پایان نامه رایگان درمورد کسب و کار، استاندارد، ارائه خدمات

یک مدل حاکمیت سرویسگرای قابل اطمینان و به صرف پیاده‌سازی معماری سرویسگرا ، مزایای مورد انتظار این معماری حاصل نخواهد شد. [45]
بدون حاکمیت موثر، یک پروژه سرویسگرا، صرف نظر از بزرگ یا کوچکی شکست خواهد خورد. اضافه کردن قابلیت‌های حاکمیت به معماری سرویس‌گرا، نیازمند آمادگی سازمان برای پذیرش این معماری و حرکت به سمت سرویس‌گرایی می‌باشد. سازمان سرویسگرا به فرهنگ‌سازی، مدیریت کسب و کار، تعیین ساختارها و فرایندهای تصمیم‌گیری و مدیریت سرویس‌ها می‌پردازد. حاکمیت معماری سرویسگرا در بعد وسیع‌تر و با تمرکز بر چرخه حیات سرویس، به سیاست‌گذاری و تعیین رفتارهای مطلوب سازمان جهت حرکت به سرویس‌گرایی می‌پردازد. سازمان در این مسیر نیازمند چارچوبی است تا در رویکردی سازگار امتداد فرایندها، سیاست‌ها، ساختار تشکیلاتی و زیرساخت تکنولوژی را تعریف و پیروی کند. [45]
طبق یکی از تعاریف در ادبیات، مدل حاکمیت سرویسگرا ، تمامی فرایندهای حاکمیتی نقش‌های سازمانی، مسئولیت‌ها، استانداردها و سیاست‌هایی که همگی باید در مدل مفهومی سرویسگرا با هم در ارتباط باشند را، تعریف می‌کند. [45][46]به عقیده Bieberstein یک پروژه موفقیت آمیز سرویسگرا فقط با پشتیبانی مدیران ارشد، شناسایی بودجه و توانمند سازی حاکمیت سرویسگرا اتفاق می‌افتد. [46]ذی‌نفعان اصلی حاکمیت معمولاً در بالاترین سطح سازمان، مدیران اجرایی و کمیته‌های راهبردی هستند. بسیاری از سازمان‌های موفق در زمینه حاکمیت، پرسنل و مشتریان، تأمین کنندگان و شرکاء را نیز جزء عناصر اصلی حاکمیت به حساب می‌آورند. [32]
در مجموع حاکمیت به صورت زیر قابل تعریف است: تشخیص زنجیره‌ای از مسئولیت‌ها، اختیارات و ارتباطات با افراد تصمیم گیر و توانمند و تشخیص مکانیزم‌های اندازه‌گیری، سیاست‌ها و روال‌ها به منظور توانمند ساختن افراد در انجام مسئولیت‌ها و وظایف محوله. [45] با توجه به توسعه و تغییرات مداوم در محیط کسب و کار و پیچیدگی نظام‌ها و مجموعه قوانین حاکم بر تجارت، وجود مدلی برای حاکمیت سازمان‌ها ضروری است. مدل حاکمیت سازمان مجموعه‌ای از فرایندها، سنت‌ها، قوانین و ضوابطی است که بر شیوه راهبری، مدیریت و کنترل سازمان تأثیر می‌گذارد. [45]
استراتژی معماری سرویسگرا و استراتژی IT باید به طور گسترده‌ای با استراتژی سازمان هم‌تراز شود. استراتژی معماری سرویسگرا در حقیقت یک سند فنی است و در حالی که استراتژی IT باید تعیین کننده استراتژی سطوح بالای سازمان باشد. معماری سرویس گرا باید استراتژی‌های فنی را مشخص کند. وجود حاکمیت سطح بالا در سازمان شامل ساختارهای حاکمیت، فرایند حاکمیت و مکانیزمی برای هدایت پروژه، از جمله عوامل بحرانی می‌باشد. [39]
سرویس‌ها بخش‌هایی از فرایندهای کسب و کار هستند. از آنجا که فعالیت‌های پایین‌ترین سطح یک فرایند تفکیک شده، سرویس‌ها می‌باشند، ارتباط مدیریت فرایند کسب و کار با معماری SOA سرویسگرا مشخص و واضح است. یکی از مباحث مهم، چگونگی تعریف این سرویس‌ها است که بخشی یا همه فرایندهای کسب و کار را ارائه می‌کنند، چه طور سیستم به قسمت‌های کوچک‌تر تقسیم شود تا راحت‌تر پیاده‌سازی شود و چه طور طراحی شوند که در سناریوهای مختلف قابل استفاده باشند. دو رویکرد در این باره وجود دارد:در رویکرد بالا به پایین64، یک مسئله، سیستم یا فرایند به قسمت‌های کوچک‌تر شکسته می‌شود تا اینکه به سطح سرویس‌ها پایه برسیم. در رویکرد پایین به بالا65 فرایندهای کسب و کار با ترکیب کردن سرویس‌ها به قسمت‌های بزرگ‌تر ساخته می‌شوند. در عمل هیچ رویکردی به تنهایی مفید نیست. می‌توان فرایندها را از بالا به پایین طراحی کرد تا در فهم نیازهای کسب و کار به ما کمک کند اما در طراحی فرایندهای کسب و کار پایین به بالا، پرداختن به جزئیات فنی محدودیت‌هایی وجود دارد و ممکن است منجر به ساخت فرایندهای غیر قابل انعطاف گردد. [33]هنوز بحث‌های زیادی در مورد رویکرد پایین به بالا یا بالا به پایین بودن معماری سرویس گرا وجود دارد که سرویس‌گرا یک رویکرد پایین به بالا است و با یک یا دو سیستم شروع می‌شود و بعد در کل سازمان انتشار می‌یابد یا اینکه رویکردی بالا به پایین با دیدگاه حاکمیتی است و بعداً تبدیل به الگوی غالب سازمانی می‌شود. برای این که سازمان به مزایای سرویس‌گرا دست یابد، رویکرد سرویس‌گرا باید در سرتاسر زمان به کار گرفته شود. [39] Bloomberg در این زمینه گفته است: “رویکرد معماری سرویسگرا ، ترکیبی از دو روش بالا به پایین (از طریق شکستن فرایندها) و پایین به بالا (نمایش توابع موجود به عنوان سرویس و ترکیب آن‌ها به فرایند) می‌باشد با داشتن رویکرد بالا به پایین، احتمالاً سرویس‌هایی پیشنهاد خواهد شد که از جهت فنی و تکنیکی برای پیاده‌سازی بسیار سخت و پیچیده هستند. داشتن صرفاً یک دیدگاه پایین به بالا می‌تواند منجر به سرویس‌هایی شود که یا به ان‌ها نیاز نداریم و یا سرویس‌ها، نیازمندی‌های کسب و کار را پوشش ندهند. پس در واقع معماری سرویس گرا ترکیبی از هردوی آن‌ها می‌باشد”. [47]
3-2-4-بررسی مطالعات قبلی انجام‌ شده در تعیین شاخص‌های آمادگی سازمان برای پذیرش رویکرد سرویس‌گرا
1-در سرویس‌گرایی علاوه بر تکنولوژی، نیاز به تغییر فرهنگ سازمانی احساس می‌شود. در خیلی از موارد، فناوری اطلاعات بدون تمرکز بر کسب و کار و نیازمندی‌های آن، بیشتر روی جنبه‌های سطح پایین تکنولوژی تمرکز دارد. از طرفی کسب و کار نیز تمایل زیاد به تغییرات سریع دارد؛ بنابراین پیاده‌سازی سرویس‌گرایی در یک زمان از دو بعد تکنولوژی و فرهنگ اهمیت دارد، اگرچه معمولاً سرویس‌گرایی به عنوان یک معماری فنی مطرح می‌شود و به شناخت مؤلفه‌های تکنولوژی اهمیت داده می‌شود، اما آنچه مستقیماً در موفقیت یک سازمان اثر می‌گذارد، افراد و فرهنگ آن سازمان است. [19]
سرویس‌گرایی بیشتر یک فرهنگ است. فرهنگ سرویس‌گرایی بدین معنا است که هدف اصلی، ارائه خدمات به دیگران است و کمک به دیگران در راستای اهداف. در این تفکر هر فرد یا بخش سازمان به عنوان یک موجودیتی است که نیازمند سرویس دهی به بهترین روش ممکن است. برای مثال وقتی که یک سرویس به مشتری کمک می‌کند تا آخرین اطلاعات را در مورد یک کالا دریافت کند، در واقع سازمان در ارائه سرویس به مشتری به صوزت سرویس‌گرا عمل نموده است، یا وقتی که یک نرم‌افزار شخصی سازی شده66 منطبق با نیازهای مشتری با صرف بودجه مشخص و به موقع تهیه می‌شود، یک عمل مبتنی بر سرویس انجام‌شده است.
برای سرویس‌گرا شدن سازمان، نیازمند یک مدل تعریف شده از نقش‌ها و مسئولیت‌ها هستیم و اینکه مدیران در رده‌های مختلف سازمان مسئولیت خود را، ارائه خدمت در چارچوب وظائف تعیین شده، تلقی کنند. [19] یک سازمان سرویسگرا همچنین نیازمند سرویس‌دهی به پرسنل داخلی سازمان، شرکای تجاری، سرمایه گذاران و … است. وقتی که یک شریک تجاری اطلاعاتی در مورد وضعیت فرایند مربوط به سفارش کالا لازم دارد و این اطلاعات در اختیار وی قرار می‌گرد، نوعی عمل سرویس‌گرایی انجام‌شده است. [19]
در سازمان سرویسگرا دو هرم در مورد سرویس دهی وجود دارد. اولین هرم سازمان شامل 3 مؤلفه کلیدی فنی سازمان است که سیستم‌های مدیریت فرایند کسب و کار و زیرساخت فناوری اطلاعات سرویسگرا تسهیل‌کنندگانی هستند که به سازمان در رسیدن به اهداف تعیین شده کمک می‌کنند. هرم دوم مربوط به مجریان و ارائه دهندگان سرویس است که باید برای مشارکت بهتر در رساندن سازمان به اهداف تعریف شده خود ترغیب شوند. شکل(6) دو هرم مؤلفه‌های فنی و رهبری خدمتگزار در سازمان سرویسگرا را نشان می‌دهد. [19]
شکل (6)- هرم مؤلفه‌های فنی و رهبری خدمتگزار در سازمان سرویسگرا -[19]
در این هرم معکوس هر یک از مجریان و مدیران به عنوان یک خدمتگزار برای ارائه سرویس به گروه ذی‌نفعان تلقی می‌شوند. این گروه شامل مشتریان، شرکای تجاری پرسنل سازمان، سرمایه‌گذاران و کمیته‌هاست. سازمان سرویسگرا با استفاده از مؤلفه‌های سه‌گانه و رهبری و مدیریت خدمتگزار می‌تواند در برابر گروه‌های مختلف ذی‌نفعان موفق عمل کند. [19] مشتریان در یک سازمان سرویس‌گرا اهمیت بیشتری نسبت به سایر ذی‌نفعان دارند. اگرچه پرسنل سازمان، شرکای تجاری، تأمین کنندگان، سرمایه گذاران هم موجودیت‌هایی هستند که نیاز به سرویس دهی دارند. در تفکر سرویس‌گرایی درک افراد از یکدیگر به عنوان خدمت گذار است. شکل (7) سرویس دهی به گروه‌های ذی‌نفعان در سازمان سرویسگرا را نشان می‌دهد[19].
شکل (7) ارائه خدمات به گروه‌های مختلف ذی‌نفعان در سازمان سرویسگرا [19]
برای سرویس‌گرایی سازمان سه لایه اساسی مورد نیاز است. مدیریت کارایی سازمان، مدیریت فرایند کسب و کار و معماری فناوری اطلاعات سرویسگرا از طریق تکنولوژی‌هایی نظیر گذرگاه سرویس [19]شکل (8) سه لایه بنیادی سازمان سرویسگرا را نشان می‌دهد.
شکل (8)- لایه‌های بنیادی سازمان سرویسگرا -[19]
در بالاترین سطح سازمان مدیریت کارایی سرویس67 قرار دارد. این لایه مسئول مدیریت عملکرد سازمان، قراردادهای سرویس و تعاملات مابین شرکای تجاری و سازمان است. در این لایه واحدهای مختلفی درگیرند و بخش‌های مختلف سازمان مشارکت دارند. مدیریت فرایند کسب و کار لایه میانی معماری سازمان سرویسگرا است که کسب و کار و فناوری اطلاعات را در کنار هم قرار می‌دهد. فرایند کسب و کار تنها یک فلوچارت فرایندی نیست. بلکه فلوچارت گردش فرایند، راهنمایی برای انجام کار است ولی در یکپارچه‌سازی سیاست‌های کسب و کاری سازمان برای تعامل با سرویس‌های موجود، کم کردن تعداد فرایندهای دستی و مدیریت سازمان ضعیف است. [19]
سیستم مدیریت فرایند کسب و کار تعاملات بین اشخاص، سیستم‌ها و شرکای تجاری را مدل سازی و اجرا می‌کند. لایه زیرساخت یک لایه معماری (مبتنی بر سرویس است) که پشتیبانی کننده از فرایندهای کسب و کاری است و با استفاده از گذرگاه سرویس (اساسی‌ترین مؤلفه معماری سرویس‌گرا) اتصال بین سرویس‌های کسب و کاری را برقرار کرده و کیفیت سرویس را در تبادلات سرویس‌ها فراهم می‌کند. با این سه لایه ارتباط مابین برنامه‌ها، شرکای تجاری و سازمان‌ها فراهم شده و با فراخوانی‌های سرویس به هم متصل می‌شوند [19].در سرویس‌گرایی هدف توسعه سریع و کاهش تعداد لایه از کسب و کار تا زیرساخت IT است. مرکز این مدل BPM است که برترین متدولوژی توسعه سازمان سرویسگرا است [19].
-2 در یک مطالعه اکتشافی دیگر عوامل بحرانی موفقیت (CSF) در پیاده‌سازی معماری سرویس گرا مورد مطالعه قرار گرفته است. در این تحقیق CSF برای پیاده‌سازی معماری سرویس گرا در شش بعد کلی و 20 شاخص تقسیم شدند:
1- آگاهی68،2- استراتژی، 3- مدیریت سازمانی 4-زیرساخت‌های فن آوری، 5- مدیریت پروژه و 6-حاکمیت؛ و در کل 20 شاخص استخراج شده است: 1-درک عمیق و درست معماری سرویس گرا، 2-اشتراک‌گذاری تجربیات موفقیت آمیز سرویسگرایی و بالا بردن درک سرویسگرا یی3- وجود حمایت قوی برای منابع انسانی سازمانی، 4- تعیین هدف واضح، 5- تکامل طرح‌های برنامه ریزی تدریجی با در نظر گرفتن ظرفیت‌های فعلی سازمان، 6- وجود یک مدل سازمانی برای مدیریت سرویسگرایی، 7- پرورش یک فرهنگ مشارکت میان کسب و کار و IT 8- توسعه برنامه‌های آموزشی69، 9-وجود تعاریف استاندارد از تکنولوژی معماری سرویسگرا 10- تعریف حوزه70 تکنولوژی 11- استاندارد سازی فرآیند کسب و کار، 12-وجود سیستم مدیریت معماری سازمانی، 13-تعریف متدولوژی‌های توسعه مبتنی بر سرویسگرایی 14-تیم پروژه سازمانی سرویس‌گرا 15- تقویت طراحی فرایندهای کسب و کار سرویس‌گرا، 16-تقویت ارتباطات درون یک پروژه،17- مدیریت

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد با موضوعدانش آموزان، دانش آموز، آموزش و پرورش

دیدگاهتان را بنویسید