همبستهای خوشحالی شغلی

همبستهای خوشحالی شغلی :

به دو دسته عوامل محیطی و شخصی تقسیم می شن:

2-1-37-1- همبستهای خوشحالی شغلی مربوط به عوامل محیطی : 

1- سطح شغل: تحقیقات معمولاً به تأیید رابطه بین سطح شغل و خوشحالی شغلی پرداختن.بخشی از توضیح نظری درتبیین رابطه مثبت بین سطح شغل و خوشحالی شغلی مربوط به نظریه گروه مرجعه.

 

جامعه،روی هم رفته واسه بعضی مشاغل ارزش بیشتری قائله تا واسه بعضی دیگراز مشاغل. هم اینکه مشاغلی با سطح بالادریافت بیشتر، رقابت بیشتر و شرایط کاری بهتری دارن.

2-محتوای شغل : مشاغلی که به کارکنانشون فرصت به نمایش گذاشتن توانایی هاشون رو در طیف خیلی از تکالیف میدن وتا حدی رقابت برانگیز ومتنوع هستن، باعث خوشحالی بیشتری می گردن.

3-رهبری توجه کار: رهبرانی که رابطه خوبی با کارکنان دارن و دارای سبک مشارکتی نسبت به کارکنان  هستن و کلا رهبرانی که بخش انسانی رو وارد کارشون کردن با توجه قرار دادن کارکنان موجب افزایش خوشحالی شغلی اونا می شن.

4-دستمزدوفرصتهای ترفیع: خوشحالی شغلی به طور قوی با فرصتهای ترفیع درارتباطه. تحقیقات درزمینه دستمزد، به یافته های متناقضی دست پیدا کردن . دستمزد به تنهایی برخشنودی شغلی اثری نداره،هم پاداشای مالی وهم تشکر اثر معنی داری بر خوشحالی دارن. کارکنان باید فایده هایی رو که دریافت می کنن به عنوان نشونه های ارزش شون درسازمان بفهمن. هم اینکه مطالعاتی بر اساس نظریه مقایسه اجتماعی این حقیقت رو روشن کرد که مقایسه(داخل داد- بازده) با افراد مشابه بر خوشحالی از دستمزد اثرمی گذارد.

5-کاردرگروه: داشتن همکاران ساپورت کننده و دوست داشتنی موجب افزایش خوشحالی شغلی می شه. تحقیقات  نشون دادن داشتن روابط مثبت با همکاران ، خوشحالی رو زیاد می کنه(همون منبع).

مطلب مشابه :  آموزش ایران سوشال، ثبت‌نام و شروع کار

 

 

 

2-1-37-2- همبستهای خوشحالی شغلی مربوط به متغیرهای شخصی:

1-سن : به نظر گرینبرگ و بارون(1995)کارکنان پیرتر نسبت به کارکنان جوون تراز شغل شون خشنودترند و افراد با تجربه خوشحالی بیشتری نسبت به افراد کم تجربه دارن.با افزایش سن، تجارب کاری بیشتر می شه ودیدگاه واقعی تری نسبت به شغل و زندگی دارن.

2-جنسیت: یافته های تحقیقات نشون داد که زنان اهمیت بیشتری به عوامل اجتماعی و روابط با همکاران می دهنددرحالیکه مردان اهمیت بیشتری به دستمزد و پیشرفت وسایر جنبه های خارجی کارمی دهند (موری اتیکسون1،1981). رابینز و همکاران(2003) بیان کردندکه هیچ گواهی واسه این که جنسیت بر خوشحالی شغلی کارکنان اثر داره، وجود نداره.

3-تحصیلات: بین سطح تحصیلات و خوشحالی شغلی رابطه ای منفی هست.شایدً وقتی سطح تحصیلات بالاتر میره، سطح انتظارات افراد ازکارفرمایشان زیاد می شه و درصورت نبود ارضاء این خواستها ،خوشحالی کاهش پیدا میکنه.به طورکلی اگه افراد بفهمن نسبت به تحصیلات شون شغل مناسبی در اختیارندارند این درک اثرمنفی برخشنودی می ذاره (همون منبع).

2-1-38-ریشه و سرچشمه خوشحالی شغلی:

وقتی که کارکنان به سازمانی‏ می‏پیوندند مجموعه‏ای از خواستها، نیازها و تجربه‏های گذشته و یا کلا‏ انتظارهای شغلی رو با خود به همراه‏ می‏بیارن.خوشحالی شغلی نشانی از همراهی انتظارات نوخواسته آدم با پاداش هاییه که کار رو جفت و جور می‏آورد.خوشحالی شغلی به‏یه جور به نگرشهای‏ یک کارمند اشاره داره.کارکنان سازمان‏ واسه پنج عامل حقوق و دستمزد،فرصت‏ ارتقا،وجود کار،هدف‏ها و سیاستهای

 

 

  1. mori etiksoon

سازمان، و شرایط کاری طرز تلقی‏های خاص سازمان و شرایط کاری طرز تلقی‏های خاص دارن. درجه خوشحالی کارکنان ازهر یک ازاین عوامل متفاوت‏ است. بطور مثال ممکنه فردی در مورد دریافتی‏های خود احساس نبود‏ خوشحالی کنه و همزمان با اون از بقیه عوامل ، خوشحالی داشته باشه. ممکنه‏ خوشحالی شخصی در گروه کاری، همزمان‏ تحت ‏اثر همکارانش، مدیران و سرپرستان قرار گیرد و سرپرست رامی‏توان یک عنصر سازمانی دونست ولی‏ باید توجه داشت که چیزی که بیشترین اثر رو بر طرز تلقی کارکنان داره ویژگیهای‏ شخصی اونه.

مطلب مشابه :  هوش هیجانی  و معنی توانایی ذهنی

نیازها و اشتیاق فرد بر طرز تلقی اون اثر می‏گذارد.شخصی که خواهان رسیدن به‏ یک مقام سازمانی خاصه،این می‏تونه نشون‏دهنده سطح خوشحالی شغلی‏ اون باشه و با جفت و جور اومدن امکانات به دلیل اون جهت تحقق هدفهای ایشون از اهمیت‏ زیادی برخورداره.مثلا‏ دانشجویی کار موقتی رو می‏پذیرد، امر توانایی هماهنگ شدن واسه رسیدگی به‏ امور مربوط به کار خود رو داره و با انجام‏ این کار درآمدی جهت جبران هزینه‏های‏ تحصیلی خود کسب می‏کنه.ممکنه‏ این شغل در زمان دانشجویی واسه ایشون‏ خوب باشه ولی بعد از تموم شدن‏ تحصیل دیگر اون رو خشنود نکنه (پرهیزگار، 65:1383).