دانلود پایان نامه روانشناسی با موضوع حمایت اجتماعی

مکانیزمهای دفاعی مانند انکار یا جابهجایی برای حفظ احساسهای ناخوشایند خود نسبت به موقعیت استفاده کنیم (منشئی، 1376). غلبه هیجانمدار به کنترل واکنشهای هیجانی ناشی از عامل روانی فشارزا میپردازد. برای مثال دانشجویی که با لطیفهگویی یا کم اهمیت جلوه دادن آزمون پایانترم سعی در کاهش تنش میکند، روش غلبه هیجانمدار را به کار میبرد. اجتناب و انکار از راهبردهای رایج در شیوه غلبه هیجانمدارند، در روش اجتناب شخص میکوشد از عامل روانی فشارزا دوری کند. برای نمونه مادری که کودکش به بیماری درمانناپذیر دچار شده است، برای اجتناب از ناراحتی ناشی از عیادت فرزند ساعتها در دفتر خود به کار میپردازد. در روش انکار فرد میکوشد با نادیده گرفتن عامل روانی فشارزا به گونه ذهنی از آن بگریزد. مثلاً، شخص ممکن است تشخیص پزشک مبنی بر داشتن سرطان را نادرست بپندارد و آن را انکار نماید. چنین به نظر میرسد که شیوه های سالم غلبه هیجانمدار نیز وجود دارند، مانند کارکردن، کارهای ذوقی، ورزش کردن، فنون آرمیدگی، بذلهگویی نیز یکی ازشیوههای موثر غلبه هیجانمدار میباشد.
ژان (2002) نشان دادند که اشخاصی که بیشتر از استراتژی مقابلهای هیجانمدار استفاده میکنند بیشتر احتمال دارد که آشفتگی روانی را نسبت به آنهایی که از استراتژی مقابلهای مسئلهمدار استفاده میکنند تجربه کنند. نتایج مشابهی توسط پاکنهام و همکاران، همچنین توسط هیکی و گرین بدست آمد که نشان دادند این امر هم برای مردان و هم زنان مبتلا به ام اس صحت دارد. پاکنهام دریافت که سازگاری با اتکای بیشتر به مقابله مسئلهمدار و اتکای کمتر به مقابله هیجانمدار و نیز ناتوانی رابطه دارد. اگرچه ممکن است بین سطوح ناتوانی و نوع مقابله رابطه وجود داشته باشد استراتژی مقابلهای مسئلهمدار در مراحل مختلف بیماری مفید است (ماریتا و مک کیب، 2005).
2-6- پیشینه تحقیق:
2-6-1- تحقیقات داخلی:
مسعودنیا و همکارانش در تحقیقی تحت عنوان ادراک بیماری و استراتژیهای مقابله در بیماران آرتریت روماتوئید در سال 1387 به این نتیجه رسیدند که که بین دو متغیر ادراک بیماری، و استراتژیهای مقابله با آرتریت روماتوئید، همبستگی مثبت معناداری وجود دارد به این ترتیب که پذیرش یک استراتژی مقابله به ادراکات و باورهای مرتبط با بیماری بستگی دارد.
باستانی و همکارانش پژوهش تحت عنوان بررسی میزان تنش درک شده در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در سال 1388 انجام دادند که در این پژوهش میانگین سنی زنان (33.6) سال، اکثریت آنان متأهل (63.5)، با تحصیلات دیپلم و دانشگاهی (75.7 درصد)، خانهدار (65.8 درصد)، با وضعیت اقتصادی متوسط (76.7 درصد)، بودند میانگین ابتلا به بیماری اماس به مدت 5 سال تجربه و حداقل یک بار بستری در بیمارستان را داشتند که غالباً (79.8 درصد) از حمایتهای اجتماعی بهرهمند نبودند. به علاوه بیش از نیمی از زنان مورد مطالعه (53.7 درصد) دارای تنش درک شده بالا و بقیه دارای تنش درک شده پایین بودند.
مرقاییخویی و همکارانش در سال 89 مطالعهای تحت عنوان بررسی عملکرد جنسی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس مراجعه کننده به انجمن اماس ایران در تهران انجام دادند. این مطالعه توصیفی در سال 1389 بر روی 132 زن متأهل مبتلا به اماس مراجعهکننده به انجمن اماس ایران درتهران به روش در دسترس انجام شد.نتایج حیطه عملکرد جنسی و کیفیت زندگی نشان داد که شایعترین مشکل جنسی زنان مبتلا به اماس، اختلال ارگاسم است. بین مشکلات ارگاسم بیماران ودو حیطه ترکیبی سلامت روحی روانی وسلامت جسمی وکیفیت زندگی ارتباط معنیداری مشاهده شد. نتیجه اینکه مشکلات جنسی با کیفیت زندگی زنان با اماس ارتباط دارد.
گلدوست و همکاران در تحقیقی تحت عنوان طراحی و ارزشیابی برنامه آموزشی کنترل استرس بر بهبود عملکرد بیماران مولتیپل اسکلروزیس مبتنی بر مدل بزنف در سال 1390 به این نتیجه رسیدند که قبل از مداخله دو گروه ازنظر متغیرهای اجزای مدل بزنف (نگرش، نرمهای انتزاعی، عوامل قادرکننده، عملکرد) تفاوت معنیداری با هم نداشتند اما پس از مداخله آموزشی میانگین نمره مربوط به متغیرهای اجزای مدل بزنف در گروه مورد نسبت به گروه شاهد عملکرد بهتری در خصوص انجام رفتارهای مدیریت استرس داشت. بنابراین آموزش راهکارهای کنترل استرس در بیماران اماس با بهره گرفتن از مدل بزنف موثر بوده و در این بیماران ضروری به نظرمیرسد.
زندیپور تحقیقی تحت عنوان درمان کلنگر وکیفیت زندگی بیماران اماس در سال 1391 انجام داد. هدف از این پژوهش مشخص کردن ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی بیماری اماس به منظور جلب توجه با بهره گرفتن از مداخلات تیمی بینرشتهای و درمان کلنگر است، زیرا این بیماری مشکلات جسمی، روانی، شخصی، اجتماعی، اقتصادی و … متعددی را برای شخص ایجاد کرده بود و کیفیت زندگی او را مختل میکند. نتایج نشان داد تفاوت بیماران شاغل و غیرشاغل، جز در مقیاس حمایت اجتماعی در کلیه زیر مقیاسها معنادار است. افراد مجرد و متأهل درنمره کل سلامتروان و مقیاس حمایت اجتماعی با یکدیگر تفاوت معناداری ندارند، لیکن در سایر مقیاسها متفاوت هستند. وضعیت اقتصادی و تحصیلی برتر عامل موثری در داشتن احساس و ادراک بهتر نسبت به کیفیت زندگی است.
حقیقت و همکارانش در پژوهشی تحت عنوان رابطه بین خودکارآمدی مربوط به درد و شدت درد در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در سال 1390 نتیجهگیری کردند که بین خودکارآمدی مربوط به درد و شدت درد ادراک شده در بیماران مولتیپل اسکلروزیس رابطه منفی معناداری مشاهده شد. تحلیل مانوا نیز نشان داد که در نوع پیشرونده ثانویه، بیشترین میزان شدت درد و کمترین میزان خودکارآمدی مربوط به درد گزارش شده است. نتیجه اینکه عوامل روانشناختی نیز در تجربه شدت درد موثرند.
مدنی و همکارانش پژوهشی تحت عنوان تأثیر برنامه خودمراقبتی بر میزان بکارگیری روش های مقابلهای توسط بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در سال 84 انجام دادند. بعد از اجرای برنامه خودمراقبتی توسط بیماران مبتلا به اماس، در میزان بکارگیری روش های مقابلهای مسئلهمدار، افزایش و در بکارگیری روش های مقابلهای هیجانمدار کاهش معنیداری ایجاد شد. افزایش بکارگیری روش های مقابلهای مسئلهمدار بعد از مداخله از نظر آماری معنیدار نبود. میانگین امتیاز بکارگیری روش های مقابلهای هیجانمدار از 81.61 قبل از مداخله به 64 بعد از مداخله کاهش یافت. همچنین کاهش معنیداری در میزان علائم اماس بعد از مداخله نسبت به زمان قبل از آن ایجاد شد. بنابراین اجرای برنامه خودمراقبتی در کاهش بکارگیری روش های مقابلهای هیجانمدار توسط بیماران ام اس موثر میباشد.
2-6-2- تحقیقات خارجی:
کریستنسن و همکارانش درسال 2008 مطالعه ای تحت عنوان تاثیر پایگاه اقتصادی اجتماعی بر استراتژی‌های مقابله ای دریافتند که بیماران با پایگاه اقتصادی اجتماعی پایین کمتر از سبک مقابله ای مسئله مدار استفاده میکنند.
ماریتا و همکارانش در سال 2003 پژوهشی تحت عنوان مقابله و سازگاری در بین بیماران ام اس انجام دادند که در آن تاثیر شدت و دوره بیماری و همچنین سطوح حمایت اجتماعی بر استراتژیهای مقابلهای بررسی کردند و نتیجهگیری کردند که بیماران اماس که کمتر احتمال دارد سبک های مقابلهای مسئلهمدار و رفتارهای جستجوکننده حمایت اجتماعی اتخاذ کنند سطوح ضعیفتری از سازگاری روانی را در همه ابعاد نشان دادند.
پلومار لور در پژوهشی تحت عنوان فقر، حوادث استرسزای زندگی و استراتژیهای مقابلهای در سال 2008 نشان داد که افراد غیر فقیر بیشتر روش های مقابلهای مسئلهمدار استفاده میکنند در صورتی که افراد فقیر بیشتر استراتژی مقابلهای هیجانمدار استفاده میکنند.
فولکمن و موسکوویتز (2000)، در باره شیوه های مقابلهای به این نتیجه رسیدند که کسانی که از شیوه های مقابلهای مسئلهمحور استفاده میکنند، به طور ملاحظهپذیری مشکل را به اجزاء کوچکتر و کنترلپذیرتر تجزیه میکنند، در جستجوی اطلاعات و ملاحظه شقوق مختلف مشکل و هدایت اعمال هستند در حالیکه استراتژیهای مقابلهای هیجانمدار اظهارات هیجانی به صورت اجتناب، انزوا، سرکوب و کنارگذاردن ظهور پیدا میکند.
دیربی و توماس در 2005 در تحقیقی گزارش کردند که استفاده از شیوههایی نظیر دوری از مسئله، کنارهگیری اجتماعی، انتقاد از خود و امثال این موارد بر عملکرد و سلامت روان فرد تاثیر منفی داشته و منجر به افسردگی و اضطراب میشود برعکس استفاده از شیوههایی نظیر حل مسئله، تکیه بر حمایت اجتماعی و ابراز هیجانات، افراد را به سازگاری نزدیک میکند.
2-6-3- نقد و ارزیابی تحقیقات پیشین
تأکید اغلب مطالعات انجام شده در ایران در زمینه بیماری اماس بر شیوع بیماری، کیفیت زندگی و اضطراب و افسردگی انجام شده و بیشتر این تحقیقات در حوزه روانشناسی و پزشکی و توانبخشی صورت گرفته و لذا پژوهشی که به طور خاص در حیطه جامعهشناسی (جامعهشناسی پزشکی) انجام گرفته شده باشد و همچنین تأثیر عوامل روانی-اجتماعی موثر بر سبکهای مقابلهای بیماران ام اس را بررسی کند وجود ندارد.
2-7- خلاصه نظریهها:
مطالعات کاس، کوهن و دورگی نشان دهنده آن است که موقعیت اجتماعی پایین و انزوای اجتماعی می تواند علت استرس ها باشد و به تاثیرات بهداشتی نامطلوب بینجامد. برای مثال مطالعات کاس نشان داده است که وجود علائم شرط کافی برای شکل‌گیری رفتار کمک جویی و مراجعه به پزشک نیست. و دورگی نیز نشان داد که نشان داد که طبقات اجتماعی پایین از شیوه های تفکر کمتر انتزاعی و بیشتر عینی برخوردارند. درحالی که افراد طبقات اجتماعی بالا، بر تحلیل روابط متقابل بین موضوعات، سازمانهای سلسله مراتبی و روابط ابزاری میاندیشند و همین عامل منجر به ساختار تفکر سازمانیافتهتر و گرایش عقلانیتر آنان در ادراک دلایل و برایندهای بیماری میشود.
از نظر ولمن زمانی که فرد به برقراری ارتباط با انواع شبکه های اجتماعی میپردازد قادر خواهد بود کمکها و حمایتهای متنوعی را از اعضای شبکهاش دریافت کند. انواع این حمایتها بر سلامت تأثیر خواهد داشت. هر چه اندازه و تراکم شبکه وسیعتر باشد امکان دستیابی فرد به منابع متنوعتر حمایتی بیشتر میشود. به نظر ولمن حمایتهای اجتماعی انواع مختلفی دارند. او بر شش نوع حمایت تأکید میکند که عبارتند از: حمایت عاطفی، حمایت مالی، حمایت اطلاعاتی، حمایت خدماتی و کاری، حمایت مصاحبتی و حمایت مشورتی، که هر کدام از این حمایتها از هریک از اعضای شبکه دریافت میشود.
بندورا معتقد است که باورهای خودکارآمدی بر طرز تفکر افراد، چگونگی رویارویی با مشکلات و ناتوانیها، سلامت هیجانی، جسمانی، تصمیم‌گیری و مقابله با استرس تاثیر میگذارد. ادراک خوداثربخشی یک سازوکار شناختی است که فرد را قادر به رویارویی با مشکلات، نقص ها و ناتوانی ها و انزوا و تنهایی میسازد.
لونتال به عنوان نظریه پرداز ادراک بیماری اذعان میدارد که بازنمایی بیماری، به مثابه یک فیلتر و یا طرحواره تفسیری، با توجه به منابع اطلاعاتی موجود در باره بیماری و اینکه این بازنمایی چگونه واکنش به بیماری و درمان آن را هدایت میکنند، عمل میکنند. مهیر و همکاران (1985) در پرتو مدل خودگردانی، نشان دادند که کنشهای مرتبط با تندرستی، نظیر شیوه های مقابله، از ادراکات بیماری مشتق میشوند.
لازاروس و فولکمن کارکردهای مقابله را با تشخیص دو نوع کلی مقابله، یعنی مقابله هیجانمدار و مقابله مسئلهمدار توضیح میهند. هدف مقابله هیجانمدار، کنترل واکنشهای هیجانی نسبت به موقعیت استرسزاست. از سوی دیگر، رویکردهای شناختی به این امر مربوط میشوند که افراد چگونه درباره موقعیت استرسزا میاندیشند. برای مثال، براساس یک رویکرد شناختی، افراد سعی میکنند تا معنای موقعیت استرسزا را تغییر دهند. کارولین و همکاران در مورد شیوه های مقابلهای به این نتیجه رسیدند که کسانی که از شیوه های مقابلهای مسئلهمدار استفاده میکنند به طور قابل ملاحظهای مشکل را به اجزای کوچکتر و قابل کنترل تجزیه میکنند و در جستجوی اطلاعات و ملاحظه شقوق مختلف مشکل و هدایت اعمال میباشند. در حالی که در استراتژی مقابلهای هیجانمدار اظهارات هیجانی به صورت اجتناب، انزوا، سرکوب و کنارگذاردن ظهور پیدا میکند.
2-3-8- فرضیات پژوهش:
1- بین پایگاه اقتصادی-اجتماعی و استراتژی‌های مقابله‌ای بیماران ام‌اس رابطه وجود دارد.
2- بین شبکه روابط اجتماعی و استراتژی‌های مقابله‌ای بیماران ام‌اس رابطه وجود دارد.
3- بین حمایت اجتماعی و استراتژیهای مقابلهای رابطه وجود دارد.
4- بین احساس خودکارآمدی و استراتژی‌های مقابله‌ای بیماران ام‌اس رابطه وجود دارد.
5- بین ادراک بیماری و استراتژی‌های مقابلهای بیماران ام‌اس رابطه وجود دارد.
فصل سوم:
روش شناسی
مقدمه:
آزمون فرضیه های تحقیق، پاسخ به سوالها و تحقق هدفهای تحقیق به امکانات، ابزارها و روشهایی نیاز دارد که میبایست قبل از آغاز بررسی تجربی، تدوین و تنظیم شده باشند. بعد از طرح مبانی نظری تحقیق و استخراج فرضیاتی از آن در فصلهای پیشین، زمان بررسی تجربی فرضیات و آزمون آنها با داده ها میرسد. اگر نظریه در فرآیند تحقیق به پژوهشگر مدد میرساند و به او کمک میکند تا مشاهداتش را هدایت کند، ارزیابی نظریهها و تأئید یا اصلاح آنها هم در پرتو بررسیهای تجربی و مشاهدات علمی صورت میگیرد؛ لذا با بررسی تجربی آنچه که به طور نظری مطرح شد وارد مرحله تجربی و آزمون فرضیه های تحقیق میشویم. ورود به این مرحله از پژوهش به امکانات، ابزارها و روشهایی نیاز دارد که باید پیش از آغاز بررسی تجربی، تدوین و تنظیم شده باشند. در هر پژوهش به ناچار باید شیوه های خاصی برای بررسی تجربی فرضیات برگزیده شود و از ابزارهای اندازهگیری معینی مدد گرفته و آزمونهای خاصی بکار گرفته شود. از اینرو فصل حاضر به روش تحقیق اختصاص یافته است، که در آن نوع تحقیق، ابزارهای اندازهگیری، جامعه آماری، شیوه نمونهگیری و حجم نمونه و شیوه گردآوری اطلاعات معرفی، و مفاهیم اصلی به کار رفته در پژوهش از جنبه نظری و عملی تعریف میگردد تا هم تناسب روش کار با موضوع پژوهش مشخص شود و هم تصویر کلی از نحوه بررسی واقعیت به دست آید.
3-1- روش و نوع تحقیق:
از آنجا که پدیده های اجتماعی- انسانی بسیار پیچیده و چند بعدی و روش های آنها نیز متعدد است، محقق باید با توجه به ویژگیهای خاص پدیده مورد مطالعه روش تحقیق مناسبی برگزیند تا بتواند هر چه بهتر به مطالعه آنها بپردازد.
از نظر کنترل شرایط تحقیق و به لحاظ محتوی، روش اصلی این تحقیق از نوع پیمایشی است. به این معنا که محقق بر شرایط تحقیق به لحاظ ورود متغیر مستقل تسلط ندارد و به لحاظ محتوی شرایط فعلی را بررسی میکند تا مسائل جاری در پرتو آن روشن شود. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی است، یعنی اینکه نتایج حاصل از آن در رفع نیازها و حل مشکلات و مسائل خاص در موقعیتهای واقعی به کار خواهد آمد. از نظر نوع دامنه، تحقیق از نوع خرد میباشد، زیرا واحد تحلیل در اینجا فرد است. این کار از نظر وسعت از نوع مطالعات پهنانگر است یعنی محقق صفات مشخصی را بر روی گروه وسیعی از افراد جامعه بررسی میکند.
3-2- ابزار گردآوری داده ها:
با توجه به ماهیت تحقیق که از نوع پیمایشی است داده ها با بهره گرفتن از تکنیک پرسشنامه ساختیافته گردآوری میشود در پرسشنامه از سه دسته سوال استفاده شده است. سوالات دسته اول دربرگیرنده پرسشهایی است که به سنجش متغیر وابسته تحقیق یعنی استراتژیهای مقابلهای میپردازد. سوالات دسته دوم به جمعآوری اطلاعات و سنجش متغیرهای مستقل (پایگاه اقتصادی اجتماعی، شبکه روابط اجتماعی، حمایت اجتماعی، خودکارآمدی و ادراک بیماری) میپردازد و سوالات دسته سوم، سوالات زمینهای یا همان شناسایی هستند که در قالب آن متغیرهایی چون سن، جنس، وضعیت زناشویی مورد پرسش قرار خواهند گرفت. در این پژوهش از پرسشنامه استاندارد سبکهای مقابلهای لازاروس و فولکمن (1991)، با ضریب آلفای کرونباخ 84/0و پرسشنامه محقق ساخته حمایت اجتماعی بیماران مزمن خداپناهی (1388) با ضریب آلفای کرونباخ 97/0 و پرسشنامه

دیدگاهتان را بنویسید