تحقیق رایگان با موضوع پردازش اطلاعات

دانلود پایان نامه

باید با تجاربشان تطبیق کند.تضاد بین روش فکری قبلی و یافته های جدید مبنای تغییر و رشد شناخت است(پیاژه1970).نه تنها این تضاد پایه رشد ذهنی است،بلکه برای کودکانی که نحوه تفکر فعلی خویش را با تجارب جدید خود و نیز نحوه تفکر دیگران مقایسه می کنند محرک فکری خوبی است.
تمرین 2 – 3 – کاربرد اصول روان شناسی شناختی
یکی از علایم ارزشمند بودن یکی فکر امکان به کار گیری آن است.اصول روان شناسی شناختی زمانی با ارزش است که بتوان آن را در تدریس به کار برد.
شش اصل مهم روان شناسی شناختی که با تدریس مرتبط است در زیر فهرست شده اند.به طور خلاصه چهار موضوع درسی را در رشته خود و در سطحی که امیدوارید تدریس کنید شرح دهید،به نحوی که بر یک یا چند اصل از اصول زیر استوار باشد.برای هر موضوع شماره اصل یا اصولی را که بیش از همه با آن فعالیت ارتباط دارد ذکر کنید.
اصول
1.دانش آموزان،پردازشگران فعال اطلاعات هستند.
2.دانش افراد بر همه فرآیندهای شناختی او تأثیر می گذارد.
3.یادگیری زمانی انجام می گیرد که اطلاعات برای دانش آموز بامعنا باشد.
4.چگونگی یادگیری دانش آموزان به همان میزان اهمیت دارد که محتوای مطالب در یادگیری موثر است.
5.فرآیندهای شناختی با تکرار به صورت خودکار درمی آیند.
6.مهارتهای فراشناختی را می توان با آموزش رشد داد.
7.باثبات ترین نوع انگیزش،انگیزش درونی است.
8.تفاوت های بسیار زیادی در زمینه توانایی پردازش اطلاعات بین دانش آموزان وجود دارد.
فعالیت های آموزشی اصول مربوط
1.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
2.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
3.ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
4.ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .

8.تفاوت های بسیاری در توانایی پردازش اطلاعات در میان دانش آموزان وجود دارد.در هر کلاس درس تفاوت های زیادی در توانایی دانش آموزان در زمینه پردازش و نگهداری اطلاعات مشاهده می شود.برخی از ایشان از حافظه بسیار خوبی برخوردارند و قادرند فهرست بلندی از اطلاعات را مانند اسامی پایتخت کشورها،املای صحیح لغات،اسامی مواد شمیمیایی،مؤلفان و نام آثار ایشان فرا گیرند.بقیه ممکن است نتوانند این اطلاعات را به سادگی حفظ کنند،ولی در درک و حفظ احساس قویتر باشند.مهارت های فراشناختی دانش آموزان نیز بسیار متفاوت است،برخی از دانش آموزان نسبت به مهارتهای فکری خویش،آگاهی بیشتری نشان می دهند.ما یکی از جنبه های تفاوتهای شناختی،یعنی هوش را،در فصل چهارم بررسی می کنیم.
خلاصه
فکر کردن،یادآوری و حل مسئله از موضوعهای مورد علاقه روان شناسان شناختی است.معلمان اساساً نسبت به فرآیندهای شناختی کودکان حساس هستند،زیرا خود را موظف می دانند که این مهارتها را در دانش آموزان خود پرورش دهند.
روان شناسی شناختی معاصر بسیاری از اصطلاحات مربوط به نظریه پردازش اطلاعات را به کار می گیرد تا از شناخت،الگویی عرضه کند و آن را توضیح دهد.عناصر اصلی الگوی پردازش اطلاعات شناخت عبارتند از دریافت کننده های حسی،ثبت کننده های حسی،حافظه دراز مدت،حافظه کاری و همچنین فرآیندهای ادراک و توجه.
پردازش اطلاعات در انسان فعال و پویاست.اطلاعات ورودی در حافظه کاری با اطلاعاتی که از قبل در حافظه دراز مدت ذخیره شده است مرتبط می شود.بخش های زیادی از دیدگاه جدید روان شناسی شناختی را می توان در مفاهیم اولیه فرآیندهای شناختی که در آثار روان شناسان ساختار گرا،کارکردگرا و گشتالتی به کار رفته است جستجو کرد.
به طور کلی،در دیدگاه شناختی درباره تدریس،شاگردان پردازشگران فعال اطلاعات هستند.معلمانی که دیدگاه شناختی دارند به اهمیت تشخیص دانستنی های دانش آموزان خود واقفند و تدریس خود را متناسب با سطح دانش ایشان تنظیم می کنند.آنها همچنین به ضرورت پرورش مهارت های فراشناختی در دانش آموزان خویش و نیز در نظر گرفتن تفاوت های فردی ایشان در این زمینه آگاهند.بنابراین، ضروری است که معلمان در برنامه رزیزی درسی خود هر یاد گیرنده را فردی بی نظیر بدانند.تدریس از دیدگاه شناختی مبتنی بر این نظریه است که در صورتی که مواد خواندنی برای شاگرد معنادار باشد،یادگیری به بهترین وجه انجام می گیرد و فرآیند یادگیری به اندازه محتوای مورد یادگیری اهمیت دارد.مطالعه مشروح فرآیندهای شناختی به پیشنادهای مشخصی برای معلمان می انجامد.

در زمینه یادآوری نیز میان یادگیرنده ها تفاوت وجود دارد.برخی بیشتر از دیگران به یاد می آورند و سبک یا نحوه یادآوری هرکس خاص خود اوست.احتمال یادآوری کلمات ابتدا و انتهای فهرست بیشتر است.معمولاً محققان حافظه این پدیده را چنین تفسیر می کنند که کلماتی که در ابتدای فهرست قرار دارند معمولاً بهتر در حافظه باقی می مانند،زیرا با کلمات دیگر کمتر تداخل می کنند و کلماتی که در پایان فهرست قرار گرفته اند به این دلیل بهتر به یاد می آیند که هنوز در حافظه کاری در زمانی نزدیک به یادآوری تکرار می شوند.

حافظه و مفاهیم
حافظه
نظریه زوال
نظریه تداخل
یادیاری:معنادارتر کردن مواد بی معنا
نظریه پردازش اطلاعات
سطوح پردازش و دقت در پردازش
نظریه طرحواره
پردازش توزیع موازی
فراحافظه:تفکر درباره حافظه
کاربرد در تدریس:گسترش حافظه دانش آموزان
طبقه بندی اطلاعات:مفاهیم
صفحات مفهوم
انواع مفاهیم
پیش الگوی مفاهیم
روابط بین مفاهیم:الگوهای شبکه ای حافظه
کاربرد در تدریس:بهبود تدریس مفاهیم
سازماندهی مطالع شخصی به منظور بهبود حافظه
خلاصه
منابع پیشنهادی
پاسخ تمرین ها
نگاه کلی
همه ما چیزهایی درباره حافظه می دانیم.برخی از تجارب را حتی اگر سالها قبل کسب شده باشند،می توانیم به سادگی به یاد آوریم.برخی از مطالب مانند اسامی و تاریخ رویدادها،که دانش آموزان به اجبار در شب امتحان به ذهن خود تحمیل می کند،ظرف چند ساعت فراموش می شوند.دانش آموزان سعی می کنند مطالب زیادی را به خاطر بسپارند،از جمله اسامی آشنایان جدید،شماره تلفن فرد مورد علاقه خویش،بیست کلمه جدید انگلیسی برای امتحان فردا یا فرمول شیمیایی نیتروگلیسرین.
ما هم،مانند معلم ها معتقدیم که دانش باید،حتی سالها پس از آنکه دانش آموزان فارغ التحصیل شدند،برای آنها مفید باشد.تجارب آموزشی هر قدر هم که جالب باشد،اگر در حافظه نماند یا به نحوی به کار نیاید،چندان فایده ای ندارد و ممکن است اصلاً به درد نخورد.معلمان موفق طوری تدریس می کنند که احتمال یادآوری اطلاعات مهم را، حتی مدت ها پس از فراغت از تحصیل رسمی،برای دانش آموز فراهم می آورند.این معلمان چیزی بیش از تغییری موقت در دانش فعلی دانش آموزان انتظار دارند.
یکی از ابعاد کارآمدی معلم رشد درک او از حافظه انسان است.
حافظه
تفکر تنها شامل درک رویدادهای کنونی محیط نیست.تجارب قبلی ما،که از حافظه گرفته می شود،نیز بر نحوه تفسیر ما از وقایع مؤثر است.
پژوهشگران حافظه در مطالعات خویش طیف وسیعی از فعالیت های یادگیری را بررسی کرده اند.برخی از محققان برای مطالعه حافظه بر ساده ترین حالت آن،یعنی یادگیری های فوق الاده ساده تمرکز داشته اند.این دانشمندان آنچه را حافظه طوطی وار حافظه مربوط به کلمات منفرد،تصاویر ساده و هجاها نامیده می شود مطالعه کرده اند.بقیه بیشتر بر سطوح بالاتر حافظه و یادگیری تأکید و نحوه حفظ و نگهداری مفاهیم،اصول و نوشتارها را برای مطالعه انتخاب کرده اند.آنها بر نوعی از حافظه تمرکز داشته اند که اطلاعاتی که در آن جمع آوری و به یاد آورده می شود مشابه تجارب روزانه اکثریت مردم است.این دو روش،همان گونه که خواهیم دید،به نظریه های متفاوتی در زمینه حافظه انجامیده و روش های کاربردی مختلفی را برای معلمان به ارمغان آورده است.
شناخت حافظه به شما کمک می کند تا در انتخاب روش تدریس خود،تصمیمی بگیرید که به بهبود حافظه دانش آموزان منجر شود.به منظور آنکه نظریه های معاصر حافظه را بهتر درک کنید،ما ابتدا چند نظریه را که از آثار اولیه پیشتاز بزرگ تحقیقات تجربی در زمینه حافظه،هرمن ابینگهاوس(1909 – 1850)،اقتباس شده است بررسی خواهیم کرد.این نظریه ها،یعنی نظریه زوال و نظریه تداخل را ابینگهاوس،با بهره گرفتن از روش یادگیری طوطی وار،تدوین و آزمایش کرده است.
حافظه یکی از اولین مسائلی است که مورد توجه روان شناسی بوده است (ابینگهاوس،1913).اولین نظریه روان شناسی حافظه،نظریه زوال است.نظریه زوال ساده،صریح و مبتنی بر معرفت عامه بود:محفوظات انسان با گذشت زمان از بین می رود.در این نظریه حافظه همچون عکسی در نظر گرفته شده است که در آفتاب رها شود.در ابتدا تصویر واضح و روشن است،ولی با گذشت زمان(با قرار گرفتن در معرض آفتاب و باران) به تدریج از بین می رود به نحوی که دیگر قابل تشخیص نیست.این نظریه را می توان به وسیله دو پیش بینی آن آزمایش کرد.اول آنکه هرچه زمان بیشتری از یادگیری مطالب بگذرد،یادآوری سخت تر خواهد شد.دوم آنکه هرچه سرعت عرضه مطالب آموختنی بیشتر باشد،موجب تقویت حافظه می شود،زیرا وقت کمتری برای فراموشی وجود خواهد داشت(یعنی اگر برای عرضه اطلاعات خاصی یک ساعت وقت لازم باشد،شما پنجاه و نه دقیقه فرصت دارید تا بخش اول آن را فراموش کنید،ولی اگر همین اطلاعات در ده دقیقه عرضه شود،شما فقط نه دقیقه فرصت خواهید داشت که قسمت اول آن را از یاد ببرید).
نظریه زوال که نظریه ای ساده و مبتنی بر معرفت عامه بود در تحقیقاتی که در دهه 1920 و اوایل 1930 انجام گرفت نادرست تشخیص داده شد.برای مثال،جنکینز و دالنباخ در تحقیق خود در سال 1924،از دو آزمودنی خواستند تا در دو موقعیت جداگانه فهرست هایی متشکل از ده هجای بی معنا را فرا گیرند.بعد از اینکه افراد اولین فهرست را یاد گرفتند با گذشت یک،دو،چهار و هشت ساعت آنها را آزمایش کردند.یکی از افراد در روز و دیگری در شب در آزمایش شرکت کرد.فردی که در روز در آزمایش شرکت کرد در فاصله بین زمان یادگیری فهرست و زمان آزمایش بیدار بود و فعالیت های روزمره و عادی خود را ادامه داد.فرد

دیدگاهتان را بنویسید