مقاله درباره سازگاری اجتماعی

ارتباط برقرار کند که به بروز پاسخ های مثبت و پرهیز از پاسخ های منفی بیانجامد. مورگان(1980) به این نکته اشاره کرد که مهارتهای اجتماعی نه تنها امکان شروع وتداوم روابط متقابل ومثبت را با دیگران فراهم میکند، بلکه توانایی نیل به اهداف ارتباط با دیگران را نیز درشخص ایجاد می نماید. براساس مفهوم مهارتهای اجتماعی در موقعیتهای خاص، که توسط هرسن و بلاکارائه شده است، تاثیر رفتار، درروابط اجتماعی ،به بافت و پارامترهای موقعیت بستگی دارد. توانایی شخص در درک موقعیت وهشیاری او در شرایطی که مجموعه رفتارهای خاص، نتایج مثبتی به بار می آورد حاکی از مهارت رفتاری اوست.(همان منبع)
سازگاری اجتماعی آن است که ، روابط میان افراد و گروه ها به گونه ای برقرار شده باشد که رضایت متقابل آنها را فراهم سازد به عبارت دیگر؛به اعتقاد فرانسیس و برون (1965)، سازگاری اجتماعی عبارتست از جریانی که بوسیله آن روابط میان افراد ، گروه ها وعناصر فرهنگی، در وضع رضایت بخشی برقرار باشد. به عبارت دیگر روابط میان افراد وگروه ها به گونه ای برقرار شده باشد که رضایت متقابل آنها را فراهم سازد(بهرام زاده، 1371).
افراد دیگری نیز، سازگاری اجتماعی را مترادف با مهارتهای اجتماعی می دانند. در این زمینه، الیوت و گرشام (1993) مهارتهای اجتماعی را چنین تعریف کرده اند: رفتارهای انطباقی یادگرفته شده ای که فرد را قادر می سازد تا با افراد دیگر روابط متقابل داشته باشد و از خود پاسخ های مثبت بروز دهد و همچنین از رفتار های نامناسب اجتناب کند.آنها مهارتهای اجتماعی رابه 5 طبقه همکاری، گفتار مناسب، مسئولیت پذیری، همدلی، و خویشتن داری تقسیم می کنند.
سازگار شدن با محیط مهمترین منظور و غایت همه فعالیتهای ارگانیزم است. چنان که باتلر اظهار میدارد، در همه دوران زندگی خود در هر روز و هر ساعت سرگرم آنیم که خود دگرگون شده و دگرگون نشده را با محیط دگرگون شده و دگرگون نشده سازگار کنیم. زندگی کردن در حقیقت چیزی جز عمل سازگاری نیست (مان، ترجمه صناعی، 1355 ).
به نظر مک دانلد ،وقتی میگوییم فردی سازگاراست که پاسخهایی که او را به تعامل با محیطش قادر میکنند، آموخته باشد. در نتیجه به نحو قابل قبول اعضای جامعه خود رفتار کند تا احتیاجاتش ارضا شوند(مک دانلد، ترجمه سرمد، 1355).
به عبارت دیگر سازگاری این است که فرد با دیگران طوری رفتار کند که هیچگونه مشکل و درگیری با آنان نداشته باشد. انسانی را سازگار تلقی میکنیم که مسائل و رفتار منطقی دیگران را قبول کند و اگر با محیطی نمیتواند سازش پیدا کند، محیط دیگری برایش وجود داشته باشد( رول و واتنبرگ، ترجمه فخرایی، 1353).
گراشا وکرشن بام، سازگاری را طیفی از پاسخهای نسبتاً مؤثر در برخورد با مشکلات زندگی روزانه میدانند( گراشا وکرشن بام، ترجمه شهنی ییلاق، 1374).
به نظر شعارینژاد( 1364)، سازگاری عبارتست از تغییراتی که باید در رفتار فرد پیدا شوند تا با محیط زندگی خود هماهنگ و دمساز باشد.
سازگاری فرایند پیوسته ای است که در آن تجربیات یادگیری اجتماعی شخص باعث ایجاد نیازهای روانی میگردد و نیزامکان کسب توانایی و مهارتهایی را فراهم میسازد که از آن طریق میتوان به ارضا آن نیازها پرداخت( گوداشتاین و لاینون، 1975).
به عبارت دیگر، فرآیند سازگاری به وسیله کمبود و نیاز، برانگیخته میشود و تنش نامطلوبی ایجاد میکند. برای کاهش تنش، فرد باید به طریقی واکنش نشان دهد و عمل او معمولاً کوششی برای غلبه بر شیء یا موقعیت تهدید کننده است. برای مثال اگر انسانی گرسنه باشد، به تهیه یا به دست آوردن غذا نیاز دارد. فرد بعد از تلاشهای اکتشافی چندی که برای کاهش تنش انجام میدهد، دیر یا زود ناچار است دست به انتخاب بزند. در موقعیت ایدهال، واکنش انتخاب شده موجب ارضای نیاز میشود.در موقعیتی که زیاد ایدهآل نباشد، واکنش انتخاب شده ناکافی است و فرد احساس آرامش کامل نمیکند. میزان ارضای بدست آمده به این بستگی دارد که آیا فرد به هدف اصلی خود رسیده است یا هدفی را پذیرفته که کمتر ارضاء کننده است، ولی هدفی است جانشین و به اندازه کافی معقولانه و یا در دستیابی به هر گونه هدفی با شکست روبرو شده است.
نمودار کرت لوین ، بیانگر پویایی اساسی سازگاری است و یکی از سادهترین راههایی است که نشان میدهد چگونه کمبود نیازها، رفتار را تعیین میکند(بیلر، ترجمه کدیور، 1371).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

شکل2-2 نمودار سازگاری
احترازازموقعیت
احترازازموقعیت
شی یا موقعیت حمله مستقیم
موقعیت
موقعیت
کم کردن نیازها به شکل یک هدف سدکننده(مانع) فرد
هدف جانشین حمله غیر مستقیم
* اقتباس از کرت لوین و مفهومی که به وسیله داشیل(1949) ، پیشنهاد شده و بعدها شیفر و شوبن(1956) ، آن را گسترش دادهاند.
اساساً شخص سازگار، شخصی است که میان خود ومحیط مادی و اجتماعیش ارتباطهای سالم و درستی برقرار کند که نتیجهاش استقرار و ثبات عاطفی برای خود او باشد(شعارینژاد،1364)
سازگاری اجتماعی به این گفته میشود که افراد یا گروه ها، رفتار خود را بتدریج و از روی عمد یا غیر عمد تعدیل کنند تا با فرهنگ موجود، سازگاری نمایند، مانند رعایت عادتها، عرق و تقلید و….(شعاری نژاد، 1364).
در تعریف یمینی دوزی سرخابی( 1371)، سازگاری اجتماعی عبارتست از مکانیسمهایی که توسط آنها یک فرد توانایی تعلق به یک گروه را پیدا کند. بنابراین لازمه سازگاری اجتماعی، بروز تغییراتی در فرد است.
2-3-2. ویژگی های افراد سازگار
از اضطراب و تعارضی که وی را از فعالیت رضایتبخش بازدارد، دوری میجوید.
از قدرت تصمیمگیری در برخورد با مشکلات بهرمند است.
عواطف خود را تصدیق و قبول میکند. مدام شایستگیهای خود را گسترش میدهد و خود واقعی را در نظر دارد.
مسئولین اعمال و رفتار خود را میپذیرد و خود را منشأ اعمال، افکار و نیز رفتار خود میاند.
نقص عضو بیماریهای بدنی، معمولاً از شایستگی و فعالیت وی کم نمیکاهد.
شوخ طبعی را در خود پرورش میدهد و دارای این خصوصیت است.
ارزشیابیهای درست و قضاوتهای مناسبی از اوضاع و اتفاقات دارد.
از هر امری، تجربهای هر چند کوچک دارد و با دقت نظر جهان پیرامون خود را اعم از انسان، حیوان و اشیاء مورد بررسی قرار میدهد.
نیازها، افکار و عواطف انسانها را میشناسد، پاسخهای مناسب میدهد و اهل همکاری اجتماعی و اقتصادی است.
به میزان کافی میتواند فعالیت کند و در امور ی که بر عهده دارد، همواره تلاش لازم را مینماید و لزومی نمیبیند که شغل خود را مرتباً عوض کند.
از زندگی خانوادگی و زناشویی لذت میبرد و به فرزند دار شدن و تربیت فرزندان علاقهمند است.
به نظر نظریه پردازان صفات در شخصیت، ویژگیهای یک فرد سازگارچنین است: خوشبرخورد، عدم وجود احساس حسادت، نجیب، آرام، همکار، وظیفهشناس و مسئول(اسلامی نسب، 1373).
3-3-2. عوامل مؤثردر سازگاری
عوامل ارتباطی: ارتباطات – اعتماد – پذیرش – تبادل انرژی – روابط – روش مراقبت.
عوامل محیطی: فرهنگ – خانواده – نیازهای فرد مقابل – احساسات دیگران – نگرشهای دیگران – رفتار دیگران.
عوامل درونی: نگرش – رفتار – درک – هدف – احساس – انتخاب – نیاز- قدرت – ضعف – قضاوت – عاطفه( اسلامی نسب، 1373).
گروهی معتقدند که سازگاری اجتماعی در رأس مقوله سازگاری قرار دارد وچنانچه فردی دراین زمینه قادربه انجام وظایفش گردد، درسایر زمینه ها نیز بامشکلی روبرو نخواهد شد، اما از آنجایئکه سازگاری می تواند شامل طیف گسترده ای باشد و ابعادی چون اجتماع، خانواده، عواطف، شغل، بهداشت، ازدواج و… راشامل می شود(آقا محمدیان شعرباف، 1375) بهتر است برای دستیابی به دیدگاه جامع ووسیعی از مفهوم وچارچوب تئوریک سازگاری، ابتدا به تعریف روشنی از آن دست یابیم.درلغت نامه دهخدا سازگاری به عنوان موفقیت درکار، حسن سلوک و… ودرمقابل آن ناسازگاری با عنوان بدسلوکی، بدرفتاری، سازگاری نکردن و… معنی شده است.(یمنی دوزی سرخابی، 1371). گذشته از تعریف لغوی و لفظی سازگاری، از این اصطلاح تعاریف متعددی ارائه شده است که در ذیل به برخی از مهمترین آنها اشاره می شود. سازگاری عبارت است تطبیق دادن یا وفق دادن شخص نسبت به محیط، مثلا وقتی میگوییم یک فرد نسبت به محیط سازگار است، یا در گروهی که متعلق به آن می باشد سازگار است، آن دسته از پاسخهای موجود زنده که باعث سازگاری مؤثر وهماهنگ او با موقعیتی که درآن قرارگرفته است مد نظراست(مان، 1356). همچنین جریاناتی که با بوجود آمدن احتیاجی شروع شده و انسان پس از انجام فعالیتهایی به برطرف کردن آن احتیاجات اقدام می کند، راسازگاری می نامند(پور مقدس، 1367).
اسلامی نسب (1373) نیز درکتاب خود پس از ارائه چندین تعریف از سازگاری ،تعریف زیر را ارائه نموده است. هرگاه تعادل جسمی وروانی فرد به گونه ای دچار اختلال شود که حالت ناخوشایندی به وی دست دهد و برای ایجاد توازن، نیازمند بکارگیری نیروهای درونی و حمایتهای خارجی شود ودر این جریان موفق شود مسئله را به نفع خود حل کند، می گویند فرآیند سازگاری بوقوع پیوسته است. گوداشتاین ولانیون(1975) سازگاری را فرآیندپیوسته ای تعریف کرده اند که درآن تجربیات یادگیری اجتماعی شخص، باعث ایجاد نیازهای روانی می گردد ونیز امکان کسب توانایی ومهارتهایی را فراهم می سازد که ازآن طریق می توان به ارضاء آن نیازها پرداخت. بارلو(1992) نیز سازگاری را چنین تعریف کرده است: سازگاری عبارت است از رفتار مفید و مؤثر آدمی در تطبیق بامحیط فیزیکی وروانی به گونه ای که تنها با تغییرات محیطی همرنگی نکرده وبه پیروی ناهشیار از آن کفایت نمی کند، بلکه خود نیز درمحیط تأثیر گذاشته وآن را به گونه ای مناسب، تغییر دهد. همان طور که مشاهده می شود،تعاریف متفاوت ومتعدد با موضوع های مختلفی از سازگاری، ارائه شده است که درمواردی باتعریف واقعی سازگاری هم خوان نمی باشد. به طور کلی مفهوم سازگاری از زیست شناسی اقتباس شده است. به این اصطلاح در زیست شناسی، «انطباق» گفته می شود، ومجموعه فعالیتهایی است که یک «نوع» به منظور سازگاری باتغییرات محیطی اش انجام می دهد. به عنوان مثال، خواب زمستانی یک خرس یاسازگاری شخص با تغییرات محیطی مانند شغل جدید، از دست دادن یک عزیزو… می تواند نمونه ای از انطباق باشد. درحالیکه سازگاری عبارت است از یک فرآیند روان شناختی که طی آن فرد با خواسته ها(تمایلات) وچالشهای زندگی روزمره مقابله می کند یا آنها را به کنترل خود در می آورد(ویتن ولوید1997) .
4-3-2. اشکال سازگاری
سازگاری میتواند به اشکال زیر دیده شود:
عمل برقراری یک رابطه روان شناختی رضایت بخش میان خود ومحیط.
عمل پذیرش رفتار و کردار مناسب وموافق محیط وتغییرات محیطی.
سازگاری موجود زنده با تحریکات بیرونی ودرونی(شعاری نژاد.1368)
در واقع انطباق(انطباق مفهومی عامتر از سازگاری است)بامحیط به دوشکل صورت میگیرد. انطباق بامحیط فیزیکی، که حاصل آن ممکن است منجر به تغییرات جسمانی درموجود شود. گروهی دیگر نیز اعتقاد دارند؛ سازگاری بامحیط بردو نوع است، یکی سازگاری منفی که به معنی پیروی کورکورانه وبدن قید وشرط از محیط وهمرنگ شدن با آن است ودیگری سازگاری مثبت که به معنی مؤثر واقع شدن درمحیط وتغییر دادن آن است که با ویژگی هایی نظیر عزت نفس، اعتماد به نفس، خلاقیت، کارآمدی، ارضای غرایز فیزیولوژیک، از راه های جامعه پسند همراه است به گونه ای که سلامت روانی دریک فرد سازگار، دارای طیف گسترده ای است. بنابراین سازگاری، مجموعه کنشها و رفتارهایی است که فرد درموقعیتها وشرایط جدید، به منظور ارائه پاسخهای مناسب به محرکهای موجود، از خود بروز می دهد. چنانچه ملاحظه می شود دراین تعریف، تأکید عمده، روی شرایط جدید ونحوه ارتباط با آن می باشد. اما برای مشاهده رفتار دراین شرایط وموقعیتها، مسئله سازگاری از دو طیف دیگر نیز قابل بررسی است. نخست در محدوده ی خارجی وعینی که این روش درروان شناسی رفتاری متداول است دراین دیدگاه کوشش می شود تا رفتاری را که بامحیط سازگار است ویا سازگاریش به روش غلط صورت گرفته است، از دیدگاه یک ناظر خارجی، موردمشاهده وبررسی قرار گیرد. دراین روش اگر رفتار فرد با انتظاراتی که جامعه از او دارد ،مطابق وهمخوان باشد ، بهنجار شناخته می شود و اگر این مسئله صادق نباشد ،وی را شخص ناسازگار می دانند که سازگاری عبارتست از نوعی محرومیت که ناشی از مواجهه فرد با عواملی است که مانع ارضای نیاز او می گردد(میلون، 1352) .
مفهوم سازگاری از نقطه نظر«خود فرد» نیز بررسی شده است، به اعتقاد راجرز، دراین رویکرد قبل از آنکه به روشی توجه داشته باشیم که طی آن اشیاء نسبت به ناظر خارجی ظاهر می شوند، با ادراکاتی که فرد از خویشتن دارد وباجهانی که خاص خود اوست مواجه هستیم. هنگامی که به این طریق، سازگاری وناسازگاری، مورد ارزیابی قرار میگیرد، دارای مفهوم کاملاً متفاوتی است که درمانگر را به طور دقیق تر به سوی مسائل عملی هدایت می کند، لذا دراین دیدگاه شخصیت ناسازگار به فردی اطلاق می شود که مورد تهدید درونی واقع شده است وبر عکس به نظر می رسد درشخصیت های افراد سازگار هیچ نشانی از احساس تهدید نمی توان یافت (همان منبع)
پیاژه، سازگاری را تعادل بین یک دروه ی جذبویک دوره همانندسازگاری (انطباق) دانسته و آن را به مفهوم کلیدی نظریه کارکردهای شناختی خود مطرح می کند(یمنی دوزی سرخابی، 1371).
در دیدگاه تحلیل روانی، به فردی سازگار گفته میشود که دارای «من» قوی وسالم باشد تا بتواند میان دو پایگاه دیگر شخصیت یعنی «نهاد» و«فرامن» تعادل وهماهنگی ایجاد نماید، تا آنها بتوانند به وظایف خود به خوبی عمل نمایند. «من» نیز درصورتی توانمند خواهد بود که فرد دربرخورد بامشکلات روزمره زندگی، ازمکانیزمهای دفاعی استفاده کند یا نسبت به آنها آگاهی داشته باشد. به همین دلیل، سلامت روان، که یکی از ویژگی های اصلی وبارز انسانهای سازگار می باشد، صرفاً به معنای عدم وجود بیماری روانی نیست ، بلکه برای چنین فردی، نبود بیماری روانی، فقط مصداق بارز سازگاری نمیباشد(شفیع آبادی، وناصری1374). از دیدگاه روانشناسی شناختی به کسی سازگار گفته می شود که توانایی وقدرت پردازش صحیح اطلاعات را داراست وچون قادر به انجام چنین کاری است، برای خود یک ارزش واقع بینانه قائل میشود، تا تحت تأثیر نوسانات روانی دردناک واختلاف با دیگران، دچار اختلال نشود. این فرآیند به او کمک می کند تا به احساس مناسبتری از زندگی دست یابد(بک)1988) پس از آشنایی با تعریف سازگاری و مفهوم آن از دیدگاه های مختلف روانشناسی، دراینجا، به طور خلاصه، متغیرهای موثر در فرآیند سازگاری ارائه می شود. بحث عوامل موثر در روند سازگاری بسیار گسترده ووسیع است. به طوریکه میتوان به تعدادی از عواملی که درهر انسان وجود دارد اذعان نمود. دراینجا منظور، ابعاد مختلف تشکیل دهنده ی انسان است.)
5-3-2. عوامل مؤثر در فرآیند سازگاری
در دیدگاه های نوین، انسان به شکل موجودی سه بعدی درنظر گرفته شده است موجودی روانی زیستی اجتماعی. درواقع متغیرهایی وجود دارند که برفرآیند سازگاری تاثیر می گذارد و به شکل پیامد گونه ایجاد می شوند. تعدادی از این عوامل ومتغیرها عبارتند از:
شخصیت فردی که درجریان سازگاری قرار گرفته است.
درک فرد از مشکل(این مشکل چقدر برای فرد محدودیت ایجاد کرده است.)
شدت مشکل ،قدرت آسیب زنندگی وصدمه زایی آن.
حمایتهای اجتماعی که از فرد بحران زده صورت میگیرد.

حمایتهای خانوادگی که از فرد، درجریان سازگاری صورت می گیرد.
تعداد راه های ممکن، که فرد می تواند برای رسیدن به هدف انتخاب کند.
درجه اهمیت هر راه حل ونحوه دستیابی به آن.
توانایی واستعداد برای مراقبت از سلامت خود.
درک فرد از موقعیت فعلی خود.
درک خانواده از موقعیت فرد.
توانایی ها واستعدادهای فرد، برای حمایتهای اجتماعی
روش زندگی، نگرشها

دیدگاهتان را بنویسید