دیدگاه های جور واجور در مورد دلیل شناسی جرم

دیدگاه های جور واجور در مورد دلیل شناسی جرم

نظریه اختلاف

در این نظریه، وجود ارتباط بین گروه های حریف در جامعه روش زوم شده و جرم دوری نا پذیره.

طبق این نظریه، جرم حاصل شرایط کلیه و از روش کاربرد قوانین خاصی که به وسیله گروه مسلط تهیه شده، واسه حفظ نظم اجتماعی و جایگشت[1] قدرت ساخته میشه، هر چند جرم واسه این گروه مزاحمت بوجود میاره، اما به تحقق اهداف اونا کمک می کنه. به خاطر این در این دیدگاه نظم موجود در جامعه، نظم هنجاری نیس و قانون شکنی و یا نقض هنجارایی که به وسیله صاحبان قدرت تهیه شده، نماد مقاومت و جنگ طلبی سیاسیه و جرم هم به همین خاطر تببین می شه (سلیمی و داوری، 1380).

نظریه دو فرایندی

اولین کاربرد نظریهای یادگیری در قلمرو جرم از نظریه دو فرایندی مور- میلر استخراج شده. در این الگو علامتایی که با تنبیه هم میگن به شکل محرکای شرطی در میان و جلوتر حالت ترس یا اضطراب رو در فرد بر می انگیزند. این حالتای هیجای به عنوان یک کشاننده متنفر کننده، عمل میکنن و طبق فرار عملی یا رفتار اجتنابی کاهش پیدا میکنن. در همین چارچوب، تانگ بیان می داره که رفتار مجرمانه می تونه در عین حال از اضطراب شرطی شده بیش از اندازه و یا از نا رسایی اضطراب ناشی شه. این روی آورد بر تفاوتای فردی در پاسخدهی خود مختار به معنی عامل اصلی تغییر رفتار ضد اجتماعی تاکید دارن.

تراسلر کاربرد جامعتری از این نظریه رو در قلمرو رفتار مجرمانه ارائه میده و این رفتار رو نتیجه شکست مراحل اجتماعی شدن می دونه.از دیدگاه این مولف، اجتماعی شدن از راه شرطی شدن ترس در برابر محرکایی که قبل از جواب تنبیه شده قرار دارن . جواب بازدارنده رو رو به وسیله یادگیری اجتنابی بر می انگیزند، گسترش می یاید (ابوالمعالی، 1389).

نظریه کنترل اجتماعی

یکی از عقیده ها مطرح در جامعه شناسی که کاربرد زیادی در زندان و مباحث دور و بر اون داره، نظریه یا نظریاتیه که به کنترل اجتماعی[2] معروفیت پیدا کردن.

مطلب مشابه :  هوش هیجانی  و معنی توانایی ذهنی

فرضیه اصلی این نظریه ارضانشدنی بودن وجود انسانه. بنابر این از این توجه به دیدگاه دورکیم و هابس برمیگرده. از طرف دیگر به نظریۀ بی نظمی اجتماعی هم نزدیکه. ً جامعه شناسا براین باور هستن که مردم از قوانین و هنجارهای اجتماعی پیروی می کنن تا اینکه تحت اثر نظارت یا کنترل اجتماعی، کج رفتار نشن. اما دیدگاه کنترل اجتماعی بر این عقیده س که افراد انسانی ً دارای توانایی و استعداد بهنجاربودن یا نابهنجاربودن هستن.

این نظریه که بعضی وقتا به اون معاشرتای ترجیحی[3] هم می گن، به وسیله ادوین ساترلند مطرح شده. این نظریه پروسه یادگیری رفتار انحرافی رو، در چهارگام یا مرحلۀ اساسی، ذکر می کگند:

رفتار بزهکارانه، مثل دیگر رفتارای معمولی در جامعه در اثر رفت و امد یا عمل دوطرفه با بقیه، به ویژه گروه دوستان یاد گرفته می شه.

یاد گرفتن رفتار مجرمانه هم لازمه یادگیری تکنیکای ارتکاب جرم و هم انگیزها، سائقها و گرایشهای مناسب واسه بزهکاریه.

آدم به اون باعث مجرم می شه که زیادی امکانات قانون شکنی بر محدودیتهای نامساعد اون تفوق و برتری داشته باشن. به خاطر این، اگه ارزشهای یک نفر و ارزشهای آدمایی که رب اوتأثیر شدید دارن به جای ساپورت از رفتار غیرمجرمانه از رفتار بزهکارانه ساپورت کنن، شایدً اون شخص مجرم می شه.

پیوندهای بزهکارانه یک شخص می تونه از جنبه های خاصی مثل زیادی، طول مدت و شدت این تماسها فرق داشته باشه و در تعیین اثر این پیوندها بر شخص به ما کمک می کنه.

درباره ِ اهمیت کیفیت، طول مدت و شدت تماسها این توضیح لازم می کنه. چیزی که شخص در کودکی یاد بگیره، اثر اون عمیق تر از اینه که در سنین بالا فراگرفته باشه. اگه کودکی احترام به قانون رو در همون سنین پایین و اوان کودکی فراگرفته باشه، این ملکۀ ذهن اون می شه و می تونه در طول زندگی در برابر وسوسۀ قانون شکنی مقاومت کنه و رفتار بزهکارانه هم پیرو همین قاعده س.

مطلب مشابه :  بهینه سازی اینستاگرام

نظریه پیوند افتراقی رو میشه به شکل های جور واجور زیاد جرم و گناه کاری چه در جامعه و چه رد جائی مثل زندان نسبت داد. مثلاً بعضی از دلایل روشن کننده آنست که بعضیا از جوانان شهری ممکنه واسه نشون دادن صفات« کله شقی» و جرأت حادثه جوئی و نترس بودن خود، که واسه اونا و گروههای همسن و سال شون ارزش تلقی می سود، به مواد مخدر روی بیارن که عین همین امر در زندانا بارها دیده شده. به خاطر همین شخص با موقعیت مناسبی که مثلاً در زندان( از دید فشارهای روانی محیطی، دوری از خونواده، نبود آزادی، نظم و انضباط شدید و هم وفور مواد مخدرو… ) احتمال اینکه به طرف مواد مخدر یا بقیه اعمال بزهکارانه و انحراف روی آورد، بیشتر می شه. نکته مهم قابل تذکر اینست که ساترلند با فمهوم کج رفتاری و انحراف به شکل فردی مخالف بوده بنابر این عقیده داره که جرم، جنایت، گناه کاری و ً هرگونه انحراف اجتماعی، تحت اثر ناخودآگاه و یا انگیزهای خفتۀ بیولوژیکی نیستن. در نظریه ایشون، معنی زیادی رفت و آمد با افراد خلافکار و ناباب در محیطای مناسب گناه کاری و انحراف، مطرح می شه و نه رفت و آمد به تنهایی. مثلاً پلیس، زندانبانان، جرم شناسا و مددکاران اجتماعی با افراد مجرم رفت و آمد دارن، اما منحرف و مجرم نمی شن، دلیل اون رو باید در این دونست که الگوی رفتار مجرمان و بزهکاران مورد تأیید این افراد نیس و اونا تجربیات اجتماعی وسیعتر و با اهمیت تری دارن، طوری که رفت و آمد با افراد کجرو در درجۀ دوم اهمیت واسه اونا قرار داره. بازم اینجا عمق رابطه و ارجحیتها با اهمیت هستن( کی نیا، 1388).

[1].Perpetution

1.Social Control

[3].Defferential Association