چه تعدادی از افراد ناتوانی­های یادگیری دارن؟

چه تعدادی از افراد ناتوانی­های یادگیری دارن؟

طبق آخرین گزارش دولت فدرال آمریکا، مدارس عمومی حدود 3 میلیون نفر از علم­آموزان بین سنین 6 تا 12 سال رو به عنوان ضعیف یادگیری تشخیص دادن.تقریبا5/5 درصد علم­آموزان سن مدرسه(6تا17ساله) به خاطرناتوانی یادگیری نیازبه آموزش ویژه دارن(سازمان آموزش پرورش آمریکا، 2002).

می­توان این طور فرض کرد که تعداد آدمایی که در آمار رسمی گفته شده، شامل همه علم­آموزان با ناتوانی­های یادگیری نیس. از سال 1976-1977 وقتی که دولت فدرال شروع به جمع آوری داده­هایی درباره علم­آموزانی که تحت پوشش آموزش ویژه بودن، کرد، تعداد علم­آموزان بین سنین 6 تا 21 ساله که به عنوان ضعیف در یادگیری شناسایی شده­ان، سه برابر شده. کارشناسان خیلی از رشد سریع علم­آموزانی که به عنوان ضعیف در یادگیری تشخیص داده می­شن، بیان نگرانی کرده­ان. منتقدان می گن که ناتوانی­های یادگیری بحث­ای مبهمه و خیلی از علم­آموزانی رو در بر می­گیرد که فقط به آموزش بهتری از چیزی که معلمان مدارس عمومی ارائه­ می­کنن، نیاز دارن (آلگوزین و یسیلدایک، 1983؛ لیون و همکاران، 2001) حتی مدافعان وجود ناتوانی­های یادگیری فکر می کنند که رشد بالای ناتوانی­های یادگیری توجیه پذیر نیس و چه بسا این موضوع نشونه ابهام در ملاک­های تعریف و تشخیص، به ویژه در مورد عقب موندگی ذهنیه (مک میلان، سیپراستین و گرشام، 1996). بعضی از محققان بیام کرده­ان که این واقعیت که تفاوت بین علم­آموزان کم پیشرفت و علم­آموزان با ناتوانی­های یادگیری تقریبا شدنی نیس، به دلیل ابهام بسیار زیاد در تعریف ناتوانی­های­­ یادگیریه (آلگوزین، یسیلدایک، 1983، یسیلدایک، آلگوزین، شین و مک گیو، 1982). بعضی هم همون داده­ها رو بررسی کرده و نتیجه گیری کرده­ان که این باور­ای غلطه (کاوالی، فاچز، اسکراچز، 1994). اونا بیان می­کنن که بیشتر موارد انتقادی بر اساس این ایده س که ناهماهنگی توانایی-پیشرفت باید به عنوان مهترین ملاک طبقه­بندی آدما به عنوان ضعیف یادگیری به کار بره. بعضی فکر می کنند افزایش در تعداد ناتوانی­های یادگیری تقریبا به نسبت مستقیمی با کم شدن در تعداد علم­آموزان دارای عقب موندگی ذهنی روی می­بده (مک میلان و همکاران، 1996) این محققان براین باورند که فشارهای اجتماعی و سیاسی به بی­میلی بیشتر در تشخیص کودکان به عنوان عقب مونده ذهنی منجر گردیده و کودکانی که پیش از این به عنوان عقب مونده ذهنی تشخیص داده می­شدن، الان به عنوان ضعیف یادگیری تشخیص داده می­شن. تصمیم سال 1973 انجمن عقب موندگی ذهنی آمریکا واسه اصلاح تعریف عقب موندگی ذهنی که نقطه برش هوش بهر رو از 85 به حدود 70 تا 75 تغییرداد. در این تغییرهای تشخیصی موثر بوده.

به دلیل پیچیدگی پدیده­ی ناتوانی­های یادگیری و هم اینکه به باعث اختلاف نظرهای موجود در ارائه تعریف واحدی از اون و مشکلات مربوط به شناسایی و تشخیص کودکان دارای ناتوانی یادگیری، در زمینه­ی زیادی و درصد گسترش این ناتوانی بین محققان اتفاق نظر وجود نداره (افروز، 1390). دامنه­ی 1 تا 30 درصد در تحقیق­های جور واجور گزارش شده است. اندازه گسترش این مشکل از جامعه­ای به جامعه­ی دیگر و با توجه به ملاک­های مورد استفاده فرق داره (احدی و کاکاوند، 1384).

شپیتز، هریسون و اسپنسر (1998) گسترش ناتوانی­های یادگیری رو بین 1/4 تا 3/14 درصد محاسبه کردن. در مطالعه­ی آلتراک و ساروها (2007، به نقل از نریمانی، 1390) گسترش ناتوانی­های یادگیری، در جمعیت کلی کودکان آمریکا 7/9 درصد و لیون، (2005، به نقل از نریمانی، 1390) گسترش ناتوانی­های یادگیری رو 7/6 درصد تا 4/12 درصد و موگاسیل و موگاسیل (به نقل از نریمانی، 1390) با بررسی کودکان 8 تا 11 سال هندی اندازه گسترش کلی ناتوانی­های یادگیری رو 17/15 درصد و گسترش ناتوانی­های نوشتن، خوندن و ریاضیات رو به ترتیب 5/12، 2/11 و 5/10 گزارش کرده­ان (شریفی و داوودی، 1391).

یافته های تحقیق نریمانی و رجبی (1384)، نشون می­بده که بین 7 تا 15 درصد از کودکان دارای ناتوانی­های یادگیری هستن. در ده سال گذشته، علم­آموزان دارای ناتوانی­های یادگیری 38 درصد افزایش یافته­ان (گورمن، 2002).

بهراد (1384) با فراتحلیل چار تحقیق گسترش ناتوانی­های یادگیری رو 81/8 درصد گزارش کرده، هم اینکه مهین دوست (2011، به نقل از شریفی و داوری، 1391) با مطالعه 600 علم­آموز در شهر ایلام اندازه گسترش ناتوانی­های یادگیری رو 14 درصد بیان می­کنه. در مطالعه نریمانی و رجبی (1384) اندازه گسترش مشکلات یادگیری در استان اردبیل 13 درصد گزارش شده.

گزارش مراکز ارائه­ی خدمات بالینی و مدارس حاکی از اون است که تعداد پسرهای گرفتار به ناتوانی­های یادگیری چار برابر دخترهاست؛ اما تحقیقات طولی و همه­گیر شناسی گذشته نشون می­دهند که ممکن است تعداد پسرها و دخترهای گرفتار برابر باشن. در واقع فکر براین است که بسیاری از دختران شناسایی نشده­ان و در برابر خطر جدی مشکلات تحصیلی درازمدت اجتماعی و هیجانی قرار دارن. پسرهای گرفتار، جنگ جویی جسمی و از دست دادن کنترل بیشتری نشون می­دهند. در حالی که دخترها بیشتر دارای مشکلاتی درحیطه­ی شناختی، زبون و اجتماعی هستن (شای وتیزوشای و تیز، 1988؛ به نقل از علم، 1384). پسرها بیشتر در توانایی دیداریحرکتی و هجی و فوت و فن­های زبون نوشتاری مشکل دارن، در صورتی که دخترها دارای کمی­های جدی­تر و از نظر پیشرفت تحصیلی در بعضی جنبه­های خوندن و ریاضی هستن (لرنر، 1997؛ ترجمه علم، 1384).

[1]. Shpitz,Harrison & Spencer

مطلب مشابه :  ادامه ۴ روش واسه ارتقای کیفیت بازاریابی محتوا

[2]. Stanovich,Siegel & Gottardo

[3]. Lyon

[4]. Mogasal & Mogasale

[5]. Gorman