تربيت مذهبي كودک- قسمت 15
Fitness Technology Science Lifestyle as a Concept

تربيت مذهبي كودک- قسمت 15

درست است كه امروزه از تربیت كودك زیاد سخن به میان آمده و این سخن بر زبان‌هاست كه كودك در جهان امروز مورد تكریم واقع شده و همه تلاش‌ها برای تربیت اوست اما توجه جهان امروز به كودك بیشتر از توجه پیامبر e به كودكان است كه این قدر توجهش به كودكان زیاد بود كه آنان را بر دوش مباركش سوار می‌كرد.
وَ التَلطُّفُ بِالصِّبیان من عادة الرسول. لطف و عنایت به كودكان از عادات حمیده و صفات پسندیده پیغمبر اسلام بود.
پیامبر اكرم e فرمودند: پنج چیز است كه تا لحظه مرگ آنها را فراموش نخواهم كرد و یكی از آن امور سلام كردن بر كودكان می‌باشد و در انجام این امور مراقبت دارم تا بعد از مرگم به صورت سنتی در بین مردم بماند تا آنها بدان عمل كنند.
وقتی به كودك سلام می‌كنیم، این امر خود دو اثر روانی خواهد داشت، اولین اثر برای سلام‌كننده است كه باعث تقویت خوی پسندیده و تواضع و فروتنی در او می‌باشد و دومین اثر در كودك است كه باعث احیاء شخصیت و ایجاد استقلال در وجود اوست. وقتی به طفلی سلام كنیم و با این كار به او احترام بگذاریم آن وقت است كه كودك لیاقت و شایستگی خود را باور می‌كند و از همان اوان كودكی درمی‌یابد كه جامعه او را به عنوان یک انسان می‌شناسد و مردم و اطرافیانش او را مورد احترام قرار می‌دهند.

فصل سوم:

 

اصول و شیوه‌های تربیت دینی كودك

 

اصول تربیت دینی كودك

انتظار ما از مذهب آن است كه برای طرز برخورد ما با پدیده‌ها و موجودات، ضابطه‌هایی معین كند. مذهبی چون اسلام كه مدعی خاتمیت است، باید ضابطه‌هایش متعدد و دارای كلیت باشد به طوری كه تمام جوانب زندگی آدمی را فراگیرد و به زندگی رنگی دهد و بایست برای تمامی زندگی ما خط‌مشی معین كند. یكی از امور مورد بحث تربیت، فرزند آن هم از نوع اسلامی است. مسلماً اسلام كه دین كاملی است هرگز تربیت فرزند را نادیده نگرفته و برای آن اصول و ضوابطی قرار داده است.
شیوه‌های مختلفی در تعلیم و تربیت كودكان به كار گرفته شده كه هر یک از آنها با توجه به شرایط و زمینه‌های مخاطب می‌تواند مفید و كارساز باشد.
حال برای برنامه‌ریزی در تربیت كودك به ناچار باید شیوة مناسبی را برگزیده و به تدریج با بكارگیری هم‌زمان روش‌های مختلف به یافتن راه مناسب در تربیت اقدام كرد. بر همین اساس نكات مختلفی كه توجه به آنها در برنامه‌ریزی تربیتی كودك ضروری اشاره می‌كنیم.

اصل اول: توجه به توان و ظرفیت افراد

در اعمال مذهبی باید به وضعیت جسمانی، روانی، فكری و عاطفی مخاطب توجه كرد. از یک كودك 7 ساله نمی‌توان انتظار همراهی با شما در جلسات چند ساعتة دعا و مناجات را داشت.
بررسی‌های علمی نشان می‌دهد كه بیشتر افرادی كه دارای گرایش‌های مذهبی ضعیف می‌باشند به دو گروه تقسیم می‌شوند:
1. كسانی كه آگاهی كافی در زمینه مذهبی پیدا نكرده‌اند و در این زمینه كسانی آنها را آگاه نكرده است.
2. كسانی كه با سخت‌گیری و خشونت به تربیت مذهبی آنها پرداخته شده است. چرا كه روشن است كودكی كه از همان آغاز حیات از عبادت و دین‌داری خسته شود در آینده به اعمال عبادی چندان اهمیتی نخواهد داد.
اساساً آموزش‌های دینی باید دارای انعطاف و متناب با توانایی كودكان در سنین مختلف باشد پس قبل از سن تكلیف نباید با تكالیف سخت و طاقت‌فرسا احساس تنفر در كودك ایجاد نماییم.
در این باره نكات قابل توجهی در سیره رفتاری امام خمینی (قدس‌سره‌الشریف) مشاهده می‌شود كه بیان برخی از آنها مناسب است. امام در مسائل شرعی همانند بقیه مسائل خیلی سخت‌گیری نمی‌كردند. هیچ‌گاه مسائل شرعی را به فرزندانشان دیكته نمی‌كردند، بلكه آنها زمانی كه عملاً رفتار امام را می‌دیدند خود به خود تأثیر می‌پذیرفتند.
امام (قدس‌سره‌الشریف) هیچ‌گاه به فرزندان خود نمی‌گفت: وقت اذان است، دست از كارتان بردارید و نماز بخوانید بلكه از آنها می‌خواست نماز خود را در خلال وقت نماز به جا آورند و به آنها می‌گفت: وای به حال كسی كه نمازش را نخواند. از همه مهمتر خود ایشان پس از اذان، وضو می‌گرفت و در اول وقت به نماز می‌ایستاد.[121]
در پایان این بخش، توجه به فتوایی از امام خمینی (قدس‌سره‌الشریف) در مورد این موضوع مناسب است:
از ایشان سؤال می‌شود كه بیدار نمودن افراد خانواده برای نماز صبح با چه كیفیتی مجاز است؟
در پاسخ گفته می‌شود: اگر بیدار نكردن آنها موجب سهل‌انگاری و استخفاف به نماز باشد باید آنها را بیدار كرد.[122]

اصل دوم: مسامحه و تغافل

كودكان و نوجوانان از علایق، انگیزه‌ها، هیجانات و ویژگی‌های متغیر و ناپایداری برخوردار هستند، پس انتظار برخی والدین از فرزندان خویش برای انجام رفتارها و اخلاق اسلامی و مطابق با خواست و میل آنها و بدون هیچ خطا و اشتباهی توقع بی‌جایی است. گاه تذكر بیش از حد ممكن است، رفتارهای درونی شده قبلی آنها را تضعیف كرده و اثر معكوس بر جای بگذارد. بنابراین گاه تأثیر تغافل و چشم‌پوشی از تذكر مستقیم بسیار بیشتر بوده و این نوع برخورد برای رعایت حرمت و حفظ شخصیت اخلاقی كودك لازم و ضروری است. در برخی مواقع نیز مناسب است پس از گذشت مدت زمانی از ارتكاب خطا به كودك در آن خصوص تذكر دهیم.[123]

اصل سوم: آماده‌سازی روانی كودك

آماده‌سا
زی‌های عاطفی و روانی در تربیت دینی كودكان از اهمیت خاصی برخوردار است. قبل از اینكه مفاهیم و الگوهای دینی را بیان كنیم بایست آمادگی درونی متناسب با رغبت‌های كودك در او ایجاد شود.
اگر مفاهیم و ارزش‌های دینی در موقعیت‌های ناخوشایند و زمانی كه فرد به لحاظ عاطفی و شرایط روانی و ذهنی و حتی شرایط جسمانی، آمادگی كافی را نداشته باشد، ارائه گردند، اثر مخربی در تربیت معنوی او خواهد داشت.
وقتی كودك از درون ناآرام است، هیچ پیامی از بیرون به او منتقل نمی‌گردد هر چند این پیام زیبا و دلنشین باشد. پس مفاهیم دینی باید از راهی به كودك القاء شود كه با طبع و روان او سازگار باشد وگرنه كودك از آن مفاهیم گریزان خواهد شد و هرگز آنها را نخواهد پذیرفت.[124]

اصل چهارم: گفتار غیر مستقیم

تأثیر گفتار غیر مستقیم خیلی بیشتر از شیوه‌های مستقیم است، پیشوایان اسلام بر تبلیغ عملی در مقابل تبلیغ زبانی تأكید نموده است.
البته این بدان معنی نیست كه تبلیغ مستقیم هیچ‌گونه تأثیری ندارد و در هیچ موقعیتی نمی‌توان از آن بهره گرفت بلكه بهتر است ابتدا با بهره گرفتن از نگاه‌های علمی و برون دینی به تدریج مخاطب را به متن دین نزدیک كرد و آن‌گاه خود، با قرار گرفتن در فضای دین تقاضای بحث مستقیم و درون دینی خواهد داشت.
روش‌های كنونی تعلیم و تربیت غالباً خسته‌كننده و تكراری است و بدون آماده‌سازی و ایجاد شوق، به صورت مستقیم با مخاطب رابطه برقرار می‌كنند، پس در نتیجه روش‌های تربیتی مذكور یا بی‌فایده و بی‌تأثیر است و یا اثر معكوس می‌گذارد و فرد را از دین و اخلاق گریزان می‌سازد چون تكرار محرك‌های یكنواخت موجب دلزدگی و بیزاری فرد می‌شود.[125]

اصل پنجم: تصویرپردازی و تجسم‌بخشی به مفاهیم دینی

یكی از پایدارترین و در عین حال خوشایندترین یادگیری‌ها، یادگیری مشاهده‌ای است. هنر یک مربی مذهبی آن است كه مفاهیم دینی و آیات الهی را با تصاویر زنده، لحظات نشاط‌آور و احساسات شورانگیز به كودك عرضه كند و به استدلال و نصیحت بسنده نكند. یكی از آن راه‌ها داستان‌سرایی است. قصه و حكایت نه تنها برای كودكان بلكه برای بزرگسالان جذاب و مؤثر است. كودكان از شنیدن داستان لذت برده و سعی در تطبیق خویش با قهرمان داستان می‌نمایند. البته انتخاب نوع داستان و كیفیت بیان و تشریح آن از موضوعات قابل تأمل در برنامه‌ریزی است.[126]
قرآن نیز برای تربیت انسان‌ها از داستان‌های زیادی چون داستان پیروی موسی u از مرد صالح (حضرت خضر)، برای نشان دادن تواضع و بردباری و همچنین در سوره كهف داستان اصحاب غار را بیان كرده كه برای نشان دادن زنده‌دلی می‌باشد (آیات 13 و 14 سوره كهف).

اصل ششم: تنوع الگوها

انسان در سنین جوانی از اخلاق همه اطرافیان كم و بیش تأثیر می‌پذیرد. پدر و مادر، هم‌سالان، ورزشكاران، هنرمندان و … این افراد همگی به نحوی الگوی او می‌شوند. همچنین تأثیر شخصیت الگوها در شكل‌گیری رفتار و منش كودكان یا تثبیت اخلاقی و اجتماعی آنان فوق‌العاده مهم است، لذا هر قدر این الگوها زیبا، محبوب، دوست‌داشتنی، منطقی، مصمم، عاطفی و مهربان باشند بر میزان تأثیرپذیری افزوده می‌شود. الگوهای یكنواخت و هم‌ردیف باعث دلزدگی فرد شده و نیاز او را برطرف نمی‌كند. دقیقاً بر همین اساس است كه خداوند در قرآن كریم از الگوهای متفاوت و گوناگونی یاد كرده است. مانند پیامبران الهی و قهرمانان جوانی همچون اصحاب كهف و بانوان نمونه همچون مریم و آسیه و ده‌ها الگوی متنوع دیگر كه هر یک در شرایط و موقعیتی متفاوت از دیگری قرار دارند.[127]
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
در این روش چشم به مسائل احاطه دارد و اهمیت گوش در درجه دوم است. برای اولین باری كه مسأله وضو مطرح شد بنا به روایات مذهبی جبرئیل عملاً در برابر پیامبر وضو گرفت و پیغمبر نیز آن را دید، فراگرفت و بدان عمل كرد.
پیامبر e در مورد نماز فرمودند: «صَلواكَما رَاَیْتمُونی صَلی»؛ «همانگونه كه می‌بینید من چگونه نماز می‌گذارم شما نیز نماز بگذارید».
از طریق ارائه الگو به آسانی می‌توان مسائل مذهبی به ذهن كودكان منتقل كرد و آنان را به عمل واداشت.[128]

اصل هفتم: احترام و محبت به مخاطب

یكی دیگر از نكاتی كه رعایت آن در فرایند تربیت دینی لازم است، حفظ شخصیت كودك می‌باشد. مربی باید بدون كمترین برخورد با شخصیت كودك و آسیب زدن به آن، برنامه خویش را دنبال كند. در غیر این صورت ورودی‌های كودك بر مربی بسته شده و دیگر كودك پذیرای مربی نخواهد بود و حالت تدافعی به خود می‌گیرد.
این واقعیت در برخوردهای امامان u بسیار مشاهده می‌شود. نمونه بارز آن داستان آموزش وضو به پیرمردی است كه وضویش را به شیوه‌ای غلط انجام می‌داد. حسنین u از او خواستند میان آن دو داوری كرده و بگوید وضوی كدام بهتر است. پیرمرد با مشاهدة وضوی آن دو متوجه اشتباه خود گردید و از آن دو بزرگوار سپاسگزای كرد.
روان‌شناسان عاطفه را خمیرمایة گرایش‌های مذهبی می‌دانند به این معنی كه هر قدر پیوند محبت و انس بین كودك و مربی باشد بر میزان جلب و جذب كودك افزوده می‌شود.
عباراتی زیبا همچون «پاشو عزیزم وقت نماز است» ه
مراه با نوازش و بوسه جهت بیدار كردن كودك برای نماز صبح در گرایش و علاقه او به نماز تأثیر فراوان خواهد داشت.
اساساً در تربیت دینی فرزندانمان باید از امر و نهی شدید و تذكرات مكرر پرهیز نماییم زیرا این روش برخورد، زمینه پیدایش روح مقاومت در افراد را فراهم می‌آورد. جریحه‌دار كردن عواطف، افشاگری، رسواسازی، تحقیر و امثال آن از آثار زیانبار فراوانی برخوردار است.[129]

جایگاه تنبیه در نظام تربیتی اسلام

آیا اسلام اصل تنبیه را می‌پذیرد؟ جواب این سؤال مثبت است یعنی اسلام، در سیستم تربیتی خود اصل تنبیه را به عنوان آخرین روش تربیتی پذیرفته است. به این معنی كه وقتی مربی تمام روش‌های تربیتی را نسبت به تربیت‌شونده اعمال كرد ولی در تقویت یا تضعیف رفتار موفق نشد اصل تنبیه ضرورت خود را می‌یابد.
وجود جهنم و عذاب اخروی مجرمین در آیات قرآنی دلیل روشنی است كه اسلام اصل تنبیه را قبول كرده است. همینطور وقتی قرآن می‌گوید ما قوم عاد را عذاب كردیم (سوره والفجر، آیات 6، 7 و8) و همین كه اسلام، جنگ با كفار را مطرح می‌كند (سوره توبه، آیه 39).
اسلام طرفدار تنبیه است منتهی به عنوان آخرین گام در روش تربیتی. اما وقتی مسأله تنبیه به طور خاص در نظام تعلیم و تربیت اسلامی مطرح می‌شود به مسأله تكلیف خیلی اهمیت می‌دهد و چه بسا فردی كه مكلف نیست، خیلی از مسئولیت‌ها از عهده‌اش ساقط می‌شود.
در نظام تعلیم و تربیت رسمی، بیشتر تربیت‌شوندگان كه به سن تكلیف نرسیده‌اند گرچه تكلیفی بر عهده‌شان نیست و هر كار انجام دهد گناهی برایش نمی‌نویسند لیكن پدر و مادر حق ندارند بدین بهانه فرزندان خویش را قبل از بلوغ كاملاً آزاد بگذارند كه هر عمل خلافی را مرتكب شوند زیرا درست است كه كودك حكم تكلیفی ندارد اما حكم وضعی از او ساقط نیست. با اینكه كودك مسئولیت كیفری ندارد و در عین حال برای اینكه جامعه از آثار جرائم كودكان مصون بماند و بعلاوه در اصلاح و تربیت خود كودكان نیز اقدامات مؤثر به عمل آید بعضی از تدابیر امنیتی و مجازاتهای ملایم برای آنان در قوانین ایران در نظر گرفته شده است.
البته كودكان چنان كه از شش سال كمتر داشته باشند، اساساً قابل مجازات نیستند و كودكان بین 6 تا 12 سال برحسب مورد دربارة آنان تصمیماتی از قبیل تسلیم به اولیاء یا سرپرست با اخذ تعهد به تأدیب و تربیت و اعزام به كانون اصلاح و تربیت از 1 تا 6 ماه و برای كودكان 12 تا 18 سال برحسب مورد تسلیم به اولیاء، سرزنش و نصیحت به وسیله قاضی و اعزام به كانون از 3 ماه تا یک سال و اعزام به زندان كانون از 6 ماه تا 5 سال در نظر گرفته شده است.[130]
با وجود اینكه اسلام در برخی شرایط، تنبیه و مجازات را پذیرفته است در عین حال عامل مهر و محبت و رفق و با كودك و انسان‌های خردسال را عامل مهمی در تربیت می‌داند.
خداوند متعال با ما انسان‌ها نیز مدارا می‌كند و از برخی اعمال ما چشم‌پوشی می کند و اگر اعمال ما از حدود خود تجاوز كند، اعمال ناستودة ما را كیفر می‌دهد.
منظور از رفق و مدارا با كودك رعایت اعتدال است و اینكه از وسایل تربیتی به صورت تدریجی استفاده شود یعنی حتی اگر مربی به تنبیه بدنی نیاز پیدا كرد نبایست در آن زیاده‌روی كند زیرا اگر در تنبیه بدنی زیاده‌روی شود ناخودآگاه كودك با آن خو گرفته و در نتیجه تأثیر مطلوب تنبیه در جایی كه به آن نیاز است از میان می‌رود و در واقع می‌توان گفت كودك در مقابل تنبیه‌های بدنی شدید واكسینه شده و هیچ تأثیری بر او نخواهد داشت.[131]

اصل هشتم: تشویق به جای تنبیه

تشویق بدون تردید از مهم‌ترین اركان روان‌شناسی تربیتی و عاملی مؤثر در تحریک انگیزه‌ها و پیشرفت افراد در یادگیری می‌باشد.
تشویق از نیازهای اساسی انسان‌هاست، چه كودكان و چه بزرگسالان نیازمند به تشویق می‌باشند پس بایست شیوه‌های تشویق افراد به اقتضای سنشان و میزان درك و فهم آنها متفاوت باشد.
گاهی ممكن است گفتن یک عبارت محبت‌آمیز و یا تعریف كردن از كودك در مقابل دیگران و یا دادن یک بسته مدادرنگی و یا یک شیرینی و گاه گفتن یک آفرین یا مرحبا و یا خندیدن به او و در آغوش گرفتن، تأثیر به سزایی در وجود كودك بگذارد. البته معمولاً كودك توجه زیادی به هدیه‌ای كه مادر برایش تهیه می‌كند، دارد.
نكته‌ای كه در اینجا ذكرش لازم است این است كه رفتارهای عملی والدین می‌بایست با تشویق‌ها هماهنگ باشد. یكی از اموری كه خود باعث تشویق كودك می‌شود توجه پدر و مادر و تعهد آنها به امور و تكالیف دینی می‌باشد. اگر پدر و مادر عملاً به كودك آموزش امور دینی را دهند این خود عامل محركی است كه كودك را به انجام امور دینی وادار می کند. در مقابل تنبیه كردن كودك به خاطر انجام ندادن امور دینی اثر بدی بر جای خواهد گذاشت.
تشویق و ترغیب، راه پیشرفت و ترقی را بر كودكان بازتر نموده و شعله امید را در وجود آنها روشن‌تر می‌كند. والدین و مربیان نیز در سایه تشویق و تحسین می‌توانند سرمایه‌ها و استعدادهای بالقوة كودكان را كشف نموده و برای شكوفا شدن این استعدادها تلاش كنند.[132]
كودك هر عملی نیكی كه انجام می‌دهد انتظار دارد در مقابل آن پاداشی دریافت كند. والدین می‌بایست این انتظار را برآورده نمای
ند اما برآورده كردن این انتظار نباید منجر به دادن رشوه شود و این عمل برای او شرطی شود كه در مقابل انجام هر كار درستی، پاداشی دریافت كند. كودك باید عمل خوب را به عنوان وظیفه شخصی انجام دهد بدون آنكه توقع پاداش داشته باشد و والدین هم باید به عنوان اینكه او فردی وظیفه‌شناس است و توانسته وظیفه‌اش را به خوبی انجام دهد او را تشویق كنند. بهتر است تشویقات صورت مالی به خود نگیرد. هرگز نباید گفت: اگر نماز خواندی فلان چیز را برایت می‌خرم. بلكه كودك بایست خواندن نماز را مانند سایر اعضاء خانواده برای خود یک وظیفه بداند و همچنین تشویق ما به منزلة رضایت ما از انجام وظیفه او باشد و اینكه ما خوشحالیم كه او عملش را درست انجام داده است و هر چه بزرگتر می‌شود به او یاد دهیم همانطور كه ما از انجام صحیح اعمال او خوشحال می‌شویم خداوند هم از انجام دادن اعمال او راضی و خشنود می‌شود.

اصل نهم: تدریج و تمرین

برای اینكه كودك آمادگی كافی جهت پذیرش مسائل دینی داشته باشد بهتر است از سال‌های پیش از بلوغ، آرام آرام و به تدریج آنها را با وظایف دینی خود آشنا كنیم و با تمرین كردن این وظایف به انجام آنها عادتشان دهیم تا اینكه زمانی كه به سن بلوغ رسیدند با آگاهی بیشتری به انجام آنها روی آورند.
امام خمینی (قدس‌سره‌الشریف) عقیده داشتند كه قبل از اینكه كودك به سن تكلیف برسد باید او را با كارهای خوب و بد آشنا كرد و آنها را نسبت به مسائل شرعی آگاه نمود. ایشان گاه از پسر هشت ساله‌ای دربارة نمازش جویا می‌شد و می‌فرمود: بچه‌ها باید قبل از سن تكلیف به نماز بایستند تا به آن عادت نمایند.
عباداتی كه كودك به صورت تمرینی انجام می‌دهد در روح و جانش تأثیرات مثبتی می‌گذارد اگر چه كودك معنا و مفهوم الفاظ نماز را نمی‌فهمد ولی معنای توجه به خدا و راز و نیاز به درگاه او و یاری گرفتن از او را در همان دوران كودكی به خوبی دریافت می‌كند. پس امیدوار بار آمده و همیشه در تمام لحظات عمرش برای خود تكیه‌گاه و پشت و پناهی می‌بیند.[133]
البته نباید فراموش كرد كه از شتابزدگی و اجبار پیش از رسیدن وقت تكلیف كودك دوری كرد. برای هر تربیتی یک سرعت بهینه وجود دارد و افراط در سرعت همان قدر زیان‌بخش است كه كندی در آن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*