تغییرات آب و هوایی و آسیای جنوب غربی

دانلود پایان نامه

این تحقیق با رویکرد مرمتی و روش داده اندوزی کتابخانه ای و آزمایشگاهی انجام میشود که شامل این مراحل می باشد:
مرحله اول : بررسی و شناخت روش های رنگکاری و سیر روند آن در بازار فرش دستباف معاصر ایران.
مرحله دوم: تهیه چند نمونه قالی جهت آزمایش رنگرزی دستی و دستگاهی با مشخصات زیر:

– نخ پشمی خامه قالی با نمره متریک نخ 4/16 لا ، چله 9/20 لا پنبه، پود ضخیم انگلیسی 8/10 لا، پود نازک با 2/20 لا.
– قالی خام لول باف تهیه شده از نخ پرز بدون رنگ، بدون طرح، نخ چله و پود پنبه، رجشمار 50.
– قالی مرمتی تخت باف کرباس، چله و پود پنبه، طرح شکسته، پرز پشم، رجشمار 16.
– قالی مرمتی با مکانیزم بافت نیم لول، چله و پود پنبه، پرز پشم، طرح گردان، رجشمار25.
مرحله سوم: آزمایش دستی بر روی نمونه های بافته شده.
مرحله سوم: بررسی ثبات و جذب رنگ وارد شده در نمونه آزمایش دستی.
مرحله چهارم: بررسی امکان تهیه و ساخت دستگاه یا روشی که مرحله رنگکاری را به رنگرزی ارتقا بخشد.
مرحله پنجم: بررسی ثبات و جذب رنگ وارد شده در نمونه آزمایشی با دستگاه یا روش پیشنهادی.
پی نوشت:
فصل دوم ادبیات تحقیق
2-1 مقدمه
قالی ایران با پیچ و خم طرح ها و دلفریبی رنگهایش در گوشه و کنار جهان گسترده و محیط زندگی انسان را چون باغی مصفا نموده است. نشاط کار و زندگی بافندگان در میان ترنم اشعار و صدای کوبیدن دفتین، با طرحها و رنگ های قالی آمیخته میشود تا اثری با شکوه پدید آورد و زبان هزاران بینندهی موزه های سراسر جهان را به تحسین هنر خلاق ایرانی وا دارد”بصام و همکاران، 1383، ص2″. هنر ایران در مغرب زمین به مدت چند قرن بیش از هر چیز به قالی ایرانی نامبرده و شناسا بوده است. قالیهای ایرانی در تجملات زندگی درباری سهم به سزا داشته و به همین ملاحظه در چشم فرستادگان و جهانگردان خارجی از جاذبه فراوان برخوردار بوده است. از سده پانزده مسیحی به بعد همواره از آن سخن میگفتند و اغلب نیز با ستایش بسیار. گذشته از این قالی ایران چشمگیرترین تحفه ای بود که مسافران میتوانستند به آسانی به همراه آورند. زیبایی و شکوه این ارمغان به همان نگاه نخست بی مقداری و حقارت قالیهای مغرب زمین را نمایان میساخت”پوپ، 1387، ص2607″. درست است که سفالهای لعابدار ایرانی از حیث ویژگیهایش دست کم از قالی ایرانی ندارد، اما ناگزیر از رقابت با فرآوردههای چینی است. همچنین شاهکارهای درخشان معماری ایران، که در بیان زیبایی شناختی عواطف ژرفتر و پهناورتر آدمی، تواناتر ازقالی است. با این همه، معماری را میتوان عرصهی تجلی عواطف عام بشری برشمرد، نه این که دستاوردی باشد از نبوغ خاص مردمانی بخصوص، وانگهی، برخی آثار معماری اقوام دیگر بسا هم تراز یا حتی برتر از آثار ایرانیان باشد. چنین است که قالی با عظمتی که نیمی از آن در کلیسای جامع کراکو در لهستان است و نیم دیگر در موزه هنرهای تزیینی پاریس، یا قالی های مشهور اردبیل، شاهکارهایی بیبدیل و به کل غیر قابل قیاسند با هر آنچه بتوان با آنها برابر نهاد. برتری و فرادستی جهانی تنها از آن هنری تواند بود که بازتاب اصیل و طبیعی تمدن و فرهنگی باشد که آن را پدید آورده است، و این درست همان چیزی است که قالیهای ایرانی در حد استثنایی از آن برخوردارند، چرا که بینش زیبایی شناختی خاصی را به کمال رساندهاند که عمیقا و به طرز بارز ایرانی است.
اهمیت و ارزش این هنر در زندگی مردمان است، چرا که قالیبافی کم و بیش هنر و صنعتی است همگانی و برخوردار از رشد و بالندگی خود جوش و طبیعی. از دیرباز اساسیترین اسباب منزل بوده است، چه در کاخ ها، خانهها و چه در خیمهها. مهارت در قالیبافی تقریبا جزء خصایص ملی ایرانیان بوده است و ایلات و عشایر، عملا و ضرورتاً، همواره به قالیبافی بافی میپرداختند.
2-2 تاریخچه قالی
2-2-1 پیش از اسلام
تاریخچه قدیمیترین دوره هنر قالی، تقریبا به کلی وابسته به منابع مکتوب و به خصوصیات نمونههای بافته شده در سرزمینهای دیگر، چون آسیای میانه، بین النهرین و مصر است. هنرهای تزیینی مرتبط نیز میتواند در هر دوره شواهدی برای چگونگی ظواهر این هنر فراهم آورد. بشر از هنگامی که به ساختن ابنیه پرداخت و حتی پیش از آن، به نوعی کفپوش که بر زمین بگستراند نیاز پیدا کرد. زمین گلی مساکن مشرق زمین مشکلات فراوانی در بردارد و چون فقط اغنیا میتوانستند کف ساختمانهای خود را با آجر، سنگ یا چوب مفروش کنند، لاجرم، زمین های خاکی و گلی را میبایست پیوسته آبپاشی کرد تا گرد و خاک از آن برنخیزد یا آنکه باید آن را با نوعی پوشش مفروش کرد. تقریبا با اطمینان میتوان گفت که همه گستردنیها از نی بوریا ساخته شده بود که در خورها و باتلاقهای جنوب بین النهرین در فرسنگها فرسنگ میروید. پوست کندن و بافتن نیهای بوریا به صورت حصیر بادوام و قابل حمل و حتی زیبا، کار دشواری برای مردم این سرزمین نبوده، مردمی که از قدیم متمدن بودند و در هزاره چهارم پیش از مسیح قادر به ساختن سفالهای منقش دلپسند بودند و دست کم سه هزار سال پیش از میلاد مسیح پارچه بافی و صنایع دستی پیشرفتهای داشتهاند. از آن زمان تاکنون تولید حصیر بدون وقفه ادامه داشته و هم حصیر و هم نی بوریای حصیربافی از جنوب بین النهرین به نقاط دوردست صادر میشده است و صنعت حصیربافی حتی در مناطق شرقی دورافتادهای چون سیرجان در ایالت سیستان [کرمان ؟] تا سده یازده هجری به این محصول بین النهرین متکی بوده است. نخستین باز نمایی یک قالی خوش طرح را میتوان در فرش های درگاهی منقوش بر سنگ آشوری یافت، به ویژه در آن قطعه معروف خرساباد (شمال شرقی موصل) که اکنون در موزه لوور است”پوپ، 1387، ص2620-2621″.
8000سال قبل در عصر نو سنگی در منطقه وسیعی از آسیای جنوب غربی، مردم برای نخستین بار در گروههای کوچک در یک مکان مشخص اجتماع کرده و اولین دهکده ها را بوجود آوردند. در آن زمان انسان به تجربه آموخت که میتواند با کاشت دانه ها و گیاهان خودرو محصول بیشتری را نسبت به جمع آوری آنها در دشت های پراکنده بدست آورد. سکونت در یک مکان و تغییرات آب و هوایی انسان را وادار ساخت تا خود را از رطوبت و سرما محفوظ دارد. او از زندگی کردن در کنار حیوانات اهلی فرا گرفت که پشم و موی حیوانات بهترین عایق حرارتی جهت حفظ در برابر سرما و رطوبت است. بنابراین میتوان گفت اولین کسی که به ذهنش خطور کرد تا پشم گوسفندان را با حرارت و آب در هم نماید شبانان چادرنشین بودند. پس از آن بیش از 2000 سال طول کشید تا بشر به دانش ریسندگی و تولید پارچه های تار و پودی دست یابد”مجابی،1381، ص 6″.
شاید حدود 3000سال قبل شبان چادرنشینان دریافت که اگر چله ای ازنخ را روی یک چهارچوب بگستراند و سپس روی آن گره بزند سطحی نرم و صاف را برای زیر پای خود ایجاد میکند که در برابر باد و رطوبت مقاوم و تاشو بوده و قابل حمل در کنار مهاجرت های همراه با گوسفندان به سوی مراتع سرسبز در فصول سال باشد. با وجود آنکه از اولین دست بافته های بشر اطلاعات کم و بیش کافی داریم ولی در مورد نخستین بافته های گره دار جهان و تاریخ و محل بافت آنها، دانسته های ما اندک است و بیشتر در حد حدس و گمان است. پژوهشگران اروپایی به این نتیجه رسیده بودند که تمدن های مصر و آشور گهواره قالیبافی جهان بوده اند که شواهد آنان مندرجات تورات است، به هنگامی که در فصل هجرت قوم بنی اسرائیل در باب آرایش خیمه ها از استفاده از قالی سخن میراند و همچنین ستون یادبودی از شلما نصر دوم آشوری بوده است، که در آن نقش دو تخته قالی با ریشه های بلند حکاکی شده است. با کشف پرفسور رودنکو در (1947 میلادی) مهد فرشبافی از سواحل نیل و رودخانه دجله و فرات به آسیای مرکزی تغییر مکان می دهد. کشف قالی پازیریک که به عنوان پوشش اسب استفاده می شد، در یخچال های محلی به همین نام در میان کوههای آلتائی صورت گرفت و قدمت آن به 2500 سال قبل میرسد، در اندازه 83/1×2 متر و با 3600 گره در دسیمتر مربع است. تصویر حاشیه آن با شکل های دوره هخامنشی( تخت جمشید) شباهت دارد و در زمینه مرکزی آن تصاویر ستاره های چهار پره ای که به شکل های اشیاء کشف شده در لرستان مربوط است و درون مجموعه ای از قاب ها محصور شده اند. بعد از آن یک تخته قالی با بافت ظریف تر و قدیمی تر در 180 کیلومتری پازیریک و یکی با بافت ضخیم تر و جدیدتر از پازیریک در ناحیه سیبری کشف شد که قالی دوم را به بافنده های هخامنشی منسوب می کنند”مجابی، 1381، ص7″.
در مورد صنعت نساجی دوره هخامنشی مدارک تصویری از جمله تصویر پوشش جاویدانها و لوحهای مکتوب هخامنشی در شوش مکشوف گردیده، شرح بافندگی پارچه و تزیین جامه با سوزندوزی رنگین ضبط شده است . پرفسور هانس ای. وولف آلمانی که سالیانی دراز در خدمت به هنرهای سنتی و صنایع دستی در ایران به سر برده است در کتاب صنایع دستی کهن ایران مینویسد: گزنفون مورخ یونانی در کتاب خود کوروپایدیا (تربیت کوروش) متذکر میشود که ایرانیان قالیهایی داشتند که زود از دست می رفت و تنها شاه روی آنها راه میرفت. در کتاب اوستا که یکی از کتابهای کهن ایران است سخن از کفپوش نرمی به میان آمده است”حشمتی رضوی، 1387، ص 106″.
قرائن تاریخی نشان می دهد که قالیبافی در زمان ساسانی رونق داشته، از جملهی قالیها در این دوره، قالی بهار خسرو است که در تاریخ طبرسی درباره آن گفته شده «… یک قالی بسیار عالی کار ایران موسوم به بهار خسرو و در قصر تیسفون به طول 450 قدم و عرض 90 قدم موجود بوده است …» در حالی که دکتر ربرت بامبان نویسنده مقیم آمریکا ابعاد این قالی مزین به جواهرات گرانبها را در کتاب خود به نام «آیا می دانید که» 24×26 متر ذکر کرده است و آن را به قالی بهار خسرو نسبت می دهند.