پایان نامه ارشد روانشناسی : دانشجویان دختر-فروش پایان نامه

دانلود پایان نامه

حد می‌توان احساسات و افکار درونی خود ‏را با آنان در میان گذاشت. به هر حال یافتن دوستان جدید عاملی است که در روابط بین فردی نقش فشارزا دارد. با این حال عضویت در باشگاههای، شرکت در مراسم دوستانه، حضور در مهمانیها و همکاری با دانشجویان دیگر از جمله عواملی است که در رشد سلامتی و بهداشت روانی دانشجویان نقش بسزایی دارد.

سنجش فشارزاهای روانی ـ اجتماعی
پژوهش پیرامون سنجش استرس با روش رویدادهای زندگی به نیمه اول قرن بیستم بر می‌گردد. مشهورترین افراد در این زمینه هولمز و راهه بودند (هولمز،1979 و راهه، 1978‏). شالوده تحقیقات آنان براساس مفهوم کانن از پیشآیندهای هیجانی که منجر به تغییر جسمانی می‌شود قرار داشت. اصولاً توجه به تغییرات زندگی پایه و اساس تلاشهایی بوده ‏است که در راستای ساخت مقیاس استاندارد برای ارزیابی فشارزاهای زندگی افراد صورت گرفته است. تلاشهای هولمز و راهه (1967‏) در ساخت مقیاس بازسازگاری رتبه بندی اجتماعی (SRRS) براساس این فرض استوار بوده ‏است که تغییرات زندگی خواه مثبت یا منفی فشارزا هستند. نامبردگان در پژوهش خود ازگروه زیادی از افراد خواستندکه فهرستی از فشارزاهای موبوط به تغییرات زندگی را تحت عنوان واحدهای متغییر زندگی (LCU) رتبه بندی کنند. هر رویداد استرس‌زای زندگی براساس اهمیت آن دارای وزن خاصی است . پرسشنامه‌های رویدادهای استرس‌زای زندگی در حال حاضر بطور گسترده‌ای در پژوهشها مورد استفاده قرار می‌گیرد. امروزه در پژوهشهایی که پیرامون بررسی استرس‌زاهای مهم زندگی انجام می‌گیرد از پرسشنامه‌ها یا چک لیستهای وقایع استرس‌زای زندگی به صورت وسیعی استفاده می‌کنند. نمونه‌هایی از رویدادهای استرس‌زای عمده زندگی مهاجرت، طلاق و فقدان فرد مورد علاقه است. مقیاسهایی که برای سنجش چنین رویداد هایی در آرشیو پژوهشی موجود است بیشتر اقتباسی از نسخه‌های پرسشنامه اصلی هولمز و راهه می‌باشند. از این جمله می‌توان به پرسشنامه تجربه اخیر زندگی، مقیاس رتبه بندی شده باسازگاری اجتماعی، مقیاس تغییرات زندگی (هولمز و ماسودا ،1974)، بررسی رویدادهای استرس‌زای زندگی (ساراسون و دیگران ،1978)، پرسشنامه رویدادهای زندگی دانشجویان(لوین و پرکینز ، 1980)، سیاهه‌های وقایع زندگی (تنانت و آندروز ،1967)، بررسی پژوهشی همه‌‌گیرشناسی روانپزشکی (دورنوند،کراسنوف، آسکنازی،1978) اشاره کرد.
پرسشنامه‌هایی هم برای ارزیابی وقایع روزمره زندگی (همانند از دست دادن اشیاء مورد علاقه،گرفتاریها و مشکلات اجتماعی و جر و بحث با دوستان) وجود داردکه مهمترین آنها عبارتند از: مقیاس مشاجرات روزمره (کانر ، لازاروس،1981‏) ارزیابی تجربیات روزمره زندگی (استون و نیل ،1982‏). علاوه بر پرسشنامه‌هایی که پیرامون بررسی رویدادی استرس‌زای مهم زندگی و وقایع روزمره وجود دارد، مقیاسهای دیگر نیز وجود دارند که به بررسی اضطراب، افسردگی و آشفتگی روانی در افراد می‌پردازند این مقیاسها حاوی خرده مقیاسهایی است که اضطراب، افسردگی، ملالت و غمگینی و دیگر حالتهای عاطفی منفی را در افراد مورد سنجش و اندازه‌گیری قرار می‌دهند. ابزار مورد استفاده در این زمینه عبارتند از: پرسشنامه افسردگی بک ‏(بک،1967) شاخص طبی (کرنل،1970)، پرسشنامه سلامت عمومی (گلدبرگ،1972‏)، مقیاس حالات عاطفی رتبه‌بندی شده (جاکوبز،1971‏)، پرسشنامه شخصیت مینه سوتا (هاتاوی، مک کینلی،1951)، چک لیست صفات خلق (نولیس ،1965)، حالتهای خلقی (مک نایر ،1971). چنانچه از مشکلات روان‌سنجی و آماری در زمینه ساخت و اعتبار چنین مقیاسهایی صرفنظر کنیم باز هم عامل تفاوتهای فردی در ارتباط بین رویدادهای استرس‌زا و واکنشهای استرسی دخالت دارد. به هر حال هر چند مقیاسهایی پیرامون اندازه‌گیری فشارزاها وجود ‏دارد که قادر به سنجش فشارزاها هستند لیکن نمراتی که افراد روی چنین مقیاسهایی بدست می‌آورند فقط تصویری جزیی از استرس‌های موجود ‏در زندگی افراد ارائه می‌دهد.

پیشینه تحقیق
پژوهشهای انجام شده در خارج کشور :
آرچر و لاسمین (1985‏) فشارزاهای اجتماعی و تحصیلی گروهی از دانشجویان را بررسی کردند. مشخص شد که بیشترین عوامل فشارزا در امتحانات، رقابت با همکلاسیها، کمبود وقت، ارتباط با اساتید، محیط فیزیکی کلاس و انتخاب شغل آینده نهفته است. بیشترین فشارزاهای شخصی نیز بر کشمکشهای خانوادگی، مشکلات مالی و تضادهای بین فردی متمرکز است.
ولگموس و بتز در سال 1991 با بررسی استرسورهای دانشجویی و اثر عزت نفس دانشجویان نشان دادند که با افزایش استرسهای زندگی ، عزت نفس آنها کاهش می‌یابد.
هپنر و اندرسون (1991) ارتباط بین ارزیابی توانایی حل مشکل، استرس، ناامیدی وافکار خودکشی را در گروهی از دانشجویان دانشگاه میسوری مورد مطالعه قرار دادند. نتایج بیانگر این بودکه ارزیابی توانایی حل مشکل و استرسهای منفی زندگی، پیش بینی کننده‌های مستقل معنی‌داری از افکار خودکشی و ناامیدی بشمار می‌آیند. بدین سان که ارزیابی توانایی حل مشکل 4/1% از واریانس افکار خودکشی و 2/15% از واریانس ناامیدی را توجیه می‌کند. بنابراین ارزیابی توانایی حل مشکل مقدار قابل توجهی از واریانس را در بیش بینی ناامیدی توجیه می‌کندکه این یکی نیز خود عامل راهنمایی در پیش بینی خودکشی بشمار می‌آید.
مالاتی و پارولکا (1992‏) به بررسی وضعیت اضطراب در دانشجویان پیش از امتحان پرداختند. بدین سبب نبض، فشارخون، زمان واکنش شنوایی (ART‏) مقاومت گالوانیکی بوست 30 پسر و 34 ‏دختر دانشجو مورد اندازه‌گیری قرارگرفتند. این اندازه‌گیری در دو نوبت انجام شد. نخستین بار 2 ماه قبل از امتحان بود و دیگری 20 دقیقه پیش از زمان امتحان. نتایج نشان دادکه افزایش معنی‌داری در فشارخون و نبض دیده شد، حال آنکه کاهش معنی‌داری در زمان واکنش شنوایی، پاسخ گالوانیکی پوست قبل از امتحان در مقایسه با گروه کنترل بچشم خورد. به هر حال همبستگی معنی‌داری بین نبض و زمان واکنش شنوایی مشاهده شد.
ناگاتا و تاکی موتو (1993‏) پرسشنامه 28 ‏سؤالی سلامت عمومی (GHQ) را در مورد 138 دانش‌آموز سال آخر دبیرستان و 685 دانشجوی سال اول در شهر ناکازاکی ژاپن اجرا کردند. هدف از این پژوهش این بود که تفاوت دانشجویان و دانش‌آموزان را از لحاظ میزان استرس ناشی از رقابت در امتحانات ورودی به دانشگاه مورد بررسی قرار دهند. میانگین نمرات دانش‌آموزان پسر و دختر روی پرسشنامه GHQ به ترتیب 33/5 و 07/7 بود، حال آنکه برای پسران و دختران دانشجوی دانشگاه 99/3‏ و 42/4 ‏بود. نتایج نشان داد که دانش‌آموزان دبیرستان از فشارزاهای روانی بیشتری در مقایسه با دانشجویان دانشگاه رنج می‌برند و دانش‌آموزان دختر از تپش و ا ضطراب بالاتری نسبت به دانش‌آموزان پسر برخوردار بودند. تحلیل عوامل نشان دادکه عاملهای اول و دوم استرس دانش‌آموزان دبیرستان به ترتیب افسردگی و اضطراب شدید و بی‌خوابی بود، حال آنکه علائم روان تنی، نخستین عامل فشارزا در بین دانشجویان دانشگاه محسوب می‌شد.
وسترمن و گراندی (1993) به بررسی منابع عمده فشارزا در محیط دانشکده دندانپزشکی پرداختند. نتایج نشان داد که بین پسران و دختران در 17 سؤال از پرسشنامه استرس محیط دانشکده دندانپزشکی تفاوتهای معنی‌داری دیده شد. منابع ادراک شده استرس برای دختران به طور معنی‌داری بیشتر از پسران بود.
در یک بررسی د‏یگر شاکلا و تاندون (1994‏) 40 پسر و 10 دختر دانشجو را به منظور مطالعه استرس امتحان مورد ‏مطالعه و بررسی قرار دادند. نبض، فشارخون، ضربان قلب این افراد 6 ماه ‏قبل از امتحان و درست 10 دقیقه پیش ا‏ز امتحان اندازه ‏گرفته شد. افزایش معنی‌داری د‏ر میزان نبض و فشارخون قبل از امتحان در مقایسه با گروه کنترل دیده شد لیکن تفاوتهای معنی‌داری در ضربان قلب دو گروه به چشم نخورد.
کاروس، گیز و موس (1996) در اشاره به به عوامل استرس‌زا در دوران دانشجویی بر اهمیت نقش محدودیت زمانی دانشجو در دستیابی به دانش گسترده تأکید نموده‌اند.
میسرا و همکارانش (2000) در پژوهش خود نشان دادند که زنان و مردان در ادراک عوامل استرس‌زا با یکدیگر متفاوتند و مردان رویدادهای زندگی را کمتر استرس‌زا ادراک کرده‌اند و به استرس تحصیلی به شکل مثبت‌تری واکنش نشان می‌دهند. در مجموع می‌توان گفت از نظر میزان استرس بین دو جنسیت تفاوت معنی‌داری وجود ندارد اما از نظر نوع عوامل استرس‌زا تفاوت دارند.
پژوهش پترسون و آرنتز (2001) بر روی دانشجویان نشان داد که مشکلات آموزشی، امتحانات، کنار آمدن با دوستان و حمایتهای عاطفی از مهمترین استرسورهای آنها می‌باشد. درآمد کم و عملکرد تحصیلی ضعیف به عنوان پیش بینی کننده‌های مهم این استرسورها گزارش شد.
در مورد عوامل استرس‌زای شخصی و اجتماعی نیز اُمیگ بدام و همکاران (2004) طی تحقیقی در نیجریه به این نتیجه رسیده‌اند که استرس های فراوانی دانشجویان را تهدید می‌کند. از جمله این استرس ها می‌توان ابتلا به بیماریهای جسمی یا روانی ، نداشتن اعتماد بنفس، مشکلات مالی، مشکلات خانوادگی، مشکلات رفت و آمد، ناکافی بودن تسهیلات تفریحی، ازدحام محل زندگی، روابط بین فردی نامناسب، نگرانی در مورد اشتغال و کاریابی،مشکلات ازدواج و تشکیل خانواده را نام برد.
میسرا و کاستیلو ( 2004) نشان دادند که بعد از کنترل سن، در عوامل ایجاد کننده استرس و واکنش ها نسبت به آنها بین دو جنس تفاوت معنی‌داری وجود دارد و زنان در مجموع، در مقایسه با مردان استرس تحصیلی بیشتری گزارش می‌کردند. بر این اساس، مردان در مقایسه با زنان در خرده مقیاس تعارض و زنان در مقایسه با مردان در واکنش های رفتاری وفیزیولوژیک نسبت به عوامل استرس‌زا نمرات بیشتری کسب کردند.
انگ و هوان (2006) در تبیین تفاوت میزان استرس تحصیلی در دانشجویان آسیایی و غیر آسیایی نقش انتظارات و معیارهای والدین را مهم دانسته‌اند.

پژوهشهای انجام شده در داخل کشور

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مهاجر، متقی پور و کاتوزیان (1365) در پژوهشی با عنوان رتبه‌بندی رویدادهای استرس‌زای زندگی در گروهی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به بررسی و رتبه بندی این رویدادها با توجه به ویژگیهای فرهنگ ایران پرداخته و نتایج را با تحقیقات سایر کشورها مقایسه کرده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که تفاوتهای اجتماعی ـ فرهنگی از نظر درجه استرس‌زا بودن رویدادهای عمده تاثیر زیادی بر دیدگاه افراد ندارد و در هر دو فرهنگ یکسان هستند و دانشجویان اعم از زن و مرد و یا تقسیم بندیهای دیگر بطور کلی بجز در چند رویداد یکسان پاسخ داده‌اند و تفاوتی معنی دار بین رده بندی کلی آنها وجود ندارد.
در پژوهشی، صبوری مقدم (1372‏) رابطه بین جایگاه مهار با عملکرد فرد تحت استرس را مورد بررسی قرار داد. نمونه مذکور از بین دانشجویان سه کلاس دانشگاه ‏تبریز انتخاب شدند و از لحاظ برخی متغیرها مثل سن، وضعیت تأهل، شغل پدر با هم جور شدند. نتایج نشان دادکه در حین استرس عملکرد افراد دارای جایگاه مهار درونی نسبت به گروه دارای جایگاه مهار بیرونی در یادگیری تکلیف بهتر بوده است و این نتیجه در سطح 99% معنی دار بود. بررسی نتایج آشکار کرد عملکرد افرادی که روی منبع استرس کنترل دارند بهتر از افرادی بودکه امکان کنترل منبع استرس را نداشتند. تنها تفاوت جنسی دیده شده دراین زمینه عملکرد بهتر زنان نسبت به مردان بود.
پولادی ری شهری (1374) با مطالعه ای بر روی عوامل استرس زای دانشجویان نشان داد که بین عوامل استرس زای روانی و عملکرد تحصیلی دانشجویان رابطه منفی وجود دارد، همچینین در این پژوهش بین دانشجویان دختر و پسر در زمینه عوامل استرس زای دانشجویی تفاوتهای معنی داری بدست آمد.
همچنین مطالعات آثار استرس بر روی گروهی از دانشجویان در ایران (مکارمی،تفتی،1374) نشان دهنده این نکته است که بررسی فاکتورهای فشارزا و آگاهی از آنها و نحوه مقابله و رویایی با این عوامل می‌تواند در پیشگیری از ابتلا به مشکلات روانی در این گروه موثر باشد.
هومن در پژوهش خود بر روی540 نفر از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران در سال 1377 نشان داده است که بطور کلی در هنگام رویارویی با موقعیتهای استرس‌زا چهار نوع راهبرد مقابله‌ای بیشتر از سایر روشها مورد استفاده دانشجویان قرار گرفته است که به ترتیب عبارتند از: راهبرد متمرکز بر روی آوردن به مذهب، برنامه ریزی، تفسیر مجدد، مقابله فعال. همچنین دانشجویانی که در اثر رویارویی با مسائل و مشکلات شخصی، خانوادگی، هیجانی، عاطفی، داغدیدگی، مسائل و رویدادهای غیر مترقبه، استرس بیشتری تجربه کرده‌اند، راهبردهای مقابله‌ای کمتر مفید و غیر موثری را برگزیده‌اند. قرار گرفتن مداوم در برابر موقعیتهای استرس‌زا موجب بروز واکنشهای انفعالی و بی هدف و بدون طرح و نقشه برای مبارزه با آنها می‌شود.
نصری در سال 1380 با انجام پژوهشی بر روی دانشجویان مراکز تربیت معلم تهران بین میزان عوامل استرس‌زای دانشجویی و میزان مشکلات روانی رابطه مثبت و معنی‌داری بدست آورد. همچنین بین میزان عوامل استرس‌زای دانشجویان و میزان نگرش مذهبی، وبین مشکلات روانی و میزان نگرش مذهبی دانشجویان رابطه منفی معنی‌داری بدست آمد.
مطالعه‌ای که توسط امینی و یوسفی در سال 1380 صورت گرفت نشان داد که دانشجویان پسر و دختر از منابع متفاوتی استرس دریافت می‌کنند و نحوه واکنش آنان به استرس نیز با یکدیگر متفاوت است.
بررسی منابع استرس‌زا در دانشکده‌های پرستاری شهرهای رشت، مشهد، زاهدان و شیراز عنوان تحقیقی است که توسط اباذری و همکارانش در سال 1381 انجام گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که بیشترین منابع استرس مربوط به ادامه تحصیل ، بدست آوردن شغل درآینده، نگرش و انتظارات سایرین نسبت به حرفه پرستاری و اختلاف بین آموزش تئوری کلاسی با آنچه در بیمارستانها اجرا می‌شود، بوده است. همچنین در این تحقیق بین منابع استرس برحسب جنس و وضعیت دانشجو (شبانه یا روزانه) تفاوت معنی‌داری مشاهده نگردید.
شیخ الاسلامی و لطییفیان در مطالعه‌ای به بررسی رابطه ابعاد خودپنداره با سلامت عمومی و مؤلفه‌های آن در دانشجویان دانشگاه شیراز در سال 1381 پرداختند. نتایج نشان داد دانشجویانی که خودپنداره ارزشی بالاتری داشتند از سلامت عمومی بیشتری نیز برخوردار بودند و عامل جنسیت با سلامت عمومی و مؤلفه‌های آن رابطه معناداری نشان نداد.
دالبند فرهادی نسب به بررسی عوامل استرس‌زای محیط آموزشی دانشجویان دانشکده دندانپزشکی همدان در نیمسال تحصیلی 82-1381 پرداخته‌اند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که محیط دانشکده دندانپزشکی و فرایند تحصیل در رشته دندانپزشکی محیطی پر استرس می‌باشد و بین سطح استرس و کارایی آکادمیک دانشجویان رابطه معکوس وجود دارد.
در مطالعه‌ای که دژکام در سال 82 بر روی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان انجام داد، نشان می‌دهد که بین نمرات عوامل استرس‌زا در دانشجویان پزشکی دختر و پسر با نمره سلامت روان آنها در کل همبستگی معناداری وجود دارد. همچنین در این تحقیق تفاوت معناداری بین دانشجویان دختر و پسر از نظر سلامت روان مشاهده شد ولی از نظر شدت استرس بین دانشجویان دختر و پسر تفاوت معناداری وجود نداشت.
مصباح و عابدیان در پژوهشی با عنوان بررسی میزان استرس با ناامیدی در دانشجویان ساکن خوابگاههای دانشگاه تهران در سال تحصیلی 82-1381 نشان دادند که هرچه عوامل استرس‌زای شخصی، تحصیلی، اقتصادی، جسمی و بهداشتی ، هیجانی، اجتماعی، خانوادگی و رفاهی به ترتیب در محیط کاری یا تحصیلی و زندگی دانشجویان بیشتر گردد میزان ناامیدی آنان فزایش خواهد یافت.
دانشجویان مشروط دارای ویژگیهایی هستند که همزمان بروی وضعیت تحصیلی، عزت نفس و سلامت عمومی آنها تأثیر می‌گذارد، مثل گرفتاری‌های خانوادگی بیشتر ( مثلاً شلوغی خانواده) یا مشکلات اقتصادی ـ اجتماعی. در مطالعه‌ای که فتحی آشتیانی و همکارانش در سال 1383 انجام

دیدگاهتان را بنویسید