طوفان فکری و ۱۰ تکنیک جالب و مورد استفاده در اون 

 

صدها گزینه واسه طوفان فکری هست و همیشه هم گزینه های جدیدی در دنیای دیجیتال (که به سرعت در حال تغییره) در راه هستن. با این حال، واسه بعضی از افراد راه و روش سنتی بهتر از اپلیکیشنای مدرن جواب گوه. نکته مهم اینه که شما با کدوم روش راحت تر هستین. سبکای آموزشی، علاقه شخصی و هر نکته مثبتی که در اختیار دارین رو هم در نظر بگیرین. دفعه ی بعدی که نمی دونین چه تصمیمی باید بگیرین و بر سر دو راهی قرار گرفتید، یکی از این روشای سنتی رو امتحان کنین. شاید باورتون نشه که این روش ها هنوزم تا چه حد می تونن مفید باشن.

 

۱. خودتون رو در شرایط زمانی و مکانی دیگری تصور کنین

با مشکلی روبرو شدین که به نظر می رسه واسه مقابله با اون هیچ هدفی سراغ ندارین. فرض کنین در جای یا زمان متفاوتی بودین. اگه به جای حضور در دفتر کارتون، در یک جای خوش آب و هوا و قشنگ بودین، طور دیگری با این مشکل برخورد می کردین؟ اگه ده سال پیش بود و خطر پذیرتر از حالا بودین چه جوری؟ از یک زاویه دید دیگر به مشکل نگاه کنین، شاید با این کار راهی که باید در پیش بگیرین واسه تون روشن تر شه.

۲. شخص دیگری رو در این موقعیت تصور کنین

می تونین تصور کنین شخص دیگری با همین موقعیت چه جوری برخورد می کنن؟ این شخص می تونه یک فرد معروف، رئیس تون یا فردی باشه که واسه تون الگوه. آدلیف (AdLift) مدیر عامل شرکت پراشانت پوری (Prashant Puri) می گه: «من دوست دارم بعضی وقتا خودم رو جای فرد دیگری بذارم، چون این کار به من کمک می کنه مسائل رو از زاویه دیدی جدید نگاه کنم. چند نفر رو می شناسم که این کار رو انجام میدن، و واسه اینکه این کار جواب بده، باید بتونین نقش افراد دیگر رو بازی کنین. باید واقعا تبدیل به اونا شید تا بتونین از ایده ها و نقطه نظراتی که دارن استفاده کنین.»

۳. شکافای موجود رو پیدا کنین

چه شما به یک درک آگاهانه رسیده باشین چه نرسیده باشین، مشکلی که الان با اون روبرو هستین در اصل یک شکافه. شما می دونین کجا هستین (نقطه A) و قصد دارین به جای دیگری برسین (نقطه Z) و شکافی که بین این دو نقطه هست باید پُر شه. همه مراحلی که واسه رسیدن به اونجا مورد نیازه رو یادداشت کنین تا لیستی از کارایی که باید انجام بدین داشته باشین. مطمئنا عمل به این لیست، از حل کردن مشکل آسون تره.

مطلب مشابه :  عصبانیتای بی دلیل ما از کجا نشأت میگیره؟ 

۴. خصوصیات تون رو تغییر بدین

واسه اینکه از زاویه دید جدیدی به مسائل نگاه کنین، احتیاجی نیس به فرد دیگری تبدیل شید. ولی فرض کنین فقط یکی از خصوصیات تون فرق می کرد. نژاد، جنسیت، حتی تغییر وزن تون هم ممکنه نگاه تون به رقابت موجود رو عوض کنه. هر بار که یکی از خصوصیات تون رو تغییر میدید، درب جدیدی در ناخودآگاه تون باز می شه که ممکنه شما رو به طرف جواب هدایت کنه.

۵. نقشه ذهنی

شاید این تکنیک از سنتی ترین رویکردها به طوفان فکری باشه: قرار دادن هدف در مرکز یک صفحه کاغذ یا تخته و بعد نوشتن و دسته بندی موضوعات وابسته در کنار و زیر اون. تا اونجا که می تونین زیرمجموعهای بیشتر و ایدهایی که از اونا ناشی می شن، بسازین. این روش واسه نویسندها و افراد خلاقی که به دنبال نقاط مشترک می گردن و در عین حال می خوان کمی هم نوآوری داشته باشن، مفیده.

۶. تصور کنین که قدرتی ماورایی داشتین

اگه شما یک قدرت ماورایی داشتین، چه جوری می تونست بر جلسه ی طوفان فکری تون اثر بزاره؟ شاید اگه یهو به وُلوورین تبدیل می شدید، می تونستید تهاجمی تر با مسئله برخورد کنین. برخورداری از دیدِ اشعه ی X سوپرمن، مطمئنا می تونست کمکی بزرگ در مسائلی باشه که نیاز به شفاف بینی دارن. تا می تونین به قدرتای ماورایی بیشتری فکر کنین تا بیشترین تنوع رو در تفکر و تصمیم گیری داشته باشین.

۷. از اثر مدیچی در طوفان فکری استفاده کنین

اثر مدیچی (Medici Effect) این نکته رو میگه که چه جوری ایده ها ممکنه در اولین بررسی به هم در رابطه نباشن. با این حال اگه با دقت بیشتری نگاه کنین، نقاط مشترک زیادی پیدا می کنین. مثلا اگه می خواین جایزه ی خاصی رو برنده شید، بهتره نگاه دقیق تری به افرادی که برنده ی جایزه شدن (حتی اونایی که برنده ی جایزه ی متفاوتی شدن) بندازین. این کار به شما کمک می کنه تا نقاط مشترک موجود رو پیدا کرده و اونا رو به خصوصیات خودتون اضافه کنین.

مطلب مشابه :  عقد حواله، آثار و کارکردهای اون در قانون مدنی ایران 

۸. قلم رو وردارین و هر چه به ذهن تون می رسه بنویسین

معمولا وقتی ذهن نویسندها خلاقیت خود رو از دست می ده از این روش استفاده می کنن، ولی این تکنیک می تونه واسه حل کردن هر نوع مشکل دیگری مفید باشه. خودتون رو مجبور کنین که قلم رو ورداشته و به مدت ۱۰ دقیقه هر ایده ای که به ذهن تون می رسه رو یادداشت کنین. تنها قانونی که هست اینه که نباید دست از نوشتن وردارین، حتی اگه مجبور شید جملاتی اینطور بنویسین: «نمی دونم درباره چی بنویسم.» آخرش چیزی به ذهن تون خواهد رسید. مهم نیس همون ایده ای باشه که دنبالش هستین یا نه، مهم اینه که قسمتی از ذهن تون که کار نوشتن رو بر عهده داره فعال کردین.

خلاقیت-خلاقانه

۹. طوفان ایده پردازی گروهی به پا کنین

همیشه بهتره دو جلسه واسه طوفان فکری داشته باشین. یکی گروهی و دیگری انفرادی. وقتی در گروه، شروع به بحث درباره ایده ها می کنین، ایده های همدیگه رو می پرورانید و ایده های بیشتری کشف می کنین. این تکنیک می تونه واسه افرادی که همیشه عادت به تنها کار کردن دارن، هم مفید باشه.

۱۰. طوفان فکری برعکس

این رویکردیه که وکلا عاشقش هستن! به این موضوع فکر کنین که افراد در موقعیت شما، چیکار می کردن و بعد شما درست برعکس اون کار رو انجام بدین. یک روش اینه که از خودتون سؤال کنین «چه جوری میتونم جلوی عملی شدن این هدف رو بگیرم؟» این تکنیک نگاهی به روش ها و رویکردهایی جدید داره که به شکل وارونه و برعکس، گزینه مورد نظر رو بررسی می کنن.

فرقی نمی کنه کدوم یک از این تکنیکا واسه شما مفید باشن، مهم اینه که همه اونا رو آزمایش کنین. شاید فهمیده باشین که خیلی از این تکنیکا به شما کمک می کنن. اگه این کار رو انجام ندین، ممکنه خیلی از گزینه ها رو از دست بدین.

منبع : inc.com

دیدگاهتان را بنویسید