مقاله رایگان درمورد دانش آموز، دانش آموزان، آموزش و پرورش

گیری و سنجش پیشرفت یادگیری غالبا بر آزمونهای مداد و کاغذی تاکید دارد که در قالب پرسشهای کلیشه ای و حافظه ای ، یادگیری های پراکنده ی فراگیران را مورد ارزشیابی قرار می دهد .
در رویکردهای شناختی در کنار توجه به نتیجه و بازده یادگیری ، به فرایند یادگیری و
مجموعه ی فعالیتهای ذهنی که یادگیرنده از طریق آنها به نتیجه رسیده است نیز توجه می شود .
در اینجا صرفا ارزشیابی به ارائه ی پاسخهای مورد انتظار از یادگیرنده ، بسنده نمی کند ، بلکه
می خواهد بداند چرا و چگونه یادگیرنده به چنین نتایجی دست یافته است .در ارزشیابی فرایند مدار ، ارزشیابی پیشرفت یادگیری به عنوان امری مستمر و پویا در نظر گرفته می شود که در تمام مراحل آموزش و یادگیری به کار گرفته می شود و در واقع نقش تکوینی دارد و هدف آن اصلاح و بهبود فرایند یاددهی – یادگیری می باشد .بهترین زمان برای این نوع ارزشیابی ، زمانی است که فرایند آموزش و یادگیری در حال انجام است .
در این رویکرد ، توصیف عملکرد یادگیرنده در هر مرحله از یادگیری کمک خواهد کرد تا یادگیرنده و معلم ، مشکلات آموزش و یادگیری را شناسایی نموده و برای رفع آنها اقدام کنند .این نوع ارزشیابی را می توان به هر سه شیوه ی گفتاری ، نوشتاری و عملکردی و با استفاده از انواع ابزارهای اندازه گیری و سنجش مانند بحث و گفتگو ، ارائه ی گزارش شفاهی ، پاسخ دادن به پرسشهای کتبی ، اجرای پروژه های پژوهشی و ….. مورد استفاده قرار داد . ویژگی ارزشیابی فرایند – مدار این نوع ارزشیابی صرفا به ارزشیابی از جانب معلم محدود نمی شود ، بلکه در کنار آن ، یادگیرنده به خود ارزشیابی فردی ، گروهی و کلاسی می پردازد واز این طریق نقاط وت و ضعف خویش ، گروه و کلاسی را که در آن عضویت دارد روشن می سازد .نتابج ارزشیابی فرایند مدار ، نه تنها میزان تحقق هدفهارا در هر مرحله از آموزش و یادگیری نشان می دهد ، بلکه بازخورد آن ، زمینه ی اصلاحات لازم در برنامه ی درسی ، مواد آموزشی ، رسانه ها ، روشهای تدریس و فرایند ارزشیابی پیشرفت تحصیلی را فراهم می نماید .
آشنایی با پاره ای از مفاهیم ارزشیابی
الف – اندازه گیری ( Measurment ) :فرایندی است که تعیین می کند یک شخص یا یک چیز ، چه مقدار از یک ویژگی برخوردار است . دکتر حسن پاشا شریفی در این مورد می گوید :
انداره گیری یعنی نسبت دادن اعداد به مقادیر متفاوت خصایص افراد بر اساس یک قاعده ی معین .
ب – سنجش ( Assessment ) :
به معنای جمع آوری اطلاعات در مورد آموخته ها و فرایند یادگیری دانش آموزان به منظور کسب آگاهی از میزان یادگیری و نیازهای آموزشی آنان است .این جمع آوری اطلاعات می تواند به شیوه های مختلف صورت پذیرد ، مانند :مشاهده ی رفتار و ثبت مشهودات ، انجام محاسبه ، اجرای آزمون و ….
ج – آزمون ( Test ) :وسیله یا ابزاری است که برای اندازه گیری عملکرد آزمودنی بکار می رود .
آزمون ممکن است شامل مجموعه هایی از پرسش های امتحانی باشد . آزمون همچنین می تواند شامل موقعیتی باشد که دانش آموز در آن موقعیت یا انجام دادن یک کار یا یک تکلیف ، میزان توانایی و مهارت خود را نشان دهد . .
د – امتحان ( Examination ) :
عبارت است از تعدادی سوال که به صورت گزینش تصادفی از جامعه ای از سوال ها تهیه شده
و یا به عبارت دیگر یک وسیله یا روشی است که در آن آزمودنی ها با تعدادی از سوال های همخوان و هماهنگ با یکدیگر مواجه می گردند ، یا به انجام فعالیت های علمی وادار می شوند که در نتیجه ی این شرایط و در خاتمه ی موقعیت ، می توان از تواناییهای افراد شرکت کننده ی در امتحان مقایسه ای کمی به دست آورد
دکتر پاشا شریفی ، امتحان را آزمونی در مقیاس وسیع تر تعریف نموده و آنرا معمولا شامل چند آزمون می داند که اغلب به صورت رسمی انجام می گیرد .
ه – ارزشیابی ( Evaluation ) :
ارزشیابی به یک فرایند نظام دار برای جمع آوری ، تحلیل و تفسیر اطلاعات گفته می شود به این منظور که تعیین شود ، آیا هدفهای مورد نظر تحقق یافته اند یا در حال تحقق یافتن هستند و به چه میزانی ؟
و – ارزشیابی پیشرفت تحصیلی : ( Academic achivement evaluation ) :
ارزشیابی پیشرفت تحصیلی عبارت است از سنجش عملکرد یادگیرندگان و مقایسه ی نتایج حاصل با هدفهای آموزشی از پیش تعیین شده به منظور تصمیم گیری در این باره که آیا فعالیت های آموزشی معلم و کوششهای دانش آموزان به نتایج مطلوب انجامیده اند و به چه میزانی ؟
اصول و مفاهیم قابل تاکید در ارزشیابی
چون ارزشیابی حالت فرایندی دارد ، جریان آن متوقف د ر مرحله ی خاصی ازفعالیت یا فعالیتها نمی باشد .
فعالیت ارزشیابی ، نظامدار و هدفمند است ومراحل منظم ومستمر و منسجمی دارد که بر اساس آن ، تحلیل یافته ها و مقایسه ها صورت می گیرد .
نتیجه ی ارزشیابی ، داوری و تصمیم گیری است ،در غیر این صورت فاقد ارزش اساسی و توجیه علمی است .
اهدافی که ارزشیابی آموزشی در نظر دارد
با عنایت به اهمیت ارزشیابی آموزشی ، می توان اهداف زیر را برای آن مطرح نمود :
ارزشیابی آموزشی می تواند به عنوان عاملی موثر در تشخیص شیوه ی صحیح تدریس و کمک به ارتقاء و اعتلای آن یاری رسان معلم باشد .
بر اساس نتایج حاصله از ارزشیابی آموزشی می توان در انتخاب معلمان کارآمد و شیوه ی تدریس موثر تصمیم گیری نمود .
دانش آموزان نیز در این زمینه بهره ور خواهند شد و از نتایج ارزشیا بی می توانند به نقاط ضعف و قوت خود آگاهی پیدا نموده درصدد رفع یا تقویت آن نقاط باشند .
ترسیم ضوابط خاص در زمینه ی ارائه ی شیوه های موثر تدریس
نقش ارزشیابی در برنامه درسی و پیشرفت تحصیلی
بحث ارزشیابی را می توان از مهم ترین مباحث قلمرو برنامه ی درسی و پیشرفت تحصیلی دانست ، که بطور بایسته مورد توجه قرار نگرفته است .تا قبل از 1930 ، فعالیت و عملکرد یادگیرنده در فرایند یادگیری ، پایه و اساس ارزشیابی را تشکیل می داد . بر همین اساس ، میزان موفقیت یک برنامه ی درسی نیز باتوجه به میزان موفقیت شاگردان در یادگیری محتوای آن برنامه ی درسی ، سنجیده می شد .
برای نخستین بار ، درفاصله ی سالهای 1930 تا 1940 ، رالف تایلر ، مساله ی ارزشیابی برنامه ی درسی را مطرح کرد او ارزشیابی برنامه ی درسی را در قالب ، اندازه گیری و سنجش پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مطرح نمود و معتقد بود که در ارزشیابی یک برنامه ی درسی باید به ارزشیابی بازده یا محصول برنامه بر اساس هدفهای آن توجه شود .
ارزشیابی هدفهای آموزشی زمانی به اوج اهمیت خود رسید که بلوم و همکارانش به طبقه بندی حیطه های یادگیری اقدام کردند و یادگیری هدفهای تربیتی را در سه حیطه ی شناختی ، عاطفی و روانی – حرکتی قرار دادند . هدف ارزشیابی ، فراهم کردن اساسی برای تصمیم گیری در مورد نیاز برای تغییر و راهنمایی است .
ارزشیابی مداوم اجازه میدهد اصلاح یک برنامه ، ادامه داشته باشد و نیز ارزشیابی قادر است یک تصویر کلی از یک برنامه ، که باید شکل بگیرد ، ارائه دهد و قضاوت درباره ی اختصاصی بودن ( Rite ctiveness ) ، نتیجه بخش بودن ( Appropriateness ) و کارا بودن ( Efficiency ) برنامه ی مدرسه و فعالیتها را ممکن سازد .
اما به راستی سه مقوله ی مطرح شده در ارتباط با یک برنامه ، به ویژه در مدرسه چه زوایایی را شامل می شود ؟ چه مسائلی را مورد توجه قرار می دهد ؟ و در نهایت محورهای اساسی این سه مقوله در کارآمدی یک برنامه چه خواهد بود ؟در قسمتهای زیر به بحث های فوق از کلام دکتر رضا محمودی می پردازم :
اختصاصی بودن یک برنامه :این مقوله موارد ذیل را مورد توجه قرار می دهد :
1
بر اساس اهمیت موضوع جوان و ارتباط با قرآن و معارف قرآنی، در این پژوهش به تکالیف نهادهایی که در جامعه، رسالت گسترش فرهنگ و معارف قرآنی در میان جوانان را به عهده دارند ـ از قبیل وزارت آموزش و پرورش، صدا و سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت علوم و تحقیقات و فناوری، حوزه‌های علمیه و سازمان تبلیغات اسلامی ـ و راهکارهایی جهت گسترش فرهنگ قرآنی در جامعه و به خصوص میان جوانان، پرداخته می‌شود. روش تحقیق از نوع پیمایشی است که در جامعه 3000 نفری فرهنگیان شهرستان نجف آباد و در نمونه‌ای به حجم 340 نفر انجام شده است.
نتایج تحقیق نشان می‌دهد راهکارهای مربوط به حیطه وظایف وزارت آموزش و پرورش، مهمترین راهکارهای گسترش فرهنگ و معارف قرآنی در میان جوانان بوده است و پس از آن راهکارهای مربوط به حیطه وظایف صدا وسیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت علوم و تحقیقات و فناوری، حوزه علمیه و سازمان تبلیغات اسلامی در این رده بندی قرار می‌گیرند.
با اینکه ما معتقدیم قرآن کریم بزرگ‏ترین هدیه الهى براى انسان‌ها و گرانبهاترین میراث پیامبر اعظم9 در میان مسلمین است، امت اسلامى آنگونه که شایسته است براى استفاده از این میراث عظیم از خود همت نشان نداده و نمى‏دهد. جامعه اسلامى پس از وفات پیامبر اکرم9 على رغم تأکیدات فراوان آن حضرت مبنى بر وجوب رجوع و عمل به قرآن، به عنوان ثقل اکبر و فرا گرفتن علوم قرآن از اهل بیت به عنوان ثقل اصغر، از تمسک به این حبل متین الهى محروم مانده است. در نتیجه جامعه اسلامى از جایگاه اصلى خویش که قرآن آن‌ها را بدان مژده داده و مى‏فرماید: “انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین”، (آل عمران، 139) باز مانده‏اند و امروزه به این واقعیت تلخ مى‏باید اقرار نمود که جامعه اسلامى به دلیل فاصله گرفتن از واقعیت قرآن و علوم اهل بیت، متحمل خسارت‏هاى جبران ناپذیرى شده است.
اما به رغم دورى مسلمین از حقیقت قرآن و غریب بودن این گوهر آسمانى و عطیه رحمانى، پرداختن به ظاهر آن در میان مسلمین گه‌گاه از رواج و رونق خوبى برخوردار بوده است. بدون شناخت افکار انحرافى مخالفان قرآن و مقابله با آن‌ها از طریق روشنگرى و بر ملا کردن توطئه‏هاى فرهنگى آنان، حاکم کردن فرهنگ قرآن کریم و هدایت جامعه بر اساس اعتقادات و ارزش‏هاى دینى، کار چندان آسانى نیست. این نکته‏اى است که اغلب مورد غفلت قرار مى‏گیرد. (مصباح یزدی، 1376، صص 112-109)
بنابراین به موازات سعى در فهم قرآن و عمل به رهنمودهاى آن، هرگز دشمنان و مخالفان قرآن را نباید از نظر دور داشت. تمسک به قرآن و حاکمیت بخشیدن به این کتاب آسمانى جز با شناخت تفکرات انحرافى ضد قرآنى و مقابله با آن‌ها امکان‏پذیر نیست. همانطور که اگر حق را بشناسیم باطل را نیز خواهیم شناخت و شناخت باطل نیز ما را کمک مى‏کند تا حق را بشناسیم، در مقام عمل نیز حاکمیت بخشیدن به قرآن در جامعه بدون شناخت مخالفان و افکار انحرافى آنان و مقابله با توطئه‏ها و شگردهاى شیطانى آن‌ها در تضعیف عقاید دینى مردم ممکن نیست. زدودن افکار انحرافى و شبهات ملحدان از افکار مردم به خصوص جوانانى که از نظر علوم و معارف دینى از بنیه علمى کافى برخوردار نیستند، از کارهاى زیربنایى گسترش فرهنگ و معارف قرآنى است و بدون آن نمى‏توان انتظار نتیجه مطلوب داشت. این نوشتار به فراخور محورهای بخش مقاله نویسی مسابقات بین المللی قرآن همین راهکارها را بررسی می‌نماید.
جوان و ارتباط با قرآن
نوجوانى و جوانى، بهار عمر و هنگام شکوفایى آن و آغاز فراز و نشیب‌هاى روحى و جسمى و رسیدن به رشد است. در این دوره کم‏کم شخصیت انسان شکل مى‏گیرد و پرسش‌هاى فکرى و فرهنگى بسیارى در ذهن جوان پیدا مى‏شود. (بلر، 1379، ص 93) روزهاى جوانى لبریز از زیبایى، نشاط، احساسات، لذت‌هاى متنوع، تفریح و آراستگى است. از سوى دیگر، خداجویى و خدایابى و دین‏باورى از ویژگی‌هاى این دوران است. با درک این ویژگی‌ها و انرژى متراکمى که در آن‌ها وجود دارد و با تبیین صحیح باورها و ارزش‌هاى دینى و مذهبى، مى‏توان روح ناآرام

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه درموردجبران خسارت، منابع حقوق، حوزه و دانشگاه

دیدگاهتان را بنویسید