تاریخ‌ نگاری دوران افشاریه- قسمت ۷
illustration and painting

تاریخ‌ نگاری دوران افشاریه- قسمت ۷

هرچند کتاب وی از نقایص ادبی و نارسا بودن عبارات به دور نیست و در بسیاری از مواقع به ترکیبات نا مأنوس پرداخته، هر چند احتمال دارد در حین نگارش لغات و ترکیبات جمله ها دستکاری هایی رخ داده باشد ولی باز می توان انسجام کلام آن راستود و به سعی فراوانی که برای آرایش سخن به کار رفته است توجه داشت.
می توان کتاب مذکور را با توجه به کمبود نسبی آثار ادبی این دوره در ردیف منشأت خوب و قابل توجه عصر محسوبش دانست.
مؤلف در هیچ جای کتاب عنوانی برای آن معرفی نکرده و عنوان فعلی نادر نامه توسط مؤسسه بنیاد فرهنگ ایرانی به این کتاب داده شده است. کتاب دیگری به همین عنوان توسط آقای محمد حسین قدسی – توسط نشریه آثار ملی خراسان در سال ۱۳۳۹ به چاپ رسیده است که صلاح دانسته شد عنوان کتاب را تاریخ نادر شاهی به همراه (نادر نامه) در زیر آن به چاپ برسانند تا اشکالی پیش نیاید.

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت jemo.ir مراجعه نمایید.

 

 

۶-۳- زبده التّواریخ . محمّد حسن مستوفی

 

نویسنده این کتاب محمّد محسن مستوفی بن عبدالکریم قزوینی است . از شرح زندگی مؤلّف اطّلاع چندانی در دست نیست و تقریباً به همان مقدار که در کتابش آورده منحصر می باشد . همین قدر می دانیم که مؤلّف این کتاب هنگام محاصره اصفهان توسّط افغان ها در این شهر زندگی می کرد . بنا بر گفته خود مؤلّف : از طرف دربار مأموریّت داشته که انبارها و خانه هایی را که مظنون به داشتن آذقه بوده اند جستجو کند وهرچه از این دست می یابد ، بین سرکار پادشاهی، سرکار خاصّه و سیبه ها و دروازه ها تقسیم نماید. (ثواقب، ۱۳۸۰،ص ۳۲۰)
به هر حال از متن زبده التّواریخ معلوم می­ شود که وی بعد از محاصره اصفهان به مشهد بازگشت ، چرا که در این کتاب می توان به اطّلاعات مفید و سودمندی از اوضاع آشفته و پریشان شهر مشهد که در آن ایّام تحت امر ملک محمود سیستانی بود دست پیدا کرد . او در ایّامی که زمان آن معلوم نیست وارد دستگاه نادر شد و به مقام استیفای سرکار فیض آثار را در مشهد به عهده داشت . سرکار فیض آثار در تمام دوره صفویه یکی از نام های تشکیلات آستان امام رضا (ع) بوده است. (ثواقب،۱۳۸۰،ص۳۲۱) و نیز نوشته­اند که: وی به فرمان رضا قلی میرزا این کتاب را در سال ۱۱۵۱ هـ.ق به نگارش در آورده است. (گلستانه،۱۳۵۶،ص ۹)
می­توان گفت که این کتاب یک تاریخ عمومی است . این کتاب از حضرت آدم شروع و تا فصل مربوط به خاندان صفویه وارد جزءیّات نمی گردد . محتوی آن عبارت است : تاریخ انبیاء و پیامبران و امامان شیعه ، بنی امیّه و بنی عبّاس ، سلاطین و پادشاهان ایران پیش از اسلام ، سلسله ها و حکومت های کوچک و بزرگ ایران بعد از اسلام از قبیل طاهریان ، صفّاریان ، سامانیان ، غزنویان ، آل بویه ، سلجوقیان ، خوارزمشاهیان … سلاطین مغولی و تیموری و سلسله های چوپانیان ، مظفّریان ، آل کرت ، سربداران ، آق قویونلو، قرقریونلو و صفویان ، اکثر سلسله­های یاد شده در این کتاب به اختصار درج و گهی فقط به نام سلاطین سلسله های مذکور اکتفا شده است .
مطالبی که محمّد حسن از زمان شاه سلطان حسین ، دوره تسلّط افغان ها بر اصفهان و حکومت نادرشاه بیان می کند مفید و قابل توجّه است . زیرا او نه تنها بسیاری از وقایع را در این دوران به چشم خود دیده بلکه به خاطر حضورش در دربار مطالب او موثّق و دست اوّل است . هر چند بعضی از مطالبی که در کتاب او دیده می شود در دیگر منابع به چشم نمی خورد. (مستوفی، ۱۳۷۵، ص ص ۱۲۵-۱۲۷-۱۲۹-۱۴۰-۱۸۵) مهم­ترین قسمت کتاب قسمت پایانی آن است. از این لحاظ که رباره انحطاط سلسله صفویه و ظهور نار و شروع سلطنت وی اهمّیّت بسیار دارد. محمّد حسن در این کتاب از چگونگی به پادشاهی رسیدن شاه سلطان حسین ، اخلاق و روحیّات او و بعضی مطالب دیگر از جمله سفرهای وی به مشهد و سایر شهرها سخن گفته است. ( مستوفی، ۱۳۷۵، ص ص ۱۳۹-۱۴۱-۱۴۲-۱۴۳-۱۴۵)
از نظر ارزش تاریخی ، بخش قبل از صفویه زبده التّواریخ برتری بر تاریخ های عمومی خویش ندارد . این کتاب وقایع شاهان اولیّه صفویه را به اختصار توضیح داده است ولی عصر شاه سلطان حسین ، شاه طهماسب دوم و شاه عبّاس سوم و نادرشاه را به تفصیل ذکر کرده است . با توجّه به این که مؤلّف بسیاری از وقایع را در این سال ها از نزدیک مشاهده کرده و یا به خاطر حضورش در دربار از منابع موثّق شنیده است . این کتاب برای این دوره از مهم ترین منابع دست اوّل محسوب کرد .
مؤلّف در مورد شکست خفّت بار صفویه از افغان ها در جنگ گلون آباد ، روش دلاورانه رستم خان گرمی را ستایش کرده ، بی کفایتی دیگر سرداران را شدیداً به سرزنش می گیرد. اشاره مختصرمحمّد حسن مستوفی درباره محاصره اصفهان بسیارمفید می باشد.
در این کتاب مطالب جالبی درمورد محمّد حسن خان قاجارذکرشده است. از طغیان محمّدحسن قاجار و ملحق شدن وی به طهماسب مطالب جالبی دارد و از درگیری نادر و محمّدحسن خان قاجارمطالب جالبی دارد که دردیگرمنابع وجود ندارد. … محمّدحسن بر خلاف میرزا مهدی حقیقت را آشکار ساخته که سرکرده قاجار با ملک محمود سیستانی دست در کار مکاتبه ای خیانت آمیز بود. (ثواقب، ۱۳۸۰، ص۳۲۳)
همچنین مستوفی گزارش هایی از حمله افغان ها به اصفهان و محاصره این شهر و اوضاع آن و شدّت قحطی و گرسنگی مردم ارائ می دهد. هرچند اطّلاعات در موارد فوق کوتاه و مختصر است لیکن دارای ارزش تاریخی است و این از مزایای کتاب زبده التّواریخ است. محمّد محسن مستوفی تربیت­یافته حکومت صفویه و به خصوص دوره شاه سلطان حسین به شمار می رود ، یک شیعه تمام عیار است و اگرچه در دیباچه کتاب خود از خلفای راشدین با احترام یاد می کند ، ولی تنها نشانه تأثیر او سیاست مذهبی نادر به همین محدود می­ شود. در عوض سراسر کتاب او آکنده از احترام و تکریم ائمّه شیعه (ع) و روحانیون است. (لکهارت، ۱۳۷۷، ص ص ۵۵۶-۵۵۸)
نثر کتاب ساده و روان نوشته شده است . هر چند کتاب زبده التّواریخ تا حدّی به علّت ترتیب مشوّش آن و تا اندازه ای اشتباهاتی در مورد ذکر سال ها نقایصی وجود دارد ، باز بی شک ، یکی از مهم ترین منابع فارسی درباره اواخر صفویه و حوادث پس از سقوط این سلسله یعنی سلسله افشاریه به شمار می رود .

 

۶-۴- عالم آرای نادری : محمّد کاظم مروی

 

در میان تواریخ دوره افشاریه ، کتاب عالم آرای نادری به جهت اشتمال بر گزارش نسبتاً دقیق وقایع عصر افشاریه و به خصوص در احوال و اعمال فتوحات نادر، دارای اهمّیّت خاصّی است . مؤلّف کتاب خود را محمّد کاظم وزیر دارالملک مرو می نامد . از قزلباش خای مرو است و نیاکانش از قاجارهای اطراف تبریز بوده اند که به فرمان شاه عبّاس اوّل ، از تبریز به مرو کوچ کرده اند . … قطعاً این مهاجرت بعد از سال ۱۰۰۹ هـ.ق بوده که آن نواحی به تصرّف شاه عبّاس درآمد ، این بستگی خانوادگی سبب شده است که مؤلّف در هر مناسبتی ، دلاوری های سرکردگان و سپاهیان قاجار را ستایش نماید.۲ ( ثواقب، ۱۳۸۰، ص ۳۲۸)
وی در سال ۱۱۳۳ هـ.ق در مرو به دنیا آمد و نزدیک به شش سال از دوران نوجوانی خود را در شهر سپری کرد: سپس به همراه پدر خود رهسپار تبریز شد و به دستگاه ابراهیم خان ظهیرالدّوله پیوست ، بر طبق فرمان نادر در سال ۱۱۵۱ هـ .ق جمله مرویان موظّف گشتند در هر کجا که اقامت داشتند ، برای آبادانی شهر مرو به وطن خود مراجعه کنند ؛ لذا محمّد کاظم عازم مرو شد . وی پس از رسیدن به مشهد به مرو رفت و در دستگاه کاسبعلی خان افشار، بیگلربیگی مرو، به خدمت اشتغال ورزید . محمّد کاظم به همراه بیگلربیگی به هرات رفت و در آن محل به حضور نادر رسید . در لشکرکشی های نادر به ترکستان در سال های ۱۱۵۳ و ۱۱۵۸ هـ.ق محمّد کاظم در سمت لشکرنویسی انجام وظیفه می کرد. (بیات، ۱۳۷۷،ص ۲۹۱) او در سال ۱۱۴۹ هـ.ق در لشکرکشی به گرجستان شرکت داشت و حوادث را از نزدیک دید . او مدّتی در دفترخانه مشغول به کار بود. هنگام بازگشت نادر از حمله به هند ، مروی از استقبال کنندگان اردوی نادری بود . مدّتی وزیر توپخانه الله وردی خان در مرو و بخارا بود . پس از آن که مادرش در هرج ومرج ناشی از حمله به مشهد در دوران علی­شاه کشته شد ، کاغذهای دیوان محاسبات را به خیابان های مشهد ریخت وبه مرو بازگشت و از این که ۳۰ سال از عمر خود را در دیوان گذراند ، حسرت خورد و از این به بعد دیگر از او خبری نیست . وی کتاب دیگری نیز به نام ملوک الطوایف نوشت که شرح حال جانشینان نادر است که البتّه این وشته ها در دست نیست . ( موسوی،۱۳۱۷،ص۱۹)
محمّد کاظم هرچند شاعر نبوده ، به تقلید سایر تاریخ نویسان اشعاری را در لابلای نثر خود می آورد . در حین تحریر کتاب نظم هایی ساخته که از نظر و معنی و وزن و قافیه حتّی در سطحی فروتر از شاهنامه نادری محمّد علی ــ فردوسی نادر ، و گاهی انتحال اشعار معروف گذشتگان است . به عنوان مثال :
بیفتاد چون چشم ایشان همه که چوپان بیامد به سوی رمه
نکردند ز گرگان کرد احتراز که بد نزد آن ها شه سرفراز
(مروی، ۱۳۶۴، ص ۷۶)
مؤلّف در تجزیه وتحلیل حواث ، پیروزی و شکست را معلول قضا و قدر می داند . همیشه گرفتاری اسیران را با این تعبی تکراری بیان می کند که اسیر سرپنجه قدرت شدند یا در ذکر فرار عدّه ای که از معرکه پیکار جان سالم به در می برند ، این تعبیر را فراموش نمی کند که در اجلشان تأخیر بود. ( مروی، ۱۳۶۴، ص ۲۴) وی بیشتر مطالب کتابش را به نقل از شاهدان عینی بیان می کند ، به همین خاطر از این کتاب اطّلاعات مهمّی به دست می آید ، هر چند در لحن بیان مؤلّف مبالغه و اغراق هست . مخصوصاً ارقامی که در مورد شمار سپاهیان و تعداد کشته شدگان بیان می کند ، مبالغه و اغراق وجود دارد .
محمّد کاظم همانند میرزا مهدی خان از ستایش گران نادر بود ؛ ولی بر خلاف او، در شرح رویدادها منصف تر بوده است . هرچند کتاب محمّد کاظم پس از مرگ نادر نوشته شده و نشانه روشنی از یک تاریخ مدح آمیز ندارد ، باز هم پیروزی ها و دلاوری های نادر، در این کتاب ، مورد تحسین و تمجید قرار گفته است . میرزا مهدی خان شورش سیستان و هرات را نتیجه ظلم نادر می داند ، امّا محمّد کاظم قضیه را عکس می کند و این حادثه ها را نمونه حق ناشناسی برکشیدگان نادر می شمارد که موجب خشم و سلوک نادر شده است. ( مروی، ۱۳۶۴، ص ۲۶)
کتاب عالم آرا علّت شورش مردم دهلی و حمله به سربازان نادر، که موجب صدور فرمان قتل عام شد ، نتیجه این می داند که سپاهیان ایرانی مست شدند و برای تعرّض به زنان به خانه های مردم درآمدند . هرچند دیگر منابع به این رویداد نپرداخته اند و یا تنها اشاره مختصر نمودند.
از دیگر امتیازهای کتاب عالم آرا نسبت به دیگر کتب تاریخی هم عصر خود ، داشتن نطّلاعات کم نظیر درباره ایلات و عشایر و جابه جای آن ها می تواند مهم ترین منبع عصر خود باشدو اگرکسی بخواهد درباره سابقه قبایل وطوایف مردم ایران تحقیق کند، عالم آرا مهم­ترین منبع می تواند باشد . با توجّه به این که محمّد کاظم از افراد ساده جامعه بوده است . برای او مراسم و تشریفات سرگرم کننده هم به قدرحوادث مهمّ نظامی و سیاسی جاذبه و ارزش داشته و گزارش هایی از جشن ها و تاجگذاری ها و عروسی ها ثبت کرده است . (مروی، ۱۳۶۴، ص ۳۳) ثبت چنین گزارش ها یی در کتاب عالم آرا برای آشنایی با اوضاع و احوال اجتماعی آن دوره بسیار مفید خواهد بود .
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
امّا مهم ترین امتیازعالم آرا نسبت به کتاب های هم عصر خود درمورد ایران عصر افشاریه ، ثبت وقایع شمال شرق ایران است . اگر نوشته های میرزا مهدی خان درباره غرب کشور به علّت حضور او در قلب حوادث آن سامان برتری آشکار دارد ، روایات محمّد کاظم هم که مقیم مرو و خراسان ، و در همه حوادث و لشکرکشی های حاظر و ناظر بوده ، برای حوادث شرق کشور دارای ارزش خاصّی است .
تحلیل و تعلیل محمّد کاظم در بسیاری از حوادث نشانه کم مایگی علمی اوست . مثلاً : علل فجایع نادر را دراهمال مردم مثل ساکن شدن ارامنه، بی عفّتی مردم و … می داند. (مروی، ۱۳۶۴،ص ۴۰) اعتقادات و باورهای مؤلّف را باید در چهارچوب اوضاع و شرایط فکری ، سیاسی ، و اجتماعی آن عصر جستجو کرد . او به گونه ای مجموعه افکار و باورهای خود را در کتاب انعکاس داد . اعتقاد به تقدیر، بخت طالع و امورغیبی در صعود و نزول افراد و گروه ها داشت .
محمّد کاظم از زمانی که به خدمت نادر رسید ، درصدد تألیف کتاب بوده است و به تدریج مطاب موردنظر خود را یادداشت می کرده است ؛ امّا تنظیم و تدوین مطالب ، پس از به قتل رسیدن نادر صورت گرفته است ؛… هرچند موضوع اصلی کتاب عالم آرای نادری را به طور کلّی زندگی نادر تشکیل می دهد ، با این حال از حیث وقایع عمومی مقارن ایّام پایانی سلسله صفویه اطّلاعاتی مفید در آن وجود دارد. (ثواقب، ۱۳۸۰، ص ۳۲۸)
کتاب علم آرای نادری شامل شرح تفضیلی ایّام ولادت ، آغاز شباب ( جوانی ) و ابتدای سلطنت نادر با شرح نبرد های داخلی و تصرّف ممالک هند ، ترکستان ، الان و داغستان و همچنین اخبار شورش های داخلی ومناسبات او با زیر دستان و مردم تا زمان قتل نادر است . طول و تفسیر جزء به جزء حوادث و اردوکشی های نادر، ناخودآگاه مؤلّف را به عمق قضایا و انعکاس فجایع کشاند. با این وجود محتویات عالم آرا یک دست نیست و در این کتاب و در این کتاب پر حجم به علّت طول مدّت تألیف ، و تبدیل ذوق و سلیقه مؤلّف ، وتنوّع منابع فراز و نشیب هایی به چشم می خورد .
زبان عالم آرا ، فارسی اواخر صفویه و نیمه قرن دوازدهم ــ قرن دوازدهم ، عصر انحطاط ادبی بود ــ است . مؤلّف ادیب و محقّق و مورّخ نبود . یک کارمند ساده دفتری و مالی بود و کتاب خود را به زمان ساده محاوره ای آن روز نوشته است . به قول خود نویسنده عالم آرا : اوراقی چند … خالی از عبارات منشیانه و استعارات مترسلانه ، عامیانه در رشته تحریر کشیده (مروی، ۱۳۶۴، ص ۳) وی لغات و اصلاحات دیوانی فراوانی را در کتاب خود به کار برده است . چرا که عمری را در کارهای دیوانی سپری کرد و فارسی را از نامه ها و فرمان های دیوانی آموخته بود .
درعالم آرا به نحوی که از دوره صفویه معمول بود ، به دنبال هراسمی صفتی می آید . مثلاً : روز همیشه یا فرّخ اندوز است یا غم اندوز، هر سرداری حتماً یا والا تبار است یا کثیرالاقتدار یا عظیم الوقار، حضور یا ساطع النّور است یا فیض گنجور یا موفورالسّرور، اردوی کیوان پوی (مروی، ۱۳۶۴، ص ۵۰) ترکیبات ناسازگار زیادی به کار برده ، نظیر نعمت زوال ، بد شکوه و …
مؤلّف کتاب اعتقاد به خواب ، رویا ، افسانه و افسون در وقوع حوادث و رویدادها داشت . او تغییرات اجتماعی مثل تغییر سلطنت را ناشی از بدکرداری مردم و فرستادن غضب الهی در مقابل آن اهمال می دانست. او به تکرار حوادث امّا در چهارچوب تقدیر اعتقاد داشت . ناپایداری جهان و شرایط در افکار او جایگاه ویژه داشت و این موضوع احتمالاً ناشی از ناپایداری اوضاع سیاسی و اجتماعی عصر او می باشد. (مروی، ۱۳۶۴، ص ۱۵)
روش مؤلّف در بیان رویدادها ، شرح جزء به جزء حوادث و دقّت در بیان رویدادها می باشد که البتّه در فهم حوادث به خواننده کمک می کند پیوستگی خوبی در بیان حوادث در کتاب دیده می شود .
ازاین کتاب تنها یک نسخه خطّی سه جلدی موجود است. این نسخه در بخش دست نویسی های شرقی پژوهشگاه خاورشناسی آکادمی علوم اتّحاد جماهیر شوروی ( سابق ) در لینگراد نگهداری می شود. (بیات، ۱۳۷۷،ص ۲۹۳)
ــ جلد اوّل ، شرح وقایع تاریخ ایران تا جلوس نادر بر تخت سلطنت را شامل می شود .
ــ جلد دوم ، وقایع سال های ۱۱۴۹ تا ۱۱۵۶ هـ.ق می­باشد .
ــ جلد سوم ، رویدادهای سال های ۱۱۵۶ تا ۱۱۶۰ هـ.ق را شامل می­ شود. (بیات، ۱۳۷۷،ص ۲۹۳)
یکی از ویژگی های مثبت کتاب رسا و ساده بودن قلم و خالی بودن آن از لفّاظی­های بی­مورد است . در مورد سیاست خارجی نادر، طبقات و گروه ها و مطالبی از زندگی اجتماعی توده مردم ، مطالب خوبی دیده می شود . متأسّفانه جانب دارانه به بسیاری از حوادث کمک می کرده ، برای نمونه او مفقودین جنگ نادر با افاغنه را ۲۸۰ نفر از سپاه نادر و ۲۸۰۰۰ نفر از افاغنه می دانست . امّا در کل با توجّه به شرایط عمر خویش روایت کننده ای صادق است .

 

۶-۵- درّه نادری . میرزا مهدی خان استرابادی

 

نویسنده این کتاب میرزا مهدی خان استرابادی است . از دوران کودکی وی اطّلاع چندانی نداریم . معلوم است که او نیز مانند صدها تن منشی و تاریخ نویس و شاعر ایرانی است که چون از خانواده ای سرشناس و معروف نبودند ، بخش نخستین زندگانی آنان روشن نیست . سپس هنری کسب کرده و به مقامی رسیده و به بزرگی یا پادشاهی پیوسته و شهرتی به دست آوردند و از گمنامی بیرون آمدند .
محمّد صادق در تاریخ گیتی­گشا این­گونه از میرزا مهدی خان یاد میکند: مصطفی خان بیگدلی که در اواخر دولت نادرشاه شراکت میزا مهدی خان منشی ، صاحب تاریخ ایلچی روم گردید ، با دستگاهی که لایق دولت نادرشاه تواند بد بود متوجّه استامبول ، به دارالسّلام بغداد رسیده نادرشاه تخت و تاج را از دست داد. مهدی خان منشی باز گشت و مصطفی خان در آن جا متوقّف گردید. ( موسوی، ۱۳۱۷، ص ۳۲)
از دیگر مورّخانی که به درّه نادری توجّه داشته اند ، محمّد خلیل مرعشی نویسنده کتاب مجمع التّواریخ است ، که درسه جا ازمیرزا مهدی خان یاد می کند. درآغاز کتاب می نویسد : امّا بعد چون از مورّخان تواریخ که من ابتدای فتور و شورش افاغنه غلزی ها که سنه یک هزار و بیست هجری حادث شد ، لغایت حال که تاریخ یک هزار و دو صد و هفت هجری است ، احدی اسباب آغاز شورش و افساد جماعت افاغنه غلزه و ابدالی و بعضی از وقایع و سوانح متبوعه بعد از آن را در رشته تحریر مندرج ساخته مگر میزا مهدی خان مؤلّف تاریخ نادری که بعضی از احوالات را بنا بر مصلحت و هوای وقت در نهایت خفّت و ناهمواری واختصار وغیر واقع ذکر نموده.(گلستانه، ۱۳۵۶،ص ۱)
باید گفت ، که هیچ یک از فاضلان و ادیبان قرن حاضر درّهنادره را با شیوایی عبارات یا استحکام جمله ها نپسندیده اند . مرحوم ملک الشّعرا بهار درکتاب سبک شناسی درباره مؤلّف و تألیف وی چنین می نویسد : میرزا مهدی خان استرابادی منشی پیشگاه نادری که سرآمد منشیان آن دوره است با کمال قدرت قلم و ذوق طبیعی و پختگی عبارات تتبّع وافر با نتوانسته است جلو طغیان قلم را بگیرد (بهار، ۱۳۷۰،ص ۳۱۱)
درّه نادره مانند کتاب های مشابه آن اثری ابتکاری نیست و نویسنده دراین کتاب متأثّر از کتاب هایی است که پیش از وی به نثر فنّی و مصنوع نوشته شده است . نویسندگان قرن ششم با مهارت و استیلای کامل که برادب پارسی داشتند ، می کوشیدند که اقتباس و تقلید آن به آسانی درک نگردد ، امّا تقلید و تأثیر در عبارت درّه آشکار است و خواننده می تواند به خوبی آن را دریابد .
با بررسی کتاب درّه نادره می توان فهمید که هدف میرزا مهدی خان از تحریر این کتاب نوشتن تاریخ نیست ، بلکه می خواسته است استیلای خود را بر لغات عربی و فارسی و مهارت خویش را در انشاء فنّی و مصنوع نشان دهد . درّه نادره همان مطالب جهانگشای نادری است جزء این که در انشاء پیرو اسلوب تاریخ نگاری وصاف است و مؤلّف در مقدّمه آن را به عنوان یک سرمشق انشاء یاد می کند. (بیات، ۱۳۷۷،ص ۲۹۰)
میرزا مهدی خان درمقایسه خود با وصاف چنین می نویسد :
هیچ کس ازماه مقنع و فرص مصنّع کار بدر تمام و سرجواد خوشخام توقّع نکرد …
با بی هنری چند هنر بفروشی خر مهره به قیمت گهر بفروشی
ترسم که کند آتش رسوایی دود تا کی به کسان هیمه تر بفروشی
… و بیروزات ترّهات و هواهی واهی را با پیروزه قیمتی و بهرمان هرمانی رُمّانی مضاهی کردن دلیل بی‌هنگی ، … بیان رثّ بَث و کلام غثّ و نَث را با چنان اعجوبه کتاباً متشابهاً خواندن دل خستن است ، و از جاجه و زجاجه کار گوهر جستن ، و کاه کم بها را با سنگ بیجاده سنجیدن ، بی جادّه است . (استر آبادی،۱۳۶۶،ص ص ۴۸-۴۶)
قبلاً اشاره کردیم که درّه نادره تحت تأثیر تاریخ وصاف قرار گرفته حتّی در مواردی از آن نیز متکلّف تر است . با این حال می توان در این کتاب اطّلاعات سودمندی دباره اوضاع و احوال دوران افشاریه به دست آورد که در دیگر منابع آن دوران موجود نمی باشند . از جمله :… استیلای افاغنه بر ایران ، رویدادهای پس از کشته شدن نادر و احوال و اخلاق او یافت. (بیات،۱۳۷۷،ص ۲۹۰)
در بررسی کتاب درّه نادره ، به این نکته باید توجّه داشت که مؤلّف برای خوش آمد گویی و ثنا گویی ولی نعمت و ارباب خود ، رهایی ایران از چنگ افاغنه را به طور کامل مرهون کوشش نادر می داند و نقش مردم را در مبارزه با افغان ها و ترکان نادیده می گیرد . در نوشته های او همه چیز حول نادر می چرخد دیگرانرا ابزاری می داند که نادر برای به دست آوردن هدف خود از آن ها استفاده نموده است . همچنین میرزا مهدی خان ، پیروزی های جنگی نادر را می ستاید ؛ ولی ازذکر ناکامی های نظامی و شکست های او اجتناب می کند ، سیاست های خارجی نادر را کاملاً تأیید کرده ، و لشکرکشی های او به آسیای مرکزی و داغستان را اقدامی تدافعی جلوه گر می سازد . وی هنگامی که به شرح لشکرکشی نار به هندوستان می پردازد ، تمام بار مسئولیّت را متوجّه محمّد شاه گورکانی می کند. (بیات، ۱۳۷۷، ص ص ۲۹۱-۲۹۰)
این کتاب یکی از کتاب هایی است که در آن انواع و اقسام صنایع ادبی وجود دارد .میرزا مهدی خان وقت نوشتن درّه توجّه خاصّی به جهانگشای جوینی ، تاریخ معجم و مقامات حمیدی داشته است .
این کتاب بین منشیان و ترسّل نویسان بعد از نادر شهرت یافته است و همین عامل باعث گردید که میرزا مهدی خان به خاطر نثر مثنوع و دشوارش بر سر زبان ها قرارگیرد .

 

۶-۶ تاریخ حزین

 

شیخ محمد علی حزین مؤلف کتاب حاضر در سال ۱۱۵۴ ق/۱۷۴۱ م. در دهلی خاطرات خود را به رشته تحریر در آورد. وی از تبار شیخ زاهد گیلانی مرشد و پیر شیخ صفی اردبیلی است. وی در هنگام تهاجم غلجایی ها به اصفهان در سال ۱۱۳۵ق. علی رغم وصیت پدرش به ترک اصفهان، (حزین،۱۳۳۲، ص۸) در این شهر سکونت داشت و با تصرف آن شهر به دست محمود از آنجا گریخت. بازگشت او به ایران مصادف به شکل گیری قدرت نادر و تسلط تدریجی او بر امور کلی و جزئی تمام ممالک محروسه (حزین،۱۳۳۲، ص۹۰) بود.
حزین پس از مسافرت به کرمان و برخی شهرهای سواحل خلیج فارس چون شاهد ستمی سخت بر بیچارگان بود تصمیم بر ترک ایران گرفت. پس در سال ۱۱۴۶ ق./ ۱۷۳۴م. تصمیم به ترک ایران گرفت و عازم هندوستان گردید و در دهلی اقامت نمود تا اینکه در ۱۱۸۱ق. ۱۷۶۸م. از دنیا رفت.
مشهورترین اثر وی همین زندگی شیخ محمد علی حزین است. که خود آن را به رشته تحریر درآورده است. احتمالاً نام اصلی این اثر تذکره الاحوال شیخ حزین می باشد که به انگلیسی توسط ف.س.بل فور BELFOR در انگلستان منتشر شد.
اخبار شیخ محمد علی حزین از هجوم افغان به ایران و اشغال ایران به وسیله ترکان عثمانی در دهه سوم قرن هجدهم بسیار پر ارزش است. چرا که وی به هنگام محاصره اصفهان پایتخت شاه سلطان حسین به وسیله افغانها در این شهر سکونت داشت. حزین در تحلیل چگونگی واژگونی حکومت صفویه بر اهمیت عوامل سیاسی و نظامی تأ کید دارد. …. فروپاشی صفویان را به تباهی دستگاه اداری و انحطاط روحی و معنوی آنها نسبت می دهد. ( لکهارت، ۱۳۷۶، ص۹) حزین اختلاف و عداوت بین درباریان صفوی و رواج توطئه علیه رقبا را مهمترین عامل فروریختگی دودمان صفوی می دانند: شاید این هم از اسباب اجرای تقدیر بود که بر یک لشکر چندین کس که رهگذر غفلت و نفاق رأی دو تن از ایشان را با هم انفاق نباشد امیر و سردار شوند. (لکهارت، ۱۳۷۶،ص۵۲)
مؤلف خیزش. مردم علیه افغانها را در قزوین و خوانسار مقاومت در برابر عثمانی را در همدان، تبریز و خرم آباد گزارش می دهد و می نویسد: در همدان اهالی آن شهر در حالی که حاکم و لشکری در شهر نبود چهار ماه در مقابل عثمانی­ها جنگیدند و اگر چه کار از دست رفته بود، شجاعانه پایداری کردند تا همگی به قتل رسیدند. ( حزین،۱۳۳۲، ص۸-۶۷)
در زندگینامه حزین اخبار گرانبهایی درباره ی رکود اقتصادی کشور که نتیجه استیلای افغانان و ترکان بوده یافت می شود. از مدارک بکری که درکتاب حزین وجود دارد چنین استنباط می شود که در زمان حکومت نادر یعنی در ابتدای دهه چهارم قرن هجدهم، جور وستم به کشاورزان و توده های اصلی شهر به سختی افزایش یافته. در نتیجه مالیاتهای سنگین پی در پی آتش قیام ها شعله ور می شد، ولی بلافاصله به وسیله نادر بیر حمانه خاموش می گردید. حزین خود شاهد برخی از آنها بوده، مثلاً در زمانی که مردم لار علیه اخاذی و زورگویی مأموران حکومت عصیان کرده بودند او خود در لار حضور داشته بود.
عکس مرتبط با اقتصاد
شیخ حزین بر خلاف تمام تاریخ نویسان نادر و همچنین برخلاف بسیاری از تاریخ­دانان اروپایی عربی (معاصر نادر) که نادر را ناجی دانسته و عشق بی حد مردم نسبت به فرمانروایی خود تأیید کرده اند ولی درباره استمنار سخت و تضادهای طبقاتی آشتی­ناپذیر درون جامعه چیزی نگفته­اند، سخن گفته و مطلب نوشته است. حزین به شرح وضعیت مردم در حکومت نظامی افشار که در معرض انواع اخاذی­ها و مطالبات قرار داشتند، می پردازد و گزارش معضلی از لار و وضعیت شیعیان و سینان در این شهر ارائه می دهد.
تذکره احوال حزین، صرف نظر از ارزش تاریخی اش، در شرح احوال اعیان و رجال فرهنگی در دوره مورد بحث بسیار حائز اهمیت است. حزین از کسانی چون محمد باقر مجلسی، میرزا اعلاء الدین محمد معروف به گلستانه که اولادش به مناصب دیوانی آلوده شدند و ایشان را از آن عزت و احترام نماند. (حزین، ۱۳۳۲، ص۱۲) و صدر الدین سید علی حسینی که ((از معامله دنیا طلبان پهلو تهی نمود)). (حزین، ۱۳۳۲، ص۱۴)یاد می کند.
در کلام نهایی تذکره احوال حزین از مهمترین و معتبرترین منابع تاریخی در خصوص اوضاع و اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران در یکی از پر آشوب ترین دوره های تاریخی یعنی سالهای پایانی حکومت صفویان، تفوق افاغنه و مراحل آغازین قدرت یابی افشاریان به شمار می آیند. که به زبانی ساده نوشته شده است.

 

۶-۷- مجمل التّواریخ : ابوالحسن بن محمّد بن امین گلستانه

 

ابوالحسن گلستانه فرزند محمّد امین ، مورّخ و دیوان سالار اواخر دوران سلسله افشاریه و از سادات خاندان گلستانه اصفهان بود و انتساب به گلستانه کرمانشاه چنانچه کوهمره ای پنداشته درست نیست . نیای بزرگ او از نوادگان امام حسن ( ع ) و از سادات حسنی اصفهان بود . آگاهی ما درباره او زیاد نیست وعموماً بر گرفته از کتاب مجمل التّواریخ اوست. عموماٌ خاندان وی از پذیرش مناصب دولتی به علّت زهد و تقوا پرهیز می کردند. (شعبانی ،۱۳۶۹،ص ۱۶۰)
همین قدر در مورد افراد این خاندان آگاهی داریم که از زمان علاء الدّین گلستانه آنها به مناصب دیوانی آلوده شدند. ابوالحسن به عموی خود میرزا محمّد تقی پیوست که مدّتی در زمان نادرشاه شغل مستوفی الممالکی و مدّتی هم حکومت همدان را داشت . میرمحمّد تقی درزمان قتل نادر، حاکم قلعه ای نظامی در کرمانشاه بود که با سلطنت عادل شاه ، به همان منصب دوباره منصوب گردید (صفا، ص ۱۰۸۵) با قدرت‌گیری کریم خان ابوالحسن با او صلح نمود و از سوی کریم خان به حکومت کرمانشاه منصوب گردید، امّا بعدها با کریم خان درگیر شد و حتّی مدّتی به زندان افتاد و مورد بی مهری کریم خان قرار گرفت و از بیم جان به گیلان گریخت ؛… پس از درگذشت عمویش ، به قصد رفتن به روم ، عازم بغداد شد ؛ لیکن در این محل ، از رفتن به روم منصرف شده و به اتّفاق دو برادر خود ، عازم هندوستان گردید . از اشاراتی که مؤلّف در مقدّمه کتاب نموده ، معلوم می شود بعدها درهندوستان در تنگنا قرار گرفته است . در سال ۱۱۹۶ هـ. ق به درخواست برادر کوچک خود ، میرسیّد محمّد خان ، به تألیف مجمل التّواریخ همّت گماشت . (بیات، ۱۳۷۷،ص ۲۰۶)
مطالب کتاب مجمع التّواریخ خلیل میرزا ، شباهت زیادی با مطالب مجمل التّواریخ دارد و امکان دارد که یکی از دیگری اقتباس شده باشد ، امّا به این دلیل که ابوالحسن گلستانه مؤلّف مجمل التّواریخ کتاب خود را زودتر از کتاب مجمع التّواریخ نوشته ، معلوم می شود که نویسنده مجمل التّواریخ از کتاب مجمع التّواریخ خلیل میرزا استفاده نکرده است ؛ هر چند خلیل میرزا کتاب خود را یازده سال پس از گلستانه مجمل التّواریخ تألیف نمود ، ولی یادی از مجمل التّواریخ نمی کند که خود جای بسی تعجّب است که خلیل میرزا، کتاب مذکور را ندیده باشد . ای بسا کمبود مجمل التّواریخ در آن روزگار، سبب این امر شده باشد . در نتیجه به دلیل شباهت زیاد مطالب این دو کتاب می توان حدس زد که هردو مؤلّف ،ازیک منبع مشترک استفاده کرده باشند . (بیات، ۱۳۷۷،ص ۲۹۷)
خلیل میرزا در کتاب مجمع التّواریخ به شرح حوادث تا میل کشیدن شاه سلیمان می پردازد ، بعد از آن به ذکر گوشه ای از وقایع خراسان در آن سال ها ادامه می دهد . هر چند ابوالحسن گلستانه مطالب مجمع التّواریخ را ادامه داده است . پس از شرح حوادث خراسان ، حمله احمد شاه ابدالی و هجوم افاغنه به خراسان و هندوستان را ذکر کرده است و در رابطه با تاریخ هند از اطّلاعات کسانی که خود شاهد و ناظر حوادث بوده اند ، بهره برده است . (بیات، ۱۳۷۷،ص ۲۹۷) وی از اظهارات دیگران برای حوادث تاریخ خراسان استفاده کرده است .

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*