پایان نامه ارشد با موضوع امام صادق، قتل عمد، قصاص

فلیعط اهله دیه المسلم حتى ینکل عن قتل اهل السواد و عن قتل الذمی. ثم قال: لو ان مسلما غضب على ذمی فاراد ان یقتله و یاخذ ارضه و یؤدی الى اهله ثمانماه درهم اذن یکثر القتل فی الذمیین و من قتل ذمیا ظلما، فانه لیحرم على المسلم ان یقتل ذمیا حراما ما آمن بالجزیه و اداها و لم یجحدها، از امام صادق(ع) درباره قتل ذمى توسط مسلمان پرسیدم، فرمود: این، کار سختى است. مردم آن را تحمل نخواهند کرد.بنابراین، باید به اولیاى او دیه فرد مسلمان پرداخته شود تا از کشتن مردم و کشتن اهل ذمه جلوگیرى شود. سپس امام فرمود:اگر مسلمانى بر یک ذمى خشم گیرد و بخواهد او را بکشد و زمینش را بستاند و به اولیاى او هشتصد درهم بپردازد، در این صورت کشتن اهل ذمه و کشندگان به ناحق آنان فراوان خواهند شد. از این رو بر مسلمان حرام است که به ناروا ذمى را به قتل برساند، مادام که ذمى با جزیه، امان یافته و آن را انکار نکرده و مى پردازد.107
ممکن است شیخ طوسى نیز مخالف دیه هشتصد درهم براى ذمى نباشد، به این اعتبار که مقادیر یاد شده در روایت، به عنوان دیه نیست بلکه تعزیر یا شبه تعزیرى از ناحیه حاکم است و شاید به همین جهت، علامه در کتاب مختلف این نظر را بى اشکال دانست، وگرنه معلوم است که این دو دسته روایات با هم برابرى نخواهند کرد. بحث این نکته پیش از این در کتاب قصاص گذشت.
شیخ صدوق در کتاب من لایحضره الفقیه، در مساله دیه ذمى بر خلاف دیگران، این گونه آورده است:
اختلاف این روایات به سبب اختلاف در احوال و شرایط است و چنین نیست که این روایات در حالت واحد با هم اختلاف داشته باشند. هرگاه یهودیان یا نصرانیان یا مجوسیان، بر پیمان خود باقى باشند و آشکارا شراب ننوشند، زنا نکنند، مردار و گوشت خوک نخورند، مرتکب نکاح خواهران نشوند، در روز ماه رمضان آشکارا اقدام به خوردن و آشامیدن نکنند، وارد مسجدمسلمانان نشوند، شب هنگام از جمع و بازار مسلمانان خارج شده و فقط روزها براى خرید و رفع نیازهاى خود وارد اجتماع مسلمانان شوند، در این حالت اگر کسى یکى از آنان را به قتل برساند باید چهار هزار درهم دیه بپردازد. برخى به ظاهر این حدیث عمل کرده و حالات و شرایط را در نظر نگرفتند.
هرگاه امام به یهودى یا نصرانى یا مجوسى امان داده، آنان را در سایه عقد و عهد خود قرار داده باشد و براى آنان ذمه اى تعیین کرده باشد، ایشان هم ذمه را پذیرفته و آن را پرداخت کنند و هیچ یک از شرایطی را که بر شمردیم نقض نکنند، اگر کسى، به خطا یکى از این افراد را به قتل برساند، باید دیه مسلمان را بپردازد… و هرگاه یهودیان یا نصرانیان یا مجوسیان بر پیمان خودپایدار نمانند و شرایط مذکور را رعایت نکنند، اگر کسى یکى از ایشان را به قتل برساند باید هشتصد درهم دیه بپردازد. هیچ مسلمانى به عوض قتل یا جرح ذمى قصاص نخواهد شد. 108
این سخن علاوه بر این که مخالف آراى فقها است، متضمن تفصیلى بدون استناد به نصوص است همانند تفصیلى که از اهل کتابى که در ذمه پیامبر(ص) قرار دارند و شروطی را که پیامبر با آنان بسته است تغییر نداده باشند، دیه یک مرد ایشان چهارصد دینار یا چهار هزار درهم است. اما کسانى که مسلمانان با قهر بر آنان غلبه یافتند و با منت آنان را زنده باقى گذاشتند مانند مجوسیان و دیگر اهل کتاب نواحى جبال و شام، دیه یک مرد ایشان هشتصد درهم است.109
دیه اهل ذمه در روایات
منشا اختلاف در مقدار دیه ذمى، اختلاف در روایات مربوط به این موضوع است. این روایات را مى توان به چند دسته تقسیم کرد:
دسته نخست: این دسته از روایات دلالت دارند بر این که دیه ذمى هشتصد درهم است. این روایات فراوانند و میان آنهاروایات معتبر نیز یافت مى شود. برخى از این روایات با عنوان “دیه یهودى و نصرانى و مجوسى ” آمده است و برخى دیگر باعنوان “دیه یهودى و نصرانى ” وارد شده و مجوسى نیز به آنها ملحق شده است با این تعلیل که مجوسى ها نیز اهل کتاب هستند. برخى دیگر از این روایات با عنوان “دیه ذمى ” آمده است. مهم ترین روایات این دسته عبارتند از:
معتبره ابن مسکان از امام صادق(ع):
قال (ع): دیه الیهودی و النصرانی و المجوسی ثمانماه درهم، دیه یهودى و نصرانى ومجوسى، هشتصد درهم است.
معتبره برید عجلى:
سالت ابا عبدالله(ع) عن رجل فقا عین نصرانی، قال: ان دیه عین النصرانی اربعماه درهم، از امام صادق(ع) درباره مردى که چشم یک شخص نصرانى را بیرون آورد، پرسیدم، فرمود: دیه چشم نصرانى چهارصد درهم است.
معتبره ابوبصیر (لیث مرادى):
سالت ابا عبدالله(ع) عن دیه النصرانی و الیهودی و المجوسی، فقال: دیتهم جمیعا سواءثمانماه درهم، از امام صادق(ع) درباره دیه نصرانى و یهودى و مجوسى پرسیدم، فرمود: دیه همه آنان به طور یکسان هشتصددرهم است.
معتبره سماعه بن مهران از امام صادق(ع):
قال: بعث النبی(ص) خالدبن الولید الى البحرین فاصاب بها دماء قوم من الیهودو النصارى و المجوس، فکتب الى النبی(ص): انی اصبت دماء قوم من الیهود و النصارى فودیتهم ثمانماه درهم و اصبت دماءقوم من المجوس و لم تکن عهدت الی فیهم عهدا. فکتب رسول الله(ص): ان دیتهم مثل دیه الیهود و النصارى، و قال:انهم اهل الکتاب.
پیامبر(ص) خالدبن ولید را به بحرین فرستاد. وى گروهى از یهودیان و نصرانیان ومجوسیان را به قتل رساند و به پیامبر نوشت: من گروهى از یهود و نصارا را کشتم و در برابر هر یک، هشتصد درهم دیه پرداخت کردم و گروهى از مجوسیان را کشتم و در مورد دیه اینان شما فرمانى به من ندادید. پیامبر(ص) در پاسخ او نوشت: دیه آنان مثل دیه یهود و نصارا است و فرمود: آنان اهل کتاب هستند.110
معتبره ابوبصیر و عبدالاعلى بن اعین از امام صادق(ع):
دیه الیهود و النصارى ثمانماه درهم.
معتبره زراره از امام صادق(ع):
سالته عن المجوس ماحدهم؟ فقال: هم من اهل الکتاب و مجراهم مجرى الیهود والنصارى فی الحدود و الدیات، از امام پرسیدم: حد مجوسیان چیست؟ فرمود: ایشان از اهل کتابند و د رحدود و دیات همانندیهود و نصارا با ایشان رفتار مى شود.
معتبره ابان بن تغلب: “قلت لابی عبدالله(ع):
ابراهیم یزعم ان دیه الیهودی و النصرانی و المجوسی سواء. فقال: نعم، قال الحق، به امام صادق(ع) گفتم: ابراهیم() مى پندارد که دیه یهودى و نصرانى و مجوسى، یکسان است. فرمود: بلى، درست گفته است.
دسته دوم: این روایات دلالت دارند که دیه یهودى و نصرانى و مجوسى یا فقط دیه یهودى و نصرانى، چهار هزار درهم است.این دسته مشتمل بر دو روایت است:
روایت ابوبصیر از امام صادق(ع):
قال: دیه الیهودی و النصرانی اربعه آلاف درهم و دیه المجوسی ثمانماه درهم. و قال: اما ان للمجوس کتابا یقال له: جاماس،() امام صادق(ع) فرمود: دیه یهودى و نصرانى چهار هزار درهم و دیه مجوسى هشتصددرهم است. مجوسیان نیز کتابى دارند به نام جاماسب [نامه].” در سند این روایت على بن ابى حمزه بطائنى وجود دارد. 111
شیخ صدوق بعد از نقل روایت نخست، مى گوید:
قال: روی ان دیه الیهودی و النصرانی و المجوسی اربعه آلاف درهم، اربعه آلاف درهم لانهم اهل الکتاب، دیه یهودى و نصرانى و مجوسى چهارهزار درهم است. چهارهزار درهم براى این که ایشان اهل کتابند.
دسته سوم: این روایات دلالت مى کنند بر این که دیه ذمى یا یهودى و نصرانى و مجوسى، همان دیه مسلمان است. این روایات از نظر سند معتبر، هستند.
روایت صحیح ابان بن تغلب از امام صادق(ع):
دیه الیهودی و النصرانی و المجوسی دیه المسلم،() دیه یهودى ونصرانى و مجوسى، دیه مسلمان است.
روایت معتبر زراره از امام صادق(ع):
من اعطاه رسول الله(ص) ذمه فدیته کامله. قال زراره: فهؤلاء؟ قال ابو عبدالله: و هؤلاءممن اعطاهم ذمه، هر کس که پیامبر به او ذمه داده باشد، دیه کامل دارد. زراره گفت: اینان چه؟امام صادق(ع)فرمود: اینان نیز از کسانى هستند که ذمه به آنها عطا شده است.112
دسته چهارم: این روایات دلالت دارند بر این که دیه ذمى در اصل هشتصد درهم است، ولى براى آن که کشتن افراد اهل ذمه رایج نشود، امام(ع) حکم کرد که به اولیاى مقتول ذمى، دیه فرد مسلمان پرداخت شود. این دسته فقط یک روایت را دربردارد وآن، معتبره سماعه است:
قال: سالت اباعبدالله(ع) عن مسلم قتل ذمیا فقال: هذا شی ء شدید لایحتمله الناس، فلیعط اهله دیه المسلم حتى ینکل عن قتل اهل السواد و عن قتل الذمی. ثم قال: لو ان مسلما غضب على ذمی فاراد ان یقتله و یاخذ ارضه و یؤدی الى اهله ثمانماه درهم اذا یکثر القتل فی الذمیین و من قتل ذمیا ظلما، فانه لیحرم على المسلم ان یقتل ذمیا حراما ما آمن بالجزیه و اداها و لم یجحدها، سماعه مى گوید: از امام صادق(ع) درباره مسلمانى که یک ذمى را به قتل رسانده باشد پرسیدم، فرمود: این، کارسختى است که مردم آن را تحمل نخواهند کرد. بنابراین، باید به اولیاى او دیه فرد مسلمان پرداخت شود تا از کشتن مردم وکشتن اهل ذمه جلوگیرى شود. سپس فرمود: اگر مسلمانى بر یک ذمى خشم گیرد و بخواهد او را بکشد و زمینش را بستاند وهشتصد درهم به کسان او بپردازد، در این صورت کشتن اهل ذمه و کشندگان به ناحق آنان، فراوان خواهد شد. بنابراین برمسلمان حرام است که به ناروا ذمى را به قتل برساند، مادام که ذمى با قبول جزیه امان یافته و آن را انکار نکرده ومى پردازد.113
مشهور فقها به روایات دسته نخست عمل کرده و روایات دسته دوم و سوم را حمل بر تقیه کرده اند، زیرا روایات دو دسته اخیر هرکدام با فتواى بعضى از مذاهب عامه موافقت دارند. ابوحنیفه بر این راى است که دیه ذمى، همان دیه مسلمان است. عمربن عبدالعزیز هم قایل است که دیه ذمى نصف دیه مسلمان است. برخى دیگر از مذاهب عامه نیز میان قتل عمد و قتل خطاتفصیل داده و در قتل عمد، دیه ذمى را نصف دیه مسلمان و در قتل خطا، دیه او را هشتصد درهم مى دانند. روایت دسته چهارم بر این معنا حمل شده است که اصل دیه ذمى هشتصد درهم است و امام فقط به قصد تعزیر قاتل او را به پرداخت دیه بیشترى محکوم کرد تا بدین طریق از رواج قتل اهل ذمه جلوگیرى کند. 114
بى تردید، روایات دسته دوم، اعتبارى ندارند، زیرا هم ضعف سند دارند و هم مضمون آنها داراى تضاد و اضطراب است. اگر آن چنان که در ذیل روایت نخست از این دسته روایات آمده، مجوسى ها هم اهل کتاب هستند، پس چه فرقى میان ایشان و یهودو نصارا وجود دارد که حکم آنها را متفاوت آورده است؟ بر این اساس، مهم بررسى سه دسته دیگر از روایات است. آیا جمع عرفى میان این روایات ممکن است یا تعارض میان آنهامستقر بوده و به ناچار باید یکى از دو طرف متعارض حمل بر تقیه شود، چنان که مشهور چنین کردند؟مقتضاى اصل و قاعده اولیه چیست؟قبل از ورود به این بحث، مناسب است ببینیم با صرف نظر از این روایات، مقتضاى اصل و قاعده اولیه در مورد دیه ذمى چیست؟ آیا اصل، برائت ذمه از دیه ذمى است یا این که دلیل اصل دیه چنان اطلاقى دارد که دیه ذمى را نیز دربرمى گیرد؟ درست آن است که اطلاق یا عمومى که مقتضى دیه در قتل ذمى باشد وجود ندارد، زیرا روایات باب دیه، ناظر به تشریع اصل دیه نیستند بلکه فقط در صدد بیان تعریف دیه و اندازه آن در موارد دیه نفس و دیه عضو، یا در صدد بیان گونه هاى دیه و تفاوت میان دیه مرد و زن و این قبیل تفاصیل هستند.اما آیه دیه که دلیل تشریع اصل دیه در قتل خطایى است در مورد قتل مؤمن آمده است:
و ما کان لمؤمن ان یقتل مؤمنا الا خطا و من قتل مؤمنا خطا فتحریر رقبه مؤمنه و دیه مسلمه الى اهله الا ان یصدقوا فان کان من قوم عدو لکم و هو مؤمن فتحریر رقبه مومنه و ان کان من قوم بینکم و بینهم میثاق فدیه مسلمه الى اهله وتحریررقبه مؤمنه،هیچ مؤمنى حق ندارد مؤمنى را بکشد مگر به خطا و هر کس به خطا مؤمنى را بکشد باید یک برده مؤمن را آزاد کند و دیه اى رابه کسان او بپردازد مگر آن که آنها دیه

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد با موضوعدانش آموزان، دانش آموز، آموزش و پرورش

دیدگاهتان را بنویسید