طوفان فکری برعکس چیه و چه کاربردی داره؟ 

 

طوفان فکری برعکس تکنیکای و وارونه سازی رو با هم ترکیب می کنه تا یافتن راه حل واسه مسائل رو راحت تر کنه. ترکیب این تکنیکا به شما کمک می کنه تا از طوفان فکری بهره خیلی بیشتری ببرین و ایده های خلاقانه تون از چیزی که در طوفان فکری معمولی بهش می رسیدید، هم بیشتر شه.

واسه استفاده از این روش، اول باید یکی از این دو سؤال «برعکس» رو از خودتون بپرسید:

  • به جای فکر کردن به اینکه «چه جوری میتونم مشکل رو حل کنم یا جلوی به وجود آمدنش رو بگیرم؟»، بپرسید: «چه جوری میتونم این مشکل رو به وجود بیارم؟»
  • به جای پرسیدن این سؤال که «چیجوری میتونم به این نتایج برسم؟» دنبال جواب این سؤال بگردید: «چه جوری میتونم کاری کنم که درست برعکس نتیجه دلخواهم اتفاق بیفته؟!»

چه جوری از روش طوفان فکری برعکس استفاده کنیم؟

  1. مشکل یا مسئله رو دقیق و روشن مشخص کنین و اونو روی کاغذ بنویسین.
  2. با پرسیدن یکی از این دو سؤال، مسئله رو برعکس کنین: «چه جوری میتونم این مشکل رو به وجود بیارم؟» و چه جوری میتونم کاری کنم که درست برعکس نتیجه دلخواهم اتفاق بیفته؟»
  3. واسه حل این مسئله برعکس، بارش فکری بکنین تا به راه حلای برعکس برسین. ایده ها رو محدود نکنین و هر راه حلی رو که به ذهن تون می رسه بدون سانسور و ویرایش روی کاغذ بنویسین.
  4. وقتی واسه حل کردن مسئله برعکس تون به اندازه کافی راه حل پیدا کردین، می تونین ایده های برعکس رو دوباره وارونه کنین تا به ایدهایی متناسب با مشکل اصلی تبدیل شن.
  5. این ایده های جدید رو آزمایش کنین. ببینین بین اونا ایده ای هست که توانایی تبدیل شدن به یک راه حل خوب رو داشته باشه؟ ویژگیای یک راه حل پنهون خوب رو می ببینن؟

نکته:

واسه مسئله هایی که سخت می شه با طوفان فکری معمولی واسه شون راه حل پیدا کرد، طوفان فکری برعکس می تونه مفید واقع شه.

مطلب مشابه :  عفونت قارچی واژن، علائم، پیشگیری و علاج های خونگی اون 

مثال

خانوم احسانی مدیر یک درمانگاهه. یکی از وظایف اون اینه که رضایت بیماران رو نسبت به درمانگاه بالا ببره.

با گذشت زمان، کارای خلاقانه ای واسه بهبود شرایط انجام شده و حالا وضعیت به شکلیه که اعضای تیم احتیاجی به برگزاری یک جلسه ی دیگر احساس نمی کنن. همه سرشون شلوغه، همه دارن بیشترین سعی رو می کنن و هیچکی حوصله ی وقت تلف کردن واسه حرف زدن درباره این موضوع رو نداره.

این می شه که خانوم احسانی تصمیم میگیره تکنیکایی رو که واسه حل خلاقانه ی مسائل یاد گرفته به کار ببنده. اون امیدواره که این کار جلسات گروه رو جذاب تر کنه و توجه اعضا به پیشرفت بیشتر جلب شه. شاید حتی بتونن راه هایی بالاتر از اون ایده های خوب همیشگی که هیچکی واسه عملی کردن شون وقت نداره، پیدا کنن.

خانوم احسانی شروع می کنه به آماده شدن واسه جلسه. اون به دقت در مورد مشکل فکر میکنه و اونو به این شکل روی کاغذ میاره:

«چه جوری میشه سطح رضایت بیماران رو بالا برد؟»

بعد مسئله رو برعکس می کنه:

«چه جوری می تونیم کاری کنیم که بیماران ناراضی تر شن؟»

همین حالا هم خانوم احسانی داره متوجه می شه که نتایج این راه و روش جدید چقدر می تونه جالب و غیرمنتظره باشه.

جلسه که شروع می شه، همه حسابی درگیر مراحل ی لذت بخش و سازنده طوفان فکری برعکس می شن. اعضای گروه هم از تجاربی که از کار با بیماران دارن و هم از تجربه های شخصی شون در زمانی که مریض بودن و به درمانگاهای دیگری مراجعه کردن، استفاده می کنن. خانوم احسانی به اونا کمک می کنه تا ایده هاشون رو آزادانه و بدون سانسور بگن و از همه می خواد که اصلا در مورد ایده های پیشنهادشده قضاوت نکنن، حتی عجیب ترین و غیرعادی ترین پیشنهادها.

مطلب مشابه :  طرز برخورد با افراد دمدمی مزاج چیجوریه؟ "

چند تا از ایده های وارونه ای که گروه خانوم احسانی در طول این جلسه به اونا رسیدن از این قرار بود:

  • به دو نفر با هم وقت بدن؛
  • صندلیای اتاق انتظار رو حذف کنن؛
  • به بیمارانی که به درمانگاه تلفن می کنن بگن منتظر بمونین و بعد به کلی اونا رو از یاد ببرن؛
  • از بیماران بخوان که بیرون درمانگاه و در پارکینگ منتظر نوبت شون بمونن؛
  • در خطر عموم از مشکل مریض حرف بزنن.

وقتی که همه هر راهی رو که به ذهن شون رسید مطرح کردن، فهرستی بلندبالا از ایده های وارونه بوجود اومده بود. حالا وقتش رسیده بود که هر مورد رو دوباره برعکس کنن و به دنبال یک راه پنهون مؤثر بگردند.

از بحثای نتیجه بخش، ایده های خوبی در میاد. مثلا:

الف) نشونه که بیمارارو تو پارکینگ ول نمی کنیم! همین الانشم این کار رو انجام نمی دیم دیگه.

ب) اما صبحا چی؟ قبل اینکه در درمانگاهو باز کنیم همیشه یه سری مریض بیرون منتظرن.

الف) آره. راست می گی. لابد اونایی که اولین ویزیت روز رو دارن حسابی رو اعصابشونه.

ب) پس، می تونیم در اتاق انتظارو ده دقیقه زودتر باز کنیم تا اینجوری نشه.

الف) خوبه، از فردا همین کارو می کنیم. چندتا از کارکنان معمولا زودتر از بقیه بین، واسه همین فکر نمی کنم مشکلی پیش بیاد.

و جلسه همینطوری ادامه پیدا کرد. تکنیک طوفان فکری برعکس باعث شد گروه خانوم احسانی به ایده های زیادی واسه بهبود شرایط برسه که خیلی از اونا به سرعت و خیلی راحت قابل اجرا بود. خانوم احسانی جلسه رو اینجور جمع بندی کرد «نگاه کردن به مسئله به شکل وارونه هم مفید و نتیجه بخش بود، هم خیلی لذت بخش. از همه جالب تر اینکه، باعث شد به جای کار تراشیدن واسه خودمون، با انجام ندادن یه سری کارا بتونیم بیمارانمون رو راضی تر کنیم.»

دیدگاهتان را بنویسید