شفافیت: راهکار اصلی یک تجارت با ثبات و مثال‌زدنی

بازاریابی اینترنتی

شفافیت: راه حل اصلی یه تجارت با ثبات و مثال زدنی

۲ آذر ۱۳۹۵

شفافیت و صداقت، بله!  همون دو کلمه که بسیار در دنیای امروز تکرار می شه و با اینحال کمتر کسی براساس اونا عمل می کنه.

  • دوستان نزدیک و صمیمی خیلی راحت مسائل مهم رو از همدیگه مخفی می کنن.
  • کانالای خبری جهان، با وجود ادعاهای خود، همیشه اخبار رو دستکاری می کنن.
  • کسب و کارا هم یه کت و شلوار شیک و پر زرق و برق می پوشند تا توجه مشتریان به دروغ هاشون جلب نشه.

با این حساب، من یه توضیح بیشتر واسه این موضوع ندارم: توافقی مخفی در جامعۀ ما ایرونیا هست. درسته که ما به هم در مورد ارزش صداقت فردی و شفافیت کاری می بگیم، اما هر کدوم در خلوت خود میدونیم که این حرفا، همه ظاهرسازیه.

بذارین حرفم رو ساده بگم: ما ایرونیا در بیشتر مواقع درگیر ظاهر میشیم و اصل حرف رو فراموش می کنیم. عین همین اتفاق، واسه ارزشایی مثل صداقت و شفافیت هم افتاده استو برامون تبدیل به ارزشای توخالی شدن.

شفافیت در کار و کاسبی: غلط یا درست؟

البته، در این مطلب نه قراره در مورد درست و غلط بودن اخلاقی این دو ایده (یعنی شفافیت و صداقت) بخونین. نه کاری به صداقت در زندگی فردی و شفافیت در جامعه داریم.  آدمای دیگری باید در این موردا صحبت کنن. کار ما چیز دیگه ایه. وبلاگ ما یه مخاطب یعنی کسب و کارا. و یه موضوع مشخص یعنی بازاریابی (و بعضی وقتا فروش) داره.

پس موضوع بحث ما فقط اینه که به چه دلیل داشتن شفافیت بیشتر در تجارت می تونه به نفع کار و کاسبی شما باشه و درآمدتون رو زیاد کنه.

روی سخن من هم حتماً با کسب و کارا و به خصوص اونائیه که راه و روش به طور کاملً محافظه کارانه ای در برابر مشتریان خود در پیش گرفتن. حتماً می دونین در مورد کدوم دسته از کسب و کارا حرف می زنم.

شاید شمام به این تجارتا حق بدین. شاید حتی خودتون یکی از اونا باشین و اطلاعات رو از مشتریان مخفی نگه دارین. اما… اگه به شما نشون بدهم که از راه  شفافیت بیشتر و صداقت با مشتری می تونین یه تجارت موفق تر رو رقم بزنین چیجوری؟ اون وقت چه می گین؟ حاضرید کمی در سیاستای خود تغییر بسازین؟

اصلاً به چه دلیل من در مورد شفافیت در کار و کاسبی می نویسم؟

چندین سال پیش بود که با یه مقاله در مورد تاثیر شفاف سازی تو یه کار و کاسبی روبرو شدم (و حتماً تلاش می کنم در آینده اونو واسه شمام ترجمه کنم.) همین مقاله بود که تعریف من از تجارت درست و موفق رو شکل داد.

البته، حرف اون اصلاً پیچیده نبود. به طور کاملً برعکس. یه راه حل بازاریابی واقعاً ساده واسه خلق برندی معتبر و موفق رو مطرح می کرد: اطلاعات رو به آسونترین و معنی ترین شکل در اختیار مشتریان بذارین و اونا رو از تموم واقعیتا و مسائل باخبر کنین. چون که روش هدف دار اصلی یه تجارت خوب اینه که به مشتری کمک کنه بهترین تصمیما رو (به صورت جداگونه و بی نیاز از شرکت) بگیره.

دقیقاً همین نوع نگاه بود که باعث شده همیشه به مشتریان نوین تموم اطلاعات و راهکارهایی که تو ذهن دارم رو ارائه دهم و کمک کنم اونا بفهمن که دقیقاً باید چه کارایی رو واسه موفقیت کار و کاسبی اینترنتی خود بکنن و به چه دلیل.

اما این نگاه من به کار (و زندگی) همیشه با مخالفت بقیه (حتی بعضی وقتا همکاران خودم) روبرو شده. توضیحات مختلفی هم در این مورد شنیدم.

"اگه ما تموم اطلاعات رو به مشتری بدیم، دیگه اون چه احتیاجی به ما داره؟"

یا "تو ذهنیّت اروپایی داری. در ایران این روش جواب نمیده."

بعضی وقتا هم به من گفتن که  "مشتری علاقه ای به شنیدن این مسائل نداره و تنها هدفش انجام کاره."

و همیشه این دست جملات بوده که بحثای طولانی ما در مورد اهمیّت صداقت و شفافیت رو شروع کرده. حالا هم به عنوان یکی از نویسندگان نوین، فرصتی برام پیش اومده که در مورد شفافیت در تجارت و تاثیرهای مثبت اون با شما صحبت کنم. قصد هم ندارم این فرصت رو خیلی راحت از دست بدهم. امیدوارم که بتونم با دلایل خود به شما جرأت کافی واسه ایجاد تغییر در راه و روش تجاریتان بدهم.

از قبل بگم: خوشحال میشم (و درخواست دارم) که بعد از خوندن این مطلب، نظر خود رو در این مورد با ما به اشتراک بذارین و دلایل موافقت یا مخالفت خود با شفاف سازی تجاری، و صداقت بیشتر با مشتریان رو بگید.

به چه دلیل کسب و کارا مسائل رو از مشتریان خود مخفی می کنن؟

به مشتریان خود دروغ نگیدشاید بد نباشه واسه پیدا کردن جواب، اول به دلایل نبود صداقت در زندگی فردی نگاه کنیم. به چه دلیل ما نباید همه چیز رو با دوستان نزدیک خود به اشتراک بذاریم و با اونا به طور کاملً راحت باشیم؟ ساده س!: ما همه حس می کنیم که دادن اطلاعات زیادتر از اندازه می تونه ما رو ضعیف کنه. به خصوص اگه که فرد مقابل فقط به دنبال منافع شخصی خود باشه و هیچ اهمیّتی به ما نده.

دقیقاً عین همین موضوع واسه یه شرکت هم صادقه. بیشتر کسب وکارها باور دارن که دادن اطلاعات زیاد به مشتری در آخر اونا رو ضعیف می کنه. پس حاضر نیستن همه چیز رو شفاف و رو راست به مشتری بگن. (البته نباید از یاد ببرم که بعضی از اونا هم فقط به فکر سود و کسب درآمد بیشتر هستن و واقعاً هیچ اهمیّتی به مشتری خود نمی دن.)

من اینجا در مورد کار و کاسبیای نوع دوم (یعنی کار و کاسبیای طمعکار و دست دو) حرف نمی زنم. بلکه روی صحبت من با کار و کاسبیای دستۀ اول (یعنی کار و کاسبیای با کیفیت و دستِ اول) است که نگران آسیب خوردن هستن.

دلایل کسب و کارا واسه نبود شفافیت کاری

بیایید این سوال رو از خود سوال کنیم که آسیبای احتمالیِ شفاف سازی واسه یه تجارت معتبر دقیقاً از چه جنسی هستن؟ تا حالا صحبت خیلیا رو در این مورد شنیدم و فکر می کنم در آخر دو موضوع اصلی وجود داشته باشه:

  • اول اینکه با دادن اطلاعات زیاد، دیگه مشتری به ما احتیاجی نداره و می تونه به تنهایی یا به کمک یه شرکت ارزون تر کار خود رو بکنه.
  • موضوع دیگه هم اون هستش که مشتری با شناختن نقاط ضعف و کمبودها، از کار با شرکت ما پشیمون می شه و بهتر می دونه با یه شرکت بهتر کار کنه.

پس ما اصلا نباید در مورد روشای کار خود به مشتریان بگیم و از کمبودهای اجناس و خدمات خود حرف بزنیم. از اینجا به بعد می خوام درباره این دو مورد حرف بزنیم و از شفافیت و صداقت در مقابل هر کدوم از این اتهاما دفاع کنم. امیدوارم بتونم وکیل مدافعه خوبی واسه شفاف سازی تجاری باشم.

ارائه اطلاعات زیاد باعث از دست رفتن مشتری (و سود) می شه؟

شفاف سازی نه فقط موجب ضرر نیس، که حتی در دراز مدت باعث سود بیشتر شمام می شه. تا الان دیگه حتماً چشماتون از تعجب گشاده شده و فکر می کنین من چیزی بیشتر از یه دیوونه نیستم. شاید هم یه ماده مخدر مصرف کردم و این فکرها به سرم زده. آخر چیجوری صداقت می تونه به فروش بیشتر شما کمک کنه؟ اگه اینطور فکر می کنین، امیدوارم خوندن این مطلب رو قطع نکنین و تا انتهای اون همراه من باشین.

داستانی از شفافیت و تاثیر اون بر شرکت نوین

بیایید سناریویی واسه ساده کردن بحث یه سناریو بسازیم. یه مشتری واسه مشاوره با من تماس میگیره. اون می خواد انجام کارای سئو و بهینه سازی سایت خود رو به من بسپارد و در مورد قیمت ازم سوال داره. (این سناریو به طور کاملً واقعیه و هر روز چند بار واسه ما تکرار می شه.) در این شرایط، دو راه حل پیش روی منه:

میتونم از سئو به عنوان یه چیز جادویی یاد کنم و طوری رفتار کنم که انگار قراره براش وردهایی بخونم که اون به هیچوجه از اونا سر در نمیاره. آخرش هم وعده بدهم که اون بهترین یافته ها رو کسب می کنه و رتبۀ اول گوگل از اون هستش. البته فقط به شرط اینکه به من اعتماد کنه و پول نازنین خود رو به من بده. که دقیقاً همون کاریه که اکثریت آژانسای بازاریابی انجام میدن. (که یعنی هیچ اطلاعات دقیق و مفهومی در این مورد ارائه نمی دن.)

اما نتیجه اینکار چه هستش؟ مشتری من هم حتماً قبل از این با چند شرکت دیگه تماس گرفته (یا قراره بگیره) تا از اونا در مورد سئو و قیمت اون پرس و جو کنه، و شایدً همین‎ها رو از زبون اونا هم شنیده (یا قراره بشنوه). پس تنها فرق من با بقیه، در قیمت خدماته.

راه حل دوم اینه که کمی وقت بذارم تا به اون توضیح بدهم که منظور از سئو دقیقاً چیه و واسه یه سئوی خوب چه فعالیتایی باید انجام شه. بعد از اون به اون بگم که شرکت من چیجوری هزینۀ کار رو محاسبه می کنه و به چه دلیل در آخر این به سود مشتری هستش.

علاوه بر این، به اون توضیح بدهم که به چه دلیل نباید کار رو به دست افراد نامعتبر بسپارد و به چه دلیل کسی نمی تونه به اون رتبۀ یه گوگل رو تضمین بده (دست کم واسه کلمات کلیدی مهم). در آخر هم یه لیست از کلمات کلیدی مربوط به کارش رو به اون بدهم که بفهمه چه کلماتی بیشترین جستجو رو دارن. (این دقیقاً همون کاریه که معمولاً من یا مصطفی در دفتر نوین انجام می دیم.)

با شفاف سازی، ما مشتری خود رو از دست می دیم؟

با داشتن این اطلاعات، اون دیگه از شرکت ما بی نیاز شده و مشتری ما نمیشه؟ نه، مطمئناً اینطور نیس. انجام سئوی خوب نیاز به مطالعه زیاد و وقت گذاشتن واسه آشنایی با اصول بهینه سازی و معیارهای موتورهای جستجو داره. پس فقط اینکه بفهمیم سئو چیجوری انجام می شه کافی نیس. این در مورد هر کاری صادقه. مثلاً تعمیر یخچال. اگه تعمیرکار به شما اطلاعات کامل بده، دیگه از اون بی نیاز شدین؟ خیر. فقط می فهمید که قابل اعتماده و تخصص داره.

نکته دیگه اینکه اگه واقعآً قصد اون اینه که خودش کار رو بکنه، پس در هر صورت به خدمات یه شرکت بازاریابی نیاز نداره. ما هم راهنماییای لازم رو به اون می کنیم و وبلاگ نوین رو معرفی می کنیم تا آموزشای سئو ما رو دنبال کرد. در آخر هم خوشحال هستیم که به یه آدم دیگه کمک کردیم و البته، یه خوانندۀ جدید به وبلاگ ما (که وقت بسیاری هم واسه نوشتن مطالب اون می ذاریم) اضافه شده. حالا شاید پیش خودتون بگید که من با توضیح خود یه مشتری رو از دست داده ام و اونو تبدیل به یه خواننده معمولی کردم. بذارین با شما صادق باشم: اینجور فردی از اول هم مشتری ما نبوده و مطمئناً قرار هم نیس هزینه بسیار زیادی رو صرف اینکار کنه. اون قبل اینکه مشتری باشه، خواننده و همراه شرکت نوینه. اما بعید نیس در آینده و با کسب موفقیت بیشتر، به جمع مشتریان ما ملحق شه.

مشتریان شرکت ما اون کسب و کارایی هستن که می خوان کارای خود رو برون سپاری کنن تا دیگه لازم نباشه وقت و هزینه بسیاری رو صرف استخدام و آموزش نیروهای متخصص در مورد سئو کنن. اونا یه دنبال شرکتی متخصص هستن که اینکار رو براشون انجام و اینطوری هزینه ها رو تا جای ممکن کم کنه. و من با توضیحات شفاف خود نشون داده ام که شرکت ما می تونه در این مورد به اونا کمک کنه.

به دنبال خدمات سئو هستین؟

ما علم لازم واسه افزایش اعتبار و رتبه شما در گوگل رو داریم. پس خوبه با ما تماس بگیرین.
واسه مشاوره رایگان، همین الان با ما تماس بگیرین.

افزایش ترافیک سایت شما

۰۲۱-۶۳۴۰۴داخلی ۳

با شفاف سازی، درآمد ما کاهش پیدا می کنه؟

ممکنه فکر کنین که وقتی مشتری بفهمه که کار ما دقیقاً به چه راه انجام می شه، دیگه حاضر نیس پول چندانی رو واسه اون خرج کنه. ، اگه ما فقط به فکر سود کوتاه مدت خود باشیم، اون وقت این موضوع (وقتی بحث فقط بر سر یه مشتری باشه) درسته. اما با شفاف سازی قیمت، در دراز مدت سود ما بیشتر هستش.

در کار ما، یعنی بازاریابی آنلاین (و بقیه کار و کاسبیای خدماتی)، قیمت مشخصی واسه هیچی وجود نداره. یه شرکت تازه وارد ممکنه با هزینه خیلی کم، خدمات خود رو ارائه دهد و یه شرکت که اسم و رسمی بدست آورده، با هزینه های بسیار بالا. مشتری هم هیچوقت نمی فهمد که این هزینه ها دقیقاً واسه چه کاری از اون به این نتیجه رسید می شن. پس، با تعیین یه روش درست قیمت گذاری و انتقال شفاف اون به مشتری، ما یه نقطه فرق واقعی با بقیه شرکتای همکار داریم و شانس ما واسه گرفتن مشتری بیشتر هستش. هم اینکه، با اینکار یه سیستم کامل قیمت گذاری رو ایجاد کردیم و دیگه لازم نیس وقت بسیاری رو صرف این موضوع کنیم.

نکته بسیار مهم دیگه اینه که با شفاف سازی قیمت، شانس اینکه مشتری بخواد یه همکاری دراز مدت با ما داشته باشه بیشتره و ، ما میدونیم که اکثریت سود یه شرکت از این مشتری هایی وفادار بدست میاد. اگه بخوایم دقیق تر بگیم، تحقیقات نشون داده که مشتریان وفادار، به طور میانگین، ۳۳% هزینه بیشتری رو صرف خدمات و اجناس یه برند می کنن و تقریباً ۸۰% از سود یه برند معتبر از راه ۲۰% مشتریان وفادار اون حاصل می شه. (در این مورد، بعدا مفصل تر حرف میزنیم.)

شفافیت ما چه تاثیری در کسب و کارمون داره؟

همونطور که دیدید، با شفاف سازی درست، ما نه فقط مشتری واقعی خود رو از دست نمی بدیم، که به تموم مخاطبان خود کمک می کنیم تا بیشتر از چند و چون کار سر در بیارن و (هم اینکه) بفهمن که به چه دلیل شرکت نوین قابل اعتماده. هر چی نباشه، ما بر خلاف تموم شرکتای دیگه، فقط یه مبلغ کلی تعیین نکرده ایم (که حتی معلوم نیس واسه انجام چه فعالیتایی و با چه سطح کیفیتیه). بلکه کارایی رو که در ازای پول مهم مشتری انجام می دیم رو دقیقاً مشخص کردیم.

پس، حتی اگه مخاطب ما بدون این دست اون دست کردن تبدیل به مشتری نشه، مطمئناً وقتی که بخواد کار بازاریابی خود رو به صورت برون سپاری بکنه، یا وقتی قرار باشه یه شرکت دیجیتال مارکتینگ خوب رو به بقیه معرفی کنه، نام ما به ذهنش خطور می کنه. (این نکته در روانشناسی مصرف کننده هم مطرح شده و به نام عمل دوطرفه شناخته می شه. که یعنی ما همیشه تلاش داریم لطف بقیه رو جبران کنیم.)

بله! من باید خوشحال باشم. چون شفافیت من در آخر باعث شده که مخاطب عادی و البته، مشتری شرکت نوین از هم جدا شن و هر دوی اونا هم ما رو به عنوان یه گزینه معتبر و قابل اطمینان شناسایی کنن. شرکتی که مسائل رو به صورتی شفاف در اختیار مشتریان خود میذاره و اونا همیشه می دونن که واسه چه هزینه می کنن.

شما خودتون باشین به کی اعتماد می کنین؟ اون کسی که همه چیز رو خیلی شفاف و به زبون ساده براتون توضیح میده، یا کسی که همیشه از کلمات قلمبه سلمبه و فنی استفاده می کنه؟ واسه من یکی که جواب روشنه. من می خوام یه تصمیم آگاهانه بگیرم و وقتی می بینیم که یه شرکت وقت میذاره تا در این راه به من کمک کنه، جایی تو ذهن خود می دونم که میتونم به اونا اعتماد کنم.

شفافیت باعث ایجاد اعتماد در مشتری می شه!

وقتی که رو راست همه چیز (از جمله مشکلات و کمبودها) رو با مشتریان در میان می ذارین، مشتریان راحت تر به شما و حرف هاتون اعتماد می کنن.

راه حلی واسه شفاف سازی یه کسب وکار و داشتن صداقت

به تصویر روبرو نگاه کنین. این نانوایی یه حرکت فوق العاده انجام داده و اجناس روز قبل خود رو به صورت جداگونه و با قیمت ارزون تر به مشتریان عرضه می کنه. نتیجه چه هستش؟ مشتری مطمئنه که این فروشگاه همیشه نون تازه به اون می فروشه. و اگه اینجور نباشه، حتماً این موضوع رو به اون اطلاع میده. در نتیجه هیچ بعید نیس که همیشه خرید خود رو از این نانوایی بکنه.

بخاطر این یه تبلیغ باحال رو هم میتونم مثال بزنم. تبلیغ یه خودرو که در اون اول به امتیازات این خودرو و بعد هم به یه اشکال احتمالی اون مطرح می شد: اگه خونواده پر جمعیتی هستین، شاید این خودرو واسه شما کوچیک باشه. چیزی به همین سادگی، باعث موفقیت بسیار زیاد تبلیغ نامبرده و فروش تعداد بالایی از این ماشین شد. به چه دلیل؟ چون به عنوان بیننده  وقتی می ببینن که این اشکال کوچیک ماشین، رو راست بیان شده، به این تبلیغ و حرفای گفته شده در اون اعتماد بیشتری می کنین.

البته، خواهش می کنم چیزی که در این مثال گفته شد رو فقط یه فوت وفن ناچیز بازاریابی حساب نکنین. بلکه دقیقاً بفهمین که به چه دلیل این اتفاق افتاده و چیجوری صداقت شما می تونه به جلب اعتماد مشتری منجر شه.

اعتراف به کمبودها یه نقطه قوت حساب می شه!

ما در یکی از مقاله های دیگه خود به معرفی ۱۰ فوت وفن روانشناسی واسه جذب مشتری و افزایش فروش پرداختیم . اونجا به شما گفتیم که به چه دلیل اقرار به کمبودها اصلاً چیز بدی نیس و حتی می تونه تاثیری مثبت در کار و کاسبی شما داشته باشه. اگه این مطلب رو خونده باشه، شایدً تحقیقی که در این مورد مطرح کردیم رو به یاد دارین. (اگه هم این مطلب رو نخونده اید، پیشنهاد می کنم اصلا اونو از دست ندین.)

در تحقیق نامبرده که توسط یه روانشناس اجتماعی به نام فیونا لی انجام شده بود، افراد تحت آزمایش دو گزارش جور واجور از دلیل کارکرد ضعیف یه شرکت در سال گذشته رو می خوندن. یکی از این گزارشا دلیل کارکرد بد رو تصمیمای شرکت می دونست و دیگری تقصیر رو بر گردن عوامل خارجی مینداخت.

همیشه مسئول باشین

نتیجه چی بود؟ کسائی که گزارش آبی رو مطالعه می کردن، بیشتر واسه این شرکت ارزش قائل بودن. اما به چه دلیل؟ ساده س!: چون اقرار به اشتباهات براشون بدون معنی بود که این شرکت هنوز کنترل کارا رو در دست داره.

پس، وقتی که ما به جای آوردن بهونهای جور واجور و لاپوشانی مشکلات، دقیقاً به مشتری بگیم که واسه تحقق خواسته های اونا با چه مشکلاتی روبرو هستیم، قرار نیس فکر کنن که ما در کار خود مهارت نداریم، بلکه با اینکار به اونا نشون دادیم که خوب راه رو می شناسیم و حتی شرکت ما یه جنبه انسانی هم تو ذهن اونا پیدا کرده

بله، ما هم مثل شما، بعضی وقتا اشتباه می کنیم. واسه ما هم حل کردن بعضی مسائل مشکله و ترسی از گفتن این موضوع نداریم.

اینطوری مشتریان می فهمن که به چه دلیل کار با معطلی روبرو شده یا اونطور که باید پیش نمی ره. پس دلیلی واسه نگرانی ندارن و لازم نیس فکر کنن که کار با ما تصمیم اشتباهی بوده یا نه… ما رو راست مشکل رو با خودشون در میان گذاشته ایم و اونا می دونن که مشغول رفع این مشکل هستیم.

افزایش اطلاعات مخاطبان همیشه چیز خوبیه!

در جهان امروز، اطلاعات خیلی راحت در دسترس همه قرار گرفته. گوگل به عنوان بزرگترین تجارت علم-محور جهان (که یعنی از راه ارائه اطلاعات درآمد کسب می کنه) شناخته شده و در هر ثانیه ۴۰ هزار جستجوی جور واجور توسط کاربران اون انجام می شه. این یعنی ۳٫۵ میلیارد جستجو در روز (اونم فقط از راه گوگل). طبیعتاً این موضوع در جهان تجارت هم اثرات بسیاری داشته. یکی از اونا اینه که من دیگه مجبور نیستم حرف فروشنده یه محصول رو باور کنم. چون خودم میتونم با یه جستجوی سریع در مورد محصولی که قصد خریدش رو دارم، مطمئن شوم.

یه کاربر امروزی خیلی راحت می تونه از راه گوگل به هزاران سایت جور واجور دسترسی داشته باشه و جواب تموم سوالات خود رو پیدا کنه. اگه هم وب سایتای ایرونی این نیاز اونو برآورده نکنن، هنوز هزاران سایت انگلیسی زبون وجود دارن که حتی کیفیت بهتری هم دارن. پس ما با مخفی نگه داشتن اطلاعات مثل یه اسلحه مخفی هیچ سودی نمی کنیم و ً شانس جذب خیلی از کاربران علاقه مند به بخش کاری خود رو از دست می دیم. پس تنها کسی که باید از این اسلحه احساس خطر کنه، خود شرکت ما هستیم. چون در آخر مشتریان بالقوه ما به سراغ رقبایی میرن که اطلاعات رو راحت تر و سریع تر در اختیار اونا می ذارن.

نیازمند دریافت مشاوره در زمینۀ بازاریابی دیجیتال هستین؟

تجارب گذشته به ما اجازه میده تا بتونیم به شما در مورد برندینگ و بازاریابی دیجیتال کمک کنیم.
واسه مشاوره رایگان، همین الان با ما تماس بگیرین.

آموزش و مشاوره بازاریابی

۰۲۱-۶۳۴۰۴داخلی ۳

 مطالعه یه مورد: راه و روش وبلاگ نوین چیه؟

واسه درک بهتر این موضوع وبلاگ ما رو در نظر بگیرین. این وبلاگ یه راه و روش آموزشی داره. این یعنی می خوایم به خوانندگان خود کمک کنیم تا با بخشای جور واجور بازاریابی دیجیتال آشنا شن، مسائل و چند تا نکته مهم رو یاد بگیرن و بهترین تصمیمات و راهکارها رو در این مورد اتخاذ کنن. ما همیشه وبلاگ خود رو با این جمله معرفی می کنیم: مقالاتی آموزشی که خودمون همیشه دوست داشتیم در مورد بازاریابی دیجیتال بخونیم.

حال بیایید دقیق تر شیم و به یکی از مباحث وبلاگ ما یعنی تولید محتوا نگاه کنیم. ما قبل از این یه راهنمای چند فصلی درباره تولید محتوا رو منتشر کردیم و در اون به طور کامل راهکارهای درست بازاریابی محتوا رو به خوانندگان آموزش دادیم. ، این باعث می شه که مشتری از ما بی نیاز شه؟

با صداقت خودم و شفافیت کار و کاسبی بیشتر فروختمبذارین جواب این سوال رو با یه سوال دیگه بدیم. به نظرتون اگه روزی یکی از این خوانندگان ما بخواد کار تولید محتوا رو به یه تیم خارجی بسپارد، کی رو انتخاب می کنه؟ من شک ندارم که اگه مطلب ما اطلاعات درستی رو ارائه داده باشه، اون بدون این دست اون دست کردن به یاد نوین می افته. چون که می دونه ما در این مورد تجربه و تخصص بسیار زیادی داریم و می تونیم واقعاً به اون کمک کنیم. (ما بارها تماشاگر این موضوع بوده ایم.)

پس، ارائه اطلاعات و آموزشای تخصصی، نه فقط تاثیری منفی در کار شما نداره، که باعث می شه تجارت شما به عنوان یه متخصص در زمینۀ کاری خود دیده شه. متخصصی که می تونه در مواقع نیاز به مشتریان خود کمکِ واقعی بده.

شفافیت، راه حلی واسه موفقیت دراز مدت یه تجارت است!

شکی نیس که در آخر اهداف یه تجارت، راه و روش اونو مشخص می کنه. شرکتایی هستن که فقط به سود لحظۀ خود فکر می کنن و خیلی درگیر کیفیت کار نیستن. این شرکتا اجناس و خدمات ضعیف به مشتریان ارائه میدن، پشتیبانی خوبی از اونا نمی کنن و در آخر فقط به فکر پولی هستن که در جیب مشتریه.

فکر می کنم در این مورد با من موافق باشین که تموم این شرکتای طمع کار و بی کیفیت محکوم به شکست هستن. یا دست کم همیشه باید واسه باقی موندن خود سخت تلاش کرده و همیشه به دنبال مشتریان جدیدی باشن که در مورد اونا چیزی نمی دونن. به طور کاملً هم برام قابل درکه که این دست کسب و کارا با شفافیت مشکل داشته باشن. اگه اونا بخونه با مشتری شفاف باشن، فقط و فقط باید یه چیز به اون بگن: از ما خرید نکنین! اخطار می دیم! با ما کار نکنین!شفافیت در کار

اما وقتی که می خواید یه شرکت با ثبات داشته باشین و در همین زمینه، اجناس و خدمات عالی به مشتریان ارائه می دین، آنوقته که صداقت داشتن و شفاف سازی امور می تونه کمک کنه تا اونا، جنبۀ انسانی کار و کاسبی شما رو بهتر لمس کنن و فرق شما با بقیه رو خوب فهمیده باشن. در نتیجه، با خیال راحت به شما اعتماد می کنن و پولی که سخت براش تلاش کردن رو به شما میدن. چون می دونن که خیلی بیشتر از چیزی که میدن، بدست میارن. که یعنی شفاف سازی می تونه به سود شما باشه.

شفافیت داخلی یه شرکت می تونه بازده کارمندان رو زیاد کنه

البته، شفافیت داشتن فقط مربوط به راه و روش ما نسبت به مشتریان نیس. موضوع دیگه (که از اهمیّت بسیار زیادی هم برخورداره)، شفافیتِ داخلی یه تجارته. شاید سوال کنین منظور من از شفافیت داخلی یه تجارت چیه؟ این یعنی به عنوان مدیر یه کار و کاسبی مطمئن شیم که تموم کارمندان ما از اهداف، ارزشا و راه و روش ما نسبت به مسائل جورواجور باخبر هستن و همه چیز، رو راست با اونا در میان گذاشته می شه. اما نتیجه اینکار چه هستش؟ با این راه و روش می تونین یه محیط کاری سالم و خوشحال رو بسازین و بازدهی کار و کاسبی خود رو زیاد کنین. دلیل اونم روشنه: کارمندان اینجور تجارتی دیگه تنها یه کارمند ساده نیس. بلکه خود رو به عنوان عضوی از شرکت می شناسن و می دونن که به چه دلیل کارشون مهمه. هم اینکه، ارزشای کار و کاسبی خود رو می شناسن و می تونن به صورت جداگونه هم تصمیمای درستی در این مورد بگیرن.

شفافیت داخلی و داشتن صداقت با کارمندان

بذارین با هم به تحقیقی علمی در زمینۀ تاثیر شفافیت در محیط کار نگاه کنیم که توسط شرکت تاینی پالس انجام شده (ما تلاش می کنیم در آینده یافته های باحال این تحقیق درباره محیط کار رو به طور کامل با شما در میان بذاریم.) اول باید بدونین که این تحقیق با بررسی بیشتر از ۳۰۰ سازمان بین المللی و با کامل شدن بیشتر از ۴۰ هزار سوال نامه توسط کارمندان این سازمانا انجام شده. با بررسی یافته های این تحقیق مشخص شد که اندازه شفافیت داخلی یه تجارت و اندازه صداقت اون با کارمندانش، مهمترین عامل در خوشحالی (یا بهتره بگیم انگیزه داشتن) اوناس. اگه بخوایم دقیق بگیم، ضریب تناسب بین شفافیت یه کار و کاسبی با خوشحال کارمندان برابر با ۰٫۹۴ بود.

شفاف سازی مدیریت کارا رو ساده می کنه!

بله، شکی نیس که شفافیت در مدیریت امور هم تاثیر داره و کارای مدیریتی رو ساده تر می کنه. واسه فهمیدن دلیل اون کافیه چند دقیقه به یافته های شفاف سازی فکر کنیم:

  • دیگه خبری از درگیریای ذهنی و چندگانگی در حرفا نیس.
  • دیگه چیزی نیس که لازم باشه مخفی بمونه و با کارمندان در میان گذاشته نشه.
  • دیگه لازم نیس مشکلات شرکت از مشتری مخفی بمونه.
  • دیگه فقط مدیر شرکت نیس که به موفقیت اون اهمیّت میده و تموم کارمندان همراه اون هستن.
  • و …

با این حساب مدیران یه برند می تونن تموم تمرکز خود رو روی ارائه بهترین خدمات به مشتریان و حل مشکلات اونا بذارن و یه رابطه سالم رو با کارمندان و مشتریان خود رقم بزنن.

سخن پایانی

، در آخر بد نیس اگه دوباره بروی اهمیّت مشتریان وفادار تاکید کنم. این مشتریان هستن که باعث ثبات و موفقیت دراز مدت کار و کاسبی شما می شن. همونطور که در طول مقاله هم گفتیم، ۸۰% از درآمد یه تجارت، از ۲۰% از مشتری هایی وفادار ایجاد می شه. پس اگه بخواین یه کار و کاسبی با ثبات داشته باشین، لازمه قدر این مشتریا که دوباره و دوباره به سراغ شما میان رو بدونین و تلاش کنین اونا رو حفظ کنین.  من هیچ شکی ندارم که شفافیت بیشتر می تونه در ایجاد یه رابطه محکم و صمیمی با این مشتریا، به شما کمک کنه.

اگه هنوز به تاثیر مثبت داشتن یه کار و کاسبی شفاف مطمئن نیستین، یا می خواین یه نمونه خوب از اجرا شفافیت تجاری رو ببینین، پیشنهاد می کنم مقاله ما در مورد داستان دیجی کالا و دلایل موفقیّت اونو هم بخونین.

نظرات و دیدگاهاتون

همونطور که دیدید، من تموم تلاش خودمو واسه دفاع از موکلم، یعنی شفافیت تجاری، کردم. حالا دیگه باید منتظر باشم تا ببینم نظر خوانندگان نوین در این مورد چیه. بی صبرانه منتظر نظرات و مثا لای شما در زمینۀ شفاف سازی، راهکارها و اهمیّت اون واسه یه کار و کاسبی موفق هستم

موضوع در رابطه بازاریابی اینترنتی

در بحث دور و بر این مقاله شرکت کنین! ارسال دیدگاه

نیاز به مشاوره بیشتر دارین؟ واسه صحبت با کارشناسان نوین تماس بگیرین.

۰۲۱-۶۳۴۰۴ ۵ دقیقه رایگان

سعید رهبری

سعید رهبری هستم. یه جدیدی که با معنی فعلی بازاریابی در ایران موافق نیس و فکر می کنه کسب و کارا باید با بازاریابی داخلی درست و کیفیت خدمات خود در راه جذب و حفظ مشتری قدم بردارن.
پیشنهاد میکنیم ا

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *