پایان نامه رایگان درمورد کسب و کار، چشم انداز، استاندارد

ارتقاء یک سری از فعالیت ها و زیرشاخص ها را دارد. مراحل سنجش با نرم‌افزارMatlab انجام‌شده است. در ادامه تنها به آورده شدن عکس دو مرحله از اجرای مدل اکتفا می‌شود.به عنوان نمونه، خروجی حاصل از قوانین در یکی از سیستم‌های استنتاج در شکل (23) نمایش داده شده است.
شکل (23)-خروجی حاصل از قوانین زیربعد آمادگی آگاهی سرویس‌گرایی
تغییرات مجموعه خروجی بر حسب مجموعه ورودی و دیدن سطح خروجی زیربعد آمادگی مدیریت سازمانی، به عنوان نمونه آورده شده است. نمایشگر سطح، یک ترسیم سه بعدی بر حسب ثابت نگه داشتن دو متغیر ورودی و تغییر سایر متغیر ها را نشان می‌دهد.
شکل (24)-سطح خروجی زیربعد آمادگی مدیریت سازمانی
4 -4-تشریح زیرابعاد مدل پیشنهادی به همراه راه‌کارهای پیشنهادی در جهت بهبود زیرشاخص‌های سازمان مورد مطالعه
4-4-1-زیربعد آمادگی فرهنگ سازمانی
تاکیدی که اغلب محققان در زمینه پیاده‌سازی و اتخاذ معماری سرویس‌گرا دارند این است که این شکست اغلب محصول عوامل اجتماعی و فرهنگی می‌باشد و نه مسائل فنی و تکنیکی؛ و به عنوان یک عامل زمینه ای لازم است فرهنگ سازمان و افراد را در فرآیند استقرار و توسعه معماری سرویس‌گرا درک و لحاظ نمود. یک معماری جدید در سازمان در وهله? اول هنگامی مستقر می‌شود که استفاده از آن در سازمان عمومیت یابد. در واقع حلقه نهایی موفقیت سیستم را تعامل کاربران و کلیه افراد درگیر تعیین می‌کنند. طبق مطالعات انجام‌شده در معماری سرویس‌گرا، هر یک از مجریان و مدیران به عنوان یک خدمتگزار برای ارائه سرویس به گروه ذی‌نفعان تلقی می‌شوند. این گروه ذی‌نفعان شامل مشتریان، شرکای تجاری پرسنل سازمان، سرمایه‌گذاران و کمیته‌هاست. سازمان سرویسگرا با استفاده از مؤلفه‌های سه‌گانه و رهبری و مدیریت خدمتگزار می‌تواند در برابر گروه‌های مختلف ذی‌نفعان موفق عمل کند.
مسئله اساسی که اغلب در پروژه‌های پذیرش معماری ها و سیستم‌های جدید در سازمان‌ها، مورد غفلت واقع می‌شود، شناخت ماهیت و کارکرد واقعی این سیستم ها می‌باشد. کارکرد این گونه سیستم ها، عمد تا بر پایه? تغییر در شیوه‌های عملکرد عوامل انسانی در سازمان می‌باشد. در حالی که غالبا به اشتباه، یک پدیده فناورانه صرف قلمداد می‌شود که مسیر پیدایش و توسعه آن؛ بیان مسئله سازمانی به شکل یک مشکل فنی، تعریف راه حل فنی و اجرای این راه حل فرض می‌شود و و در نهایت به یک تغییر فنی در سازمان منجر می‌گردد. واضح است که این دیدگاه نتیجه مطلوب را تولید نخواهد کرد همین غفلت از این عامل مهم و تاثیر گذار و توجه بیش از حد مدیران به فناوری، به جای توجه به مدیریت تغییر در فرهنگ و ساختار سازمانی عامل اصلی محقق نشدن منافع و مزایای این معماری جدید در سازمان می‌باشد.
توسعه معماری سرویس‌گرایی در سازمان، زمینه را برای مهندسی مجدد فرآیندهای کاری نیز فراهم می‌کند. معمولاً در جریان تغییرات حاصل از باز مهندسی فرآیندها، همواره تغییر ساختار سازمان بر مسائل انسانی مقدم فرض می‌شود. به عبارتی ساختار تغییر می‌کند و کارکنان ناچار به انطباق با شرایط جدید هستند. چنین دیدگاهی در باره مشکلات پس از اجرای فرآیندهای باز مهندسی شده چیز زیادی نمی‌گوید و مسائلی چون مقاومت کارکنان در برابر شیوه‌های جدید خدمات رسانی، تغییرات ناشی از باز مهندسی فرآیندها و چگونگی ترغیب آنان به پذیرش شیوه‌های جدید مسکوت می‌ماند؛ اما در دیدگاه فرهنگ تغییر، “عوامل انسانی”و” پذیرش فرهنگ جدید تعامل”عناصرمهم فرآیند تغییر و باز مهندسی را تشکیل می‌دهند. توسعه سیستم‌های سرویس‌گرا به معنای کلی، طراحی و اجرای راهبردهایی برای خدمات رسانی گسترده تر و بهتر مبتنی بر شیوه سرویس (سرویس دهنده- سرویس‌گیرنده) می باشد که ناگزیر در برگیرنده شکلی از تغییر در سازمان می‌باشد و این امر هنگامی محقق خواهد شد که با باز نگری محیط فرهنگی، موانع تغییر شناسایی و تدابیر لازم برای رویارویی با آن اندیشیده شود. با وجود مدل‌های تعریف شده از نقش‌ها و مسئولیت‌های افراد سازمان، هم سازمان هم در موقعیت بهتری قرار خواهد گرفت و هم بهتر می‌تواند تغییرات فرهنگی را کنترل نماید.
وضعیت آمادگی زیربعد فرهنگ سازمانی در مطالعه حاضر، نشان می‌دهد ظرفیت پذیرش تغییر فرهنگ افراد و سازمان بسیار بالا می‌باشد و این زیربعد از میزان آمادگی بسیار بالایی برخوردار می‌باشد. با این وصف، سازمان از داشتن برنامه‌های مشخصی برای آماده سازی فرهنگی بی نیاز است.
4-4-2- زیربعد آمادگی مدیریت سازمانی
از آنجا که پذیرش معماری سرویس‌گرا در سازمان موجب بروز تغییرات در خیلی از زمینه ها می‌شود و این تغییرات شکل گرفته در زمینه‌های مرتبط باید به درستی کنترل و مدیریت شوند، این زیربعد، به بررسی آمادگی مدیریتی جوانب مختلف اعم از مدیریت سرویس‌ها، استراتژی، هزینه‌ها، ریسک، استانداردها، انتظارات و تغییرهای سازمان، اطلاعات و پورتفولیو سیستم‌های اطلاعاتی می‌پردازد.
با در نظر گرفتن داده‌های سازمان و حاصل شدن میزان آمادگی بالای سازمان در این زیربعد، مجموعه اقدامات اجرایی زیر برای ارتقاء بیشتر سطح آمادگی پیشنهاد می‌شود:
1-سازماندهی بیشتر به مدیریت اطلاعات و پورتفولیو سیستم‌های اطلاعاتی در سازمان با تعریف پست رسمی مرتبط در ساختار سازمانی.
2- تقویت طراحی فرایندهای کسب و کار سرویس‌گرا
3- استفاده بیشتر از تکنیک‌های مدیریت استراتژی، هزینه‌ها، ریسک، استانداردها، انتظارات و تغییرهای سازمانی.
4-4-3- زیربعد آمادگی آگاهی سرویس‌گرایی
آگاهی سرویس‌گرایی به معنای درک سازمان از پتانسیل، چالش ها و مزایای پیاده‌سازی معماری سرویس‌گرا می‌باشد و به عنوان یک عامل کلیدی و اثرگذار به طور ویژه در منابع زیادی مورد تأکید قرار گرفته است. تحقیقات نشان می‌دهد که میزان موفقیت پیاده‌سازی معماری سرویس‌گرایی در سازمان، مستقیما از میزان آگاهی سازمان نسبت به آن ناشی می‌شود. به طور منطقی ایجاد فضای تبادل اطلاعات و اشتراک‌گذاری تجربیات و دانش سرویس‌گرایی با سایر واحدهای کسب و کار و آیتی به ارتقاء تصمیم‌گیری در زمینه? سرویس‌گرایی منجر خواهد شد. از دیگر ضعف‌های سازمان, عدم تناسب تحصیلات و دانش سازمانی با سطح سرویس‌گرایی، نبود آموزش سرویس‌گرایی و پایین بودن سطح دانش افراد نسبت به سطح سرویس‌گرایی می‌باشد.
با توجه به ضعف سازمان مورد مطالعه در این زیربعد و ارتقاء درک و آگاهی و آموزش و توانمند سازی کلیه اعضای سازمان از ارزش سرویس‌گرایی، راهکارهایی در جهت ارتقای این زیربعد پیشنهاد می‌شود:
1-آموزش: توجه به اهمیت آموزش کاربران سازمان با تخصیص منابع مناسب به آن و همراهی با کاربر تا استقرار و پیاده سازی کامل سیستم سرویس‌گرا در سازمان.
2-جلب مشارکت متخصصان حوزه سرویس‌گرایی: با در نظر گرفتن تمهیداتی برای همکاری مستمر کارشناسان و متخصصان این حوزه در مرحله برنامه ریزی و همچنین مرحله استقرار معماری سرویس‌گرا.
3-تقویت مهارت‌های ارتباطی درتیم های استقرار پروژه و تیم‌های مشارکت واحدهای مختلف.
4-آگاهی، آموزش و یادگیری سازمانی و بالا بردن درک سرویس‌گرایی
5-تشویق همکاری و اشتراک‌گذاری تجربیات و دانش میان واحدهای فنی سرویس‌گرایی و کسب و کار سازمان و نظارت بر تداوم آن.
4-4-4- زیربعد آمادگی استراتژی سرویس‌گرایی
فهم و درک و آگاهی پایین سازمان از استراتژی، چشم انداز، هدف، نقشه راه و دستاوردهای این معماری جدید در سازمان، به عنوان یک معضل اساسی موجب می‌شود که کلیه افراد سازمان نسبت به فرهنگ و توسعه سرویس‌گرایی در سازمان و تغییر فرهنگ و شیوه کاری سازمان احساس خطر کنند و این سوء درک و تفاهم هم چون عاملی مزاحم در برابر هر گونه اصلاحات و تغییر مبتنی بر فناوری اطلاعات و سرویس‌گرایی خواهد شد. از طرفی عدم تطابق، هماهنگی و هم‌ترازی استراتژی معماری سرویس گرا با استراتژی IT و همچنین عدم پشتیبانی استراتژی معماری سرویس گرا از ارزش کسب و کار سازمان، باعث شکست پیاده‌سازی معماری سرویس‌گرا در سازمان خواهد شد.
آنچه تضمین کننده دست یابی به مشارکت و افزایش جو تعاملات و اشتراک‌گذاری می‌باشد، “بهره‌گیری از روش‌شناسی‌های انسان محور در مقابل نگرش‌های فناوری محور”، در هنگام برنامه ریزی برای توسعه سیستم‌های سرویس گرا می‌باشد. فرض اصلی در روش‌شناسی‌های انسان محور برنامه ریزی برای توسعه سیستم‌های سرویس گرا، اهمیت مشارکت همه گروه‌های ذینفع، در اجرای موفق برنامه‌های توسعه سیستم‌های سرویس گرا می‌باشد. نظرات و بر داشته‌ای متفاوت این گروه ها و واحدهای مختلف کنار یکدیگر، رسیدن به دیدگاه جامع در برنامه ریزی سرویس‌گرا را تسهیل نموده و سهیم بودن گروه ها در روند اجرایی پروژه سرویس‌گرا و اشتراک گذاری تجربیات، همکاری واحدهای مختلف در مرحله استقرار سیستم‌های سرویس‌گرا را نیز تضمین می‌کند.
به دلیل ضعف سازمان در این زیربعد بحرانی و رفع معضلات و بالا بردن میزان آمادگی، راهکارهایی پیشنهاد شده است که اساس همه آن‌ها را تقویت ارتباطات انسانی در سازمان تشکیل می‌دهد.
1-استفاده از نگرش‌های انسان محور در هنگام برنامه ریزی سیستم‌های سرویس‌گرا.
2-باز خوانی اهداف کلان و راهبردهای سازمان برای تعیین چشم انداز و اهداف معماری سرویس‌گرا و تضمین هم راستایی با اهداف کسب و کار.
3-باز خوانی اهداف فناوری اطلاعات برای تعیین چشم انداز و اهداف معماری سرویس‌گرا و تضمین هم راستایی با استراتژی IT
4-تبیین یک رسالت، استراتژی، چشم انداز، هدف، نقشه راه واضح و مشخص و تبیین دستاوردهای معماری سرویس‌گرا در سازمان.
5-تشکیلتیم مرکب از پرسنل فنی و متخصصان سرویس‌گرا (از سازمان‌های مختلف) برای تدوین و به‌روزرسانی خط مشی‌های سازمان.
6-اطلاع رسانی کامل و شفاف سازی نتایج استقرار سیستم‌های سرویس گرای پیشین و موجود در تمام سطوح سازمانی به عنوان عاملی برای افزایش قدرت و پذیرش این فرهنگ جدید در سازمان و هم چینن وضوح و شفاف شدن استراتژی سرویس‌گرا.
4-4-5- زیربعد آمادگی حاکمیت IT
ساختارهای حاکمیت، فرایندهای حاکمیت و مکانیزم‌های رفتار را تعریف می‌کنند. طبق مطالعات انجام‌شده، چارچوب‌های تصمیم‌گیری حاکمیتی فناوری اطلاعات، باید شامل سیاست‌های اجرایی در فرایندهای چرخه حیات سرویس‌گرایی باشد. به عبارتی دیگر، به معنای تعیین حقوق تصمیم‌گیری و چارچوب پاسخ‌گویی برای تشویق رفتار مطلوب در استفاده فناوری اطلاعات است؛ یعنی مدیران باید از تصمیمات و فرایندها و خط مشی‌ها برای ترغیب و تشویق رفتارهایی که موجب موفقیت می‌شوند، استفاده کنند. به طور منطقی ایجاد فضای تبادل اطلاعات و اشتراک‌گذاری تجربیات و دانش سرویس‌گرایی با سایر واحدهای کسب و کار و آیتی به ارتقاء تصمیم‌گیری در زمینه? سرویس‌گرایی منجر خواهد شد.
سازمان در صورتی می‌تواند به اهداف کلان سازمانی خود دست یابد که بتواند معماری موجود و آتی از سازمان خود را به طور دقیق تعریف نماید این معماری باید با جزئیات کامل در سطوح مختلف به صورت دوره‌ای بازنگری و به‌روزرسانی گردد و نظارت و ارزیابی معماری به صورت مستمر در سازمان انجام پذیرد. پروژه‌ای که کلیه لایه‌های سازمان را تحت تاثیر قرار می‌دهد باید کمیته مدیریتی با قابلیت اجرائی بالا و هم ردیف با مدیر عامل در کلیه سطوح را دارا باشد.
با در نظر گرفتن داده‌های سازمان و حاصل شدن میزان آمادگی بالای سازمان در این زیربعد، مجموعه اقدامات اجرایی زیر برای ارتقاء بیشتر سطح آمادگی پیشنهاد می‌شود:
1-تشویق همکاری و اشتراک‌گذاری دانش و تجربیات میان واحد ها و بخش‌های مختلف آیتی و کسب و کار سازمان و

مطلب مشابه :  تحقیق رایگان دربارهاندازه شرکت، بازده سهام، چرخه عمر

دیدگاهتان را بنویسید