عقد بیع چیه و چه شرایطی داره؟ “

 

عقد بیع عقدیه که به موجب اون شخصی، مالی رو در ازای مال دیگر به شخص دیگری واگذار می کنه، به این صورت که مالک مال، یعنی فروشنده در ازای دریافت پول، مالیکت مال خود رو به شخص دیگر، یعنی خریدار واگذار می کنه و هم اینجور خریدار هم با دریافت مال از فروشنده پول خود رو در اختیار اون قرار می ده.

پول-نام-تصویر

 

ارکان عقد بیع

۱. ایجاب و قبول

ایجاب، انشای معامله به وسیله فروشنده و قبول، اعلام رضایت به معامله به وسیله خریداره. مثل اونکه فروشنده بگه این اتومبیل رو به مبلغ ۱۰ میلیون تومن به تو فروختم و خریدار بگه خریدم.

۲. متعاملین

بایع و مشتری دو طرف عقد بیع حساب می شن و چون به دلیل ی عقد بیع در اموال و دارایی خود تصرف می کنن قانونا واسه انعقاد معامله باید عاقل، بالغ و رشید باشن و قصد و رضایت در انعقاد عقد داشته باشن، چون معامله با شخص مست و بیهوش و شخص بدون قصد، باطله.

۳. ثمن

بخش دیگر عقد بیع ثمنه که از طرف خریدار در قبال دریافت مبیع به فروشنده پرداخت می شه.

۴. مبیع

اوصاف مبیع

عقد بیع در صورتی صحیحه که مبیع دارای اوصاف زیر باشه:

۱. هنگام عقد موجود باشه

اگه مبیع عین مشخص یا در حکم عین مشخص باشه، باید موقع عقد موجود باشه. خرید و فروش مال معینی که وجود خارجی نداره باطله. مثلا اگه کشاورزی یک خروار از گندمای انبار خود رو بفروشه بیع در صورتی صحیحه که این مقدار گندم در انبار موجود باشه. پس اگه کشاورز یک خروار گندم نداشته باشه بیع به باعث از دست دادن موضوع باطله.

۲. مبیع باید مالیت داشته باشه

عقد بیع در صورتی صحیحه که موضوع اون مالیت داشته باشه. اما نکته مهم اینه که مالیت داشتن بین دو طرف عقد کافیه و احتیاجی نیس که موضوع عقد در بین تموم مردم مالیت داشته باشه. مثال معروف فروختن یادگاریای خانوادگیه، اشیایی که واسه بقیه ارزش مادی نداره ولی شک نداشته باشین واسه اون در گروه جنسای باارزشه. پس اگه بخوایم این بیع رو باطل بدونیم برخلاف منطق و عرفه و باید در توجیه این مطلب بگیم که مالیت داشتن مفهومی نسبیه، بدین معنا که ممکنه مالی واسه یک شخص دارای مالیت باشه اما واسه یه گروه دیگه مالیت نداشته باشه.

۳. مبیع قابل خرید و فروش باشه

مستند به ماده ۳۴۸ قانون مدنی، بیعِ چیزی که خرید و فروش اون قانونا ممنوع اعلام شده، باطله. بطلان بیع به خاطر این در موارد زیر قابل تصوره:

الف) تعلق پاره ای از اموال به همه مردم: بعضی وقتا بطلان بیع به این دلیله که اون مال جزءِ اموال عمومیه و نمیتونه به مالکیت افراد دربیاد؛ مثل پلا، راه ها، باغای ملی؛

ب) بعضی وقتا اراده ی مالک می تونه مال واسه خود رو غیرقابل فروش کنه؛ مثل مالی که از طرف مالک وقف شده و قانونا بیع مال وقف درست نیس؛

ج) حفظ منافع عمومی هم باعث می شه دولتا خرید و فروش پاره ای از اموال رو ممنوع کنن؛ مثل اشیای عتیقه، مواد مخدر، خرید و فروش اسلحه؛

۴. مبیع باید معلوم و مشخص باشه

مراد از مبیع معلوم اینه که مبیع مبهم نباشه، خریدار و فروشنده باید بدونن که چی می گیرن و در برابر اون چه میدن. و مراد از مبیع مشخص اینه که مبیع دودل بین دو چیز نباشه. خریدار و فروشنده باید فرد مبیع رو بشناسن و مبیع جنبه ی احتمالی نداشته باشه. معامله ای که مبیع در اون مبهم یا دودل باشه باطله.مبیع باید توانایی تسلیم داشته باشه: موضوع بیع باید مالی باشه که فروشنده قدرت بر تسلیم اونو داشته باشه، وگرنه عقد باطله. هدف از ضرورتِ داشتن قدرت بر تسلیم اینه که مبیع در اختیار خریدار بگیره، پس اگه فروشنده نتونه مبیع رو در اختیار خریدار بذاره اما خریدار خود بتونه به روشی مبیع رو در اختیار بگیره واسه صحت عقد بیع کافیه.

شرایط صحت عقد بیع

۱. اراده (قصد و رضایت)

اصل حاکمیت اراده نشون دهنده این امره که هرکی در انعقاد قرارداد آزاده و می تونه طرف معامله خود رو آزادانه انتخاب کنه. خریدار و فروشنده می تونن شرایط و آثار عقد رو تعیین کنن و رابطه حقوقی خود رو هرطور که خود می خوان به وجود بیارن، مشروط بر اونکه این آزادی نامحدود مخالف نظم عمومی و اخلاق حسنه ی جامعه نباشه.

مطلب مشابه :  عرضه و خواسته چیه و چه رابطه ای با هم داره؟ 

در عقد بیع مثل خیلی از عقود دیگر، دو طرف باید دارای قصد و رضا باشن، یعنی باید در محیطی آزاد تصمیم بگیرن و مفاد عقد رو تو ذهن به وجود بیارن ولی این اراده ی باطنی تا زمانی که اعلام نشده و جنبه ی بیرونی پیدا نکرده اثر حقوقی نداره. اراده باید به وسیله دو طرف اعلام شه. پیشنهاد معامله با ایجاب و قبول کردن اون با قبول تحقق پیدا میکنه. بدیهیه که اگه دو طرف معامله در انعقاد قرارداد قصد و اراده نداشته باشن عقدی واقع نمی شه و درواقع عقد باطله، مثل انعقاد معامله در حالت مستی یا بیهوشی یا در خواب و اگه در انعقاد عقد رضایت نداشته باشن عقد غیرنافذ بوده و با رضایت بعدی شخص نافذ می شه، مثل زمانی که شخصی بدون اعلام و جلب رضایت برادرش، اتومبیل واسه اونو می فروشه، اینجا چون مالک اتومبیل از فروش اتومبیل اطلاعی نداره و عقد بدون رضایت اون و به طور فضولی فروخته شده غیرنافذه و اگه مالک فروش اتومبیل رو تنفیذ کنه عقد درست و قانونیه وگرنه عقد باطل می شه.

عقد فضولی عقدیه که در اون یک شخص (فضول) مال واسه دیگری رو بفروشه. در این موارد چون مالک اصلی از فروش مال خود اطلاعی نداره و رضایت نداره عقد غیرنافذه و به شرط تنفیذ مالک اصلیه، حال اگه مالک اصلی فروش مال خود رو تنفیذ کنه عقد نافذ می شه؛ وگرنه با رد عقد از طرف مالک، عقد باطل می شه و مشتری جاهل بر این موضوع حق داره واسه اخذ ثمن و کلیه ی ضررای خود به فضول مراجعه کنه.

رضایتی که پس ی اشتباه یا اکراه حاصل شه موجب نفوذ عقد نیس. در حقوق ایران اشتباه و اکراه عیوب اراده تلقی می شن و رضایت واسه انعقاد عقد در صورتی موجب ایجاد یک عقد درست و قانونی می شه که شخص اکراه در انعقاد عقد نداشته باشه و در پاره ای از شرایط یا آثار عقد دچار اشتباه نشده باشه. اما باید دونست هر اشتباهی عقد رو باطل نمی کنه، برابر قانون، اشتباه در صورتی عقد رو باطل می کنه که به دلیل اشتباه در موضوع معامله باشه که موجب فرق اون از بقیه اشیا شه. مثلا طلا یا نقره بودن واسه انگشتر، یا اشتباه در شخصیت طرف معامله در مواردی که شخصیت اون دلیل اصلی عقده. مثلا در قراردادهای رایگان یا در عقودی که نیاز به مهارت و تخصص بالا دارن (مثل دکتر یا وکیل) اشتباه در شخصیت طرف موجب بطلان عقد هستش. اما بد نیس بدونیم اشتباه در اوصاف اساسی همسر حتی اگه در عقد نکاح شرط شده باشه قانونا موجب بطلان نکاح نیس و تنها واسه طرف مقابل حق فسخ نکاح رو به وجود میاره.

شخصیت

و اما اکراه به اعمالی حاصل می شه که مؤثر در هر شخص باشعور بوده و اونو نسبت به جون یا مال یا آبروی خود تهدید کنه، به نحوی که عادتا قابل تحمل نباشه. به بیان ساده تر اکراه یعنی ایجاد ترس و ترس و فشار غیرعادی و غیرقابل تحمل بر یک شخص که اونو مجبور به انعقاد معامله برخلاف رضایتش می کنه، طوری که شخص مکره آزادی عمل خود رو از دست می ده. معامله مکره غیرنافذه و با رضایت بعدی اون نافذ می شه. اما مجرد ترسیدن از کسی بدون اینکه از طرف اون تهدیدی انجام شده باشه اکراه نیس. اکراه با اضطرار متفاوته و معامله مضطر درست و قانونیه، مثل موردی که بابایی به خاطر تأمین هزینه های به دلیل عمل جراحی بچه خود مجبور می شه تا خونه یا ماشین خود رو بفروشه. شخص مضطر پس ی شرایط و احوال داخلی خود مجبور به انعقاد معامله می شه اما اراده ی آزاد در تصمیم گیری داره و به همین دلیله که معامله مضطر صحیحه مگه اینکه در اینجور مواردی از اضطرار شخص سواستفاده شه که در این صوررت معامله مضطر در حکم معامله اکراهیه و غیرنافذ تلقی می شه.

۲. اهلیت دو طرف معامله

قانونا متعاملین در انعقاد قرارداد باید اهلیت داشته باشن. واسه اینکه متعاملین اهل حساب شن باید بالغ، عاقل و رشید باشن. سن بلوغ در پسران ۱۵ سال تموم قمری و در دختران ۹ سال تموم قمریه. معامله با اشخاصی که عاقل، بالغ یا رشید نیستن به دلیل ی نبود اهلیت باطله.

۳. مورد معامله

مورد معامله باید مال یا عملی باشه که هر کدوم از متعاملین تعهد تسلیم یا اجرای اونو می کنن. مورد معامله باید مالیت داشته باشه، قانونی باشه، معلوم و مشخص باشه، قابل نقل و انتقال باشه، قابل تسلیم باشه.

مطلب مشابه :  عبارات تأکیدی شاعرانه چیه و چه تاثیری بر کیفیت زندگی ما داره؟ "

۴. جهت معامله

جهت معامله انگیزه دو طرف در انعقاد معامله. در معامله لازم نیس که جهت اون تصریح شه اما اگه تصریح شد حتما باید قانونی باشه والا معامله باطله. جهت معامله انگیزه اصلی و بدون واسطه ی هر کدوم از دو طرف در انعقاد عقده مثل خرید خونه واسه سکونت.

آثار بیع

برابر ماده ۳۶۲ قانون مدنی، آثار بیعی که به درستی هستش باشه به توضیح زیره:

الف) به مجرد اتفاق بیع، مشتری مالک مبیع و بایع مالک ثمن می شه. اولین اثر عقد بیع تبدیل مالکیته؛ به این معنا که با انعقاد عقد بیع، مشتری مالک مبیع و تموم منافع اون می شه و فروشنده مالک ثمن می شه، به نحوی که می تونن هرگونه تصرفی که بخوان در مال خود بکنن و حتی اونو با یک عقد جدید به غیر واگذار کنن.

ب) عقد بیع بایع رو ضامن درک مبیع و مشتری رو ضامن درک ثمن می کنه. اثر دیگر عقد بیع تعهداتیه که واسه هر کدوم از دو طرف در ضمانت جنس مورد معامله حاصل می شه. اگه پس از عقد بیع و دریافت ثمن مشخص شه که مبیع متعق به غیر بوده، مشتری حق داره واسه اخذ ثمن به بایع مراجعه کنه و اگه از فساد بیع اطلاعی نداشته باشه بایع باید از عهده ی تموم ضررای وارده به مشتری هم بربیاد. در مورد ثمن هم همین قانون حاکمه.

ج) عقد بیع، بایع رو به تسلیم مبیع مجبور می کنه. تعهد بایع بر تحویل مبیع طبق شروط مورد توافق دو طرف از آثار عقد بیعه.

د) عقد بیع مشتری رو به تأدیه ی ثمن مجبور می کنه. تعهد مشتری بر تحویل ثمن هم یکی دیگر از آثار عقد بیعه.

اوصاف عقد بیع

۱. بیع از عقود تملیکیه

عقد تملیکی، عقدیه که به محض ایجاب و قبول مالکیت به طرف مقابل منتقل می شه و انتقال مالکیت به شرط تحقق شرطی نمیشه. در عقد بیع هم، به محض اینکه خریدار و فروشنده در مورد مبادله دو کالا و شرایط اون با همدیگه توافق کردن مبیع و ثمن خودبه خود مبادله می شه و مالکیت مبیع به خریدار و مالکیت ثمن به فروشنده منتقل می شه.

۲. بیع از عقود معوضه

عقد معوض، عقدیه که در اون مبادله یک مال با مال دیگر صورت میگیره. به بیان دیگر بیع از عقود رایگان که در اون یکی از دو طرف مالی رو بدون عوض در اختیار دیگری قرار می ده، نیس.

از معوض بودن عقد بیع میشه نتیجه گرفت که در صورتی که تعهد به یکی از دو عوض به هر علتی باطل شه تعهد به عوض دیگر هم از بین میره. مثلا اگه معلوم شه مبیع واسه فروشنده نبوده و اون مال شخص دیگری رو به خریدار واگذار کرده، در این حالت چون تعهد به انتقال مبیع باطل شده پس خریدار هم تعهدی به پرداخت پول به فروشنده نداره.

نتیجه دیگر اونکه، هر کدوم از خریدار و فروشنده می تونن اجرای تعهد خود (یعنی تسلیم موضوع عقد) رو موکول به اجرای تعهد دیگری کنه. اینطوری که خریدار تا زمانی که مبیع رو تحویل نگرفته از پرداخت پول پرهیز کنه.

۳. بیع عقدی لازمه

عقد لازم عقدیه که هیچ یک از دو طرف حق برهم زدن اونو نداشته باشن مگه در مواردی که قانون این اجازه رو به دو طرف بده (از راه اعمال خیارات قانونی) یا دو طرف بخوان عقد رو اقاله کنن. مثلا تا زمانی که دو طرف در مجلس عقد حاضر هستن می تونن بیعی که رو که درست و قانونی هستش برهم بزنن، بدون اونکه دلیل خاصی واسه اون داشته باشن. در خرید و فروش حیوان، قانونگذار به خریدار اجازه داده که تا ۳ روز عقد رو با دلیل به خیار حیوان فسخ کنه.

۴. بیع عقدی رضاییه

عقد رضایی عقدیه که انعقاد اون نیاز به هیچ تشریفاتی نداره. در عقد بیع هم به محض ایجاب و قبول دو طرف، عقد هستش و فروشنده مالک ثمن و خریدار مالک مبیع می شه. اما بعضی وقتا صرف ایجاب و قبول هم واسه اتفاق بیع کافی نیس و نیاز به قبض موضوع عقد یا تشریفات خاص داره، مثلا در بیع صرف (بیع طلا ونقره) قبض موضوع عقد شرط تحقق و صحت عقده و در فروش اموال دولتی برگزاری مزایده شرطه.

تهیه شده در: chetor.com


۱

دیدگاهتان را بنویسید