تحقیق درباره خیانت زناشویی

دانلود پایان نامه

کند (پلوسو،2007). برونگرایی همچنین نیازمند سرمایه گذاری کمتری در رابطه است. از آنجا که افراد برونگرا بدنبال تحریک و هیجان هستند، کمتر متعهد می شوند که در نهایت منجر به خیانت می شود (دریگوتاس و همکاران،1999).
رویز، سید، مولریو و بالتری ( 2007 )، در پژوهش خود دریافتند که حساسیت به تنبیه که از ویژگیهای نظام بازداری رفتاری است و همچنین خود کارآمدی به طور متعامل در افزایش فشار خون سیستولیک و ضربان قلب نقش مهمی دارند. در این میان حساسیت به تنبیه نقش میانجی داشت، یعنی زمانیکه حساسیت به تنبیه بالا بود، رابطه بین خودکارآمدی و شاخص های قلبی- عروقی منفی بود.
پژوهش دیگری نشان داده است که فعالیت نظام بازداری رفتاری با اضطراب، نوروزگرایی و عاطفه منفی و نظام فعال ساز رفتاری با برونگردی و عاطفه مثبت، همبستگی دارد (جرم و همکاران، 1999).
گمز، کوپر و گمز (2006) در مطالعه خود بر روی دو نظریه آیزنک و گری به این نتیجه رسیدند که سیستم بازداری رفتاری همبستگی مثبتی با روان آزرده گرائی و رابطه ای منفی با برونگردی دارد، در حالی که سیستم فعالساز رفتاری کاملاً برعکس، همبستگی منفی با روان آزرده گرائی و همبستگی مثبت با برونگردی دارد.
پیکرینگ و دیاز(1993) در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که روان گسسته گرائی همبستگی مثبت با سیستم بازداری رفتاری دارد. همچنین آنان دریافتند که روان گسسته گرائی همبستگی مثبت با مؤلفه روی آورد سیستم فعالساز رفتاری و رابطه ای منفی با مؤلفه گریز سیستم جنگ/ گریز دارد. نتیجه این پژوهش برخلاف ادعای گری است که معتقد بود سیستم جنگ/ گریز تنها با روان گسسته گرائی ارتباط دارد. همچنین گری مدعی بود که برونگردی با سیستم فعالساز رفتاری رابطه مثبت دارد.
دی پو (1989) تسهیل سیستم BAS را یکی از پایه های ایجاد اختلال های دو قطبی دانسته است. پژوهش های مختلف نشان داده است که افراد مبتلا به ADHD، نقایص شدیدی در بازداری رفتار و کارکردهای اجرایی دارند که در خود تنظیمی نقش مهمی بر عهده دارد.
اسلوباداسکایاز (2001) در پژوهش خود، به برتری فعالیت سیستم بازداری رفتاری دختران نسبت به پسران اشاره داشته است.
موریس و همکاران (1999)در پژوهش خود دریافتند که عملکرد نظام فعال ساز رفتاری، رفتار پاداش گرفته را حفظ و تقویت می کند، بنابراین در افرادی که این نظام کارایی کمی دارد، دست یابی به منبع پاداش و لذت و برانگیختگی هیجانی کمتر بوده، این عاملی برای تحول مشکلات عاطفی در این افراد می شود.
یکی از ویژگیهای افرادی که از سبک مقابله کارآمد مساله مدار استفاده می کنند، سطح تنش پایین است پایین بودن سطح تنش هیجانی باعث می شود که فرد در سایه آرامش روانی بهتر بتواند از مهارت های شناختی و پویایی برای مقابله با مشکل استفاده کند و در نتیجه به رضایت بیشتری دست یابد. از طرف دیگر انکار و انفعال دو ویژگی کسانی است که از سبک مقابله ناکارآمد هیجان مداری استفاده می کنند (پیرلین و اسکولر، 1987).
پاسکار (2003) با بررسی رابطه سلامت روانی و روش های مقابله در بین نوجوانان روستایی و آموزش مهارت های مقابله مساله مدار نشان داد .این برنامه در افزایش سلامت روانی نقش داشته و سلامت روانی این نوجوانان افزایش یافته است ( به نقل از حسینیان، 1385).
محققین ارزیابی شناختی بر این باورند که الگوی ارزیابی شناختی افراد نسبت به موقعیت های تنیدگی زای زندگی براساس ایجاد ویژگی های مختلف شخصیت، پاسخ های هیجانی و منطقی متفاوتی از قبیل خشم، احساس گناه، غرور، طراحی یک نقشه، انجام عمل خاص یا تلاش برای کاهش احساسات ناخوشایند از خود نشان می دهند (پنلی و توماکو، 2002).
لازاروس (1996) در مطالعه ای روی زوجهای مهاجر دریافت که نشانه های افسردگی ارتباط مثبتی با مقابله رویاروی گری، خود مهارگری، گریز- اجتناب و مسئولیت پذیری دارد.
استریکلندو همکاران (2007) در بررسی رابطه شخصیت، مقابله و بیماری دریافت که ریختهای رفتاری مقابله ای از یک سو با ابعاد اساسی شخصیت ( مثل روان آزرده گرایی، روان گسسته گرایی و ذهن باز در مقابل ذهن بسته ) همبستگی مشخص دارند، و از دیگر سو با شکایتهای گوناگون بیماریهای روان تنی همبسته هستند.
لی – بگلی و همکاران (2005)، در تحقیق خود به عنوان” ارتباط بین پنج عامل بزرگ شخصیت و
مقابله با استرس” گزارش کردند که افراد برون گرا بیشتر از راهبرد مقابله ای مساله مدار مانند جستجوی
حمایت اجتماعی، تفکر مثبت و ارزیابی مجدد مثبت استفاده می کنند، در حالیکه افراد روان رنجور خو در رویارویی با موقیت های استرس زا از راهبرد های منفعلانه مانند دوری گزینی، تفکر آرزومندانه و شیوه مبتنی بر ستیزه جویی استفاده می کنند.
بویر و همکاران (2005) در تحقیقی تحت عنوان رابطه بین شخصیت، راهبرد های مقابله ای و بهزیستی ذهنی در 230 نفر از بیماران مبتلا به سرطان سینه انجام دادند و نشان دادند که بین راهبرد های مقابله ای مساله مدار( ارزیابی مجدد مثبت و حمایت مذهبی) که از راهبرد های مقابله کارآمد هستند با بهزیستی ذهنی رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که بین ویژگی شخصیتی روان رنجورخویی با بهزیستی ذهنی رابطه منفی معناداری وجود دارد.
همپل (2007) در پژوهش خود نشان داد که دختران از روش های کنار آمدن هیجان مدار بیشتر استفاده می کنند و راهبرد مقابله ای ناسازگارانه مثل برون ریزی عاطفی، نشخوار های ذهنی و اجتناب و کناره گیری را نسبت به پسران بیشتر به کار می برند.
فرانسیس و دوگاس (2004) بین فراشناخت و شخصیت ارتباط معناداری به دست آوردند. سلبای و جفری (2008) معتقدند بدکارکردی شناختی و تخریب عوامل مربوط به شناخت با ایجاد اختلالهای شخصیت مرتبط می باشد..
تحقیق اسپادا و همکاران (2007) نشان داد که افراد الکلی یا افرادی که دارای مشکلاتی در ارتباط با نوشیدن الکل هستند به طور معناداری نمرات پایین تری در ابعاد فراشناخت نسبت به افراد عادی اجتماع کسب می کنند.
ولز و پاپاجوریو (1998) در پژوهشی که انجام دادند دریافتند که میان توانش شناختی و علائم وسواس فکری- عملی ارتباط مثبت و معنا دار وجود دارد.
نتایج پژوهش ولز، کارت رایت و هاتن (2004) نشان می دهد، بیمارانی که دارای اختلال اضطراب تعمیم یافته و اختلال وسواس فکری- عملی هستند در مقایسه با افراد غیر بیمار از نظر توانش شناختی در سطحی پایین تر قرار دارند.
لوبان (2002) در پژوهشی گزارش داد که باورهای فراشناختی در بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی به ویژه اختلال اضطراب فراگیر، اختلال پانیک، اختلال وسواس فکری- عملی و اختلال استرس پس از ضربه مختل تر است.
بررسی ها بیانگر رابطه میان ابعاد فراشناختی و انواع گسترده ای از اختلال های روانی، به ویژه اختلال های هیجانی از جمله خود بیمار انگاری (بومن و میجر، 1999)، اختلال استرس پس از سانحه (ریوسیس و ولز، 2006)، آمادگی برای توهم های شنوایی (موریسون، ولز و نوتارد، 2006)، هراس اجتماعی (ولز، 2000) و اشتغال ذهنی (ولز،1994) هستند.
پیشینه پژوهش در داخل کشور
در تحقیقی که به بررسی عوامل شخصیتی زوجین و ارتباط آن با سازگاری زناشویی پرداخته شده بود به نقش همسانی عوامل شخصیتی در سازگاری زناشویی به خصوص دو عامل هیجان خواهی و پرخاشگری که در ارتباط های اجتماعی تاثیر بیشتری دارند، تاکید شده است ( مصاحبی، 1381).
نتایج پژوهشی به منظور بررسی طرحواره های ناسازگارانه اولیه و نوع سبک دلبستگی در زنان دارای خیانت زناشویی، نشان داد که زنان دارای خیانت زناشویی بیشتر سبک دلبستگی اجتنابی دارند ( رفیعی، حاتمی و فروغی، 1390).
در پژوهشی دیگر ( عبدی،عبدالهی مجارشین،باباپور و قوجا زاده، 1388) نظام های فعال ساز و بازداری رفتاری را در افراد دارای روابط جنسی پر خطر (بدون استفاده از کاندوم)، افراد دارای روابط جنسی کم خطر (با بهره گرفتن از کاندوم) و گروه افراد عادی مقایسه کردند. نتایج این پژوهش نشان داد که گروه پر خطر به طور معناداری از نظام فعال ساز قوی نسبت به گروه کم خطر، روانرنجور خویی بالا نسبت به گروه گواه، برونگرایی بالا نسبت به گروه کم خطر و عاطفه مثیت بیشتر نسبت به دو گروه دیگر برخوردارند و گروه کم خطر از عاطفه منفی بالاتر نسبت به گروه گواه برخوردار هستند. گروه کم خطر از روان رنجورخویی بالا نسبت به گروه گواه، برونگرایی پایین نسبت به گروه گواه، عاطفه منفی بالاتر نسبت به گروه گواه و صفت اضطرابی بالا نسبت به گروه گواه برخوردار بودند.
همچنین حسنی، بیگدلی و قوشچیان ( 1386)، فعالیت نظام های مغزی/ رفتاری بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی و افراد بهنجار را بررسی کردند. نتایج پژوهش این محققین نشان داد که افراد مبتلا به وسواس، نظام بازداری قوی تری نسبت به نظام فعال ساز رفتاری در مقایسه با افراد بهنجار دارند.
نتایج پژوهش غضنفری و قدم پور(1387) نشان داد که بین سلامت روانی و راهبردهای مقابله رابطه معناداری وجود دارد. به این ترتیب که هر چه فرد راهبرد مقابله مسئله مدار را بیشتر به کار برد از سلامت روان بالاتری برخوردار است و نشانه های جسمانی، اضطراب، اختلال در عملکرد اجتماعی و افسردگی کمتری نشان خواهد داد و بالعکس هر چه فرد راهبرد مقابله هیجان مدار را بیشتر به کار برد از سلامت روانی کمتری بهره مند است و آسیب جسمانی، اضطراب، اختلال در عملکرد اجتماعی و افسردگی بیشتری خواهد داشت.

شکری و همکاران (1388) در پژوهشی تحت عنوان ” روابط بین نوروز گرایی، سبک مقابله، تنش گرهای تحصیلی، واکنش به تنش گرها و بهزیستی ذهنی” نشان دادند که سطوح بالاتر بهزیستی ذهنی از طریق نمرات پایین تر در عامل نوروز گرایی، نمرات بالاتر در سبک مقابله مسأله مدار و بالعکس نمرات پایین تر در سبک مقابله هیجان مدار پیش بینی شد. همچنین نتایج نشان داد که بین عامل نوروز گرایی و بهزیستی ذهنی از طریق سبک مقابله مساله مدار و هیجان مدار رابطه معنا داری وجود دارد.
هم چنین پژوهش بهرامی و رضوان (1386) در فرهنگ ایرانی بیانگر ارتباط افکار اضطرابی دختران و پسران با باور فراشناختی کنترل ناپذیری و خطر می باشد.
با وجود آسیبهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی که خیانت زناشویی در جامعه به وجود می آورد تحقیقات کمی پیرامون این آسیب صورت گرفته است. در حالی که بررسی علل و عوامل این آسیب اجتماعی ممکن است به پیشگیری از بروز خیانت و در نتیجه جلوگیری از هزینه های گزاف اجتماعی برای این آسیب باشیم.
به همبن دلیل در پژوهش حاضر قصد داریم به بررسی سیستمهای مغزی/ رفتاری در حوزه شخصیت و راهبردهای مقابله ای در حوزه هیجان و باورهای فراشناختی در حوزه شناخت در افراد مبتلا به خیانت زناشویی بپردازیم.
فصل سوم
روش تحقیق
3-1 روش پژوهش
تحقیق حاضر یک پژوهش پس رویدادی است. بدین معنی که درگذشته اتفاقی رخ داده و حال پژوهشگر به بررسی علل آن می پردازد. در این تحقیق پژوهشگر به بررسی نظامهای مغزی/ رفتاری، راهبردهای مقابله ای و باورهای فراشناختی در افراد مبتلا به خیانت زناشویی پرداخته است که متغیر مستقل در پژوهش حاضر، نظامهای مغزی/ رفتاری، راهبردهای مقابله ای و باورهای فراشناختی و خیانت زناشویی به عنوان متغیر وابسته است.
3-2 جامعه آماری
جامعه آماری این پژوهش عبارت است از کلیه مراجعان متاهلی که به مراکز مشاوره در شهر های کرمان، شیراز، قوچان و کرج در طی بازه زمانی سه ماهه مراجعه کرده و درگیر خیانت زناشویی با یک یا چند نفر از جنس مخالف نیز می باشند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

3-3روش نمونه گیری
در این تحقیق از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده است. بدین معنی که پژوهشگر در این روش برای‌ آسانی‌ کار، افرادی‌ را برای‌ مطالعه‌ انتخاب‌ می‌کنند که‌ در هنگام‌ یا در دوره پایش‌ در دسترس‌می باشند. پژوهشگر جهت انتخاب گروه نمونه افرادی را که برای مشاوره زناشویی به مراکز مشاوره در شهر های کرمان، شیراز، قوچان و کرج در طی بازه زمانی سه ماهه مراجعه کرده و درگیر خیانت زناشویی با یک یا چند نفر از جنس مخالف نیز می باشند وشرایط زیر را دارا بودند:
1- سواد خواندن و نوشتن برای پر کردن پرسشنامه ها را داشته باشند 2- درگیر روابط فرازناشویی با یک یا چند نفر خارج از چارچوب خانواده باشند. 3- حداقل این رابطه 4 ماه تداوم داشته باشد (عبدی و همکاران، 1391).
و در ضمن حاضر به همکاری نیز بودند انتخاب نموده است. تا آزمونهای مربوطه را که همگی پرسشنامه های مدادی کاغذی بودند پر نمایند. حجم گروه نمونه 60 نفر می باشدکه 30 نفر آنها مرد و 30 نفر آنها زن می باشند.
3-4 ابزار پژوهش
در این تحقیق از پرسشنامه شخصیت گری ویلسون به منظور سنجش نظامهای مغزی/رفتاری و از پرسشنامه باورهای فراشناختیMCQ30 به منظور سنجش باورهای فراشناختی و از پرسشنامه راهبردهای مقابله ای لازاروس به منظور سنجش باورهای مقابله ای و از پرسشنامه جمعیت شناختی خود ساخته توسط پژوهشگر به منظور سنجش اطلاعات جمعیت شناختی در افراد مبتلا به خیانت زناشویی استفاده خواهد شد.
پرسشنامه خصوصیات جمعیت شناختی:
از طریق این پرسشنامه محقق ساخته، ملاکهای ورود و اطلاعات جمعیت شناختی آزمودنیها از جمله سن، جنس، سطح تحصیلات و مدت زمان ازدواج مورد ارزیابی قرار گرفت.
پرسشنامه فراشناخت(MCQ-30):
که توسط ویلز و کاریت- هاتن(2004) به منظور ارزیابی و اندازه گیری باورهایی در مورد نگرانی و افکار فرآیندهای شناختی از قبیل میل به تمرکز و نظارت بر فکر کردن ساخته شده است(21).و شیرین زاده این پرسشنامه را برای جمعیت ایرانی ترجمه و آماده نموده است. این پرسشنامه شامل 5 خرده مقیاس است:
کنترل ناپذیری و خطر افکار که روی غیر قابل کنترل بودن و خطرناک بودن نگرانی ها تاکید می کند.
باورهای مثبت درباره ی نگرانی (مثلا، نگرانی کمک می کند با مشکلاتم کنار بیایم).
وقوف شناختی (مثلا، به نحوه کار ذهنم به شدت توجه می کنم).
اطمینان شناختی (مثلا، حافظه ی ضعیفی دارم).
نیاز به کنترل افکار
سوال ها بر روی یک مقیاس لیکرتی از موافق نیستم تا کاملا موافق هستم پاسخ داده می شود. ضریب آلفای کرونباخ کل مقیاس در نمونه ی ایرانی 91/0 گزارش شده است و برای خرده مقیاس های کنترل ناپذیری، باورهای مثبت، وقوف شناختی، اطمینان شناختی و نیاز به کنترل افکار به ترتیب در نمونه ایرانی 87/0، 86/0، 81/0، 80/0 و 71/0 گزارش شده است( تقوی،2001).
آلفای کرونباخ این پرسشنامه در تحقیق حاضر برابر با 72/0 می باشد.
پرسشنامه راهبردهای مقابله ای لازاروس(WOCQ): جهت بررسی راهبردهای مقابله ای از پرسشنامه راهبرد های مقابله ای لازاروس و فولکمن استفاده شد که 66 سوال دارد و 8 راهبرد مقابله ای را می سنجد. این الگوهای هشت گانه به دو دسته، روش های مساله مدار )جستجوی حمایت اجتماعی، مسولیت پذیری، حل مدبرانه مساله و ارزیابی مجدد مثبت( و هیجان مدار)مقابله رویاروی گر،دوری جویی، خویشتن داری و گریز- اجتناب( تقسیم شده اند. این پرسشنامه 66 سوالی داری مقیاس چهار گزینه ای لیکرت است که :
0 نشانگر «به کار نبردم»، 1 نشانگر «تا حدودی به کار بردم»، 2 نشانگر «بیشتر مواقع به کار بردم» و 3 نشانگر «زیاد به کار بردم» است (آقا یوسفی،1380)
فولکمن و لازاروس (1988) در یک تحقیق پایایی این پرسشنامه به روش همسانی درونی 75/0 پایایی خرده مقیاس های آن را از61/0 برای روش مقابله دوری جویی تا 79/0 برای ارزیابی مجدد مثبت گزارش کرده اند . آقا یوسفی (1380) در یک تحقیق پایایی این پرسشنامه را با روش همسانی درونی، آلفای کرونباخ 80/0 گزارش کرده است.
آلفای کرونباخ این پرسشنامه در تحقیق حاضر برابر با 89/0 می باشد.
پرسشنامه شخصیتی گری- ویلسون(GWPQ) :
ویلسون، بارت و گری در سال 1989 این پرسشنامه را طراحی کرده اند. این پرسشنامه غلبه و حساسیت سیستمهای مغزی/ رفتاری و مؤلفه های آنها را ارزیابی می کند و دارای 120 سوال است که برای بررسی فعالیت هر یک از سیستم های بازداری رفتاری، فعالساز رفتاری و جنگ/گریز،40ماده در نظر گرفته شده است.

دیدگاهتان را بنویسید