خرید و دانلود پایان نامه سلامت خانواده-فروش و دانلود فایل

دانلود پایان نامه

جنسیت و میزان تجربه و تخصص مشاور نیز پژوهش‏هایی انجام شده است. نتایج پژوهش‏های بریسچیتو و مرلوتزی (2004) نشان داده است مراجعان در مصاحبه اولیه، درمان‏گران و مشاوران مذکری را که از تجربه کمتری نسبت به مشاروان مونث برخوردار بودند را از لحاظ جذابیت اجتماعی و عملکرد موثر در فرایند مشاوره، پایین‏تر درجه‏بندی کرده‏اند (دوکانه‏ای، 1387).

هان و مک‏لین (1950) خصوصیاتی از قبیل خون‏گرمی، پذیرا بودن، درک و عقل را برای مشاوران مطرح نمودند (خاکپور، 1374).
در پژوهشی به صورت پیگیری ده ساله که اثربخشی مشاوران توسط ویگینز (1993) مورد بررسی قرار گرفته است، بین کارآیی فردی و عوامل شخصیتی مشاران همبستگی بالایی به دست آمده است اما بین سن، جنس، مدت اشتغال و محل اشتغال مشاوران، همبستگی معناداری به دست نیامده است (برفه، 1382، به نقل از دوکانه‏ای، 1387).
تغییر مسیر درمان‏گر در فرایند درمان یک پدیده شایع است که در آن درمان‏گر به جای “انجام درمان “، “حرف درمان “ می‏‏زند. کلید چنین تغییر مسیری می‏تواند در تحریف شناختی، عکس العمل هیجانی و استفاده از رفتار‏های امن دانست. و این موضوع ثابت می‏کند که افراد به عنوان درمان‏گر و به منظور ایجاد تغییرات ظریف و موثر، بایستی از زمینه شناختی-رفتاری قوی برخوردار باشند (والر ، 2009).
راجرز (1970) درباره تجربه درمان‏گر در فرایند درمان مراجعان می‏گوید: “ برای درمان‏گر، تجربه یک جرات نو در برقراری ارتباط است. او احساس می‏کند، “ در اینجا شخص دیگری که مراجع من است قرار دارد من کمی از او می‏ترسم، ترس از اعماق وجود او، به همان گونه که قدری هم از ژرفای وجود خودم می‏ترسم. ممکن است من بدون اینکه حتی ترس خود را بشناسم، به درون خویشتن خود بخزم و از برخی احساساتم فرار کنم که او آنها را کشف می‏کند در این گستره، من می‏دانم که توانایی‏ام در یاری رساندن به مراجع محدود خواهد بود، آگاه باشیم (خاکپور، 1374).
2-2-4-مشاور در فرایند مشاوره
در فرایند درمانی، نه تنها مراجع به رفع مشکلش می‏پردازد بلکه درمان‏گر نیز از این جریان بی‏بهره نیست. بنابراین ضرورت، درمان‏گر نیز با قسمت‏های تاریک وجودش روبه‏رو شده و فرصتی برای رشد و نوسازی آنها می‏‏یابد (رابینور ، 2009).
2-2-5-خصوصیات مشاور موفق
مشاوران در رفتار شغلی خود براساس سه خصوصیت عمل می‏کنند. 1)ویژگی‏‏‏های فردی، 2)دانش حرفه‏ای، 3)مهارت‏‏‏های خاص مشاوره. مهم‏ترین ویژگی‏‏‏های فردی یک مشاور کارآمد عبارتند از:
1)مشاوران موثر تجربه‏‏‏های رفتاری و احساسی خود را می‏‏‏‏پذیرند: به عبارت دیگر مشاوران کارآمد واکنش‏های عاطفی‏شان را کنترل نمی‏کنند؛ احساسات خود را به همان صورتی که هستند می‏‏‏‏پذیرند؛ به واکنش‏های هیجانی خود آگاهند و رفتارشان را می‏‏‏‏توانند کنترل کنند.
2)مشاوران کارآمد و اثربخش ارزش‏‏‏ها و باور‏‏‏های خود را می‏‏‏‏شناسند. آنها با بهره گرفتن از نظام ارزشی خود، نقش با معنی برای زندگی خود می‏‏‏‏یابند و به راحتی می‏‏‏‏توانند با افراد رابطه برقرار کنند.
3)مشاوران موثر قادرند با دیگران رابطه‏ای گرم و عمیق و همدلانه ایجاد کنند.
4)مشاوران موثر نقاب به چهره نمی‏‏زنند. خود را آنطور که هستند به دیگران نشان می‏‏‏‏دهند.
5)مشاوران موثر مسولیت شخصی رفتار خود را می‏‏‏‏پذیرند آنها به جای انکار خود و سرزنش دیگران به راحتی عدم موفقیت و ضعف‏‏‏های خود را می‏‏‏‏پذیرند، این افراد انتقاد پذیرند.
6)مشاوران موثر می‏‏‏‏توانند هدف‏‏‏های قابل دسترسی را انتخاب کنند. آنها به توانایی‏‏‏ها و مهارت‏‏‏های خویش واقف هستند و از خود به همان ‏اندازه‏ی توانایی‏‏‏ها و مهارت‏‏‏ها انتظار دارند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

7)مشاوران موثر تجربه‏‏‏های همخوان دارند. آنها افزون بر ‏اینکه افکار، احساسات، رفتار‏‏ها، ارزش‏‏‏ها و انگیزه‏‏‏های خویش را می‏‏‏‏شناسند توانسته‏اند بین این جنبه‏‏‏های شخصیت خویش همخوانی ‏ایجاد کنند. آنها با خودشان صداقت دارند.
8)مشاوران کارآمد و توانا نه تنها خود را آنگونه که هستند می‏‏‏‏پذیرند بلکه دیگران را نیز به همین شکل قبول دارند، آنها نسبت به مراجعان توجه مثبت و نامشروط دارند و از هرگونه ارزش‏گذاری و قضاوت‏اندیشی نسبت به مراجعان اجتناب می‏کنند و نمی‏‏خواهند ارزش‏‏‏ها و افکار و باور‏‏‏های خودشان را به مراجع تحمیل کنند. به مراجع فرصت می‏‏‏‏دهند تا با ابراز افکار و احساسات‏شان، خودشان را آنگونه که هستند تجربه کنند. آنها دنیا را چشم‏انداز مراجع می‏‏‏‏دانند و بدون هرگونه داوری صرفاً به درک مراجع و شناخت او همانگونه که هست می‏‏‏‏پردازند. آنها بدون توجه بموقعیت و جایگاه مراجعان برای آنها ارزش و احترام انسانی قایلند (جورج و کریستانی ، 1990، ترجمه فلاحی و حاجیلو، 1381).
درمان‏گران باید به قدر کافی به عمق برسند و به زندگی خودشان گشوده باشند تا به آنها امکان دهد بدون از دست دادن درک هویت “خود” به دنیای ذهنی درمان‏جویان خویش وارد شوند (کری، 2004، ترجمه سید محمدی، 1387).
2-2-6-رشد فردی مشاور
در فرایند مشاوره مهم‏ترین عامل شناخته شده در موفقیت شغلی مشاور، همان شخصیت مشاوران و یا مجموعه ویژگی‏های شخصیتی آنان است. برای مراجع این نکته اهمیت دارد که مشاور یا درمان‏گر را که با او کار می‏‏کند شخصیتی با کفایت، با صلاحیت، با ثَبات، با پشتکار و به عنوان فردی ببیند که همیشه در حال یادگیری و رشد است. مشاور و مراجع هر یک دارای نیازها و نظام ارزشی خاص، مفهوم خاصی از خویشتن، تصویری از جهان اطراف، درکی از انسان و انتظارات او هستند و هر کدام برداشت خاصی از خود دارند (ساعتچی، 1385).
کراس و پاپادوپولوس (2001)، 21 عنصر را به منظور اندازه‏گیری رشد شخصیتی مشاور در فرایند مشاوره ذکر کرده‏اند:
1)از ارزش‏‏ها و باور‏هایی که به طور معمول از دیگران برگرفته شده است، و بر خودپنداره و رفتارش تاثیر گذاشته است، آگاهی دارد.
2)از تاثیرات اجتماعی بر مفاهیم موجود در خودآگاهی دارد.
3)از اینکه مجموعه نیرو‏‏های فردی و اجتماعی چگونه می‏‏توانند بر “رشد خود” تاثیر داشته باشند آگاهی دارد.
4)از اینکه چگونه “شرایط ارزشی” که در مراحل رشد اولیه‏اش وارد شده است بر عملکرد امروز او تاثیر دارد.
5)اینکه چه هنگامی تغییر را تجربه می‏کند و چه هنگامی در برابر تغییر مقاومت می‏کند را می‏‏فهمد.
6)حس قوی هویت دارد.
7)آگاهی از طرح‏‏‏های بادوام در رفتار‏‏‏های خود و ارتباط‏‏‏های بین فردی.
8)از منبع احتیاج‏‏ها و ترس‏‏هایی که مسبب تعصب‏‏های فردیش می‏‏شود، آگاه است.
9)از اینکه چگونه جنسیتش در ارتباط‏‏های فردی و حرفه‏ای‏اش نمایان می‏‏شود، آگاهی دارد.
10)درباره رفتار انسان نظریه خاص خودش را دارد.
11)از اینکه هرگونه سد فردی می‏تواند عیناً در ارتباطات درمانی‏اش مشکل آفرین باشد، آگاهی دارد.
12)آگاهی داشتن به اینکه ترجیحات فردی و تعصبات‏اش ممکن است به زمینه مشاور‏ه‏ای‏اش کشیده شود.
13)از سد‏هایی که در رشد فردیش وجود دارد، آگاه است.
14)از اینکه ممکن است در شرایطی قرار بگیرد که خود را بسیار زیاد درگیر مراجع کند، آگاه است.

15)از اینکه ممکن است در شرایطی قرار بگیرد که میزان درگیری‏اش با مراجع به حداقل مطلوب برسد، آگاهی دارد.
16)قادر به باروری فراگیری اهداف شخصی است.
17)گرایش دارد مهارت‏‏ها و نگرش‏هایش را به صورت نقادانه‏ای مورد ارزیابی قرار دهد.
18)از اینکه در صورت چالش درباره مجموعه ارزشی خود تحمل دارد و این موضوع موجب یادگیری‏اش می‏‏شود، اطمینان دارد.
19)از انتخاب‏‏های فردی خود آگاه است.
20)توانایی پذیرش و پاسخ بازخورد به دیگران را دارد.
21)توانایی ارزیابی خود به صورت باز و به دقت را دارد.
خلاصه‏ای از دیدگاه‏های نظریه‏های شغلی پیرامون تاثیر و تاثر شغل مشاوره بر مشاور و از آن در زیر آمده است (چنگ ، 2008):
جدول2- 2 -دیدگاه‏های نظریه‏های شغلی درباره “رشد و عملکرد مشاور”
نظریه‏پرداز سال نظریه
جنینگز و همکاران 2003
2005 مشاوران با تجربه از مهارت‏های حرفه‏ای و ارتباطی بیشتری استفاده می‏کنند تا مشاوران تازه کار.
جنینگز و اسکهولت 1999
لنت و براون 2002 مهارت‏های الگوسازی نقش مشاوره‏ای آموخته می‏شوند و هویت حرفه‏ای را تشکیل می‏دهند.
کرامبولتز و هندرسون 2002 ویژگی‏های شناختی مشاوران سدی برای یادگیری‏شان محسوب می‏شود.
میشل و کرامبولتز 1990
1999
کوکران 1997 تاثیر قصه بر ساختن معنا یا هدف برای حرفه یا حسی که به راه حرفه‏ای فردیت می‏بخشد.
هالند 1996 خصوصیات شخصیتی بر انتخاب حرفه مشاوره تاثیر می‏گذارد.
مارتین و همکاران 1989 مشاوران با تجربه از حیطه‏های شناختی و ادراکی خودشان بیشتر از مشاوران تازه کار استفاده می‏کنند.
گلاسر و چی 1988
سوپر 1987
1994 مشاوران ادراک‏های خود را در فرایند مشاوره‏ای بکار می‏برند.
هالوی و وامپولد 1986 تاثیرات شناختی مشاوران با تمرین‏های مشاوره ایشان افزایش پیدا می‏کند.
خودآگاهی یک خصوصیت مهم در مشاور و درمان‏گر است (واینر ، 1975) مشاوران و درمان‏گران باید قادر باشند که با عینیت به مراجعان خود نگاه کنند و در پویش‏شناسی شخصی آنها گرفتار نشوند. اتاق درمانی مکانی برای کامرواسازی و ارضای نیاز‏های نوروتیک خود درمان‏گر نیست (بوجنتال ، 1964؛ سینگر ، 1965) اگر احتیاجات نوروتیک درمان‏گر کنترل نشود ممکن است مراجع صدمه ببیند. اگر درمان‏گر ندانسته با مراجع رابطه برقرار کند و در آن ارضای احساس برتری، تسلط و میل جنسی خود را بجوید، بی شک حال مراجع بدتر خواهد شد. متاسفانه نمی‏توان تمام رفتار‏های نوروتیک درمان‏گر را کنترل نمود، مگر اینکه درمان‏گر خود تحت روان‏‏درمانی قرار گیرد. در واقع این اصولی‏ترین راه حلی است که برای برطرف کردن خطرات ناشی از شخصیت درمان‏گر کشف شده است. اکنون در بسیاری از برنامه‏‏های دانشگاه‏‏های معتبر دنیا مشاوران، روان‏‏شناسان بالینی، روان‏‏پزشکان و روان‏کاوان قبل از مبادرت به روان‏‏درمانی اشخاص دیگر، خود تحت روان‏‏درمانی قرار می‏گیرند (شاملو، 1370). در ایران برخی از مشاوران متخصص، ضرورت رعایت چنین شرطی را به عنوان یک پیش نیاز برای مشاوره و درمان دیگران مطرح می‏سازند. از نظر شفیع آبادی (1370) “ یک مشاور یا روان‏‏درمان‏گر قبل از پرداختن به روان‏‏درمانی مراجعان، باید خود تحت روان‏‏درمانی بوده باشد “. با وجود این، به نظر نمی‏رسد که تحت درمان قرار گرفتن به منزله شرط لازم مبادرت به روان‏‏درمانی، برای تمام مشاوران و روان‏‏درمان‏گران ضروری باشد (فارس ، 1992، به نقل از خاکپور، 1374).
پس می‏توان نتیجه گرفت هرچه میزان مولفه‏‏های شخصیتی درمان‏گر (یا مشاور) سالم‏تر باشد کارآمدی و تاثیر مثبت‏تری در محیط پیرامونی خود خواهد داشت، چه این محیط اتاق مشاوره باشد و چه در بین خانواده درمان‏گر.
شرتزر و استون (1974) مشاوران کارآمد و غیر کارآمد را در زمینه تجربه، نوع رابطه و عوامل شخصیتی از یکدیگر تفکیک می‏کنند (کاویانی و همکاران، 1381).
شفیع‏آبادی (1370) با مطالعه روی 190 دانشجو در مورد اینکه مشاور چه ویژگی‏هایی باید داشته باشد، نشان داد که غیر از تعهد (73 مورد)، علاقه به مشاوره (61 مورد)، رازداری (30 مورد) و نظم در کار (18 مورد) در حرفه مشاوره از اهمیت به سزایی برخوردار است لذا بدیهی است که مشاور باید در زمینه مشاوره، تجربه علمی و عملی داشته باشد (احمدی، 1387).
درمان‏گران باید به قدر کافی به عمق برسند و به زندگی خودشان گشوده باشند تا به آنها امکان دهد بدون از دست دادن درک هویت خود به دنیای ذهنی درمان‏جویان خویش وارد شوند (کری، 2004، ترجمه سید محمدی، 1387).
2-3-بخش سوم – خانه سلامت وابسته به شهرداری
در خانه‏های سلامت تلاش می‏‏شود با تلفیق دو نگاه “مدیریت محله” و “شهر سالم” بتوان در کلان شهری مانند تهران علاوه بر مدیریت کار آمد، مشکلات سلامت را هم برطرف ساخت. طرح مدیریت سلامت محله یکی از نگاه‏های کارآمد و اثرگذار بر مدیریت و سلامت شهری است و با نگاهی کاربردی تمام سازمآنهای شهری و مردم را به مشارکت وا می‏‏ دارد.
امروزه ساکنان محله‏ها بر خلاف گذشته، حس تعلق به محله را از دست داده ‏اند و تمایل به اقامت دایم در محله خاص را ندارند. این امر منجر به عدم تحکیم روابط همسایگی می‏‏شود و زمینه را برای عدم امنیت جرم و بزهکاری مساعد می‏سازد. لذا محله‏های مسکونی باید کاملاً با نیاز‏های اجتماعی ساکنان‏شان همخوانی داشته باشند و بتوانند حس آسایش را در آنها بپرورانند. به عبارت دیگر، در طراحی محله‏ها باید تمام ارتباطات اجتماعی و رفتاری متناسب تقویت گردد.
با توجه به گستردگی شهر تهران و تنوع فرهنگ‏ها در آن، امکان اجرای پروژه شهر سالم در مقیاس کلان بدون در نظر گرفتن مشکلات، اولویت‏ها، تنوع قومی‏ و فرهنگی، آسیب‏های اجتماعی موجود در مناطق امکان‏پذیر نخواهد بود. جهت تحقق این امر، با توجه به هویت‏های قومی‏ اجتماعی و فرهنگی موجود در محله‏ها و گرایش به مدیریت محل‏ها می‏‏توان پروژه شهر سالم را در مقیاس کوچک محله به نام “محله سالم” به اجرا گذاشت و در هر محله ستادی به عنوان “خانه سلامت” برای اجرای پروژه و هدایت و رهبری برنامه‏ها زیر نظر شهرداری منطقه تشکیل خواهد شد. در همین راستا و به منظور عملیاتی کردن این طرح شرح وظایف متفاوتی تعریف شده است. یکی از آنها سلامت یار می‏باشد. سلامت یار به فردی اطلاق می‏‏شود که در محله محل سکونت خود، حداقل یک دوره آموزش سلامت را گذرانده و با دریافت کارت سلامت یار، تلاش در تامین سلامت خانواده و اطرافیان خود خواهد بود (سایت شهرداری).
2-4-بخش چهارم – آزمون‏های مرتبط با موضوع
“خود” به تنهایی یک مفهوم ذهنی است که تا الان بیشتر بر روی مفهوم آن تکیه شده است تا تهیه یک مقیاس برای آن و سنجش افراد با توجه به این مقیاس. اما تا کنون آزمون‏های فراوانی بوده است که صفت‏ها، قیدها و افعال منتسب به خود را سنجیده است. به همین دلیل آزمون مرتبطی با این موضوع یافت نشد.
2-5-بخش پنجم – آزمون سازی
2-5-1-مقدمه
شروع آزمون‏ها را معمولاً اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم می‏دانند، زیرا فعالیت‏هایی که در این دوره انجام گرفته، منجر به تهیه‏ی آزمون‏ها به معنای امروزی کلمه شده است. آلفرد بینه نیز به کمک همکارش سیمون برای اولین بار در سال 1905 نتیجه‏ی تحقیقات خود را به عنوان روش‏های تازه برای تشخیص سطح هوش افراد غیر عادی منتشر کرد. مقاله‏ی او در واقع حاوی نخستین آزمون‏های روانی به معنای امروزی بود (گنجی، 1382).
با توجه به گستردگی مبحث آزمون سازی در این بخش تلاش شده است تنها مفاهیمی شرح داده شود که در این پایان‏ نامه کاربرد داشته‏اند.
2-5-2-تعریف اندازه‏گیری
اندازه‏گیری یعنی اختصاص اعداد و نشانه‏های ریاضی به اشیاء، افراد یا رویدادها به منظور کمی ساختن آنها. هدف گردآوری اطلاعات درباره‏ی موضوع یا فرد معین و حاصل کار آن، تعیین اندازه‏ی مربوط به کمیت یک متغیر برحسب واحدهای اندازه‏گیری است که نتایج به صورت عدد و رقم بیان می‏شود. اندازه‏گیری نخستین مرحله‏ی توصیف آماری است و بنابراین بخشی از روش‏شناسی پژوهش تجربی را تشکیل می‏دهد و فرآیند آن بسته به اینکه با چه نوع متغیر یا گروهی سروکار داشته باشیم می‏تواند ساده یا پیچیده باشد (هومن، 1384).
2-5-3-آزمون
آزمون وسیله‏ای است عینی و استاندارد شده که برای اندازه‏گیری نمونه‏ای از رفتار یا خصایص آدمی به کار می‏رود (پاشاشریفی، 1381).
2-5-4-پایایی
پایایی آزمون به دقت اندازه‏گیری و ثبات آن مربوط می‏شود. اگر ضریب پایایی درونی آزمون کم باشد، بدین معناست که سوال‏های مختلف آزمون متغیر واحدی را اندازه‏گیری نمی‏کنند به عبارت دیگر آزمون ممکن است دارای نوعی اشکال باشد. بنابراین، آزمونی که بین سوال‏های آن تشابه و هماهنگی وجود داشته باشد از همسانی درونی خوبی برخوردار است. البته، گاهی بالا بودن همسانی درونی آزمون به بهای کاهش روایی

دیدگاهتان را بنویسید