منابع پایان نامه با موضوع شرکت در انتخابات

دانلود پایان نامه

ریاضیّات توضیح داده شده و ثابت شود. » ( لئوناردو داوینچی )

کاربرد معادله و دستگاه معادلات خطی
دستگاه‌های معادلات خطی اغلب برای حساب کردن بهره‌ی ساده، پیشگویی، اقتصاد و پیدا کردن نقطه‌ی سر به سر به کار می‌رود.
معمولاً هدف از حل کردن یک دستگاه معادلات خطی، پیدا کردن محل تقاطع دو خط می‌باشد. در مسائل دخل و خرج که در مشاغل مختلف وجود دارد، پیداکردن نقطه تقاطع معادلات خط یعنی همان پیدا کردن نقطه‌ی سر به سر. در اقتصاد هم نقطه تقاطع معادلات خطی، عبارت است از: قیمت بازار یا نقطه‌ای که در آن عرضه و تقاضا با هم برابر باشند.

کاربرد تقارن‌ها (محوری و مرکزی ) و دَوَران‌ها
مباحث تقارن‌ها و دوران‌ها که به تبدیلات هندسی معروف هستند، درصنعت و ساختن وسائل و لوازم زندگی استفاده می‌شوند. مثلاً در بافتن قالی و برای دادن نقش و نگار به آن از تقارن استفاده می‌شود. در کوزه‌گری و سفالگری از دوران محوری استفاده می‌شود. همچنین در معماری‌های اسلامی اغلب از تقارن‌ها کمک گرفته می‌شود. چرخ گوشت، آب میوه‌گیری، پنکه، ماشین تراش با دَوَرانی که انجام می‌دهند، تبدیل انرژی می‌کنند. علاوه بر آن تبدیلات هندسی برای آموزش مطالبی از ریاضی استفاده می‌شوند، مانند: مفهوم جمع و تفریق اعداد صحیح با بهره گرفتن از بردار انتقال موازی محور.

نقطه‌ی سر به سر: در بسیاری از مشاغل، هزینه‌ی تولید C و تعداد X کالای تولید شده را می‌توان به صورت خطی بیان کرد.به همین ترتیب، در آمد R حاصل از فروش X قلم کالای تولیدشده را نیز می‌توان با یک معادله‌ی خطی نشان داد. وقتی هزینه‌ی C از در آمد R حاصل از فروش بیشتر باشد، این تولید ضرر می‌دهد و وقتی در آمد R از هزینه‌ی C بیشتر باشد، تولید سود می‌دهد. هر گاه در آمد R و هزینه‌ی C مساوی باشند، سود و زیانی در بین نیست و نقطه‌ای که در آن R=C باشد، نقطه‌ی سربه سر نامیده می‌شود.

کاربرد مساحت
مفهوم مساحت و تکنیک محاسبه مساحت اشکال مختلف، از اهمّ مطالب هندسه است. به سبب کاربرد فراوانی که در زندگی روزمرّه مثلاً برای محاسبه‌ی مساحت زمین‌ها با اَشکال مختلف و همچنین درفیزیک و جغرافیا و سایر دروس دانستن مساحت‌ها لازم به نظر می‌رسد.

کاربرد چهار ضلعی‌ها
شناخت چهارضلعی‌ها و دانستن خواص آنها، برای یادگیری مفاهیم دیگر هندسه لازم است و ضمناً در صنعت و ساخت ابزار و وسائل زندگی و همچنین برای ادامه تحصیل و همین‌طور در بازار کار نیاز به دانستن خواص چهارضلعی‌ها احساس می شود .

کاربرد خطوط موازی و تشابهات
از خطوط موازی و مخصوصاً متساوی الفاصله، در نقشه‌کشی و ترسیمات استفاده می‌شود. و در اثبات احکامی نظیر قضیه تالس۱ و عکس آن، همچنین تقسیم پاره‌خط به قطعات متساوی یامتناسب، تشابهات نیز از مفاهیم مهم هندسه و اساس نقشه‌برداری، کوچک و بزرگ کردن نقشه‌ها و تصاویر و عکس‌ها می‌باشد.
مبحث تشابهات در هندسه دریچه‌ای است به توانائی‌های جدید برای درک و فهم و کشف مطالب تازه‌ی هندسه، به همین سبب آموزش خطوط متوازی و متساوی‌الفاصله و مثلث‌های متشابه به حد نیاز دانش‌‌آموز مقطع راهنمایی لازم است .
تالس دانشمند یونانی نشان داد که به وسیله‌ی سایه‌ی یک شیء و مقایسه‌ی آن با سایه‌ی یک خط‌کش می‌توان ارتفاع آن شیء را اندازه گرفت . با بهره گرفتن از اصولی که تالس ثابت کرد، می‌توان بلندی هر چیزی را حساب کرد. تنها چیزی که نیاز دارید، یک وسیله‌ی ساده اندازه‌گیری است که می‌توانید [آن را ] از یک قطعه مقوا و تکه‌ای چوب درست کنید.( مراجعه شود به کتاب درجهان ریاضیات نوشته‌ی اریک او بلاکر- صفحه‌ی ۳۰ )
تالس در زمان خود به کمک قضیه‌ی خود ارتفاع اهرام مصررا محاسبه کرد همچنین وقتی از مصر به یونان بازگشت، فاصله‌ی یک کشتی را از ساحل به کمک قضیه خود اندازه گرفت. روش دیگری هم برای محاسبه بلندی وجود دارد و آن استفاده از نسبت‌های مثلثاتی است.

کاربرد آمار و میانگین
وقتی کسی از مقادیر عددی کمک می‌گیرد، تا یک موقعیّت را توضیح دهد، او وارد قلمرو آمار شده است. آمار معمولاً اثر تعیین کننده‌ای دارد. اگر چه ممکن است مفید یا گمراه کننده باشد. ما عادت کرده‌ایم، که پدیده‌های زیادی نظیر موارد زیر را با توجه به آمار، پیش‌بینی کنیم:
احتمال پیروزی یک کاندیدای ریاست جمهوری، وضعیت اقتصادی(تورم، در آمد ناخالص ملی، تعداد بیکاران، کم و زیاد شدن نرخ بهره‌ها و نرخ سهام، بازار بورس، میزان بیمه، آمار طوفان، جزر و مد) و غیره.
قلمرو آمار به طور مرتّب درحال بزرگ شدن است.آمار می‌تواند در موارد زیادی، برای قانع کردن مردم و یا انصراف آنها از یک تصمیم مؤثّر باشد. به عنوان مثال: اگر افراد احساس کنند که رأی آنها نتیجه‌ی انتخابات را تغییر نخواهد داد، ممکن است از شرکت در انتخابات صرفنظر کنند.
در عصر ما آمار ابزار قوی و قانع کننده است، مردم به اعداد منتشر شده‌ی حاصل از آمارگیری، اعتماد زیادی نشان می‌دهند.
به نظر می‌رسد وقتی یک وضعیّت و موقعیّت با توسل به مقادیر عددی توصیف می‌شود، اعتبار گزارش در نظر مستمعین بالا می‌رود.

مقاطع مخروطی
در هوای گرم بستنی بسیار خوشمزه و دلچسب است. به خصوص اگر بستنی قیفی داشته باشید ودر حالی که روی یک صندلی و در سایه درختی نشسته باشید و فارغ از جار و جنجال روزگار، به خوردن بستنی مشغول باشید. شاید همه چیز از ذهن شما بگذرد مگر همان بستنی قیفی که مشغول خوردن آن هستید.
این مطلب توجه یک ریاضیدان بلژیکی خوش ذوق را به خود جلب کرد و آن را برای توضیح یکی ازمطالب مهم ریاضی[یعنی مقاطع مخروطی] بکار برد. مقاطع مخروطی یکی از مباحث مهم و کاربردی در ریاضیات بوده وهست .

ترسیمات هندسی
در ترسیمات و آموزش قسمت‌های دیگر هندسه، نیاز فراوان به شناخت دایره و اجزا و خواص آن پیدا می‌شود، لذا در دوره‌ی راهنمایی، مفهوم دایره، وضع نقطه و خط نسبت به دایره، زاویه مرکزی، زاویه محاطی و تقسیم دایره به کمان‌های متساوی آموزش داده می‌شود و به این ترتیب دانش‌آموز برای یادگیری مطالب بعدی و استفاده‌ی عملی از آنها آماده می‌شود. (همچنین از زاویه‌ی محاطی و اندازه‌ی آن برای نورپردازی در سالن‌ها استفاده می‌شود. )

کاربرد ریاضیات در هنر و کامپیوتر
تاریخ نشان می‌دهد که در طی قرون، هنرمندان وآثارشان تحت تأثیر ریاضیات قرار گرفته‌اند و زیبائی اثرشان به آگاهی آنها از این دانش بستگی داشته است. ماهم اکنون استفاده‌ی آگاهانه از مستطیل طلایی، و نسبت طلایی را در هنر یونان باستان، به ویژه درآثار پیکرتراش یونانی« فیدیاس» دقیقآ مشاهده می‌کنیم.
مفاهیم ریاضی از قبیل نسبت‌ها، تشابه، پرسپکتیو، خطای باصره تقارن، اشکال هندسی، حدود و بینهایت در آثار هنری موجود از قدیم تا به امروز مکمل زیبایی آنها بوده است. اکنون نیز « کامپیوتر » به کمک ریاضیات هنر را از ابتدایی تا مدرن توسعه می‌دهد.
اگر آگاهی هنرمندان با ریاضیات و استفاده‌ی عملی از آن نبود، برخی از آثار هنری خلق نمی‌شدند. بهترین نمونه‌ی آن تصاویر موزائیکی هنرمندان مسلمان وگسترش این شکل‌های هندسی به وسیله‌ی«M.S.Esher» جهت نشان دادن اجسام متحرک است. اگر هنرمندان به مطالعات توجهی نداشتند وخصوصیات اشکال را از نظر تطابق، تقارن انعکاس ، دوران ، انتقال و … کشف نکرده بودند، خلق این همه آثار هنری امکان پذیر نبود .
« هنر ریاضیات ،هنرپرسیدنِِِ پرسشهای درست است وقطعه ی اصلی کار در ریاضیات تخیل است و آن چه که این قطعه ی اصلی رابه حرکت درمی آوردمنطق می باشدوامکان استدلال منطقی آن زمان پدید می‌آیدکه ما پرسش‌های خود رادرست مطرح کرده باشیم.» (نوربرت ونیز )

کاربرد حجم
به سبب نیازی که دانش آموز در زندگی روز مرّه و همین طور در بکار گیری آن در سایر علوم نظیر ، شیمی، فیزیک، زیست شناسی و مخصوصاً هنر برایش پیش می آید، همچنین در شغلهایی که در جامعه وجود دارد و یا در ادامه تحصیل دانستن دستورهای محاسبه ی حجم اجسام، یادگیری مبحث حجم ضروری به نظر می رسد .

کاربرد رابطه‌ی فیثاغورس

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

فیثاغورث درباره‌ی رابطه‌های عددی که درساختمان‌های هندسی وجود دارد تحقیق می کرد . او مثلث معروف به مثلث مصری را ، که ضلعهای آن با عددهای ۳ و ۴ و ۵ بیان می شود، را می شناخت .
مصری‌ها می دانستند که چنین مثلثی قائم الزاویه است .و ازآن برای تعیین زاویه های قائمه در تجدید تقسیم بندی زمینهای اطراف نیل ،که هر سال بر اثر طغیان آب شسته می شد ، استفاده می کردند.
یکی از مشکلترین مسائل در ساختن اهرام و معبدها ،طرح شالوده بنا به شکل مربع کامل بود که هم تراز باسطح افق باشد . جزئی اشتباه به قیمت از شکل افتادن همه ی بنا تمام می شد .
مصریان این مشکل رابا ساختن شاقول از میان برداشتند. نخستین شاقول احتمالاً تکه ریسمان یا نخی بود که وزنه ای به آن آویخته بودند و ان را در برابر بنا می گرفتند تا وزنه ی آن به زمین صاف برسد . در این حالت نخ می بایست کاملاً عمودیا شاقول باشد و زاویه ی بین آن و زمین صاف یک زاویه ی قائمه بسازد.
همچنین معماران کشف کردند که چگونه می‌توان با ریسمان‌های اندازه‌گیری که درفاصله‌های مساوی گره خورده بودند، مثلث‌های قائم‌الزاویه‌ای بسازند و این مثلث‌ها را راهنمای خویش در ساختن گوشه‌ها ( نبش ها)ی بنا قرار دهند.
بدون شک مهمترین هدف ما از بیان مطالب فوق این نکته است که بتوانیم دانش‌آموزان را با اهداف کتب ریاضی آشنا کنیم و آنها را نسبت به ریاضیات علاقمند کنیم. تجربه نشان داده است که حتی در رشته‌های فنّی، مانند خیاطی هم اهداف پرورشی ریاضی اهمیت دارند به همین خاطر دربرنامه‌ی درسی تمام رشته‌های تحصیلی درس ریاضی گنجانده شده است.
در کتب جدید ریاضی سعی شده است که مطالب طوری تدریس و بیان شوند که دانش‌آموز نفهمیده مطلبی را نپذیرد. هر چند بعضی مطالب شهودی است، ولی دانش‌آموز از طریق درک مفاهیم درس یاد می‌گیرد و به تدریج با فرایند تفکر ریاضی آشنا می‌شود. معلمین هم باید به این نکته توجه داشته باشند و تصور نکنند که هدف آموزش ریاضی فقط در یاد دادن چند قاعده و حل ماشینی مسائل خلاصه می‌شود، زیرا ریاضیات و آموزش آن دارای اهمیت و جایگاه ویژه‌ای است(مهدی، 1387، 64).

2-4) طبقه‌بندی آندرسون :
در طبقه‌بندی آندرسون، یک بعد دانش و یک بعد فرایند شناختی وجود دارد. بعد فرایند شناختی در برگیرنده به یادآوردن, فهمیدن, به کار بستن، تحلیل کردن، ارزشیابی کردن و آفریدن است و این طبقه‌بندی به صورت سلسه مراتبی و از عینی به انتزاعی و ساده به پیچیده تنظیم یافته است. در این طبقه‌بندی شش مقوله اصلی از شکل اسم به فعل تغییر داده شده است و دلیل این تغییر این است که طبقه‌بندی اشکال متفاوت تفکر را منعکس می‌کند و تفکر هم یک فرایند فعال است. افعال وقایع و فعالیّت‌ها را توصیف می‌کنند در حالی که اسم نمی‌تواند این ویژگی‌ها را توصیف کند. دانش در طبقه‌بندی آندرسون به فعل به خاطر سپردن یا به یاد آوردن تغییر شکل داده است به این علت که دانش نتیجه یا محصول تفکر است نه یک شکل خاص از تفکر. درک مطلب و ترکیب به درک کردن و خلاقیّت تغییر عنوان داده شده‌اند و چنین تغییری به این علت بوده که عناوین جدید به صورت بهتری منعکس کننده طبیعت تفکر در هر کدام از این مقوله‌ها می‌باشند. دراین طبقه‌بندی یک بعد دانش و یک بعد فرایند شناختی وجود دارد.
2-4-1- بعد فرآیند شناختی: نظام شناختی شامل 6 سطح است که به ترتیب عبارت‌اند از: به یاد آوردن، فهمیدن، به کار بستن، تحلیل کردن، ارزشیابی، آفریدن(سیف، 1389، 28).
2-4-1-1- به یاد آوردن : زمانی که هدف آموزش یک معلم، حفظ مطالب آموزش داده شده به همان صورت اولیه از سوی دانش‌آموز است، این فرایند به یادآوردن (یادآوری) نام دارد. یادآوری نیازمند بازآوری داده از حافظه دراز مدت است.
به طور مثال زمانی که گفته می‌شود (نام پیامبران اولوالعزم(ع) را به ترتیب نام ببرید.) یا (حاصل ضرب دو عدد 9 در 8 چه عددی است؟) از فرآیند یادآوری و یاد آوردن، کمک گرفته‌ایم. این طبقه از دو خرده طبقه زیر تشکیل یافته است:
1- بازشناسی: مثال : ریاضیدانان معروف را معرفی کند.
2- بازیابی: مثال : پاسخگویی به سئوالات جدول ضرب

2-4-1-2- فهمیدن : وقتی گفته می‌شود دانش‌آموزان می‌فهمند بدان معنی است که بتوانند از مواد شفاهی، کتبی، یا تصویری کسب معنی کنند. فهمیدن زمانی صورت می‌پذیرد که دانش‌آموز بتواند بین دانش تازه و دانش‌های قبلی خود ارتباط برقرار کند. یادگیری در این سطح عبارت است از توانایی پی بردن به مفهوم یک مطلب و تبیین آن با جمله‏هایی که خود شخص می‏سازد؛ بی‏آن‏که میان آن مطلب با مطالب دیگر چندان ارتباطی برقرار کند. یادگیری در این سطح مستلزم آگاهی از اصول و شرایط است.
مثلاً اگر پرسیده شود، با توجه به سبک و کلمات به کار برده در یک شعر، به شاعر آن و حدود قرنی که شاعر در آن می زیسته، اشاره کنند، در این جا دانش آموز از اطلاعات گذشته خود و ترکیب آن با مطالب جدید، به پاسخ خواهد رسید و فهمیدن صورت پذیرفته است.

فهمیدن زمانی است که شخص بتواند درباره یک موضوع، پیش‌بینی کرده و اجزای آن را توضیح داده، علت‌های بوجود آورنده آن را بیابد، فرایندها و مکانیزم‌های آن را بتوان ترسیم کند، متوجه شود که چه چیزی برای آن خوب است و چه چیزی برای آن بد است، درباره آن بتواند دست به استدلال بزند و یا مناظره کند، بتواند از آن دفاع کند و یا به توجیه و تبیین آن بپردازد، مسائل مرتبط با آن را حل کند، آن را خلاصه کند و یا به زبان خودش آن را بیان کند، درباره‌اش مثال بزند، تفسیر کند و کارهایی از این قبیل. مثلاً یک پزشک وقتی، مشکل بیمار را فهمیده است که بتواند علت بوجود آورنده آن را پیدا کرده و درباره آن برای بیمار، داروی صحیح تجویز کرده و توصیه‌های خوبی به بیمار کند. اگر کسی یک مفهوم ریاضی را فهمیده یعنی اینکه می‌تواند مسائلی که درباره آن مفهوم است را حل کند حتی اگر مسئله به صورت نو و خلاقانه‌ای طرح شده باشد.
همچنین حفظ کردن به معنی فهمیدن نیست. حفظ کردن، توهمی از فهمیدن است. آنچه که معمولاً در نظام‌های آموزشی سنتی تاکید می‌شود، حفظ کردن است. کسی که قانونی را حفظ کرده، به این معنی نیست که آن را فهمیده است. این شخص فقط می‌تواند آن قانون را تشخیص دهد، آن را بیان کند، تبصره‌های آن را نام ببرد و اینکه در چه حالت‌های مشخصی می‌توان از آن قوانین استفاده کرد. کسی که قانونی را حفظ کرده، نمی‌تواند نگاه سیستمی به آن داشته باشد و اینکه ارتباط آن با بقیه قوانین چیست و چه هنگامی استفاده از آن قانون درست نیست حتی اگر مجاز به انجامش باشد.
طبقهی فهمیدن شامل هفت خرده طبقه1-تفسیر کردن،2-مثال آوردن،3-طبقه‌بندی کردن،4-مقایسه کردن،5-خلاصه کردن،6-استنباط کردن و 7-تبیین کردن است.(اندرسون، کراتول و همکاران، 2001، 110)

تفسیر کردن
یعنی تبدیل داده از شکلی به شکل دیگر، تفسیر شامل تغییر مطلب از کلامی به کلام دیگر، از شکل به کلام، از کلام به شکل، از اعداد به کلام، از کلام به اعداد، از نُت به موسیقی یا به آهنگ، و مانند اینهاست. اصطلاح دیگر برای تفسیر کردن برگرداندن (ترجمه کردن) است.
تفسیر :تفسیر شامل تفکر در باره اهمیت نسبی اندیشه هایی است که فهمیدن آنها ممکن است مستلزم نظم بخشی (تنظیم ) مجدد اندیشه ها ،به صور ترکیبی تازه در ذهن فرد باشد.در واقع تفسیر تنها ترجمه کلمات و عبارات نیست ،بلکه درک تدابیر گوناگون بکار رفته در انتقال مفاهیم و یک نوع بازاریابی مفاهیم در ذهن است . به عبارت دیگر ،تفسیر شامل شایستگی در تشخیص نکات اساسی و جدا کردن آن از قسمت های کم اهمیت تر است .بطور کلی تفسیر توضیح دادن یا بیان کردن مطالب از طریق معنی کردن یا دادن مثال‌ها یا خلاصه‌ای از آن‌ها. در حالی که ترجمه شامل برگردان عینی و بخش به بخش مطلب از یک صورت به صورتی دیگر است، تفسیر مستلزم باز چینی و باز آرایی مطلب یا ارائه دیدگاهی تازه از آن است .برای تفسیر یک ارتباط،

دیدگاهتان را بنویسید