عزت نفس چیه؛ به چه دلیل باید عزت نفس داشته باشیم؟ “

 

تا به حال واسه تون پیش اومده که انجام کاری رو بلد باشین ولی جرات انجام یا بیان اونو نداشته باشین؟ یا پس از اونکه انجام دهنده اشتباهی شدید، همیشه خود رو سرزنش کرده باشین و از اون اشتباه، شرمنده باشین؟ شاید در جمع و در بین بقیه، جرات بروز و بیان خود رو نداشتین، چون همیشه فکر میکردین به اندازه بقیه خوب نیستین. ولی باید بدونیم که همه ما آدمای با ارزشی هستیم و استعدادها و تواناییای زیادی داریم. فقط باید خودمون رو باور کنیم و سعی کنیم، شناخت بهتری از تواناییای مون داشته باشیم و مهم تر از همه، خودمون رو دوست داشته باشیم. شاید بشه گفت، عزت نفس مهم ترین مسئله در زندگی هر فرده و عامل تعیین کننده ی موفقیت یا شکست اون در مراحل مختلف زندگیه. اینجا خواهیم که عزت نفس چیه و راه های افزایش اونو میگیم.

 

افکار و احساساتی که بیشتر مردم در مورد خودشون دارن، تا حدی بسته به تجربیات روزانه شون در نوسانه. نمره ای که در یک امتحان کسب می کنین، رفتاری که دوستان تون با شما دارن و نشیب و فرازهای رابطه ای عاشقونه، همه می تونن بر احساسی که نسبت به خود دارین، تاثیری موقتی بذارن. البته عزت نفس چیزی اساسی تر از نشیب و فرازهای معمولی به دلیل تغییر شرایطه. در افرادی که عزت نفس بالایی دارن، نشیب و فرازهای معمولی زندگی می تونه منتهی به نوسانایی زودگذر در حسی شه که نسبت به خود دارن، ولی این نوسانا بسیار محدود هستن. ولی در مقابل، در افرادی که عزت نفس ضعیفی دارن، این فراز و فرودها اثر زیادی بر نگاه اونا در مورد خود می ذاره.

عزت نفس ضعیف و عزت نفس سالم

قبل اینکه ببینیم واقعا عزت نفس چیه، باید بگیم افرادی که عزت نفس ضعیفی دارن، بیشتر در تعیین احساسی که در مورد خود دارن، بر چیزی که در زمان حال انجام میدن، تکیه می کنن. اونا واسه خنثی کردن احساسات و افکار منفی ای که همیشه اونا رو آزار می ده، به تجربه های بیرونی مثبت (مثل تشویق دوستان) نیاز دارن. حتی در صورت وجود این تجربه ها هم، معمولا احساس خوب ایجاد شده (مثلا پس ی یک نمره خوب یا تشویق بقیه) زودگذره.

عزت نفس سالم، با توانایی ما در آزمایش درست خود و پذیرش چیزی که هستیم، به دست میاد. این یعنی، توانایی قبول کردن تواناییا و ضعفایی که داریم (و همه دارن) و در عین حال، قبول کردنِ اینکه ما فردی شایسته و مهم هستیم.

عزت نفس از کجا میاد؟

واسه جواب به این سوال که عزت نفس چیه، باید دید این معنی دقیقا از کجا میاد. واقعا عزت نفس، در طول زندگی و در حالی که ما تصویری از خودمون شکل میدیم و پس ی تجربیاتی که با افراد و کارای مختلف کسب می کنیم، تکامل پیدا میکنه. تجربه های زمان کودکی، نقش ویژه و مهمی در شکل دادن به عزت نفس اجرا می کنن. وقتی در حال رشد بودیم، موفقیتا، شکستا و اینکه چیجوری خونواده، معلمان، مربیان، مقامات مذهبی و همسالان مون با ما رفتار می کردن، همه در ایجاد عزت نفس در ما، نقش داشتن.

کودکی-نام-تصویر

خونواده

تجربه های زمان کودکی ای که می تونه منتهی به ایجاد عزت نفسی سالم شه، شامل موارد زیره:

  • حرفامون شنیده شه؛
  • با احترام با ما صحبت شه؛
  • توجه و محبت کافی رو دریافت کنیم؛
  • به دستاوردهای ما اهمیت داده شه و به اشتباهات یا شکستای مون، اعتراف کنیم و اونا رو قبول کنیم.

تجربه های زمان کودکی ای که می تونه موجب کاهش عزت نفس شه، شامل موارد زیره:

  • خیلی مورد انتقاد قرار بگیریم؛
  • به شکل فیزیکی، جنسی یا احساسی، مورد سوء استفاده قرار بگیریم؛
  • ندیده گرفته شیم، مورد تمسخر یا آزار و اذیت قرار بگیریم؛
  • بقیه از ما توقع داشته باشن همیشه کامل و بی مشکل باشیم. افرادی که عزت نفس پایینی دارن، بیشتر این پیام رو از والدین، معلمان، همسالان یا بقیه دریافت می کنن که تجربه های ناموفق (مثل شکست در یک بازی، کسب نمره ای پایین و چیزای دیگه ای به جز اینا) شکست و شکست کل شخصیت و وجود اونا بوده.

«صدای داخلی» شما چه می گه؟

تجربه های گذشته، حتی چیزایی که معمولا به اونا فکر نمی کنیم، بازم زندگی روزمره ی ما رو به شکل یک «صدای داخلی»، تحت اثر قرار میدن. با وجود اینکه بیشتر مردم، این صدا رو مثل صداهای بیرونی نمی شن، ولی این صدا هم مثل همون صداهای بیرونی عمل می کنه و به طور همیشگی، پیامای زمان کودکی رو واسه ما تکرار می کنه.

در افرادی که عزت نفس سالمی دارن، پیامای صدای داخلی، معمولا پیام هاییه که از پذیرش و اطمینان بخشی میگن ولی در افرادی با عزت نفس پایین، صدای داخلی به انتقادی خشن تبدیل می شه که فرد رو به دلیل اشتباهاتش سرزنش می کنه و دستاوردهای اونو بی ارزش می دونه.

مطلب مشابه :  طرز فکر افراد موفق چه فرقی با افراد معمولی داره؟ 

سه چهره ی عزت نفس پایین

عزت نفس پایین، همیشه خیلی راحت قابل تشخیص نیس. اینجا ۳ چهره ی مختلفِ عادی رو که معمولا در افراد دارای عزت نفس پایین مشاهده می شه، میگیم:

۱. وانمودگرا: خوشحال و موفق عمل می کنه ولی از شکست، می ترسه. همیشه با این ترس زندگی می کنه که چهره و شخصیت واقعی اش واسه بقیه بَرملا شه. واسه حفظ ماسکِ عزت نفس بالا، به موفقیتای پی درپی نیاز داره که می تونه به مشکلاتی مثل کمال گرایی، دست دست و تنبلی و بررسی رفتنِ نیروی جسمی و ذهنی منجر شه.

۲. عصیانگر: طوری رفتار می کنه که انگار عقاید یا تمایلات بقیه (به ویژه افرادی که مهم یا قوی هستن) اهمیتی نداره. همیشه با خشم از اینکه احساس خوبی نداره، زندگی می کنه. همیشه باید ثابت کنه که قضاوت و انتقاد بقیه بهش آسیب ای نمی زنه و این مسئله می تونه باعث مشکلاتی مثلِ سرزنش کردنِ بیشتر از حد بقیه، زیر پا گذاشتن قوانین و مقررات یا مخالفت کردن با قدرت شه.

۳. قربونی: در کنار اومدن با جهان، درمونده و ناتوانه و منتظر کسیه که اونو نجات بده. از ترحم به خود یا بی تفاوتی، به عنوان سپری در برابرِ ترس از قبول کردنِ مسئولیت تغییر زندگی خود استفاده می کنه. به طور همیشگی واسه راهنمایی به بقیه توجه می کنه و این مسئله می تونه باعث بروزِ مشکلاتی مثل نداشتن جرات و جسارت (unassertiveness)، کم آموزی (underachievement) و اتکای بیشتر از حد به بقیه، در روابط شه.

نتیجه های عزت نفس پایین

عزت نفس پایین، نتیجه های ویرانگری داره و می تونه:

  • موجب اضطراب، استرس، تنهایی و افزایش احتمال دچار شدن به افسردگی شه؛
  • موجب بروزِ مشکلاتی در دوستیا یا روابط عاشقانه شه؛
  • کارکرد تحصیلی یا شغلی رو به شکل جدی، پریشون کنه؛
  • موجب افزایش آسیب پذیری در برابرِ مواد مخدر و الکل شه.

بدتر از همه اینکه، خود این نتیجه های منفی، می تونن تصویر منفی بوجود اومده از خود رو تقویت کنن و فرد رو به روندی نزولی از کاهش عزت نفس و رفتارهایی غیرسازنده یا حتی بسیار خودتخریب گر بکشونن.

۳ قدم واسه افزایش عزت نفس

تغییر، به سرعت یا خیلی راحت رخ نمی ده ولی امکان پذیره. چون شما ضعیف نیستین. زمانی که قبول کنین یا دست کم مشتاق پذیرش این احتمال شید که می تونین تغییر کنین، با برداشتنِ ۳ قدم زیر، می تونین احساس بهتری نسبت به خود داشته باشین:

قدم اول: منتقد داخلی رو پس بزنین

اولین قدمِ مهم واسه بهبود عزت نفس، به رقابت کشیدن پیامای منفی ایه که از طرف صدای داخلی منتقدتان دریافت می کنین. در زیر چند مثال عادی از انتقادهای داخلی و راهبردهایی واسه پس زدن اون صداهای انتقادی رو میگیم.

  • انتقادهای داخلی خشن و غیرمنصفانه: «بقیه گفتن سخنرانی من رو دوست داشتن، ولی این سخنرانی حتی به چیزی که باید می بود هم نزدیک نبود. نمی تونم باور کنم که هیچکی متوجه قسمتای زیادی که خراب کردم نشد. من آدم دغل بازی هستم.» اقرار به تواناییا: «وای اونا واقعا سخنرانی من رو دوست داشتن! درسته که سخنرانی ام بی عیب و مشکل نبود، ولی من روی اون سخت کار کردم و کارم رو درست انجام دادم و به خودم افتخار می کنم»
  • صدای داخلی ای که به شکلی غیرواقعی، همه چیز رو به هم ربط می ده: «من در این امتحان نمره خوبی نگرفتم. من هیچ چیزی رو در این کلاس نمی فهمم. من آدم احمقی هستم. کی رو گول می زنم؟ اصلا نباید در این کلاس شرکت می کردم. من خنگ هستم و اصلا نباید وارد دانشگاه می شدم.» موردی و جزئی به مسائل نگاه کنین: «من در این امتحان کارکرد ضعیفی داشتم ولی تموم تکالیفم رو درست انجام دادم. در این کلاس، بعضی چیزها رو به اندازه ای که تصور می کردم نمیفهمم ولی الان می دونم چه جوری باید واسه امتحان بعدی آماده شوم و روی چه چیزایی کار کنم. من در درسای سخت دیگر، کارکرد خوبی داشته ام و مطمئنم که میتونم در این درس هم موفق شوم.»
  • منتقد داخلی ای که نتایجی غیرمنطقی میگیره: «اون اخم کرده و چیزی نمی گه، ولی می دونم این رفتارش یعنی من رو دوست نداره!» افکار غیر منطقی رو به رقابت بکشین: «درسته که اخم کرده ولی من نمی دونم دلیلش چیه. ممکنه هیچ ربطی به من نداشته باشه. شاید بهتر باشه از خودش بپرسم.»
  • صدای داخلی ای که از هر چیزی مصیبت می سازه: «اون درخواستم واسه ملاقات رو قبول نکرد! من خیلی خجالت کشیدم و تحقیر شدم. هیچکی من رو دوست نداره یا به من اهمیت نمی ده. من هیچوقت نمی تونم ازدواج کنم و همیشه تنها می مانم.» بی طرفانه به مسئله نگاه کنین: «وای این ناراحت کننده س. بسیار ، اون نمی خواد با من بیرون برود ولی این موضوع به این معنی نیس که هیشکی دیگه هم دوست نداره با من بیرون برود. من می دونم که آدم خوبی هستم و مطمئنم در آینده کسی رو پیدا می کنم که به همون اندازه ای که اونو دوست دارم، اونم به من علاقه مند باشه.»
  • ازدواج

مطلب مشابه :  طوفان فکری برعکس چیه و چه کاربردی داره؟ 

قدم دوم: دلسوزی واسه خود رو تمرین کنین

پس زدنِ صدای داخلیِ منتقد، قدم اول و مرحله مهمیه ولی کافی نیس. دلسوزی واسه خود، یعنی به همون اندازه ای واسه خود دلسوزی کنین که واسه بقیه دلسوزی می کنین. شاید اگه یکی از دوستان تون روزهای سختی داشته باشه، شما بیشتر بهش توجه می کنین و از اون حمایت می کنین. شمام سزاوار همین رفتار هستین! وقتی در شرایط سختی قرار دارین، به جای تمرکز بر آزمایش خودتون، حقیقت رو قبول کنین و سعی کنین که به ویژه در این زمانا، توجه بیشتری به خودتون بکنین. مثلا:

  • وقتی تموم اون چیزی که از خود توقع داشتین رو انجام نداده اید، خودتون رو ببخشین. وقتی کارا اون طور که توقع داشتین انجام نمی شه، با خودتون مهربون باشین و از خودتون انتقاد نکنین. اگه به این کار عادت نداشته باشین، انجام اون می تونه واسه شما بسیار مشکل باشه، ولی قبول کردن اینکه اینجور تجربیاتی دوری ناپذیر هستن، می تونه به شما کمک کنه.
  • آدم بودن خود رو قبول کنین. ما آدم هستیم و همه ما بعضی وقتا اشتباه می کنیم و بعضی وقتا تحت اثر عوامل بیرونی ای قرار می گیریم که کنترلی بر اونا نداریم. قبول کردن اینکه آدم هستیم کمک می کنه تا رابطه بهتری با بقیه داشته باشیم و احساس نکنیم که باید این نوع تجربه ها رو به تنهایی تحمل کنیم. قبول کردن اینکه اشتباه کردن، بخش جدایی ناپذیری از آدم بودنه، به ماکمک می کنه تا با خودمون و بقیه مهربون تر باشیم.
  • از احساسات تون آگاهی داشته باشین. اگه در مورد شرایطی احساس ناراحتی می کنین، سعی کنین این احساس رو در وجود خود متعادل کنین، یعنی اونو سرکوب نکنین یا در اون احساس غرق نشید. در زمانِ تمرین کردنِ باخبر شدن از احساسات تون، سعی کنین به دلیل داشتن احساسات منفی، خودتون رو قضاوت نکنین. در نظر گرفتنِ این مسئله که احساسات بین و می رن و در آخر تموم می شن، می تونه به شما کمک کنه تا تسلیمِ احساسات خود نشید.

قدم سوم: از بقیه کمک بخواهید

در بیشتر موارد، کمک گرفتن از بقیه، مهم ترین گامیه که فرد می تونه واسه بهبود عزت نفس خود برداره، ولی در عین حال می تونه دشوارترین قدم هم باشه. افرادی که عزت نفس پایینی دارن، بیشتر از بقیه کمک نمی خوان، چون حس می کنن لیاقت اونو ندارن. ولی بقیه می تونن به فرد کمک کنن تا با پیامای انتقادی ای که از تجربه های منفی گذشته سرچشمه می گیرن، مقابله کنه. می تونیم واسه دریافت کمک، به افراد زیر مراجعه کنیم:

  • واسه حمایت، از دوستان تون کمک بخواهید. از دوستان تون بخواهید به شما بگن که چه ویژگی ای رو در شما دوست دارن یا فکر می کنن که چه کاری رو خوب انجام میدید. از کسی که به شما اهمیت می ده بخواهید که فقط به مدت کوتاهی به شما گوش بده تا خود رو خالی کنین و در این مدت، سعی نکنه ایرادهای شما رو اصلاح کنه. از اون بخواهید شما رو در آغوش بگیره. از کسی که شما رو دوست داره بخواهید که علاقه اش به شما رو، به طور منظم به شما بگه.
  • از معلمان و بقیه کمک دهندگان کمک بگیرین. در صورت ضرورت، واسه کمک گرفتن در کلاسا به استادان، مشاوران یا معلمان خصوصی مراجعه کنین. به یاد داشته باشین که اونا واسه کمک به شما اونجا هستن. اگه در مورد ی خاصی اعتماد به نفس ندارین، در کلاسای مربوط بهش شرکت کنین یا فعالیتای جدیدی رو واسه افزایش حس لیاقت و لیاقت در خود انجام بدین. مثلا، در کلاس ریاضی شرکت کنین، به باشگاه برید، در دوره های آموزش شنا شرکت کنین و چیزای دیگه ای به جز اینا.
  • به یک دکتر یا مشاور مراجعه کنین. بعضی وقتا عزت نفس پایین، به اندازه ای مشکل سازه یا شکست دادن اون تا حدی سخته که به کمکای حرفه ای یک دکتر یا مشاور نیاز داریم. صحبت کردن با مشاور، راه خوبی واسه جستجو در این احساسات و افزایش عزت نفس شماس.

منبع : cmhc.utexas.edu

 


دیدگاهتان را بنویسید