تاریخ حدیث و اندیشه‌های حدیثی در بحرین- قسمت ۱۰

تاریخ حدیث و اندیشه‌های حدیثی در بحرین- قسمت ۱۰

۸ـ به روایت ابن سعد از علی بن محمد از یزید بن عیاض از زهری، پیامبر نامهای به عبدالقیس بحرین نوشتهاند، که متن آن چنین است:
من محمد رسول الله إلی الأکبر بن عبدالقیس: أنهم آمنون بأمان الله، وأمان رسوله، علی ما أحدثوا فی الجاهلیه من القحم، وعلیهم الوفاء بما عاهدوا، ولهم أن لا یحبسوا عن طریق المیره، ولا یمنعوا صوب القطر، ولا یحرفوا حریم الثمار عند بلوغه، والعلاء بن الحضرمی امین رسول الله علی برها وبحرها وحاضرها وسرایاها، وما خرج منها، وأهل البحرین خفراؤه من الضیم، وأعوانه علی الظالم، وأنصاره فی الملاحم، علیهم بذلک عهد الله ومیثاقه، لا یبدلوا قولاً، ولا یریدوا فرقه، ولهم علی جند المسلمین الشرکه فی الفیء، والعدل فی الحکم، والقصد فی السیره، حکم لا تبدیل له فی الفریقین کلیهما والله ورسوله یشهد علیهم.[۳۱۰]
از محمد پیامبر خدا به بزرگ عبد القیس.
ایشان در پناه خدا و پیامبرش هستند و از آنچه در زمان جاهلیت از زشتی‌ها مرتکب شده‌اند مؤاخذه نمی‌شوند و بر ایشان است که وفا کنند بر آنچه عهد کرده‌اند و بر آنها است که احتکار نکنند و جلوگیری از استفادۀ مردم از آب نکنند و حریم برای درختان میوه قرار ندهند (تا اینکه ابن السبیل از آنها استفاده کنند).
و علاء پسر حضرمی، امانت‌دار پیامبر خداست بر خشکی و آب شهری و دهاتی و همه اموال عبد القیس. و مردم بحرین شریک او در پیمان‌ها و پشتیبان او در مقابله با ظلم و یاوران او در جنگ‌ها هستند. بر ایشان است (آنچه ذکر شد) پیمان خدا و تغیر ندهد این عهد را نه حرفی و نه گروهی.
پس برای آنها است از آنچه از غنیمت به دست سپاه اسلام می‌رسد و قضاوت به عدالت و میانه‌روی در تعامل با آنها.
این حکمی است که تغییری در آن نیست از دو طرف و خدا و پیامبرش گواه بر آنها هستند.
۹ـ برخی نامۀ دیگری را از پیامبر گرامی اسلامˆ به عبدالقیس ذکر کردهاند که در منابع کهن نیامده است.
بسم الله الرحمن الرحیم
هذا کتاب من محمد رسول الله لعبد القیس وحاشیتها من البحرین وما حولها، أنکم أتیتمونی مسلمین، مؤمنین بالله ورسوله، وعاهدتم علی دینه، فقبلت علی أن تطیعوا الله ورسوله فیما أحببتم وکرهتم، وتقیموا الصلاه، وتؤدوا الزکاه، وتحجوا البیت، وتصوموا رمضان، وکونوا قائمین الله بالقسط ولو علی أنفسکم، وعلی أن تؤخذ من حواشی أموال أغنیائکم فترد علی فقرائکم، علی فریضه الله ورسوله فی أموال المسلمین.[۳۱۱]
به نام خداوند بخشندۀ بخشایشگر
این نامه‌ای است از محمد پیامبر خدا به عبد القیس و اطراف آن از بحرین و کناره‌ها! شما مسلمان و مؤمن نزد من آمدید و بر عهد خود به دین هستید و قبول کردید که اطاعت خدا و رسول او کنید در دوست داشتن و اکراه داشتن و نماز را برپا دارید و ادای زکات کنید و حج به جا آورید و روزۀ رمضان را انجام دهید و حرکت شما برای خدا باشد ولو اینکه به ضرر خودتان باشد و اغنیا اموال صغیر و اضافی خود را به فقرا دهند، بنا بر دستور خدا و رسول در مورد اموال مسلمانان.
۱۰ـ ابن شبه نمیری (م ۲۶۲ ق) نامه پیامبر اسلامˆ را به سفیان بن همام و دیگران نقل کرده است. سفیان بن همام مُحاربی از شاخۀ محاربِ عبدالقیس است.[۳۱۲] این نامه چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم
هذا کتاب من رسول الله لسفیان بن همام علی بنی ربیعه بن قحطان، وبنی زفر بن زفر، وبنی الشحر لمن أسلم منهم، وأعطی الزکاه، وأطاع الله ورسوله، واجتنب المشرکین، وأعطی من المغنم خمس الله وصفیه، وسهم النبی وصفیه؛ فانه أمر بأمر الله ومحمد، ومن خالف أو نکث فإن ذمه الله ومحمد منه بریئه، وإن لهم خطبهم من الصُلصُل، ومن الأکرم، ودار ورک، وصمعر، وسلاّن، ومور، فکل أتاوه لهم.[۳۱۳]
به نام خداوند بخشندۀ بخشایشگر
این کتابی از پیامبر خدا برای سفیان پسر همام حاکم [قبیلۀ] بیعه پسر قحطان و قبیلۀ زفر و بنی الشحر. از کسانی که اسلام آورده‌اند و زکات می‌دهند و پیروی خدا و رسول می‌کنند و پرهیز از مشرکین دارند خمس اموال خود و سهم پیامبر از غنائم می‌پردازند. اگر چنین باشد امر خدا و پیامبر است و کسی که مخالفت کند یا پیمان‌شکنی نماید از پیمان خدا و عهد خارج است. برای عبد القیس است بهرۀ آنها از آبشخور صُلصُل و اکرم و وادی ورک و صمعر و سلاّن و مور و همه بهرۀ این مناطق و آبشخورها برای عبد القیس است.
۱۱ـ مؤلف کتاب الوثائق السیاسه از الأموال ابن زنجویه (م ۲۵۱ ق) نامه پیامبر را به اسبذیین نقل کرده است. چنانکه گذشت اسبذیها گروهی از مجوسیان بحرین بودهاند.
نامه چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم
من محمّد رسول الله الی العباد الأسبذیین سلم أنتم أمّا بعد ذلکم فقد جاءنی رسلکم مع وفد البحرین فقبلت هدیتکم فمن شهد منکم أن لا إله إلاّ الله، وأنّ محمداً عبده ورسوله، واستقبل قبلتنا، وأکل من ذبیحتنا فله مثل ما لنا، وعلیه مثل ما علینا، ومن أبی فعلیه الجزیه علی رأسه معافاً علی الذکر والاُنثی، ومن أبی فلیأذن بحرب من الله ورسوله.
وعلیکم أن لا تمجّسوا ]أولادکم، وإن مال[ بیت النار ثنیالله ولرسوله.
وعلیکم فی أرضکم مما أفاء الله علینا منها مما سقت السماء أو سقت العیون من کل خمسه واحد، ومما یسقی بالرشاء والسوانی من عشره واحد.
وعلکیم فی أموالکم من کل عشرین درهماً درهم، ومن کل عشرین دیناراً دینار.
وعلیکم فی مواشیکم الضعف مما علی المسلمین، وعلیکم أن تطحنوا فی أرحائکم لعمّالنا بغیر أجر. والسلام علی من اتّبع الهدی.[۳۱۴]
به نام خداوند

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

بخشندۀ بخشایشگر
از محمد پیامبر خدا به اسبذی‌ها. در آشتی هستید شما. نمایندگان شما با میهمانان بحرین به سوی من آمدند. پس هدیۀ شما را قبول کردم. پس هر که از شما گواهی به یگانگی خدا و پیامبری محمد دهد و روی به قبلۀ ما آورد و از ذبیحۀ ما بخورد برای او است آنچه [از خیر] برای ماست و به ضرر اوست آنچه [از گرفتاری] برای ما است و کسی که از اسلام روی گرداند باید جزیه پرداخت کند تا معاف و محفوظ باشد و کسی که از جزیه دادن روی گرداند آمادۀ جنگ باشد.
و بر شما است که فرزندان خود را به مجوسیت نکشید و اموال معابد از آن خدا و رسول است.
و بر شما است که یک پنجم از کشاورزی دیم و آبخور از چشمه‌ها و یک دهم آنچه به وسیلۀ نهرهای کوچکِ دست‌ساز و ظروف، آبیاری می‌شود را زکات دهید و همچنین یک بیستم از اموال نقره و طلای خود را زکات دهید.
و بر شما است از پرداخت مالیات اموال، دو برابر آنچه بر مسلمانان است و اینکه گندم را آرد کنید در آسیاب‌ها‌تان، برای نمایندگان ما، بدون مزد و سلام بر هر که پیروی هدایت کند.
۱۲ـ مطابق گزارش منابع کهن، پیامبر اکرمˆ در نامهای به مجوسیان هجر آنها را به اسلام یا جزیه دعوت کرده است.[۳۱۵]
متن این نامه را زیعلی در نصب الرایه چنین آورده است:
أما بعد من شهد منکم أن لا إله إلا الله وأن محمداً عبده ورسوله، واستقبل قبلتنا، وأکل ذبیحتنا فله مثل ما لنا، وعلیه مثل ما علینا، ومن أبی فعلیه الجزیه، علی کل رأس دینار علی الذکر والأنثی، ومن أبی فلیأذن بحرب من الله ورسوله.[۳۱۶]
کسی که گواهی به یگانگی خدا و پیامبری محمد دهد و روی به قبلۀ ما آورد و از ذبیحۀ ما بخورد برای اوست، آنچه برای ما است و به ضرر اوست آنچه به ضرر ما است و کسی که روی گرداند باید مالیات بپردازد به ازای هر نفر، یک دینار و هر که از مالیات روی گرداند، آمادۀ جنگ باشد.
ب. راویان ائمه‰

 

 

  1. اصحاب امیرالمؤمنین†و راویان آن حضرت

 

۱ـ صعصعه بن صوحان عبدی
او از اصحاب و روات امیرالمؤمنین† است. [۳۱۷]
به روایت کشّی امام صادق† در حق صعصعه فرمود: «ما کان مع امیرالمؤمنین من یعرف حقه إلا صعصعه واصحابه».[۳۱۸]
کشی همچنین خطبۀ صعصعه را در مسجد کوفه در مذمت معاویه نقل کرده است.[۳۱۹]
صعصعه عهدنامۀ مالک اشتر را از امیرالمؤمنین روایت میکند.[۳۲۰]
نجاشی ضمن کتابهای عبدالعزیز بن یحیی بن احمد بن عیسی جلودی ازدی بصری، کتاب اخبار صعصعه بن صوحان را نام برده است.[۳۲۱]
محل تولد او را دارینِ قطیف دانستهاند.[۳۲۲]
بعد از اسلام و رحلت پیامبر مدتی در عُمان بود[۳۲۳]، آنگاه به مدینه رفت و عاقبت در کوفه ساکن شد.
احتجاج او با خلیفۀ دوم در امر تقسیم بیتالمال در منابع آمده است.[۳۲۴]
در کوفه نیز سعید بن عاص اموی ـ والی این شهر ـ از او و برخی دیگر به عثمان شکایت کرد و سپس به دستور خلیفه آنها را به شام و سپس حَمص تبعید کرد.[۳۲۵]
در خلافت حضرت امیر† او به کوفه آمد و در جنگهای سهگانۀ ایشان شرکت داشت.[۳۲۶] او از شهودِ وصیت امیرالمؤمنین در سال ۳۷ق است.[۳۲۷] و همچنین در تشییع شبانۀ آن حضرت حاضر بود و خطبۀ او کنار مزار آن حضرت معروف است.[۳۲۸] بعد از شهادت حضرت امیر†، صعصعه به امر معاویه و توسط مغیره بن شعبه به جزیره یا بحرین و یا به قولی جزیرۀ ابن کافان تبعید شد و در آنجا به سال ۵۶ق درگذشت.[۳۲۹] و [۳۳۰]
در روستای نائیه در بحرینِ امروزی، مرقد صعصعه معروف است. البته قول دیگر در مورد مرقد او ثویه یا جعفریه در حوالی کوفه است.[۳۳۱] مسجدی نیز در کوفه به او منسوب است که دارای اعمال و ادعیۀ مخصوص می‌باشد.[۳۳۲]
اساتید:
او غیر از امام علی†، از عبدالله بن عباس، عثمان بن عفان روایت میکند.
شاگردان:
ابواسحاق عمرو بن عبدالله سبیعی، مالک بن عمیر، منهال بن عمرو، عبدالله بن بریده، مطیر (پدر موسی بن مطیر).
۲ـ سیحان بن صوحان عبدی
شیخ او را در باب من روی عن امیرالمؤمنین† ذکر کرده است.[۳۳۳] او از صحابه است و در جنگهای رده شرکت داشت.[۳۳۴] به همراه برادرش زید، در جمل در رکاب امیرالمؤمنین† به شهادت رسید.[۳۳۵]
۳ـ حُکَیم بن جَبَلَه عبدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*