پایان نامه ارشد با موضوع ورزشکاران، تناسب اندام، دانش آموزان

اولیه)
FUNdamental (مهارت های اساسی)
FUNdamental(مهارت های اساسی)
Learning to Train( از یادگیری تا آموزش)
Training to Train(از آموزش دادن تا آموزش دیدن)
Training to Train(از آموزش دادن تا آموزش دیدن)
Training to Compete(از آموزش تا رقابت)
Training to Compete(از آموزش تا رقابت)
Training to Win(از آموزش تا برنده شدن)
Training to Win(از آموزش تا برنده شدن)
Retaining(از بازنشستگی تا حفظ آن)
Retaining(از بازنشستگی تا حفظ آن)
مهارت های اساسی- مرحله 1
این مرحله برای پسران 6-9 سال و دختران 8-5 سال مناسب می باشد. هدف اصلی آن توسعه کلی توانایی های جسمانی ورزشکاران و مهارت های اساسی و پایه حرکت می باشد. نکات کلیدی این مرحله به شرح زیر می باشد: مشارکت در بسیاری از ورزش ها، حتی الامکان. قدرت و استقامت با استفاده از بازیهای fun (حرکت ها و مهارتهای اساسی) را توسعه می دهد. تکنیکهای مناسب و درست دویدن، پریدن و پرتاب نیزه با استفاده از چابکی، تعادل، همکاری و سرعت آموزش داده می شوند. معرفی قوانین ساده و اصول ورزشی، آموزش مقاومت با تمرین هایی که در آنها از وزن بدن کودک به اضافه تمرینات swiss ball و medicine ball استفاده می شود.
مرحله 2- از یادگیری تا آموزش
این مرحله برای پسرهای سن 12-9 سال و برای دختران 8-8 سال مناسب است. هدف اصلی آن یادگیری تمامی مهارت های اساسی و پایه ورزش می باشد. نکات کلیدی این مراحل به شرح زیر است: توسعه بیشتر مهارت های اساسی حرکت، مقاومت و استقامت. یادگیری مهارتهای ورزشی کلی، معرفی تمرینات اساسی انعطاف پذیری، توسعه مداوم سرعت با فعالیتهای خاص در حین گرم کردن بدن، مثل چابکی، سریع بودن و تغییر مسیر، توسعه معلومات راجع به گرم کردن بدن، استراحت کردن، ورزش های کششی، آبرسانی، نوع تغذیه، بازگشتن به حالت طبیعی، استراحت و تمرکز، رقابت شکل می گیرد و نسبت آموزش/ تمرین 70 به 30 برای رقابت توصیه می شود.
مرحله 3- از آموزش دادن تا آموزش دیدن
این مرحله برای پسرهای 16-12 سال و دختران 25-11 سال مناسب است. هدف اصلی آن توسعه کلی توانایی های جسمانی ورزشکاران با تمرکز بر روی تعیین شرایط هوازی و مهارت های اساسی حرکت می باشد. نکات اصلی این مرحله به شرح زیراست: توسعه بیشتر سرعت و مهارت های خاص ورزش، توسعه بنیانهای هوازی، یادگیری تکنیکهای درست وزنه برداری، توسعه معلومات و اطلاعاتی راجع به: چگونگی و زمان انجام ورزشها، چگونگی تغذیه بهتر و آب رسانی، آمادگی ذهنی، چگونگی و زمان به اوج رسیدن، ایجاد مسیرها و روش های قبل، هنگام و پس از رقابت، نسبت رقابت 60 به 40 درصد توصیه می شود.
مرحله 4- از آموزش تا رقابت
این مرحله برای پسرهای 18-16 ساله و دختران 17-15 ساله مناسب است. هدف اصلی آن بهتر شدن شرایط برای آمادگی در تناسب اندام، مهارت های مخصوص به ورزشهای حوادث و عملکردها می باشد. نکات اصلی این مرحله شامل زیر است:
50 درصد از زمان موجود به توسعه مهارت های تاکتیکی و تکنیکی و بهبود در تناسب اندام اختصاص دارد. 50 درصد از زمان دیگر به رقابت و آموزش مخصوص به رقابت اختصاص دارد. یادگیری برای اجرای این دسته از مهارت های ورزشی، تحت انواع گوناگونی از شرایط رقابتی در طول آموزش، تاکید خاصی بر روی آماده شدن بهتر، از طریق مدل سازی آموزش و رقابت شده است. برنامه های تناسب اندام، سلامتی و احیا، آماده سازی فیزیولوژیکی و پیشرفت فنی بصورت انفرادی و برای نیاز ورزشکاران آموزش داده می شود.
مرحله 5- از آموزش تا برنده شدن:
این مرحله برای پسرهای بالای 18 سال و دختران بالای 17 سال مناسب است. هدف اصلی آن افزایش آماده بودن تناسب اندام و مهارت های خاص حوادث ورزش و نیز عملکرد می باشد. نکات کلیدی این مرحله به شرح زیر می باشد:
آموزش به ورزشکاران برای توسعه در رقابت های اصلی. آموزش از طریق شدت بالا و حجم نسبتا بالا همراه با دوره های استراحت مناسب برای جلوگیری از آموزش بیش از حد مشخص می شود. نسبت آموزش به رقابت در این مرحله 25 به 75 می باشد و درصد رقابت شامل فعالیتهای آموزشی مخصوص به رقابت می باشد.
مرحله 6- از بازنشستگی تا حفظ آن:
هدف اصلی این مرحله حفظ و حراست ورزشکاران برای مربی گری، برای داور بودن مسابقات و اداره کردن ورزش و … می باشد.
در انواع منابعی که بیلی بیان کرد نشان داده شد که Ltad در مدل های فیزیولوژیکی و بیولوژیکی دارای منشاهای خاص خودش می باشد. بطور کلی Ltad می تواند، بطور منطقی به عنوان یک مدل هدفمندی از توسعه شرح داده شود فاکتورهای مربوط به انطباق با آموزش و آموزش بهتر را مطرح می کند.
3.5.3.2. مدل توسعه ای C ôté’s از مشارکت ورزشی (D M S P)81
کات82 3 مرحله از توسعه را شناسایی کرد:
* مرحله الگوبرداری83 (6 تا 12 سال): در این مرحله به بچه ها فرصت خوبی برای الگوبرداری دامنه ای از ورزشها، توسعه پایه و اساس مهارت های اساسی و حرکت و تجربه کردن ورزش به عنوان منبع تفریح و سرگرمی داده می شود.
* مرحله تخصصی کردن84 (13 تا 15 سال): در این هنگام بچه ها شروع به تمرکز بر روی تعداد کمتری از ورزش ها می کنند، اما در عین حال تفریح و سرگرمی هنوز حیاتی بوده، به عنوان یک ورزش خاص است و به عنوان ویژگی های مهم مشغول به ورزش پدیدار می شود.
* مرحله سرمایه گذاری85(بچه های بالای 16 سال): در این هنگام کودکان ملزم می شوند تا به سطح بالایی از عملکرد در یک ورزش خاص برسند و عناصر استراتژیک، رقابتی و توسعه مهارتی ورزش به عنوان مهمترین عناصر پدیدار می شود.
پیشرفت از مرحله الگوبرداری می تواند یکی از 3 حالت بیان شده را به خود بگیرد. بچه ها می توانند بطور جدی تر در یک یا دو ورزش در مرحله تخصصی کردن مشغول شوند، آنها می توانند تصمیم بگیرند که می خواهند ورزش را به عنوان یک فعالیت تفریحی انتخاب کنند، یا اینکه از ورزش انصراف دهند. به همین صورت در مرحله تخصصی کردن، برای بازیکنان به هنگامیک از سطح بالایی از عملکرد در یک ورزش الهام می گیرند، 3 گزینه قابل دسترس است. تفریح و سرگرمی، انصراف از ورزش و یا پیشرفت به مرحله سرمایه گذاری. آن دسته از بازیکنانی که به سال های سرمایه گذاری می رسند می توانند بعدا حتی تا سطوح بالاتری از عملکرد پیشرفت کنند، به سمت ورزشهای تفریحی بروند با به راحتی از آن انصراف دهند.
(شکل.8.2)
شکل 8.2. مدل توسعه ای Côté’s از مشارکت ورزشی
4.5.3.2. مدل Bailey و Morleyدر رابطه با توسعه افراد با استعداد86
چهارمین مدل رسمی توسعه از تحقیقات تجربی اساسی در رابطه با فرآیندهای پیشرفت افراد حرفه ای در آموزش جسمانی مدرسه ریشه گرفت(بیلی و همکارانش،2009، مورلی و همکارانش87،2006). بیلی و همکارانش سعی کردند قصد و هدف معلمان، دانش آموزان، سیاستمنداران و روشهایی را که آنها برای شناسایی و ارائه این روش ها به توانمندترین دانش آموزان از آنها استفاده می کردند را شناسایی کنند. براساس یافته های بدست آمده از این تحقیقات آنها برای توسعه راهکارهای لازم پیشرفت کردند. بنابراین این گروه کارشناسان را با ارائه تشرحی فرآیندها و استراتژیها شروع کردند و سپس به سوی معیارهای توصیفی تمرینات موثر پیش رفتند. در این مدل، مجموعه ای از فرضیات اصلی شرح داده شد که برای شناخت کافی پیشرفت خبرگان موثر و بحرانی است. اولین فرضیه، ایجاد تفاوت بین توانایی و عملکرد می باشد. به دنبال تحقیقات آبوت (2002)، مشخص شد که کاهش معمول مراحل شناسایی افراد حرفه ای تا سطح عملکردهای اخیر قابل مشاهده بود. از آنجائیکه پیشرفت افراد نتیجه ای از تعامل بین توانایی های فطری و یادگیری فرهنگی و اجتماعی است، اما تصور اینکه بین توانایی و عملکرد رابطه ای هایی وجود دارد، یک اشتباه است. بنابراین از نقطه نظر پیشرفت افراد مستعد، عملکرد اخیر، نشانه ضعیفی از توانایی است، زیرا از طریق میزبانی سایر تاثیرات دیگر مثل آموزش، حمایت، سرمایه گذاری والدین و ارزشهای اجتماعی تعدیل می شود. فرضیه دوم این است که توسعه دارای چندین بعد و ویژگی می باشد. بیلی و مورلی با تقلید از چندین نظریه پردازان آموزشی، تمایزاتی را بین شرح توانایی ها و پدیداری پیشرفته این توانایی ها به سوی نتایج خاص رسمی، ایجاد کردند. این توانایی ها در محدوده های خاصی توسعه یافتند که گاهی اوقات تجزیه و تحلیل شده، با هم ترکیب شدند و در بعضی رفتارهای خاص مثل موفقیت در ورزش نشان داده شدند. این توانایی ها شامل موارد زیر است:
* توانایی جسمانی88 ( که از طریق حرکت و عملکرد فیزیکی مهارت ها مشخص می شود)
* توانایی بین فردی89 ( که در مفاهیم اجتماعی نشان داده شد و بنیان رهبری، کار تیمی و مفاهیم مشابه می باشد.
* توانایی میان افراد90(که ظرفیت افراد برای کنترل خود بخودی، کارآیی فردی و هوش هیجانی را نشان می دهد)
* توانایی شناختی91 (که در مجموعه های فنی و معلومات و شناخت مفاهیم اصلی آموزش جسمانی نشان داده شد
* توانایی خلاقانه92 (که هنگامی به اثبات می رسد که فراگیرندگان به معضلات و وظایف در میزان توانایی و حساسیت نسبت به مشکلات پاسخ می دهند).
تاکید بر روی این چارچوب چند بعدی نشان می دهد که موفقیت در آموزش جسمانی (کلا در ورزش) باید از نظر پدیداری دامنه گسترده ای از توانایی ها شناخته شود و هدفش موفقیت افراد ماهر در تمرینات توسعه ای می باشد(بیلی و همکارانش،2010). سومین فرضیه مهم این است که تمرین در شناخت افراد مستعد، اهمیت حیاتی دارد. در این رابطه بیلی و مورلی بطور آشکارا مدل های قبلی و تحقیقات تجربی را تایید کردند. در آثار اریکسون و همکارانش نقش تمرین در عملکردهای سطح بالا نشان داده شد. البته تمامی تمرینات بطور یکسان ارزشمند نبوده و میزان تمرینات نمی تواند موجب عملکردهای حرفه ای تر افراد شود بلکه کیفیت تمرینات بیشتر حائر اهمیت است. بنابراین اریکسون تمرینات اختیاری و دلبخواهی را به عنوان فعالیتهای ساختاری و هدفمندی نام نهاد که به تلاش بیشتری نیاز داشته و همیشه لذت بخش نمی باشند(اریکسون،932003). بیلی و مورلی تایید کردند که این دسته از مطالعات یک رابطه ای را نشان می دهند که تصادفی نیست. البته منطقی بنظر نمی رسد که اینطور نتیجه گیری کنیم که تمرین های اختیاری و دلبخواهی از شرایط لازم (نه کافی) شناخت استعداد می باشد.
شکل 9.2. مدل Bailey و Morley در رابطه با توسعه افراد با استعداد
4.2. ورزش پایه
امروزه ورزش می تواند به عنوان تمام اشکال فعالیت بدنی مربوط به آمادگی جسمانی، روانی، رفاهی و تندرستی و تعامل اجتماعی تعریف شود که این شامل بازی، تفریح ??و سرگرمی، سازمان یافته، ورزش گاهگاهی و یا رقابتی و همگانی و ورزش های بومی و ورزش های پایه می باشد(کمیسیون ورزش استرالیا94،2013). توجه به ورزش پایه از اهمیت زیادی برخوردار می باشد. سیستم ادراکی و حرکتی کودک در اثر چنبش و فعالیت توسعه می یابد، کودکان در قالب حرکات بسیاری از خواسته ها و علایق خود را که بیان آنها از طریق زبان امکان پذیر نیست بیان می کنند. کودکان با انجام ورزش های مختلف مهارت های حرکتی پایه را می آموزند. بدیهی است چنانچه نتوان فرصت های لازم برای توسعه و شناسایی موانع ورزش را در کودکان و دانش آموزان فراهم نمود سبب از دست دادن انگیزه های آنان از حضور در ورزش و عدم توسعه ورزش قهرمانی در آینده می گرد(باقرزاده و همکاران،1380). در برنامه های توسعه ورزش، نظریه ها و طرح های بسیاری بیان شده است که به نوعی به دسته بندی این برنامه ها و زمینه هایشان پرداخته اند. برای مثال دانشگاه گلومورگان95 برنامه ی توسعه ای را با این

مطلب مشابه :  تحقیق رایگان دربارهوجوه نقد، کوتاه مدت، استاندارد

دیدگاهتان را بنویسید