مقاله با موضوع مال موقوفه، حق تملک

مانند باقی احکام اسلامی از دیگر ملل اقتباس شده و ازعقدی شبیه عقد وقف در روم نام می برد و معتقد است که آنچه باعث می شده که مسلمانان اموال خویش را وقف کنند همان انگیزه ای بوده که ملل دیگری که اسلام ازآنها اقتباس کرده است.13 دکتر بندرچی با بیان دلایلی این بحث را رد می کند و به خوبی نشان می دهد که آنچه در روم بوده گرچه بسیار شبیه به وقف است اما احکام آن بسیار متفاوت می باشد از جمله اینکه در آن عقد نیاز به قبول بالاترین مقام مملکتی است ولی در عقد وقف در اسلام اجازه وقف کردن نیازی به اجازه کسی ندارد و فرد به محظ اراده می تواند مال خویش را وقف کند. در مورد قبول از طرف حاکم در وقف عام در قانون ماده ای آمده است اما همانطور که در جای خودش توضیح خواهیم داد این با آن چه در روم بوده متفاوت خواهد بود و در وقف عام آنگونه که از قبض یاد می شود این نیست که اجازه مقام حکومتی لازم است.
و-به عقیده دکتر فان برشیم علاوه بر اینکه وقف در اسلام یکی از مهمترین بحث های حقوقی است. بلکه منشاء وقف را اراضی مفتوح العنوه که در فقه به آن “فی”گفته می شودنام برده. او بیان می کند که در زمان پیامبر اسلام ایشان حق داشته که هر گونه تصرفی در این اراضی داشته باشند .14 نظر ایشان درست می باشد از این جهت که پیامبر اسلام به عنوان حاکم جامعه اسلامی اختیار اداره و استفاده از این اموال را داشته اند و می توانسته در اینگونه اموال دخل و تصرف کند.
ه-وقف از نظر حقوقی به تاسی از نظر فقها ، حبس عین و تسبیل ثمره بر حسب نیت واقف است. چنان که ماده 55 ق.م چنین می گوید : “وقف عبارت است از اینکه عین مال حبس ومنافع آن تسبیل شود”.
از نظر قانون مدنی، مالی قابل وقف است که عین آن حبس شود؛ یعنی نخست بایستی به اراده مالک ، مصون از نقل و انتقال وتلف گردد. برای جلوگیری از نقل وانتقال ملک به وراث یا تملک قهری به طلبکاران مال موقوف بایستی ازشمار دارایی های مالک واقف بیرون برود. بایستی به این نکته نیز اشاره کرد که در مورد انتقال قهری به طلبکاران زمانی می توان از این امر جلوگیری کرد که واقف برای اضرار به طلبکاران ملک را وقف نکرده باشد و همچنین در زمانی که مالک توانایی پرداخت بدهی طلبکاران را ندارد نمی بایستی و حق ندارد مال خویش را وقف کند. دراینکه لازمه وقف مال “فک مال “می باشد تردیدی وجود ندارد، تنها بحث در این است که آیا ملکیت ، پس از جدا شدن از دارایی واقف، به موقوف علیهم انتقال پیدا می کند یا خیر، خود اصالت وشخصیت پیدا می کند؟ دراین مورد در بحث های آینده به طور معقولی پاسخ خواهیم داد.
1-1-1-3- تقسیم بندی وقف
الف:تقسیم وقف به اعتبار موقوف علیهم
1-وقف خاص: وقف بر شخص یا اشخاص مانند وقف بر اولاد. در این گونه وقف، واقف مصداق موقوف علیهم را مشخص می کند و از این طریق موقوف علیهم مورد نظر خویش را از عموم متمایز کرده و مال را در راه آنان حبس کرده و به قبض می دهد. 15
2-وقف عام:وقف به جهات و مصلحت عموم (جهات عامه)مانند وقف مسجد و مدرسه (عناوین عامه)مانند وقف بر فقرا.در این نوع وقف که به نوعی قصد قربت نیز در آن دیده می شود فرد مال خویش را برای عموم در راه خداوند حبس می کند و در اینگونه وقف ها معمولا هدف خشنودی خداوند و توشه برداشتن برای آخرت می باشد.16
ب:تقسیم وقف به اعتبار مدت زمان وقف
1-وقف موبد(الی الابد): همانگونه که گفته شد در وقف اصل بر ابدی بودن آن است در فقه امامیه و اکثر فقها نیز نظری اینگونه دارد اما در نظر اهل سنت که در مباحث پیشین بیان شده است نیز می توان نظراتی را یافت که بیانگر این موضوع هستند که وقف به صورت موبد نیست.17
2-وقف موقت: یعنی تصریح به زمان معلوم باشدکه پس ازانقضای آن، موقوف از وقفیت(حالت وقف )خارج شود. بر این معنا که پس از انقضای مدت وقف، آثار حقوقی و فقهی نهاد وقف بر آن بار نمی شود ، هرچند از نظر اکثر فقهای شیعه و بیستر فقهای اهل سنت ، وقف موقت صحیح نیست وعنوان آن حبس است ونه وقف.18
ج:تقسیم وقف به اعتبار نوع مال
1-وقف اموال غیرمنقول: یعنی وقف اموالی که به صورت مال ثابت الاصل است؛مانند وقف خانه ،باغ یا زمین. 19
2-وقف اموال منقول: یعنی وقف اموالی که نقل و انتقال آن بدون اینکه تغییر یابد ممکن باشد. به عبارت دیگر ،امکان انتفاع حلال از آن با بقای عین وجود دارد.
لازم به ذکراست فقهای شیعه و اکثرعلمای اهل سنت وقف اموال منقول را جایز می دانند.20
د:تقسیم وقف به اعتبار مشروعیت
1-وقف صحیح: وقفی که در آن احکام شرع از هر جهت رعایت شده باشد. وقفی که بعد از اتمام آن دیگر مالک و یا هیچ کس دیگری نمی تواند درخواست باز گرداندن مال به مالکیت مالک را بکند زیرا از این به بعد مال از ملکیت مالک خارج شده و دیگر اختیاری بر مال وقف شده نخواهد داشت. زیرا اصل بر دائمی و ابدی بودن مال موقوفه می باشد و تا زمانی که مال وجود دارد آن مال موقوفه می باشد. 21
2-وقف غیرصحیح: وقف مالی که بر خلاف احکام شرع صورت گیرد؛ مانند وقف اموال مسروقه یا وقف برگناه. در اینگونه وقف مالی که از نظر شرعی وقفش صحیح نیست یا اینکه مالی مورد وقف قرار می گیرد برای امور نامشروع می باشد. مثلا؛ مالی مورد وقف قرار می گیرد برای بر اندازی حکومت اسلامی چنین موردی در مورد وقف غیر قابل بحث است و قابل پذیرش نخواهد بود.
ن:تقسیم وقف به اعتبارنوع استفاه از موقوفه
1-وقف انتفاع: مقصود ازاین وقف، کسب درامد مادی نیست و از آن با عنوان “اصل وقف “یاد می کنند؛ مانند احداث مسجد وحسینیه در زمین ملکی خود یا در زمین موات.22
2-وقف منفعت: مقصود از این نوع وقف، کسب درامد مادی است برای هزینه چیز دیگرمانند؛ وقف دکان برای اداره مسجد،بیمارستان یا مدرسه.
و:تقسیم وقف به اعتبارنوع مدیریت موقوفه
1-موقوفات متصرفی: موقوفاتی هستند که اداره آنها قانوناٌ بر عهده سازمان اوقاف امور خیریه است. در اینگونه موقوفات بایستی این را گفت که یا واقف در هنگام وقف بر آن متولی تعیین نکرده است یا تولیت آن را به حاکم که در این مورد اداره این اموال زیر نظر سازمان اداره اوقاف قرار می گیرد قرار داده است مخصوصاٌ در مورد وقف عام این موضوع بیشتر است که مالک بدون تعیین متولی موقوفه آن را وقف می کند و در اختیار عموم قرار می دهد و در این صورت سرپرستی و اداره این موقوفات با اداره موقوفات می باشد. اما در صورتی نیز که متولی وقف از اداره مال موقوفه خود داری کند یا اینکه متولی خیانت در مال موقوفه کند نیز هنگامی که برکنار می شود این مال زیر نظر اداره موقوفات قرار می گیرد .23
2-موقوفات غیرمتصرفی:موقوفاتی هستند که دارای متولی و ناظر می باشند و سازمان اوقاف تنها نظارت استصوابی براین دارد. اینگونه موقوفات را مالک در زمان وقف کردن برایشان متولی قرار داده است و از آنجایی که سازمان امور موقوفات مسئول همه موقوفات می باشد پس در اینجا به عنوان ناظر اقدام به نظارت بر مال موقوفه و متولی وقف می کند.24
1-1-2-تاریخچه
1-1-2-1- وقف در قبل از اسلام
در مورد تاریخچه وقف تاریخی دقیق نمی شود ارایه کرد زیرا مشخص نیست که دقیقا در چه زمانی این نهاد به وجود آمده است اما به نظر می رسد از زمانی که انسان با واژه پرستش آشنا شده است وقف برای خالق مورد پرستش از طرف مومنان به آن ایین صورت می گرفته. و دلیل این گفته نیز این است که امروزه دانشمندان و تاریخ شناسان همواره در حال کشف مکان های پرستش و همچنین شیوه های اهدای نذورات اقوام و ملل از بین رفته پیش از ما در خرابه های به جا مانده از آنها هستند. از جمله در مورد پیشکش ها به بت کده ها و همچنین آتش کده های باستانی که امروزه نیز آثار آن ها را می توان در ایران و سایر نقاط جهان به وضوح دید. پس می توان گفت که وقف از ابتدای تاریخ پرستش موجود برتر در میان آدمی رواج داشته است البته به گونه ها و سنت های مختلف. و در طول تاریخ نیز همواره این گونه نذورات منبعی بوده برای ادامه حیاط آن دین یا مذهب زیرا یکی از منابع پا برجا بودن و پا برجا ماندن این ادیان و همچنین امرار معاش کردن بزرگان آن دین و همچنین بست دهندگان آن و موبدان آن دین همین منبع بوده است. این گونه وقف به منبعی پایدار تبدیل شده بود برای دوام و پایندگی آن دین یا مذهب.
در میان اقوام مختلف می توان گفت که رومیان با نظام خیریه بیشتر آشنا بودند آنها با ایجاد موسساتی به فقران و ناتوان ها کمک می کردند و اموالی از خود به این موسسات اختصاص می دادند تا به مصرف فقرا برسد.
رومی ها فروش اشیای مقدس را ممنوع می شمردند و کسی حق تملک این اشیاء را نداشت . زیرا این اموال ملک خداوند بودند و قابل تملک نبودند. شاید با توجه به این اعتقاد بیان کرد که نظام وقفی که رومی ها اجرا می کردند بسیار شبیه به نظام وقف کنونی در بین مسلمانان می باشد باز هم به گونه ای تفاوت دارد.25
با توجه به یافته های دیگر دانشمندان در مورد ادیان پیشین می توان گفت به نوعی در همه ادیان مبتنی بر پرستش موجود برتر وقف وجود داشته و این گاهی برای خداوندگار آنان صورت می گرفته و گاهی نیز برای دستگیری از فقرا. در ادیان مبتنی بر یکتا پرستی بیشتر به این جنبه از وقف و نذورات پرداخته شده است و همچنین ادیانی که ریشه الهی داشته اند نیز مواردی در احکام خود برای دستگیری از افراد مستمند داشته اند.
خلاصه می توان گفت که وقف از احکام تاسیسی اسلامی نبوده است و پیش از اسلام نیز همواره وجود داشته است شود نظر عده ای این است که وقف جزو احکام تاسیسی بعد از اسلام نیست و نبوده است گرچه مخالفان این بحث در نفی نظر ایشان مواردی را بیان می کنند اما به نظر می رسد که نظر این عده در این مورد درست تر باشد. 26 زیرا گرچه ابن حزم اندلسی بیان می دارد اگر نامگذاری پیامبر اکرم نبود این واژه وجود نداشت ولی به نظر می رسد که بحث ما در این مورد تکیه به واژه ها نبوده و شباهت ها و کارکرد های ما را به این نکته می رساند که این مورد قبل از اسلام نیز وجود داشته است و به صرف اینکه پیامبر اسم آن را و احکام آن را در اسلام تعیین کرده است نمی توان گفت در دیگر ادیان وجود نداشته است. این نظر که اصل وقف از خصایص اسلام نیست و نبوده و از احکام عقلایی می باشد که عقل وجودش را توجیه می کند.
به طور خلاصه می توان اینگونه بیان نمود که وقف حقیقت شرعیه نیست و در میان دیگر ملل نیز رواج داشته است و رایج نیز می باشد. همچنان که در قبل گفته شده یکی از این نمونه ها در مورد رومیان می باشد که اموالی را صرف مستمندان و فقرا برای دستگیری از آنان قرار می دادند. با این حال باید گفت که این شباهات ها مانع درک تفاوت های این نهاد در بین رومیان و اسلام نیست. زیرا در اغلب مواقع در اسلام برای وقف کردن مال احتیاج به اجازه خاصی نیست اما در مورد اموالی که در روم مورد وقف قرار می گرفتند این اجازه و تقدیس بایستی توسط کاهنان اعمال می شد و همچنین در مورد اموالی که به صرف پرستش وقف می شدند اجازه بلند مرتبه ترین مقام حکومتی برای اینکه وقف صورت بگیرد بایستی کسب شود لیکن در اسلام نیز می توان به نوعی گفت که حق قبول در مورد مالی که به منافع عامه وقف شده است نیز به گونه ای قبول نیاز باشد که بیان گر اجازه مقام بلند پایه حکومتی را می طلبد.27 به نوعی می توان این مورد را بیان نمود که منظور از قبول در این گونه وقف ها این نیست که بدون قبول وقف صورت نگرفته است زیرا اصلاٌ در این مورد قبول شرط نمی باشد. در هر حال هرچند که قبل از اسلام وقف به معنای دقیق کلمه وجود نداشته است ولی می توان گفت که انواعی از تخصیص اموال و املاک به معابد و امور خیریه و افراد وجود داشته است که از جهاتی شباهت هایی با

مطلب مشابه :  منابع و ماخذ پایان نامهاستان کرمان، استان کرمانشاه، اطلاعات مربوط

دیدگاهتان را بنویسید