برآوردی از ظرفیت وتلاش مالیاتی در ایران و مقایسه آن باکشورهای بررسی رابطه بین  …

برآوردی از ظرفیت وتلاش مالیاتی در ایران و مقایسه آن باکشورهای بررسی رابطه بین …

او ذات تکنولوژی را دربردارندۀ فرهنگ و پیام خاصی می‌داند که موجب تغییر در معیارها، آهنگ حرکات و مدل‌های زیستی انسان می‌شود. از جمله مصادیقی که مک‌لوهان برای درک بهتر مطلب ذکر می‌کند، روشنائی برق و انرژی الکتریکی می‌باشد. وی در کتاب “برای درک رسانه‌ها” در این‌باره می‌گوید: “پیام روشنائی برق همانند پیام انرژی الکتریکی است و تنها از نظر کاربردی تفاوت‌هایی دارند؛ ولی هر دوی آن‌ها زمان و فضا را در جامعه دگرگون می‌کنند” (همان؛ ۷). این کلام مک‌لوهان حاکی از آن است که روشنایی برق و انرژی الکتریکی، که هر دو از تکنولوژی بشری به شمار می‌روند، در اجتماع تغییر فرهنگی پدید می‌آورند و بر فرهنگ زندگی بشری تأثیر می‌گذارند.
مک‌لوهان معتقد است: “اگر چه تکنولوژی منبعث از ذهن و عمل انسان است؛ ولی انسان هر دوره، خود زاییده‌ی تکنوژی زمان خویش است و به عبارت دیگر، هر تکنولوژی، بشر را به تدریج در فضای تازه‌ای قرار می‌دهد و هر فضای تازه، عاملی تعیین‌کننده در سرنوشت و زندگی بشر به شمار می‌رود” (دادگران؛ ۱۳۸۵: ۹۰). بطور مثال وی چاپ را که یکی از تکنولوژی‌های ارتباطی به شمار می‌رود، موجب احساس از خودبیگانگی و فردگرایی و در سطح اجتماعی موجب امکان‌یافتن ظهور ملت‌ها و ملی‌گرایی معرفی می‌کند (سوربن و تانکارد، ترجمه دهقان؛ ۱۳۸۶: ۳۹۳). مک‌لوهان در مورد تلویزیون نیز معتقد است که این تکنولوژی جدید صرف نظر از محتوا، برای انسان امروز تبدیل به یک محیط جدیدی شده است، که اثرات فراوانی از خود بر جای می‌گذارد؛ که عبارتند از:
۱- نحوۀ بکار گرفتن پنج حس عمومی را برهم زده و تغییر می‌دهد.
۲- انسان را وا می‌دارد عکس‌العمل‌های متفاوتی را در مقابل اشیاء و موضوعات بپذیرد.
۳- به انسان امروزی امکان می‌دهد، جامعه‌ای کاملاً متفاوت برای خود بسازد (رشیدپور؛ ۱۳۵۴: ۳۷).
او انسان را در مقابل این تکنولوژی اینگونه ترسیم می‌کند:
“اگر ما بخواهیم در برابر کارکردهای جدید تکنولوژی گرایش‌های سنتی خود را حفظ کنیم، فرهنگ سنتی ما همانند فرهنگ اسکولاستیک قرن ۱۶، در نهایت از میان خواهد رفت. اگر پیروان اسکولاستیک با فرهنگ شفاهی پیچیده‌شان، تکنولوژی گوتنبرگ را درک کرده و پذیرا شده بودند و آموزش شفاهی خود را با آموزش نوشتاری تلفیق می‌‌دادند، از نابود شدن کامل خود جلوگیری می‌کردند” (دادگران؛ ۱۳۸۵: ۹۱).
البته مک‌لوهان در دهه‌ی ۱۹۷۰، نسبت به آنچه در آثار اولیه‌اش معتقد بود و می‌گفت که شکل رسانه‌ها در جامعه،‌ شیوه‌های درک مخصوصی را در اعضای جامعه تحت تأثیر قرار داده یا بوجود می‌آورد، دچار اطمینان کمتر شد و در عوض معتقد شد که رسانه‌ها مقوله‌های درک و فهم افراد را منعکس می‌کنند. وی به جای اعتقاد به رابطه‌ی محلی بین رسانه‌ها و درک فردی بعدها به ارائه‌ی فراوان هم‌زمان انواع خاصی از تفکر در مورد رسانه‌ها و فرد معتقد شد و قائل به شکوفایی شیوه‌های تفکر در انسان توسط رسانه شد (لتیل جان، ترجمه نوربخش و میرحسینی؛ ۱۳۸۴: ۷۳۲).
۲-۷-۴ نظریات ارتباطات کامپیوتر- واسط
اصطلاح ” ارتباطات کامپیوتر واسط ” (CMC)[48] اساساً به هرگونه ارتباطات انسانی اطلاق می‌گردد که از طریق یا به کمک تکنولوژی کامپیوتر حاصل شود. جان دسمبر[۴۹]( ۱۹۹۷)، ارتباطات کامپیوتر واسط را اینگونه تعریف می‌کند: ” ارتباطات کامپیوتر- واسط فرایند ارتباطات انسانی از طریق کامپیوتر است، که افراد در زمینه‌های خاص را در بر می‌گیرد، و شامل فرایندهایی است که از رسانه‌ها برای اهداف گوناگون استفاده‌ می‌کند ” (ترلو و …، ترجمه تربتی؛ ۱۳۸۹: ۳۱). به وسیله‌ی شبکه‌ی ارتباطات کامپیوتر واسط، مردم در شبکه‌های اجتماعی به یکدیگر می‌پیوندند. فهم چگونگی ارتباط و استفاده‌ی آن برای توصیف هویتمان، ایجاد روابط و حفظ و نگهداری آن و در نهایت تشکیل اجتماعات، سه موردی است که در ارتباطات کامپیوتر واسط مهم است. بدیهی است که با توجه به مطالب بیان شده تا کنون، هویت، روابط و اجتماع در ارتباط شکل می‌گیرد که می‌توان گفت از طریق فرایندهای چند وجهی و چند کارکردی تعامل اجتماعی صورت می‌پذیرد.
مارک‌پاستر استاد تاریخ دانشگاه کالیفرنیا، رسانه‌های جدید را در مقابل رسانه‌های سنتی در یک دسته قرار می‌دهد و به رسانه‌های سنتی، رسانه‌های عصر اول و به رسانه‌های جدید، رسانه‌های عصر دوم اطلاق می‌کند. پاستر معتقد است، رسانه‌های جدید یا عصر دوم،‌ امکانات پست مدرن را تقویت می‌کنند. به اعتقاد وی، آنچه در نوآوری‌های تکنولوژیک مطرح است، دگرگونی گسترده و دامنه‌دار فرهنگ و روش ساخته شدن هویت‌هاست (پاستر؛۱۳۷۷: ۵۳).
با توجه به نظر یورسلا فرانکلین[۵۰](۱۹۹۰) تأثیر نهایی تکنولوژی‌ها بر زندگی ما در دو مرحله متمایز ظاهر می‌شود. مرحله اول: در ابتدا، تکنولوژی جدید انتخاب ثروتمندان، متخصصین و یا افراد مشتاق است؛ که خود را همچون یک راه کاملاً جدید برای آزادی کاربران و همچنین پیشنهادی برای کنترل بیشتر زندگی، نشان می‌دهد. مرحله دوم: بعد از مدتی، با وجود پذیرش گسترده‌ی تکنولوژی و استفاده‌ی آسان‌تر آن، بی‌درنگ این تکنولوژی جدید و جالب جزو ضرورت زندگی می‌گردد، و دیگر یک انتخاب منحصر به فرد نیست؛ ما تقریباً مجبور به استفاده از آن خواهیم بود و حتی به آن کم کم وابسته می‌شویم. این شکل از نامرئی‌شدن[۵۱] نشانه‌ی تکامل تکنولوژی است: یعنی این واقعیت که دیگر به وجود تکنولوژی توجه نمی‌کنیم و متوجه وابستگی خود به آن نیستیم. به همین دلیل در مورد تکنولوژی نامرئی صحبت می‌کنیم (همان: ۶۶).
با این ایده که از طریق تکنولوژی شکل می‌گیریم و خود نیز به آن شکل می‌بخشیم، توماس هاگز[۵۲](۱۹۹۴) معتقد است مادامی که تکنولوژی تکامل می‌یابد، ارتباط نیز تغییر می‌کند: در مراحل اولیه به‌ نظر می‌رسد که کاربران تأثیر قوی‌تری دارند (برای مثال تکنولوژی WAP) اما با گسترش یافتن تکنولوژی (و نامرئی شدن) تأثیر آن قوی‌تر و پیچیده‌تر می‌شود.
رویکردهای تکنولوژیک نقش رسانه‌های جدید را در روابط و تبعات اجتماعی آن، تعیین کننده می‌دانند و در بررسی نهایی، تکنولوژی را شکل‌دهنده‌ی روابط اجتماعی و شکل‌های تحول آن تلقی می‌کنند (ذکایی؛ ۱۳۸۳: ۴). نظریه‌های چندی از این منظر به رسانه‌های جدید توجه کرده‌اند. برای نمونه می‌توان مدل حضور اجتماعی[۵۳] که فردی بودن ارتباطات کامپیوتری را زمینه‌ساز اثرات اجتماعی کمتر آن‌ها می‌داند، اصطلاح حضور اجتماعی از نیمه‌ی دهه ۷۰ میلادی رایج شد. ۱۰ سال بعد اسپرول و کسلر دریافتند که ارتباطات کامپیوتری فاقد آن دسته از علائم اجتماعی است که کنشگران را قادر به تشخیص موقعیت روابط بین فردی می‌سازد. درنتیجه ارتباطات کامپیوتری در یک خلاء اجتماعی اتفاق می‌افتد. جایی که هویت‌های فردی افراد محو و ناپدید می‌شود. افراد گرایش دارند خود را به گونه‌ای آزادانهتر و بازتر ابراز کنند.
۲-۷-۵ نظریه‌ی غنای رسانه‌ای[۵۴]
که توانایی تأثیرگذاری بر روابط اجتماعی رسانه‌ها را تابع ظرفیت آن‌ها در انتقال پیام‌ها و نشانه‌های اجتماعی می‌بینند و غنای رسانه‌ها را عامل تعیین کننده‌ی انتخاب آن از جانب کنشگران می‌داند.
نظریه غنای رسانه یا توانمندی رسانه توسط ترینو، لنگل و همکارانش در سال ۱۹۸۷ مطرح شد. موضوع اصلی در این نظریه، توانایی یک رسانه در انتقال اطلاعات است. (Lengel, 1997)
مطابق نظریه غنای رسانه، میزان تراکم اطلاعاتی که یک رسانه انتقال می‌دهد، به توانایی و ظرفیت رسانه بستگی دارد. اوهیز، فردریک و شاور در سال ۱۹۹۸ نظریه‌ی غنای رسانه را چنین تعریف می‌کنند: ” توانایی یک کانال ارتباطی در جابجا کردن اطلاعات یا انتقال معنای موجود در یک پیام “. بدین ترتیب این نظریه می‌گوید هر رسانه‌ای از توانایی و ظرفیت مشخصی برای انتقال پیام‌های گوناگون برخوردار است.
باریوس و چاپلین و همکارانشان( ۱۹۹۲ ) در بررسی توانایی رسانه در انتقال پیام به دو ویژگی اشاره کردند: ظرفیت انتقال داده و ظرفیت انتقال نمادها. ظرفیت انتقال داده، همان توانایی رسانه در انتقال اطلاعات است و ظرفیت انتقال نماد، توانایی رسانه در انتقال اطلاعاتی در باره معنا و مقصود ارتباط‌گر و به بیان دیگر، توانایی و ظرفیت انتقال نمادهایی است که پیام را شکل می‌دهند. (Sitkin, 1992)
بر اساس این نظریه، ماهیت فرایند اطلاعات، میزان بی‌اعتمادی و ابهام را کاهش می‌دهد ( دافت و لنگل؛ ۱۹۸۶ ).
بی‌اعتمادی عبارت است از: ” تفاوت میان میزان اطلاعات مورد نیاز برای انجام کار و میزان اطلاعاتی که در حال حاضر وجود دارد “.
ابهام عبارت است از: ” تفاسیر متعارض موجود در باره‌ی موقعیت یک گروه یا محیط “.
بنا بر نظر محققان، زمانی میزان ابهام بالاست که فرد نمی‌داند چه سؤالاتی باید مطرح شوند و زمانی عدم اطمینان بالاست که فرد یا گروه نسبت به سؤالاتی آگاهی دارد اما نیاز کمی به اطلاعات احساس می‌شود. با افزایش اطلاعات و انتخاب درست رسانه ارتباطی، عدم اطمینان و ابهام کاهش می‌یابد.
کندی (۱۹۹۷) معتقد است، توانایی رسانه در انتقال اطلاعات می‌تواندف فرایند تصمیم سازی در خصوص انتخاب یک رسانه از میان همه‌ی رسانه‌ها برای برقراری ارتباط را توضیح دهد. به عنوان مثال تلویزیون و اینترنت به سبب ویژگی بصری‌شان توانایی انتقال اطلاعات بیشتری را نسبت به رادیو دارند. (Newberry)
این نظریه مستقیماً پیشنهاد نمی‌دهد که کدام رسانه‌ها قابلیت بیشتری دارند، اما پاسخی برای چرایی بهتر بودن یک رسانه (با توجه به موقعیت ارتباطی) ارائه می‌دهد.
۲-۷-۶ نظریه‌ی شیوه‌ی پردازش اطلاعات اجتماعی[۵۵]
نیز به دنبال تبیین اثرات محدود کننده‌ی ارتباطات کامپیوتری است و این محدودیت را مخل کیفیت ارتباطات اجتماعی می‌داند.
در مجموع رویکردهای فوق به ابعاد اجتماعی رسانه‌های جدید اطلاعاتی و ارتباطاتی به صورت حاشیه‌ای و با اهمیت کم‌تر نگریسته و در تحلیل نهایی قائل به قابلیت تقلیل اطلاعات کامپیوتری به بایت‌های اطلاعاتی هستند. رویکردهای جایگزین در مطالعه‌ی اثرات رسانه‌ها در مقابل به عوامل اجتماعی توجه بیشتری نشان می‌دهند. نظریه‌هایی همچون استفاده و التذاذ[۵۶]، مبادله[۵۷]، سازه‌گرایی ‌اجتماعی[۵۸]و نظریه‌های تعاملی[۵۹]، از جمله ‌رویکردهای‌ غالب در این دسته به‌ شمار می‌آیند.
مدل “استفاده و التذاذ”، که خود متأثر از نظریه‌های مبادله اجتماعی است، مدلی رایج در مطالعات توصیفی و اکتشافی درخصوص نحوه‌ی استفاده‌ی افراد از رسانه‌ها و تأثیر این استفاده بر رفتار آن‌هاست. دلایل و انگیزه‌های جذب جوانان به اینترنت و فضای مجازی و رفتار آن‌ها در فضای مجازی، زمینه‌های اصلی هستند که در این مدل به آن‌ها توجه می‌شود. نظریه‌ی تعاملی، تفسیری و سازه‌گرایی تلاشی برای تبیین نحوه‌ی ارتباط افراد با فضای مجازی، فهم آن‌ها از این ارتباطات و مکانیسم‌های دخیل در آن محسوب می‌شود. رویکرد سازه‌گرایی با تلقی نسبی‌بودن تأثیرات تکنولوژی‌های اطلاعاتی و ارتباطاتی، این تأثیرات را تابع متن[۶۰]، تفسیر و فهمی می‌دانند که کاربران و افراد حاضر در حوزه‌ی ارتباط از آن به عمل می‌آورند. ساخت‌های اجتماعی تعیین‌کننده‌ی معنای ارتباط به‌شمار می‌آیند. این نظریه که ملهم از آرای پدیدارشناسی گارفینکل (۱۹۶۷)، برگر و لاکمن (۱۹۶۶) و اندیشمندانی همچون دریدا (۱۹۷۶) و گرگن (۱۹۸۵) است واقعیات اجتماعی را ساخته‌ی کنشگران دانسته، هم‌زمان به نقش انتخاب، اراده و استقلال فرد (عامل) در تعامل با متن و ساختار اجتماعی توجه دارد.
از دیگر اندیشمندانی که به توصیف نحوه‌ی مذاکره و معتبرساختن هویت در تعاملات رودررو و ایجاد قالبی برای ارزیابی معانی این رویارویی‌ها پرداخته می‌توان به گافمن اشاره‌کرد که اندیشه‌های او در بررسی ارتباطات بین فردی از جانب محققان علوم رفتاری مورد استفاده بوده است. با الهام از آرای گافمن می‌توان استدلال کرد که اینترنت چارچوب‌های تعاملی جدیدی را در برقراری ارتباطات بین فردی مهیا ساخته است که، علی‌رغم محدودیت‌های ذاتی خود، فرصت‌های جدیدی را نیز برای نمایش شخصیت در اختیار کاربران قرار می‌دهد،گافمن (۱۹۶۴) در کتاب خود موسوم به ” استیگما ” به توصیف تکنیک‌ها و امکاناتی می‌پردازد که افراد از آن برای ارائه‌ی تصویری مطلوب و قابل پذیرش از خویش استفاده می‌کنند. توصیف مجازی که کاربران از ویژگی‌های رفتاری و شخصیتی خود در فضای چت روم به‌عمل می‌آورند را می‌توان با توجه به این گزاره‌ها تبیین کرد. تلاش برای پیشدستی در گرفتن اطلاعات، شناسایی اولیه از مخاطب گفتگو، توصیف انتخابی وگاه مبالغه‌آمیز و یا نادرست از برخی ویژگی‌های رفتاری و شخصیتی و نشان‌دادن همدردی و همسویی برای جلب پشتیبانی و حمایت عاطفی مخاطب ازجمله زمینه‌های نشان‌دهنده‌ی تدارکات و آمادگی‌های “پشت صحنه‌ای[۶۱]” افراد، برای نمایش “روی صحنه‌ای[۶۲]” خود هستند.
ماهیت غیر رو در روی ارتباطات‌ الکترونیکی‌ اینترنتی همچنین می‌تواند انگیزه‌ی بیشتری را برای کاربران آن در بازی با هویت، رفتارهای آزمایشی و ارائه‌ی تصویری غیرواقعی فراهم سازد که ریسک “شرمندگی” در آن کمتر است. در مجموع کاربست مفاهیم گافمن در ارتباطات اینترنتی می‌تواند به تشریح مکانیسم‌ها و استراتژی مورد استفاده در تعاملات بین‌فردی به‌کار رود. از طرفی، پیشرفت روزافزون تکنولوژی و دسترسی به ‌تسهیلات بیشتر در این‌گونه ارتباطات (صدا، تصویر و آیکون‌های ابراز هیجانات) می‌تواند این ارتباطات را به ارتباطات حقیقی نزدیک‌تر ساخته و جنبه‌ی انسانی‌تری بدان بخشد. برای ارزیابی تأثیر نیروهای ساختی همچون “طبقه”، “جنسیت” و “مکان” در بهره‌مندی از اینترنت و گفت‌گوهای اینترنتی و نیز تأثیری‌که‌ این‌گونه ‌ارتباطات به نوبه‌ی خود بر این روابط برجای می‌گذارد از مفهوم‌سازی “عادت[۶۳] و میدان”[۶۴] بوردیو[۶۵] جامعه‌شناس فرانسوی می‌توان استفاده کرد. برای بوردیو “عادات” شیوه‌های عمل و زیستی است که فاعلان اجتماعی در جریان اجتماعی‌شدن کسب می‌کنند و از طریق تجربه‌ی عملی آموخته می‌شوند. در کتاب منطق عمل؛ بوردیو می‌نویسد: “دنیای عملی که در ارتباط با عادات -که به مثابه‌ نظامی از ساختارهای (نقشه‌های) شناختی و انگیزه بخش عمل می‌کنند- شکل گرفته است، دنیایی است که روش‌های رسیدن به هدف، مسیرهای قابل انتخاب و موضوعاتی که واجد یک خصلت غایت شناسی دائمی هستند را از قبل مشخص ساخته‌است” (بوردیو؛ ۱۹۹۰: ۵۳)
مفهوم‌سازی بوردیو از عادت و میدان را می‌توان در تحلیل فرهنگی و ساختاری از تأثیرات ارتباطات اینترنتی به کار برد. ارتباطات مجازی می‌تواند زمینه‌ی شکل‌گیری عاداتی جدید را فراهم سازد که خود به کنش و انتخاب‌های متفاوتی منتهی می‌گردد. ظهور عادات جدید شرایط (عادات) قبلی را به چالش می‌کشاند و در نتیجه‌ی آن جابجایی‌هایی صورت می‌گیرد. بدین ترتیب اگرچه اساس فرآیند بازآفرینی باقی می‌ماند، با این حال شیوه‌های متنوعی، مبنای مبارزه برای تعریف میدان و امکان عمل فرد را فراهم می‌سازند.
هر چقدر که رسانه‌های اجتماعی مجازی رشد می‌کنند، در رقابت با یکدیگر برای جذب مخاطبان بیشتر سعی بر این دارند که امکانات گسترده‌تری را در اختیار کاربران خود قرار دهند و افزودن همین امکانات گاه باعث می‌شود که کاربر در فضای مجازی نیز احساس آزادی عمل بیشتری کرده و رفته رفته به سمت ارائه‌ی هویت واقعی خود پیش‌می‌روند. به عنوان مثال شبکه اجتماعی گوگل پلاس با تغییری که در شکل و محتوای جمع دوستان کاربران به صورت حلقه‌های متفاوت بوجود آورده است این امکان را برای کاربر خود فراهم ساخته است که هر کاربر به راحتی بتواند اطلاعات و مطالب خود را برای بخش‌های خاصی از دوستان خود ارسال کرده و به نمایش بگذارد و همین امر باعث می‌شود که کاربر در فضای مجازی نیز بتواند با هویت واقعی و اندیشه‌های حقیقی خود و بدور از خود سانسوری به نشر مطلب بپردازد.
۲-۷-۷ نظریه‌های مطرح
۱- جامعه اطلاعاتی به عنوان فراصنعت گرایی – دانیل بل
۲- اطلاعات، دولت – ملت و نظارت – آنتونی گیدنز
۳- مدیریت و دستکاری اطلاعات، گستره نوین همگانی – یورگن هابرماس
۴- جامعه شبکه‌ای و اطلاعات – امانوئل کاستلز

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.
برچسب گذاری شده با: , , ,