد. بنابراین اگر بخواهیم درآمد را با سلامت مرتبط کنیم، با بالاتر رفتن درآمد، سطح سلامت نیز افزایش مییابد و رابطه مستقیمی بین این دو وجود دارد. درامد از طریق امکان دسترسی به امکانات و تجهیزات پزشکی و بهداشتی روی سلامتی افراد تاثیری خاص دارد، ولی همیشه رابطه درآمد و سلامت یک رابطه مستقیم نیست و آن بخش از درآمد که صرف آموزش و بهداشت میشود رابطه مستقیم با سلامت دارد.
1-2-2- تحصیلات و سلامت:
خودداری و مقاومت افراد طبقات پایین در ارتباط با مسائل مراقبتهای پزشکی را تنها نمیتوان از طریق شرایط اقتصادی تبیین نمود. به طور متوسط با افزایش سطح تحصیلات، درآمد نیز افزایش پیدا میکند. پس یک مقدار از تاثیر تحصیلات از طریق درآمد میباشد، ولی از طریق تحصیلات فرهنگ سلامت ارتقا پیدا میکند و اینکه افراد رفتارشان بیشتر موافق سلامت و بهداشت میشود و در سطوح بالاتر تحصیلات، دغدغه نسبت به سلامتی بیشتر است. ارتقای سطح سواد و تحصیلات از جنبههایی است که از طریق الگوهای فرهنگی و رفتاری مناسب میتواند بر سطح سلامت و بهداشت تاثیر داشته باشد (لوکاس و میر، 1388؛ به نقل از خانی 1390).
1-2-3- شغل و سلامت
شغل از دو طریق مستقیم و غیرمستقیم بر سلامت افراد تاثیر میگذارد. تاثیر مستقیم آن به ماهیت شغل که برخی مشاغل آسیبپذیریشان بیشتر و برخیها کمتر است، برمیگردد. تاثیر غیرمستقیم شغل بر سلامت به سبب آن است که محیط زندگی و به تبع آن سطح زندگی افراد در مشاغل مختلف متفاوت است. برخی از مشاغل هستند که که توام با هیجان و استرس است که خواه ناخواه روی سلامتی افراد تاثیر میگذارد و در این میان مشاغل آموزشی مطلوبیت خاصی دارند (محسنی، 1382). بر این اساس در تحلیل رابطه شغل و سلامت باید به دو عامل خطرات شغلی و روش و عادات زندگی توجه داشته باشیم (حسینی، 1386)
2-3- پیوندهای اجتماعی و حمایت اجتماعی
در علم پزشکی ثابت شده که مواجهه با رویدادهای استرسزای طولانی مدت سبب تغییرات شیمیایی در بدن خواهد شد. این تغییرات سیستم ایمنی بدن را تضعیف میکنند و در نتیجه، افراد نسبت به بیماری آسیبپذیرتر میشوند. اما با این وجود، بسیاری از محققان بر عواملی تأکید دارند که توانایی افراد در مقابله با استرس را افزایش میدهند از جمله این عوامل، داشتن روابط اجتماعی، شبکه های اجتماعی و کسب حمایت اجتماعی از دیگران است (تیلور، 1997؛ به نقل از خانی، 1391).
مفهوم شبکه روابط اجتماعی برای توصیف مجموعه پیچیده روابط بین افراد بهکار میرود. در این بیان جامعه چیزی بیش از افراد و روابط اجتماعی نیست (کامران و ارشادی 1388). افراد برای دستیابی به اطلاعات، منابع و موقعیتها به روابط شخصی و نزدیکان خود متکی هستند این روابط شبکه اجتماعی فرد را تشکیل میدهد. از دیدگاه نظریه شبکه، کنشگران میتوانند آدمها باشند اما گروه ها، اصناف و جوامع را نیز میتوان کنشگر به شمار آورد. شبکه اجتماعی یا منبع تولیدکننده سرمایه اجتماعی، ترکیبی از کنشگران و روابط بین آنهاست (مرزبان و قلیجان، 1388). باری ولمن به عنوان یکی از نظریهپردازان سرمایه اجتماعی شبکه، بحث گسترده ای در مورد حمایت اجتماعی در شبکه های اجتماعی داشته است. از نظر وی افراد کمکها و حمایتهای متنوعی را از اعضای شبکهشان دریافت میکنند. پیوندهای گوناگونی در جوامع امروزی، حمایت اجتماعی مختلفی را برای اعضای شبکه فراهم میسازد. بنابراین، تنوع روابط، طیف وسیعی از حمایتهای متنوع را برای افراد فراهم میآورد. حمایتهای اجتماعی افراد را قادر میسازد، تا توانایی رویارویی با مشکلات روزمره زندگی و بحران‌های زندگی را داشته باشند و به خوبی آنها را سپری کنند. به نظر ولمن منبع حمایت و اینکه چه نوع پیوندهایی چه نوع حمایتی را فراهم میکنند از اهمیت بسزایی برخوردار است (ولمن، 1992؛ به نقل ازباستانی و همکاران،1386). آرای ولمن به خوبی سازوکار تأثیر عضویت در شبکه های اجتماعی بر دریافت حمایتهای اجتماعی متنوعتری را نشان میدهد. از نظر وی زمانی که فرد به برقراری ارتباط با انواع شبکه های اجتماعی میپردازد قادر خواهد بود کمکها و حمایتهای متنوعی را از اعضای شبکهاش دریافت کند. انواع این حمایتها بر سلامت تأثیر خواهد داشت. هر چه اندازه و تراکم شبکه وسیعتر باشد امکان دستیابی فرد به منابع متنوعتر حمایتی بیشتر میشود، در عین حال عضویت در شبکه های ناهمگون سبب خواهد شد فرد با افراد غریبهتر و متفاوتتری آشنا شود که خود عاملی در جهت بهره مندی او از منابع و حمایتهای متنوعترخواهد شد (سارافینو؛ به نقل از میرزایی، 1384).
به نظر ولمن در عصر حاضر نوعی تشویش و نگرانی نسبت به اجتماع وجود دارد و افراد در دنیای مدرن همواره در هراس بودهاند که مبادا اجتماع آنان را طرد کند و یا با تنهایی و بیگانگی مواجه گردند. بخش عمده این نگرانی در عصر جدید از نوعی تفکر و ادراک خاص این دوران و تغییر ماهیت شبکه های اجتماعی و اجتماعات فردی نشأت میگیرد. اجتماعات فردی معاصر، پراکنده، رها شده و نامتراکم میباشند و افراد در گروه های چندگانه و مورد علاقه خود عضویت دارند و حمایتهای اجتماعی مختلفی را از اعضای شبکهشان دریافت میدارند. بنابراین میتوان چنین نتیجهگیری کرد که عضویت در شبکه های متراکم، بزرگ، ناهمگون و نامتجانس، همگی سبب افزایش میزان حمایتهای دریافتی فرد از اعضای شبکهاش شده و امکان بالا رفتن سطح سلامت را فراهم میآورد. مسئله اصلی در دیدگاه شبکه، روابط است و واحد تشکیل دهنده ساخت جامعه، شبکه های تعاملی هستند. ساخت اجتماعی به عنوان یک شبکه از “اعضای شبکه” و مجموعهای از “پیوندها” که افراد، کنشگران یا گروه ها را به هم متصل میسازد، تشکیل شده است. اعضای شبکه میتوانند افراد، گروه ها، نهادها، موجودیتهای حقوقی، و یا سازمانها و … باشند (ولمن، 1992؛ به نقل از باستانی، 1386). روابط و پیوندهای اجتماعی کارکردهای مختلفی دارند. این کارکردها معمولاً در دو سطح فردی و جمعی مطرح هستند:
الف- اولین سطح، سطح فردی شبکه اجتماعی است که برای فرد کارکردهایی دارد و برای او مفید است در سطح فردی، شبکه روابط فردی وسیله مهمی است تا میزان حمایت روحی و روانی دیگران از فرد اندازهگیری شود. براساس دیدگاه شبکه اطرافیان شخص، معمولاً کسانی هستند که به زندگی او معنا میبخشند هنجارهایی را که او با آنها رفتارش را تنظیم میکند حفظ میکنند و او را در برابر جهان غیر شخصی فراسویش محافظت مینمایند. به عقیده وارن، شبکه های اجتماعی میتوانندنقش مهمی در رفع نیازهای فیزیکی، روانی، اجتماعی و اقتصادی ایفا نمایند و اعضای شبکه میتوانند کمبودهای فردی را در زمینه خاستگاه خانوادگی و توانایی فردی تا حدود زیادی برطرف سازند و در تعیین ظرفیت شبکه برای تأمین منابع فرد، ویژگی ساختاری شبکه، نظیر حجم پیوندها و نوع اعضا، نقش مهمی را ایفا میکنند ( کراول، به نقل از افروز؛ 1388: 20).
ب-بعد دیگر شبکه اجتماعی، سطح جمعی است که دارای فواید برای کل جامعه است. در این سطح از شبکه روابط اجتماعی، هرچه امداد رسانی داوطلبانه در ابعاد مختلف معرفتی مثل مشاوره، راهنمایی و آموزش یا ابعاد مادی مثل کمک اقتصادی و همچنین ابعاد عاطفی مثل همدردی و یا منزلتی مثل اعاده کرامت انسانی، بیشتر باشد به همان نسبت میزان محرومیت اجتماعی، خودکشی، یأس اجتماعی، استثمار اجتماعی و میزان انفعال اجتماعی در جامعه کاهش خواهد یافت (چلبی، 1375: 158).
ویژگیهای شبکه اجتماعی فردی عبارتند از:
1-اندازه شبکه: تعداد افرادی که در شبکه وجود دارند و با فرد در ارتباط میباشند، اندازه شبکه را میسازند.
2-تراکم شبکه: این که اعضای شبکه چقدر با هم ارتباط دارند و همدیگر را میشناسند.
3-قدرت ارتباط: شامل صمیمیت، تعداد رابطه و متقابل بودن رابطه میشود.
4-تجانس: تجانس به این معناست که اعضای شبکه تا چه حد با فرد مشابهت دارند که این تشابه از نظر شکلی، سنی، جنس و … میباشد.
5-مجاورت و تماس: سطح کنش متقابل در یک اجتماع فردی را اندازهگیری میکند و این که اعضای اجتماع چگونه با یکدیگر تماس و ارتباط برقرار میکنند و آنها واقعاً تا چه اندازه با یکدیگر در تماس هستند.
6-تماس: شبکه های فردی ترکیبی از خانواده، خویشاوندان، دوستان، همکاران و همسایهها میباشد (افروز، 1388: 23).
حمایت اجتماعی به مراقبت، محبت، عزت، تسلی و کمکی که سایر افراد یا گروه ها به فرد ارزانی میدارند گفته میشود. این حمایت را ممکن است منابع گوناگونی مانند همسر، نامزد، خانواده، اقوام، دوستان، همکاران، پزشک یا سازمانهای اجتماعی به عمل آورند. کسانی که از حمایت اجتماعی برخوردارند، احساس میکنند کسی دوستشا

دیدگاهتان را بنویسید