هوش هیجانی  و معنی توانایی ذهنی

هوش هیجانی  و معنی توانایی ذهنی

در این اصطلاح هوش هیجانی ترکیبی از توانایی، مهارت یا استعداد ذهنیه که به پردازش اطلاعات هیجانی می­پردازه.بنابر این کار اصلی معنی سازی توانایی­هاییه که هوش هیجانی رو می­سازند. هم اینکه ایجاد روش هایی جهت امتحان این توانایی و تعیین اینکه هوش هیجانی برابر یک هوش استاندارده یا نه؟

هوش به عنوان یه سری از تواناییای ذهنی، تعریف می­شه( یک توانایی از هر نوع که باشه) ویژگی­ها و شاخصی رو توضیح می­کنه که فرد میتونه با موفقیت، تکلیفی رو که سخت توضیح شده بکنه. مثلا توانایی بدنی ممکنه بلند کردن یک وزنه صد کیلویی و توانایی ذهنی شامل امتحان کارکرد فرد در یادآوری هفت عدد در یک ردیف  و یا وظایفی مشابه باشه. از این دید توانایی ذهنی ،هم معنی با استعداد ذهنی[1] و مشابه با مهارت ذهنی، مثل توانش ذهنی که بر توانایی  برآوردن یک ملاک خاص دلالت داره، است. توانایی ذهنی می­تونه از شکل های جور واجور دیگر تواناییا مثل تفکر ذهنی و موضوع گشایی جدا باشه. مثلا، محققانی که اصطلاح هوش هیجانی رو واسه توضیح جنبه­های چند گانه شخصیت، به کار می­برند، بیشتر ویژگی­های شخصیت رو بعنوان توانایی یا استعداد، مشخص می­کنن. مثلا بار- ان (2000) استعدادهای غیر شناختی مثل جربزه رو مطرح می­کنه،گلمن (1998) به ابتکار[2] و نظم کارکنان[3] در بیان اینجور توانایی­هایی اشاره داره. همه این نسبت­ها در جای خود مهم هستن اما توضیح اونا در اینجور مدلی کاربرد درست و دقیق معنی توانایی رو ایجاد می­کنه؟ توجه به وسعت شخصیت و همه بخشای اون می­تونه به پرسشی که هوش چی هست یا چی نیس،جواب بده(مایر،2000 به نقل از مایر، سالوی، کارسو،2008).

مطلب مشابه :  معیارهای تشخیصی DSM-5 واسه مشکل وسواسی- جبری

از این چشم انداز، شناخت، هیجان و انگیزه، کل شخصیت رو در بر می­گیرد و هم این که صرف حضور بعضی از تواناییای شناختی، یک هوش رو نمی کنن. مثلا آدمایی که اجتماعی هستن، بدون شک اطلاعات اجتماعی رو آنگونکه با بقیه رفت و امد دارن، پردازش می­کنن. با وجود اینکه نکته اصلی جامعه پذیری، واسه رفت و امد با دیگرونه نه مسأله  گشایی اجتماعی، برعکس هوش اجتماعی شامل فهم و چگونگی قانع سازی بقیه[4]، کنترل قوی روابط ، ایجاد گروه منظم[5] و مواردی مثل اینه. پس جامعه پذیری[6]، هوش اجتماعی نیس. کلا صفات شخصیتی مثل وظیفه شناسی ،جامعه پذیری و خوش بینی فی نفسه هوش نیستن چون که هیچ یک در اصل توجه به حل مسأله ندارن(خسرو جاوید،1381).

[1] .Mental Capacity

[2] .Server Orientation

[3] .Initiative

[4] .Sociable

[5] .Persuasion

[6] .Cohesiveness