پنج دیدگاه اصلی در مطالعه و بررسی روابط زوجی و زناشویی

در مطالعه و بررسی روابط زوجی و زناشویی با پنج دیدگاه اصلی مواجه هستیم که هر کدوم در درک دگرگونیا و تحولات، دلایل حفظ و هم گسستگی روابط سهم زیادی داشتن:

  1. 1. راه و روش تکاملی
  2. 2. راه و روش تحلیلی
  3. 3. رویکردهای تبادلی ـ سیستمی
  4. رویکردهای رفتاری و شناختی ـ رفتاری
  5. رویکردهای تجربی و پست مدرن

 

  • رویکردهای روان شناسی تکاملی

نظریه پردازان تکامل نگر فکر می کنند که مردم واسه حفظ بقاء خود به روابط دوستانه نیاز دارن. اونا می گن که خیلی از جنبه های همسرگزینی، شامل جذابیت جنسی و راهبردهای انتخاب همسر رو میشه از روش دقیق شدن بر گرایشات تکاملی، که خود به خاطر آسون کردن بقاء گونه ها جریان دارن، تبیین کرد (باس، 1994). هدف اصلی نظریه تکاملی، در زیست شناسی اجتماعی قرار داره. اولین کسائی که نگاه زیست شناسی اجتماعی رو در روان شناسی تکامل وارد کردن، ادوارد ویلسون و دونالد سیمون بودن. این دو نظریه نظریه پرداز به طور خلاصه به تفاوتای ژنتیکی بین زن و مرد پرداختن و نشون دادن که بعضی از تمایلات جنسی و گرایشات مربوط به تمایلات جنسی که واسه یک جنس سازگارانه تلقی می شن، واسه جنس دیگر بی معنا هستن (شاپیرو، 2007). جدا از جنبه های جنسیتی که همیشه مرکز توجه روان شناسی تکاملی بودن، کلا «رویکردهای تکاملی» در زوج و خونواده درمانی به اون دسته از رویکردهای درمانی میگن که علیتای دراز مدت و تکامل روانی و ارگانیزمی که در طول چندین نسل و سالیان متمادی ایجاد شدن تأکید می ورزد (حسینی، 1389).

  • رویکردهای تحلیلی

کلیه رویکردهایی که واسه درک و درمان اختلافات زناشویی بر «نقش بینش» در ایجاد تغییر تأکید می کنن، روان تحلیلی نامیده می شن. پزشکان تحلیلی با شناسایی پویاییای گذشته و زنده در حالا، بیماران رو به بینش می رسونن و اونا رو از سلطه اجبارهای ناهشیار آزاد می کنن. نام فروید با واژه بررسی عجینه از نظر اون مراحل رشد رو روانی ـ جنسی، هر یه اثر خاصی در تشکیل شخصیت اجرا می کنن. ماهلر 1975، بعدا مراحل تحولی رشد رو به شکلی دیگر مطرح کرد و «روابط هم زیستانه» در اولین هفته های زندگی رو مهم بدونه. اون بر «پروسه تفرد» پس از همزیستی تأکید کرد و نقش اون رو در روابط بعدی جدی شمرد. سیندر 1999، با مدل بینش محور خود در زوج درمانی، کارایی جدی مدلای تحلیلی رو به ثبوت رسونده. مدل سیندر (IOCT): «زوج درمانی بینش محور» نام داره و این روزا در سطح دنیا توجه روز افزونی رو به طرف خود جلب می کنه. پیش فرض ریشه ای سیندر اینه که مشکلات الان روابط از جراحتایی که افراد در کودکی و هم در روابط دوستانه (جفتی) قبلی شون تجربه کردن نشأت میگیره. با باور سیندر جراحتا و تجارب بد گذشته، آسیب پذیریای شخصیتی و دفاعای به درد نخوری رو در افراد شکل میده تا اونا رو از تجربه دوباره آسیب، به هر قیمت دور نگه دارن (حسینی، 1389).

  • راه و روش تبادلی ـ سیستمی

راه و روش تبادلی، محور تمرکز درمان رو از پویاییای داخل فردی، به ترکیبی که از حضور دو شخص با پویاییای جورواجور ساخته میشه (رابطه) تغییر میدن: رابطه چیزی بیشتر از کل شخصیت رفت و امد کنندگانه و بافتاری بوجود میاره که اعضاء از آن اثر قبول می کنن. رویکردهای سیستمی بیشترً در خونواده درمانی و رویکردهای تبادلی در زوج درمانی کاربرد دارن.

  • راه و روش رد و بدل کردن اجتماعی

راه و روش رد و بدل کردن اجتماعی و انصاف، دیدگاه های قانون مداری رو گسترش کردن که به طور سنتی در بخش روابط دوستانه مهم بودن. فرضیه ریشه ای این راه و روش اینجور مطرح می کنه که: «رفتارها و فعالیتای پیروز آدمی یا واسه کسب پاداش و لذته و یا جهت دوری از تنبیه، رنج و هزینه». کاناری و ستنفورد (2001) فکر می کنند رابطه عادلانه رابطه ایه که در اون، حاصل نسبت دستاوردها بر سرمایه گذاریا، واسه هر دو نفر تقریباً مساوی باشه.

طبق رویکردهای رد و بدل کردن اجتماعی و انصاف، رضامندی زناشویی به نزدیک بودن بیرون قسمتای دستاورد بر سرمایه گذاری زن و شوهر برمیگرده.

کلی و تیبات (1978) نظریه وابستگی دوطرفه رو مطرح کردن و در اون اینجور فرض کردن که رضایت یا نارضایتی زناشویی به هزینه های صرف شده و پاداشای دریافت شده دو طرف ربط داره. طبق این دیدگاه، پیامدها و دستاوردهای افراد طبق انتظاراتی که اونا برابر با فکر و استحقاق شخصی شون از رابطه دارن آزمایش می شه. رضامندی و نارضایتی زناشویی هم در این دیدگاه به اندازه مطابقت و دستاوردهای رایج در رابطه بستگی دارن، اونقدر چه دستاوردها، بیشتر از اندازه مطابقت باشه، افراد رضایت ارتباطی رو تجربه می کنن و اگه دستاوردها کمتر از معیارهای ادراکی باشن، نارضایتی سر می برن.

مطلب مشابه :  مشکل وسواس جبری از دیدگاه روانپویشی

(حسینی، 1389، ص 7).

  • راه و روش شناختی ـ رفتاری

درمانای جورواجور و سنتی شناختی در پیوند با رویکردهای رفتاری، آمیزه وسیع و مفید بودن رو به بخش روابط زناشویی وارد کردن. «نظریه توازن» که نیوکامب (1961) اون رو بنیانگذاری کردن و «نظریه ناسازی» به بنیانگذاری فستینجر (1957)، دو نمونه مهم از رویکردهای سنتی شناختی هستن. هر دو نظریه (توازن و ناسازی) بر این پیش فرض استوارند که آدما به پرورش شناخت وارهای باثبات دور و بر نگاه و رفتاراشون تمایل دارن. وقتی آدم، احساس شدیدی به کسی داشته باشه، اول سیستم شناختی خود رو با احساس اش متوازن می کنه و بعد رفتار خاصی رو نسبت به اون برون ریزی می کنه. از اونجا که زن و شوهرا تاریخچه مشترک زیادی با یکدیگر داشتن، هر اتفاق به ظاهر کوچیکی هم واسه ایشون معنی خاصی داره و همین معانی ویژه اونا رو به طرف رفتارهایی ویژه هدایت می کنه. درمان شناختی ـ رفتاری، یه جور دخالت واقعیت مدار و منطق محوره که بر انتخاب شایسته باورها و انتظارات همسران نسبت به خود، دیگری و رابطه اثر میذاره. هدف درمانای شناختی ـ رفتاری، اصلاح شناخت وارهای به درد نخور و آموزش مهارتای گفتگو  و حل مسئله به زوجای آشفتهه. مدلای شناختی ـ رفتاری در تبیین تجارب ذهنی ارتباطی و خاستگاه تعارضاتزناشویی قدرت زیادی دارن(حسینی،1389).

 

 

 

السون

السون و همکاران(1989)، فکر می کنند رضایت فرد از رابطه به کیفیت رابطه بستگی داره. اگه رابطه ای مطلوب بوده و با امیدها و انتظارات ما هماهنگ باشه، رابطه ای رضایت بخشه. البته درک فرد از مطلوبیت یک رابطه رضایتمند رو تحت اثر قرار میده (کارسون، ترجمه نوابی نژاد، 1379).

السون در مورد رضایت زناشویی می نویسه: سه زمینه کلی رضایتمندی که با هم تداخل دارن و وابسته به یکدیگرند عبارتند از:

– رضایت ادما از ازدواجشون

– رضایت از زندگی خانوادگی

– رضایت از زندگی کلا

تحقیقات السون نشون داد که ضریب اتحاد بین رضایت از زندگی زناشویی و رضایت از خونواده حدود 70% است و ضریب اتحاد بین رضایت از خونواده و رضایت از زندگی کلا حدود 67% است. با در نظر گرفتن مطلب فوق رضایت ادما از ازدواجشون ایجاد کننده هسته اصلی از خونواده و زندگی به طور کلیه. یعنی میشه گفت سلامت جامعه و خونواده وابسته به رضایت ادما از ازدواجشانه (بارکر، ترجمه دهقانی، 1388).

ککس و کلینگر

در سالای گذشته، نقش اهداف در رضایت زناشویی به شکل پژوهشای جور واجور روش زوم شده (کاپلان و مادیکس 2002). یکی از نظریاتیه که طبق کیفیت اهداف و روش های جستجوی به وسیله افراد گسترش پیدا کرده، الگوی انگیزشی ککس و کلینگر (2004)، الگوی انگیزشی ککس و کلینگر در اصل با جهت گیری بر رفتارای اعتیادی گسترش یافت. با اینحال، خیلی راحت میشه اصول این نظریه رو در دیگر حیطهای روان شناسی مورد استفاده قرار داد. دو نکته اساسی این نظریه یعنی: الف) ساختار افراد در موفقیت یا شکست در رسیدن به اهداف نقش تعیین کننده ای به عهده داره. ب) اگه افراد نتونن در رسیدن به اهداف موفقیتی به دست بیارن، دچار احساسات نامطلوبی می شن. این احساسات می تونه تصمیمات و رفتارای فرد رو در حیطهای مهمی از زندگی تحت اثر بذارن (مثلا مصرف مواد و زندگی زناشویی). رضایت افراد در زندگی تا حد خیلی از باور اونا نسبت به رسیدن به اهداف مطلوبشان سرچشمه میگیره. هم اینکه رسیدن به اهداف بین فردی مثل روابط دوستانه و نزدیک، ارتباط بسیار قوی با احساس سلامت در زندگی داره (ککس و کلینگر، 2004).

گاتمن

جون گاتمن، این روزا یکی از مشهور ترین محققان دنیاست. اون که در دانشگاه واشنگتن، مطالعه و بررسی می کنه، پس از تحقیق روی بیشتر از هزار زوج در مورد عوامل کارساز موجود در روابط به بینشی باارزش رسید. گاتمن 1997، در مورد مهم ترین ویژگیای عادی در بین زوجای رضامند و خوشحال هم به نتایجی دست پیدا کرده.

سه ویژگی اصلی رو در زوجای نامبرده شناسایی می کنه:

  1. زنان بحثا و گفتگوها رو آروم، انعطاف پذیرانه و همراه با درخواست مطرح می کنن.
  2. مردها به همسراشون اجازه میدن که بر تصمیم گیریاشون اثر بزاره.
  3. رفتارای همراه با توجه، در رابطه موج می زنه.

زوجایی که اعضای اون، به ویژه زنان، تعاملات رو به شکل ای هجومی و با نامهربانی شروع می کنن، نسبت به ازدواجایی که در اونا همسران به شروعی نرم تر در گفتگوها عادت دارن، به احتمال بیشتری در برابر طلاق قرار می گیرن. گاتمن به قدرت و اهمیت رفتارای توجه آمیز در روابط خوشحال و باثبات اشاره کرد. این پژوهشگر نسبت تعاملات مثبت به منفی رو در زوجای رضامند، پنج به یک عنوان کرد. در ازدواجای خوشحال و باثبات، همسران یکدیگر رو غرق رفتارای توجه آمیز می کنن، منظور از رفتارای توجه آمیز، رفتارهاییه که هر فرد واسه اون که احساس کنه مورد توجه قرار داره به درک اونا نیازمنده. به گفته گاتمن 1997، رفتارای توجه آمیز، کیفیتایی هستن که جنبه های مثبت ازدواج رو شکوفا میسازن. اون در بین این رفتارها به کارسازترین شون اشاره کرده:

مطلب مشابه :  بررسی و بررسی وب‌سایت چه اهمیتی داره؟

– نشون دادن مهر و بیان علاقه

– مهربون بودن و رفتار کردن از روی محبت

– تشکر کردن

– نشون دادن اهمیت دیگری واسه خود (مهم بودن اون رو نشون دادن)

– شوخ طبع بودن

– شریک کردن دیگری در لذتای خود

– پذیرای نظرات اون بودن

– تأیید کردن شخصیت اون (حسینی 1389، صص 439- 435)

اشترنبرگ: مدل مثلث عشق

ازدواج رو میشه یکی از مهم ترین تصمیم گیریا در زندگی هر فرد دونست و رضایتمندی از ازدواج یکی از اصلی ترین عوامل تعیین کننده کیفیت زندگی و سلامت روانی هر فرده. یکی از مهم ترین عوامل تعیین کننده رضایتمندی از رابطه زناشویی، عشق و کیفیت اینه. عشق بین زن و شوهر و کیفیت اون در پژوهشای زیادی مورد مطالعه قرار گرفته. یکی از مهم ترین و مورد توجه ترین نظریه که به تبیین اجزا و شکل های جور واجور عشق می پردازه، نظریه مثلثی عشقه که به وسیله یکی از روان شناسا معاصر به نام اشترنبرگ ساخته شد و به نام خود اون مشهوره. اون معنی عشق رو در سه جزء کلی که می تونن اضلاع مثلث باشن توضیح داد: جزءِ صمیمیت که شامل احساس نزدیکی، ایجاد ارتباط دوطرفه و دلبستگی در رابطه س؛ جزءِ شور و اشتیاق که بر اساس انگیزشای جنسی و جذابیتای جسمانیه و جزء تعهد و تصمیم که در کوتاه مدت به شکل تصمیم واسه ایجاد رابطه و در دراز مدت به شکل تعهد و احساس مسئولیت واسه حفظ و موندگاری اون رابطه خودنمایی پیدا میکنه. این سه جزءِ در ترکیب با یکدیگر، هشت نوع متفاوت از عشق رو به وجود میارن که هر کدوم ویژگیا، مشکلات و خوبی ها خاص خود رو دارن، طوری که بعضی از شکل های جور واجور عشق با سطوح بالاتری از رضایتمندی در رابطه زوجی اتحاد دارن.

شکل های جور واجور هشت گانه عشق در نظریه اشترنبرگ شامل این موارده:

  1. از دست دادن عشق: وقتیه که هر سه جزءِ صمیمیت، شور و اشتیاق و تعهد پیروز هستن. بخش بیشتر روابط بین فردی و تعاملات اتفاقی ما با بقیه رو این نوع رابطه تشکیل میده.
  2. 2. دوست داشتن: فقط جزءِ صمیمیت هست و دو جزءِ شور و اشتیاق و تعهد در رابطه وجود ندارن.
  3. عاشقی: کاملً شور و هیجانه، بدون تعهد و یا صمیمیت. این نوع از عشق به سرعت به وجود میاد و همراه با درجات بالایی از تحریک سایکوفیزیولوژیکه.
  4. عشق تو خالی: عشقی که فقطً برخاسته از تصمیم یا تعهد و حفظ رابطه س و عشق و شور و اشتیاق در اون جایی ندارن هر چند در جوامع غربی این نوع از عشق مختص مراحل پایانی رابطه زناشویی در نظر گرفته می شه و در جوامع سنتی تر ممکنه این اولین مرحله شروع یک رابطه باشه.
  5. عشق عاشقونه: ترکیب اجزای صمیمیت و شور و اشتیاق
  6. عشق شراکتی: ترکیب اجزاءِ صمیمیت با تعهد این نوع از عشق رو که یه جور دوستی دراز مدت همراه با تعهد به حفظ رابطه س، شکل میده. در ازدواجایی که کم کم جذابیتای جسمی و جزءِ شور و هیجان افول می کنه این وضعیت دیده می شه و زن و شوهر به دوستانی واسه زندگی تبدیل می شن.
  7. عشق کور: ترکیب فقطً شور و اشتیاق با تعهد که صمیمیت در اون نقش نداره. دو طرف بعد از یک دیدار اتفاقی به سرعت عاشق شده و ازدواج می کنن، این جور روابط معمولاً سست بوده و معرض خطر ویرانی قرار دارن.

8 . عشق کامل: رابطه ای که در اون هر سه جزء صمیمیت، شور و اشتیاق و تعهد به تناسب هست. زیادی انجام گرفته و ارتباط این اجزا با رضایتمندی از رابطه زوجی نشون داده شده. پس اندازه اشترنبرگ به عنوان مقیاسی مناسب جهت امتحان اجزای عشق و پیش گویی رضایتمندی از رابطه زوجی در سطح جهان مطرح و مورد پذیرشه.