پایان نامه با کلید واژگان رضایت شغل، رضایت شغلی، سلامت عمومی

درحالی که تیپ شخصیتی A به استقبال خطر می روند و به پیامدهای آن بی اعتنا هستند چنین فردی از نظر اجتماعی آن قدرها شرطی نشده است پایبند مقررات در حد افراد تیپ شخصیتی B نمی باشد(حسینیان و یزدی،1376).
رضایت شغلی یکی از نیازهای اساسی انسانها در محیط کار است، که به مجموعه تمایلات مثبت یا احساسات مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند اطلاق می شود(محقق مطلق،1379). هرسی نیز رضایت شغلی را لذت ناشی از ارضا نیازها، تمایلات و امیدهایی می داند که فرد از کار خود به دست می‌آورد (هرسی و بلانچارد،1377). این سازه از بسیاری از عوامل تاثیر می پذیرد و در عین حال پیامدها و نتایج متفاوتی برای افراد وبرای سازمان ها به دنبال دارد. به طور کلی عوامل تاثیر گذار بر رضایت شغلی را می‌توان به عوامل بیرونی یا موقعیتی و عوامل درونی و نگرشی تقسیم کرد(قراباغی،1382).
گینزبرگ و همکاران(1951) به دو نوع رضایت شغلی اشاره می کنند: 1- رضایت درونی که از دو منبع حاصل می شود: الف: احساس لذتی که انسان صرفا از اشتغال به کار و فعالیت عایدش می شود. ب: لذتی که بر اثر مشاهده پیشرفت و یا انجام برخی از مسئولیت های اجتماعی و به ظهور رساندن توانایی ها و رغبت های فرد دست می دهد. 2- رضایت بیرونی که با شرایط انتقال و محیط کار ارتباط دارد و پیوسته در حال تغییر و تحول است.به نظر دانشمندان،رضایت شغلی از تعامل این دو نوع رضایت به دست می‌آید (نقل از سروش،1381).
از نظر فلدمن و آرنولد(1986) رضایت شغلی به مجموع تمایلات یا احساسات مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند اطلاق می شود،یعنی هر چه فرد رضایت شغلی بالایی داشته باشد به میزان زیادی شغل خود را دوست داشته و از طریق آن نیازهای خود را ارضا نموده و در نتیجه احساسات مثبتی نسبت به آن خواهد داشت(مصلح،1374).
بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت سلامتی عبارت است از احساس آسایش و آرامش درجسم، روان و محیط و بهداشت روان باعث تأمین رشد و سلامت روانی فردی و اجتماعی، پیشگیری ازابتلا به اختلال روانی، درمان مناسب و بازتوانی آن می شود. از سوی دیگر، بین بهداشت و سلامت عمومی فرد و شخصیت او رابطه‌ای بسیار محکم وجود دارد و اگر شخصی از رشد و تکامل طبیعی شخصیت برخوردار نباشد، میتوان گفت از سلامت روانی محروم است .
مطالعه پرداختچی نشان داد دبیران دارای تیپ شخصیتی B در مقایسه با دبیران دارای تیپ شخصیتی A، رضایت شغلی بیشتری دارند(پرداختچی،1374). در پژوهش دیگری که توسط حری(1378) با عنوان بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی مدیران کتابخانه های مرکزی وابسته به دانشگاه های علوم پزشکی با رضایت شغلی آنها انجام یافته است،این نتیجه بدست آمد که بین ویژگی های شخصیتی مدیران کتابخانه ها و میزان رضایت شغلی آنها رابطه معنی داری وجود دارد(به نقل از نریمانی و دیگران،1386).
حال با توجه به اینکه می دانیم هر شخصی دارای یک نوع تیپ شخصیتی است و رضایت شغلی نیز از مسائل قابل توجه در مشاغل مختلف می باشد و از طرفی بررسی های انجام شده نیز حاکی از وجود رابطه بین انواع شخصیت و رضایت شغلی است تحقیقات زیادی نیز به بررسی فرضیه های گوناگون درارتباط با رضایت شغلی و سلامت عمومی پرداخته اند. در پژوهش های حبیب و شیرازی(1382) ،شفیع آبادی و خلج اسدی(1388)، میرزایی وهمکاران(1385)، لی و همکاران (2009) ، یزدی و جعفری(1389)، محمدبیگی وهمکاران(1389)،مشاهده شد رضایت شغلی نسبت معکوسی با نمره پرسشنامه سلامت عمومی دارد ، من به عنوان یکی از کارکنان دادگستری که شاهد نارضایتی همکاران خود هستم این مسئله در ذهنم ایجاد شده که آیا بین تیپ شخصیتی A وB با رضایت شغلی و سلامت عمومی کارکنان این اداره رابطه ای وجود دارد؟ آیا ممکن است عدم رضایت آنها ، نه به علت سختی و حجم بالای کاری است که خودشان بیان می کنند، بلکه به این علت است که نوع تیپ شخصیتی شان با نوع کارشان همخوانی ندارد؟ که در صورت وجود رابطه می توان راهکارهایی پیشنهاد کرد که افراد بر اساس تیپ شخصیتی پستهای خاصی را بر عهده بگیرند و نتیجه آن بهبود رضایت شغلی، سلامت روان و پیامدهای مثبت وابسته به آن باشد.
1-3.ضرورت و اهمیت تحقیق
افراد بر اساس الگوهای شخصیتی خود، نیازها، انتظارات، انگیزه ها، توقعات و اهداف خاصی دارند.
از طرفی سازمان ها نیز بر حسب اهداف و وظایف و فعالیت های جاری خود، نیازها، انتظارات و توقعات خاصی را ارضا می کنند.
بنابراین برای هر یک از انواع شخصیت،محیط شغلی و مشاغل خاصی مناسب است.(قراباغی،1382). نارضایتی از شغل پیامدهای بسیاری را به دنبال دارد و همه ی بخشهای زندگی را تحت تأثیر قرار می دهد، از آنجا که افراد ساعات طولانی را در محیط کاری خود حضور دارند و من از نزدیک شاهد اثرات منفی نارضایتی شغلی بعضی از همکاران خود در زندگی خصوصی، ارتباط با خانواده و بخشهای مهم زندگی آنها هستم، انجام این تحقیق ضروری به نظر می رسد. با این امید که انعکاس نتایج حاصل از آن اثر مثبتی را بر رضایت شغلی و سلامت عمومی کارکنان این اداره داشته باشد.
1-4.اهداف تحقیق
1-4-1.هدف اصلی
هدف اصلی پژوهش حاضر تعیین رابطه تیپ های شخصیت A و B با رضایت شغلی و سلامت عمومی در کارکنان زن و مرد ،دادگستری کرمانشاه در سال 1392 است.
1-4-2.هدف فرعی
تعیین رابطه تیپ شخصیت A و رضایت شغلی
تعیین رابطه تیپ شخصیت B و رضایت شغلی
تعیین رابطه تیپ شخصیت A و سلامت عمومی
تعیین رابطه تیپ شخصیت B و سلامت عمومی
تعیین رابطه رضایت شغلی و سلامت عمومی
1-5. فرضیه‏های تحقیق
بین تیپ شخصیتی(نوع A) با رضایت شغلی کارکنان دادگستری کرمانشاه رابطه وجود دارد.
بین تیپ شخصیتی(نوع B) با رضایت شغلی کارکنان دادگستری کرمانشاه رابطه وجود دارد.
بین تیپ شخصیتی (نوع A)با سلامت عمومی کارکنان دادگستری کرمانشاه آنها رابطه وجود دارد.
بین تیپ شخصیتی (نوع B)با سلامت عمومی کارکنان دادگستری کرمانشاه رابطه وجود دارد.
بین رضایت شغلی و سلامت عمومی کارکنان دادگستری کرمانشاه رابطه وجود دارد.
1-6. تعریف مفهومی و عملیاتی پژوهش
1-6-1. تعاریف مفهومی
1-6-2-1 .رضایت شغلی
از ارکان ضروری و ارزشمند رضایت از زندگی و از مهمترین متغیرهای رفتار سازمانی به شمار می رود(میرزایی و همکاران،1385). بنابراین رضایت شغلی یکی از نیازهای اساسی انسانها در محیط کار است،که به مجموعه تمایلات مثبت یا احساسات مثبت که افراد نسبت به شغل خود دارند اطلاق می شود (محقق مطلق،1379).هرسی نیز رضایت شلغی را لذت ناشی از ارضا نیازها،تمایلات و امیدهایی می داند که فرد از کار خود به دست می آورد (هرسی و بلانچارد،1377.علاقه بند).
1-6-1-2. شخصیت و تیپ های شخصیتی
شخصیت : به مجموعه ویژگی های جسمی و روانی و رفتاری گفته می شود که هر فرد را از دیگری متمایز می کند(نوری،1377).شخصیت را به عنوان الگوی منحصر به فرد و نسبتا پایدار،افکار،احساس ها و اعمال نیز تعریف می کنند(هافمن، 2007).
تیپ : به طبقه بندی مردم درچند گروه گفته می شود که هریک از این طبقات ویژگی های خاص خود را دارد و به منظور مشخص نمودن نوع شخصیت افراد،طبقه بندی های مختلف وجود دارد.
تیپ شخصیتی B، انرژی حیات(لیبیدو)را به خارج از خود وبه سوی رویدادهای خارجی،اشخاص و موقعیت ها معطوف می کند.و سنخ برون گرا به شدت زیرنفوذ نیروهای محیطی قراردارد و در گستره ی وسیعی از موقعیت ها مردم آمیز و دارای اعتماد به نفس است.(یونگ،1927- به نقل از شولتز).
تیپ شخصیتی A ،جریان لیبیدو را به سوی درون سوق می دهد.درونگرا بیشتر مال اندیش و درونگراست و در بابر نفوذهای بیرون مقاوم است.درارتباط با اشخاص دیگر و جهان خارج اعتماد به نفس کمتر دارد و کمتر از برونگرا مردم آمیز است.(یونگ،1927- به نقل از شولتز).
1-6-2-1. سلامت عمومی
سازمان جهانی بهداشت(1947) سلامت را چنین تعریف می کند: ” سلامت عبارت است از حالت بهزیستی کامل جسمانی، روانی و اجتماعی و نه فقط فقدان بیماری یا ناتوانی”و ابعاد چهارگانه ای دارد از جمله سلامت جسمانی ، کارکرد اجتماعی ، نشانگان اضطراب ونشانگان افسردگی .
1-6-2. تعاریف عملیاتی
1-6-2-1. رضایت شغلی
نمره ای است که فرد در آزمون رضایت شغلی دانت (1969) کسب کرده است .
تیپ های شخصیتی A و B : نوع تیپ شخصیتی براساس نمره ای است که فرد در آزمون 25 سؤالی تیپ شخصیتی A و B اسپنسر (2007) کسب کرده است، به این صورت که اگر نمره ی افراد 14 و 14 به بالا شد دارای تیپ شخصیتی A و اگر پایینتر از 14، شد دارای تیپ شخصیتی B هستند .
1-6-2-3. سلامت عمومی
نمره ای که فرد از پرسشنامه GHQ (1972) که دارای 28 سؤال است کسب کرده است.
فصل دوم
پیشینه پژوهش
2-1. رضایت شغلی6
یکی از پرارزش‌ترین منابع سازمان، منابع انسانی می‌باشد. چنانچه به این منبع توجه شود، جنبه‌های رضایت شغلی افزایش می‌یابد و در نتیجه بهره‌وری در سازمان افزایش می‌یابد. نیروی انسانی یا به عبارتی افراد، مهمترین جزء اساسی هر سازمانی محسوب می‌شوند. آنان هنگام پیوستن به سازمان نیازها، انتظارات و توقعات خویش را با خود به سازمان می‌آورند و انتظار دارند که به نیازها از جانب سازمان پاسخ داده شود. افراد براساس ارضاء نیازهای خود برانگیخته می‌شوند و انگیزش در آنها موجبی افزایش کارایی در سازمان می‌شود (مایور، 2008).
یکی از مطمئن‌ترین نشانه‌های پیشرفت اوضاع یک سازمان رضایت شغلی بالا در آن است. در شوم‌ترین شکل‌های خود رضایت شغلی اندک، سرچشمه گروه‌های بی‌اجازه، غیبت‌ها، پایین آمدن آهنگ کار و جایگزینی کارکنان است. نارضایتی شغلی می‌تواند بخشی از شکایت‌ها، کارکرد ناچیز، کالای نامرغوب، دزدی کارکنان در سازمان، دشواری‌های انضباطی و دیگر مشکلات باشد. هزینه‌های نارضایتی شغلی می‌تواند ارقامی نجومی پیدا کند (اسمیت، کندال و هولین7، 2006).
ازسوی دیگر، رضایت شغلی بالا دلخواه مدیریت است، زیرا این پدیده با پیامدهای مثبتی که خواست مدیران است پیوسته است. رضایت شغلی بالا نشانه نمایان سازمانی است که به‌خوبی اداره شده است و به‌طور بنیادی پی‌آمدی است که از مدیریت رفتاری کارساز سرچشمه می‌گیرد.
رضایت شغلی یک معیار اندازه‌گیری از فراگرد پدید آوردن فضای انسانی پشتیبان در هر سازمان است. کارکنانی که به آنها توجه می‌شود و تمایل کمتری برای ترک محل کار و غیبت از خود نشان می‌دهند و در برخی اوقات تعهد سازمانی آنها نیز افزایش می‌یابد(برامر8و همکاران، 2007).
2-1-1. تعریف رضایت شغلی
تلاش کلاسیک برای تعریف رضایت شغلی در سال 1935 توسط رابرت هاپاک9 انجام شد. وی درباره دشواری صورتبندی یک تعریف کافی، به‌دلیل معلومات محدود آن زمان درباره رضایت شغلی هشدار داد.
با این وجود، وی رضایت شغلی را به‌عنوان ترکیبی از مواد روانشناختی، فیزیولوژی و محیطی تعریف کرد که باعث می‌شود شخص اظهار نماید که من از شغل خود رضایت دارم. تعاریف دیگری نیز از مفهوم فوق صورت‌بندی شده‌اند و رضایت شغلی به‌عنوان تمایلات عاطفی فرد نسبت به نقش‌های شخصی خود درنظر گرفته شده است. به‌همین منظور، رضایت به پاسخ عاطفی فرد نسبت به شغل خود اشاره می‌کند که زمانی حاصل می‌آید که تجارب شغلی به ارزش‌ها و نیازهای فرد مربوط می‌شود(مایور، 2008).
به اعتقاد ناگی10 در سال(1996) تعاریف مربوط به رضایت شغلی را می‌توان برپایه سه محور تبیین کرد:
1) یکی از نخستین تعاریف مربوط به رضایت شغلی متعلق به هرزبرگ 11و همکاران اوست که در سال 1959 ارائه شد. به اعتقاد هرزبرگ رضایت شغلی دارای دو بعد جداگانه است، که دربردارنده ویژگی‌های محیط شغلی و جنبه‌های بیرونی مانند سرپرستی، حقوق، روابط بین فردی، شرایط و موقعیت‌های کاری است

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلید واژه هایچرخه عمر، بازده سهام، وجوه نقد

دیدگاهتان را بنویسید