بازارهای جهانی و کشورهای اسلامی

دانلود پایان نامه

2-3-3 پشم مصرفی در ساختار فرش دستباف
پشم کهن ترین الیافی است که در بافندگی ایران به کار رفته است. پشم از الیاف حیوانی است که پوشش محافظ گوسفند محسوب میشود و با در نظر گرفتن نژادهای مختلف گوسفند جنس پشم آنها نیز از نظر ظرافت، طول، مقاومت، بازگشت پذیری، درصد چربی و غیره با یکدیگر متفاوت است شاید بتوان گفت استفاده از پشم از زمانی آغاز شد که انسان و گوسفندان توانستند در کنار یکدیگر زندگی کنند و گوسفند با این همزیستی از جهات مختلف مورد بهره برداری انسان قرار گرفت.
عنصر فنی مرتبط به بافت قالی که در اولین وحله از جهت بافت فرش، مانند سایر دستاوردهای بشری همواره رو به تکامل است و این پیشروی بدان حد با تکامل تمدن انسان عجین بوده که گفته اند: هیچ هنری در جامعه به اندازه قالی توسعه و تکامل نداشته و هنرمندان آن جامعه را به خود مشغول ننموده است. جلوه زیباییشناختی که از همه بیشتر به چشم میآید جنس پرز است. جنس پرز مناسب ترین و ظریفترین ماده برای قالی است که شامل پشم و ابریشم میباشد و پشمی که کیفیتی عالی و ریسندگی خوب داشته باشد میتواند با ابریشم برابری کند. جنبه زیبایی شناختی قالی هم نه تنها با جنس مواد به کار رفته در آن مرتبط است، بلکه به ظرافت بافت و چگونگی زیر ساخت آن نیز ارتباط دارد. از نظر مردمشناسان و هنرمندان، قالی ایرانی اولین بار به وسیله دامداران ایرانی گسترش یافت. دلیل شکوفایی و تعالی قالی ایران علاوه بر خصوصیات ذاتی ایرانیان مانند هنر دوستی و بردباری، باید به وفور مواد اولیه، از قبیل پشم های مرغوب و انواع گوناگون گیاهان رنگزا دانست.
فرشهایی که انسان اولیه برای زیرانداز، روانداز، حمل بار، پوشش قبر، پوشش حیوانات و .. از آن استفاده کرده از پوست و برگ درختان و حیوانات بوده است. در قلمرو پادشاهی ساسانیان در بین النهرین در آسیای مرکزی، پرورش گوسفند سفید سابقهای دیرینه داشت. الیاف گوسفندان بومی معمولا شامل چهار نوع تار است که عبارتند از: پشم حقیقی، مو، هتروتیپ و کمپ، که با مقداری عرق پشم و چربی همراه اند. شناخت مقدار هر یک از انواع تارهای موجود در پشم حایز اهمیت است پشم را پوششی فلسی احاطه کرده است که محافظ خارجی آن محسوب میشود این فلسها به علت طرز قرار گرفتن خاصشان به طور غیر مستقیم در نظافت حیوان و بهداشت آن نیز موثر است”دانشگر، 1376، ص112″.
ماده اصلی تشکیل دهنده پشم، کراتین است که اسید آمینههای گوگرددار آن سبب بروز خواصی شده است که نظیر آن را نمیتوان در سایر الیاف مشاهده کرد. الیاف پشم از ماده مخصوصی به نام کراتین تشکیل گردیده و ویژگی اسیدی و بازی را تواما دارد و این بدان جهت است که دارای مقدار مساوی از عوامل کربکسیل و آمین میباشدپلیمر پشم را می توان پلی پپتیدی مرکب از اسیدهای آمینه آلفا دانست که به کراتین معروف می باشد”فورد، 1386، ص 28″.
تصویر 2-2. ساختمان آمینواسید “فورد، 1831 ، ص 22”
بخش عمده ی پشم را کراتین تشکیل میدهد.کراتین ممکن است دارای دو نوع ساختمان بلورین باشد. پشم معمولی دارای ساختمانی به نام کراتین آلفا میباشد که در آن زنجیره های ملکولی به شکل مارپیچی قرار دارند ولی چنانچه پشم کشیده شود یک تغییر برگشت پذیر و تدریجی صورت میگیرد و تصویر پراش اشعه ی ایکس متفاوتی در مقایسه با کراتین آلفاحاصل میگرددکه به آن کراتین بتا گفته میشود و به تصویر پراش اشعه ایکس ابریشم شباهت دارد. در کراتین بتا زنجیره ها به فرم زیگزاگ بوده و به مقدار کمی پیچ خوردگی دارند.پشم را میتوان در آب تا حدود 50 درصد و در بخار آب تا حدود 100 درصد کشید. به علت مارپیچی قرار گرفتن و چین خوردگی زنجیره ها، ازدیادطولی بالایی در اثر باز شدن شکل فنری اولیه برای پشم امکان پذیر میباشد.بعد از کشیده شدن پشم، برگشت تدریجی به ابعاد اولیه صورت میگیرد. به کمک استراحت دادن پشم در بخار، میتوان طول آن را تا 30 درصد نسبت به طول اولیه کاهش داد”توانایی، 1376، ص31 “.
انواع پشم های موجود ، دامنه ی وسیعی از ظرافت ، تجعد ، طول و رنگ را شامل می شود . الیاف پشم دارای سطح قاعده ی تقریباً دایره ای شکل می باشند و از طرف ریشه به رأس ظریف می گردند . بیشتر حجم لیف پشم از سلول های کورتیکال تشکیل می شود که در داخل هر کدام یک ساختمان فیبریل وجود دارد . فیبریل ها ممکن است همچنین سلول های کورتیکال را به یکدیگر ربط دهند . در پشم های ظریف ممکن است در مرکز لیف یک بخش مرکزی به نام مدولا وجود داشته باشد که از پروتئین متفاوتی نسبت به بقیه پشم تشکیل می شود. در الیاف ظریف معمولاً دیده نمی شود . اندازه مدولا در پشم های مختلف، متفاوت بوده و در بعضی موارد به صورت یک کانال خالی در طول لیف قرار دارد . مدولا ممکن است حاوی شبکه بازسلولی باشد .
سطح بیرونی پشم را فلس ها تشکیل می دهند. فلس ها که نایکنواخت می باشند به طرف رأس قرار دارند و وجود آن ها باعث تفاوت در ضریب اصطکاک الیاف پشم در جهت رأس و در جهت ریشه میگردد که به D.F.E معروف می باشد. خواصی مثل نمدی شدن پشم به این فاکتور ربط داده می شود . کثرت فلس ها به ظرافت لیف بستگی دارد. الیاف ضخیم کثرت فلس کمتری دارند. روی فلس ها غشاء ضد آب قرار گرفته است که به آن Epicuticle گفته می شود. این لایه که به عنوان)همان، ص(72 محافظ عمل می کند مثل یک لایه چربی، آب را از لیف دور می نماید، بین کوتیکل و کورتکس لایه ی دیگری وجود دارد که پوستهی کیوتیکل جزءنام دارد .بخش اعظم پشم را کورتکس تشکیل می دهد که خود از ملیون ها سلول دوکی شکل بلند که سخت به یکدیگر چسبیده اند، شکل می گیرد. این سلول ها خود از چند فیبریل و هر فیبریل از واحدهای کوچکتری تشکیل می شود. کورتکس به دو بخش ارتو و پارا تقسیم میگردد که دارای ساختمان شیمیایی متفاوت می باشند و در نتیجه خواص کراتین در این دو بخش متفاوت می باشد .به همین علت لیف پشم یک لیف دو جزئی طبیعی به حساب می آید .بخش پاراکورتکس دارای گروه های سیستین بیشتری می باشد که زنجیره های ملکولی را به یکدیگر پیوند می دهد. به همین علت این بخش پایداری بیشتری داشته و نفوذ رنگینه در آن مشکل تر از بخش ارتوکورتکس می باشد. لیف پشم به صورت موج دار)فردار( می باشد که این شکل افزایش خاصیت عایق بندی گرمایی ، چسبندگی و فنریت را برای پشم به همراه دارد .فردار بودن پشم به تفاوت در دو بخش اورتو و پاراکورتکس و نهایتاً جمع شدگی متفاوت این دو بخش بر میگردد”توانایی، 1387، ص” 77. الیاف پشم دارای بازیابی الاستیک خوب بوده و در مقابل چروک شدن مقاومت بیشتری را نسبت به پنبه نشان میدهند، ولی استحکام آن ها از پنبه کمتر بوده و هم چنین دارای مقاومت کمتری نسبت به پنبه در مقابل قلیا میباشند. پیوندهای سیستین پشم به کمک اسید تیوگلیکولیک گسیخته شده و گروه های SH2 حاصل میگردند .پیوندهای سیستئین گسیخته شده به کمک آلکیل دی هالیدها دوباره شکیل میگیرند. به عبارت دیگر تثبیت شیمیایی برای پشم امکان پذیر است) همان،ص. (7
تصویر 2-3. شکل ظاهری و داخلی پشم (توانایی، 1376، ص34).
در صنایع قالیبافی معمولا از پشم ضخیم استفاده میشود. بعد از ظرافت، طول الیاف از اهمیت خاصی برخوردار است و نباید در هر گروه از حد معینی کمتر باشد، میزان مقاومت الیاف که نشان دهنده مقاومت آن ها نسبت به پارگی است و نیز رنگین بودن پشم از دیگر صفاتی است که باید بدان توجه داشت. به طور معمول در بازارهای جهانی برای هر دو نوع استفاده پشم سفید بیشتر مورد نظر است ولی در ایران در مناطق عشایری علاوه بر آن ها از رنگ طبیعی خود پشم ها برای قالیبافی و زیراندازها استفاده میکنند. از نظر قطر، پشم های بین 19 تا 28 میکرون مهمترین نوع پشم برای تهیه پارچههای فاستونی و پشمی است و الیاف با قطر 29 تا 36 میکرون برای تهیه پارچه های ضخیم پشمی رویه صندلی، پتو و … مناسباند. پشم قالی بافی تا حد زیادی از پشم نساجی متفاوت است و ترکیبی از الیاف طویل و مویی همراه با الیاف ظریف (پشم حقیقی) است که این دو نوع تار اجزای اصلی پشم قالی هستند که مقدار متغیری کمپ (1 تا 20 %) نیز دارند که معمولا متوسط قطر الیاف خشن و طویل پشم رویی گوسفند است . پشم قالی بین 30 تا 40 میکرون و الیاف ظریف آن از کرک زیرین است که قطر آنها بین 10 تا 24 میکرون است.
2-4 رنگرزی
2-4-1 مروری تاریخی بر رنگرزی طبیعی
رنگ پدیدهای است که انسان از دوران کهن با آن آشنا شده است، انسان نخستین از پوست حیوانات برای پوشش خود استفاده میکرد، به حکم غریزه با رنگ های موجود در طبیعت نیز آشنا میشود و ابتدا رنگ را برای زیباسازی پوششهای پوستین خود به کار میبرد، پس از فراگیری شیوههای نقاشی غارها، از رنگ برای ترسیم نقوش جانوران استفاده کرد، غار تنها مأمن او بود و او سعی داشت آنچه را در طبیعت میبیند در نهایت سادگی و به میزان تشخیص فردیش، آنجا را با چند رنگ معدودی که شناخته بود با تصاویر جانوران بیاراید.
رنگرزی طبیعی و بحث در خصوص تاریخچه آن همواره یکی از مهمترین مساﺋل قابل بررسی در رابطه با رنگزاهای طبیعی می‌باشد. قدمت رنگ های طبیعی و رنگرزی با این رنگ ها، به قدمت منسوج یا پارچه میرسد. هنر رنگرزی یک گذشته طولانی دارد و اکثر رنگزاها مربوط به دوران ماقبل تاریخ میباشد””Siva,2007:916. به هر حال هنر رنگرزی در نقاط مختلف جهان گسترش و به مرور پیشرفت داشته است. در این میان اسناد و مدارک اندکی جهت مطالعه در این خصوص باقی مانده است. اولین سند مکتوب از استفاده از رنگ های طبیعی در چین مربوط به 2600 قبل از میلاد میباشد””Siva,2007:916. یافته های باستان شناسی نشان می دهند که استفاده از منابع طبیعی برای رنگرزی الیاف دارای قدمتی شش هزار ساله است. بین سال های 3000 و 4000 قبل از میلاد، رنگرزی به عنوان هنر و مهارت در هند، چین و قسمت هایی از آمریکای جنوبی پایه گذاری شد”دین، 1385، ص 10″. دانش رنگرزی در ابتدای دوره دره سند (2500 قبل از میلاد)، براساس پارچه های رنگی لباس های یافت شده، شناخته شده است. همچنین اثر رنگزای روناس در خرابه های تمدن دره سند در موهانجودارو و هاراپا (3500 قبل از میلاد) اثبات شده است””Siva,2007:916. آزمایشات شیمیایی از پارچه های قرمز موجود (کمربند قرمز رنگ) در مقبره شاه توتانخامون که در سال 352 قبل از میلاد درگذشته بود، حضور رنگدانه استخراج شده آلیزارین از روناس را نشان میدهد”Siva,2007:917″. الیاف رنگرزی شده ای که از گورهای واقع در دره پازیریک در ناحیه آلتایی سیبری کشف شده اند دارای قدمتی درحدود 5 قرن قبل از میلاد هستند”دین، 1385ص 10″. در قرن 4 میلادی، رنگ هایی مانند نیل، وسمه، روناس، اسپرک، چوب برزیل، ایندیگو و ارغوانی تیره مایل به قرمز شناخته شد. حتی رنگ حنا از 2500 سال قبل از میلاد مورد استفاده قرار میگرفت. رنگ زعفران در کتاب مقدس ذکر شده است. معروف ترین و باارزش ترین رنگ در طول اعصار که در کتاب مقدس نیز ذکر شده، رنگ ارغوانی است. این رنگ از صدف طلایی رنگ خاردار تهیه میشده است””Siva,2007:917. آبی نیلی از هند به نام «پادشاه رنگ» درخشانتر و سازندهتر از نیلی رنگرزان اروپایی(woad) بود، که جایگزین آن شد “Puntener& Schlesinger,2000:382”.
2-4-2 پیشینه رنگرزی در ایران
رنگرزی در ایران نیز پیشینه دیرینه‌ای دارد. پیش از اسلام، در دوره هخامنشی شاهد استفاده از رنگزاهای طبیعی و مهارت در رنگرزی هستیم. به طوری که گزنفون مورخ یونانی در نوشته هایش، اشاره به کارگاه قالیبافی شاهان هخامنشی در شهر سارد (400 سال قبل از میلاد) و قالی ارغوانی رنگ، روی قبر کوروش داشته است. همچنین این مورخ به پازیریک کهن‌ترین قالی کشف شده جهان و ایران، و وجود رنگ های زرد، قرمز، نارنجی، سبزآبی و سرمه ای در آن نیز اشاره کرده است “حیاتی، 1384،ص7”. در کتاب «بُندَهِش» که تألیف آن را به دوران ساسانی نسبت می‌دهند، گیاهان را به خوبی دسته بندی کرده و درباره رنگ آمیزی آنها با روناس و سایر رنگ ها سخن به میان آورده است. این نشان می دهد که نیاکان ما این گیاهان را برای پوشش خود به کار می برده اند و نحوه کاشت و داشت و برداشت آن را می دانسته اند و در استفاده از آنها برای بافت پارچه هم، مهارت کافی داشته اند. در سطرهای شش و هفت همان صفحه می نویسد: «هر چه جامه به آن شاید رشتن(یعنی رنگ کردن، ریسیدن، تافتن و تابیدن) مانند سرکه و دار پرنیان و زردچوبه و روناس و نیل رنگ خوانند “دادگی، 1369، ص4”. این امر نشان میدهد که ایرانیان از دو سه هزار سال قبل گیاهان رنگزا را میشناخته اند و آنها را رده بندی و در کشت و توسعه آنها مهارت داشته اند. در دوره ساسانی رنگرزان از احترام خاصی برخوردار بوده‌اند. کشف نمونه‌هایی از پارچه‌های دورهی ساسانی و بافت فرش ناشی از وجود صنایع پیشرفته رنگرزی و نساجی در این دوره است. از نمونه‌های قالی ساسانی، قالی بهارستان یا بهارخسرو می‌باشد که از سنگ‌ها و جواهرات و تزئینات گران بها و بی‌نظیر، و همچنین از رنگ‌های زیبایی که تمام فصول سال را به نحو شگفت‌ انگیزی در مقابل نگاه بیننده قرار داده‌ تهیه شده است. شیوه ساسانیان در به‌کارگیری رنگ‌ها با شیوه بیزانسی تفاوت دارد. رنگ‌های ساسانی دارای درخشش کمتر و معتدل‌تر بوده و هنرمندانه‌تر تقسیم شده و با در نظر گرفتن نقش انتخاب شده‌اند. در دوران آل بویه و سپس سلجوقیان کارگاه‌ های رنگرزی که به صورت صنفی و تولیدی در بسیاری شهرهای ایران نظیر یزد، کاشان و اصفهان وجود داشته است. در این کارگاه‌ها علاوه بر بافندگان، رنگرزان نیز به طور دائم حضور داشتند و تجربه و مهارت و ذوق خود را در این رنگرزخانه‌ها به‌کار می‌گرفتند. شهرت ایرانیان در رنگسازی و دریافت ارزش رنگ‌ها به‌ خصوص در زمینه‌های مربوط به کتاب سازی و مینیاتور نیز به مرزی رسیده بود که با گسترش مکتب هنری برجسته‌ای نظیر مکتب هرات، ایرانیان به عنوان استادان رنگ شناخته می‌شدند. با شروع حکومت سلاجقه در ایران تمامی فنون و به خصوص رنگرزی و قالی بافی نیز به خاطر عشایر ترک در سراسر کشورهای اسلامی اهمیت فراوان پیدا کرد. رنگ‌های قالی با استفاده از گیاهان و به کمک مهارت استادکاران‌ رنگرز به حد و دامنه‌ای رسید که به تدریج دیگر هنرها و صنایع دستی را در سایه قرار داد. روناس، نیل، اسپرک، پوست گردو، پوست انار و زعفران و سایر رنگ‌های گیاهی که از صدها سال پیش بشر شناخته بود به دست هنرمندان رنگرز ایرانی جلوه‌ای یافت که در هیچ کجای دیگر از جهان تقلید شدنی نبود. دوران صفویه اوج ترقی صنایع رنگرزی و قالی بافی‌ بوده است. خوشبختانه آثار زیادی از آن زینت بخش موزه های دنیاست که شیوه رنگ آمیزی ملایم و بی نظیر در قطعات به دست آمده به چشم می‌خورد. صنعت رنگرزی ایران در اواخر دوران صفویه، همزمان با رشد رنگرزی مدرن در اروپا عظمت و اهمیت خود را تا حدی از دست داد. در دوره پهلوی کاربرد رنگ‌های شیمیایی خارجی نسبت به رنگ‌های طبیعی افزایش چشمگیری پیدا کرد. طبیعت به دلیل وجود تنوع رنگ زیباست و جذابیت قالی ایران به دلیل تنوع رنگ است که لحظه ها چشم به یک اثر خیره میشود و از آن به سادگی نمیگذرد، تنوع رنگ قالی از ویژگیهای آن است که نسبت به سایر منسوجات زیباتر است رنگها هر کدام موضوعی را بیان میکنند. تا دوره قاجار، رنگرزان ایرانی تنها از منابع طبیعی در فن رنگرزی استفاده میکردند، ولی از این دوره به بعد با ورود رنگهای جوهری از خانواده رنگهای شیمیایی تحت نام آنیلین استفاده شد. ورود این رنگها مانع از دلبستگی ایرانیان به رنگهای طبیعی نگردید، هنوز بسیاری از افراد با تعصب ویژهای از آنها استفاده میکنند و تمام سعی و تلاش خود را صرف حفظ رویههای سنتی و اشاعه آنها دارند که توجهشان به این امر بسیار حیاتی فرش ایران قابل ستایش است.
2-4-3 رنگزاهای طبیعی
واژه «رنگزای طبیعی» همان طور که از نامشان بر میآید ریشه طبیعی داشته و شامل همه رنگ های بدست آمده از منابع طبیعی است. منشاء رنگزاها در طبیعت شامل گیاهان، حیوانات و مواد معدنی میباشد. از مواد رنگزای به دست آمده از گیاهان می توان به نیل، روناس، حنا و جز اینها اشاره داشت که از ریشه، گل، برگ، میوه و پوست نباتات به دست میآیند. مواد رنگزای به دست آمده از حیوانات نیز اغلب شامل حشره قرمز‌دانه و صدف طلایی خاردار(رنگ ارغوانی) میباشد. رنگزاهای طبیعی معدنی شامل نمک فلزات واسطه یا همان دندانه ها میباشند. برای نمونه می توان به کروم، آهن، مس و… اشاره داشت.
طبیعت سراسر رنگ است، هر چند چشم انسان حساسیتی که نسبت به نور مرئی دارد محدودهی کوتاهی از امواج
655 نانومتر را شامل میشود , اما قادر است بسیاری از رنگ های طبیعی از جمله الکترومغناطیسی در حدود 355
رنگ، گیاهان، جانوران و غیره را مشاهده کرده و آن ها را در گروههای مختلف دسته بندی کند .انسان اولیه نخست گیاهان، گل ها و بعضاً گروهی از حشرات را به عنوان منشأ ساخت رنگینه ها شناخت و دریافت درمیان بافت خاص این گیاهان و جانوران مولکول هایی وجود دارد که قادر به رنگ کردن الیاف طبیعی مانند پشم و پنبه میباشند “افشارنیا، 1387 ،ص. “2 هنر و علم رنگرزی با مواد طبیعی با داشتن صلابت وجود روزگاری بس دور است که به خدمت بشر در آمده است.
2-4-4 طبقه بندی رنگزاهای طبیعی بر اساس ساختار شیمیایی
رنگزاهای طبیعی دارای ساختار و خصوصیات رنگی میباشند این ساختارها شامل ایندیگویی، آنتراکینون، آلفا نفتوکینون ها، فلانوئیدها، دی هیدروکسی پیران ها، آنتوسیانانیدین ها، کاروتنوئیدها و غیره میباشد.