سبک‌های پردازش هویت و مبانی تعریف «خود»

سبک های پردازش هویت و مبانی تعریف «خود»

سبک های هویت با مؤلفه هایی که نوجوانان واسه تعریف خود به کار می برند ارتباط داره. نوجوانان با سبک هویت اطلاعاتی بر ویژگی های شخصی خود تأکید می کنن. مثلا به ارزش های من و هدف های من اشاره می کنن. نوجوانان سبک هنجاری بر ویژگی های جمعی خود تأکید دارن و به خونواده من، دین من و ملی بودن من اشاره می کنن. نوجوانان سبک مغشوش– اجتنابی به عوامل اجتماعی خودتأکید دارندو بر وجه خود پیش بقیه و تأثیری که بر اونا می گذارن توجه دارن. (برزونسکی، 2007)

سبک های پردازش هویت و جهت گیری علّی

مقصود از جهت گیری علّی[1]، سبک های انگیزشی کلی افراد در تنظیم رفتار خوده. نظریه خود تعیین گری یا اختیار (ریان و دسی، به نقل از سوئننز و همکاران، 2005) سه جهت گیری علّی (جداگونه، کنترل شده، غیر شخصی) رو از یکدیگر جدا می کنه.

آدمایی که اعمال اونا بر مبنای اراده و اختیار می باشه جهت گیری «جداگونه» دارن. و این افراد فعالانه موقعیتهای رو جستجو می کنن که با ارزش ها و علایق اونا هماهنگ باشه. جهت گیری کنترل شده ویژگی افراده که سرچشمه اعمال اونا، چیزای مهم خارجی یا فرمون هاییه که تا حدودی داخلی سازی شده ان. جهت گیری «غیر شخصی»، ویژگی افرادیه که باور دارن که با از دست دادن منابع، جهت تنظیم اعمال خود واسه رسیدن به نتیجه های مطلوب رو به رو هستن. این افراد احساس نبود لیاقت می کنن که اونا رو نسبت به تجارب شکست، نشونه های افسردگی و اضطراب اجتماعی آسیب پذیر می کنه.

سوئنز و همکاران (2008) رابطه جهت گیری علّی افراد رو با سبک های پردازش هویت، تعهد هویت و همانندسازی با هویت مطالعه کردن. یافته ها نشون داد که سبک هویت مغشوش – اجتنابی با جهت گیری «خودمختاران» رابطه منفی و با جهت گیری «کنترل شده» و «غیر شخصی» رابطه مثبت داره. جهت گیری علّی، رابطه بین سبک هویت اطلاعاتی با متغیرهای اتحاد هویت، همانندسازی با هویت و عزت نفس رو کاهش گری می کنه. خصوصاً رابطه سبک هویت اطلاعاتی و نتیجه های روان شناختی، به وسیله سطوح پایین یا بالای «اختیار» کاهش گری می شه.

سبک های هویت و فرض های معرفت شناختی[2]

آدمایی که سبک های هویتی مختلفی دارن دیدگاه متفاوتی درباره جهان، علم و خود انتخاب می کنن. افراد با سبک هویت اطلاعاتی، عقاید معرفت شناختی سازاگرایی و یک دیدگاه جهانی منظم دارن (برزونسکی، 1993، a 2004). این افراد فرض می کنن که نقش فعالی در ساختن چیزی که هستن اجرا، می کنن. اونا خود رو طبق ارزش ها، اهدا، علم شخصی و حالت های روانی منحصر به فرد خود توضیح می کنن. افراد با سبک هویت هنجاری یک دیدگاه مکانیستی از جهان دارن: واقعیت، چیزی عینی، قابل اعتماد و جبرگرایانه[3] است. اونا خود رو به عنون آدمایی پشیمون که ویژگی هاشون به وسیله عوامل اجتماعی تعریف می شه، در نظر می گیرند. اونا دیدگاه های روشن و مطلقی درباره حقیقت و «خود» دارن و خود رو با ویژگی های خود جمعی مثل مذهب، خونواده و کشور تعریف می کنن. (برزونسکی، 2007). نوجوانان دارای سبک هویتی مغشوش – اجتنابی عقاید معرفت شناختی که دارن کمتر روشنه.

مطلب مشابه :  Kronkiwongi چیه؟ چه شکلی ست؟

بعضی یافته ها نشون می بده دیدگاه قالبی، خود رو وابسته به سرنوشت یا عواملی که اون طرف کنترل اوناس، می دونن. یافته های دیگر نشون میده که اونا داشن و جهان رو پریشون و همراه با بخش های زیاد می دونن راه رو واسه رسیدن که به یقین و قضاوت عقلانی محدود می کنه. پس نوجوانان مغشوش – اجتنابی روی ترجیحات، شخصی، تمایلات لذت طلبانه و احساسات هیجانی خودشون تکیه می کنن و خود رو با ویژگی های اجتماعی مثل وجه عمومی، بیشتر پسندی و تأثیراتی که روی بقیه می گذارن تعریف می کنن (برزونسکی، 2007)

سبک پردازش هویت و اهداف تحصیلی و شغلی

افراد با هویت اطلاعاتی، به شکل اثر با رقابت های تحصیلی، اجتماعی و شخصی درگیر می شن. اونا توانایی مدیریت زمان و سازمان بخشیدن به زندگی خود رو دارن. سطوح بالای اختیار هیجانی به اونا کمک می کنه تا همراه با خود تنظیمی عمل کنن و همیشهً به دنبال قوت گرفتن و تایید شدن از طرف بقیه نباشن. افراد با سبک هویت هنجاری، جهت گیری های هدفی روشن، تعهدات با ثبات و طرح های شغلی تحصیلی مشخصی دارن. اونا سطوح بالاتری از تعهد و سطوح پایین تری از اختیار تحصیلی رو نسبت به سبک هویت اطلاعاتی نشون می دهند.

با اینکه افراد با سبک هویت هنجاری، در موقعیت های آموزشی با ساختار بالا، خوب عمل می کنن. ولی در موقعیت های باز و با ساختار پایین که نیازمند مدیریت شخصی زمان و نظارت و تنظیم رفتار شخصیه، کارکرد موفقیت آمیزی رو از خود نشون نمی دهند (برزونسکی و کوک، 2007). افراد با سبک هویت مغشوش – اجتنابی، احساس مبهمی از هدفمندی در زندگی شخصی و تحصیلی دارن. اونا سطوح پایین تعهد، برنامه ریزی واسه زندگی و شغل، و درگیری در تکالیف تحصیلی نشون میدن و در تنظیم زمان و منابع واسه فعالیت تحصیلی با مشکل روبه رو هستن. استفاده از راهبردهای شناختی و مقابله غیرسازگارانه، مشکلات موافقت و مسائل تحصیلی رو واسه اونا به وجود می آورد. افراد با سبک مغشوش – اجتنابی با مشکلات مربوط به مسائل اجتماعی و حفظ شبکه ساپورت اجتماعی و سختی در تشکیل روابط دوستی در محیط تحصیلی روبه رو هستن. روابط اونا با همسالان همراه با سطوح پایین صمیمیت، گشودگی، صبر و اعتماده (برزونسکی و کوک[4]، 2007)

مطلب مشابه :  نقش و اهمیت خونواده از دیدگاه روانشناختی

سبکای پردازش هویت و روابط بین فردی

نوجوانان با سبک هویت اطلاعاتی روابط بین فردی سنجیده تری دارن. اونا تحمل بیشتری نسبت به عقاید جور واجور بیان می دارن و نیاز کمتری به تأیید بقیه واسه کسب اطمینان نسبت به خود دارن (برزونسکی و کوک، 2007). افراد با سبک هویت هنجاری، نمرات کمتری رو در روابط بین فردی سنجیده به دست می بیارن در نظر اول، ممکنه این نکته با تمایل این آدما به دقیق شدن روی انتظارات اجتماعی و پیشنهاد های بقیه همخوانی نباشه (بروزنسکی، 2007). با اینکه این گروه با افراد سبک اطلاعاتی در روابط با همسالان قابل مقایسه هستن، اما نمرات اونا در تحمل و اختیار عاطفی به شکل معناداری پایین تره. این گروه به دلیل کمبود در اختیار عاطفی، ارزش ها و اهداف بقیه رو به خاطر دوری از احساس گناه و کسب رضایت افراد مهم، داخلی می کنن. در حالی که ارزش ها هدفایی که با سبک هویت اطلاعاتی داخلی می شن، با رفتارای خود تعیین گر و پذیرش مسؤولیت شخصی هم بستگی داره (سوئنز و همکاران، 2008)

افراد با سبک هویت مغشوش – اجتنابی، با مشکلاتی واسه تشکیل روابط دوستی و حفظ شبکه ای از ساپورت های اجتماعی روبه رو هستن. اونا روابط ضعیفی رو با همسالان برقرار می کنن و روابط اجتماعی سطح پایینی از نظر صمیمیت، گشودگی، صبر و اعتماد دارن (برزونسکی، 2007). افراد مغشوش – اجتنابی، هنگام ورود به دانشگاه به دلیل ضعف در ایجاد و نگهداری شبکه های ساپورت اجتماعی و از دست دادن صمیمیت، انعطا ف پذیری و اعتماد به بقیه، مشکلات اجتماعی و تحصیلی زیادی رو تجربه می کنن. (برزونسکی، 2008)

سبک های پردازش هویت و سن

با افزایش سن استفاده از سبک هویت اطلاعاتی افزایش می یابد و در سنین پایین تر تمایل بیشتری به استفاده از سبک هنجاری یا سبک مغشوش – اجتنابی دیده می شه (برزونسکی و نی میر 2007) تحقیقات روی تغییر فرض های معرفت شناختی هم نشون میده که افراد در جریان رشد، از یک دیدگاه معرفتی واقع گرایانه نسبت به حقیقت مطلق، به دیدگاه های ذهنی و تفسیری از واقعیت نسبی دست می پیدا کنن (برزونسکی، 2005). برزونسکی (2008) گزارش کرد که افراد با افزایش سن، نمرات بالاتری در سبک هویت اطلاعاتی و نمرات پایین تری در سبک هنجاری کسب

[1] – Causal orientation

می کنن. این یافته ها با احتمال تغییرات تحولی در هویت همخوانی داره.

[2] – Personal epistemic assumption

[3] – Deterministic

[4] – Berzonsky, M.D.& Kak.C