مدل بدلی و هیچ

مدل بدلی و هیچ

براساس مدل مشهور بدلی حافظه فعال شامل مخزنهاییه که هریک مسئول ذخیرهسازی اطلاعات به شکل رمزهایی خاص هستن. به طور مثال یکی مسئول ذخیرهسازی اطلاعات کلامیه و دیگری اطلاعات بینایی و فضایی رو ذخیره میکنه و دیگه وقایع و اتفاقات رو صرفنظر از نوع اون ها در خود ذخیره میکنه. در این مدل به فرایندهای تمرین ذهنی اشاره میشه که اطلاعات ذخیره شده رو در مخزن بازسازی کرده و اون ها رو در دسترس نگهمیدارد. هر کدوم از این مخزنها با حافظه بلندمدت پیوند داره و اینطوری اطلاعات میتونه از دنیای خارج یا از محتویات حافظه بلندمدت به حافظه فعال وارد شه. آخرسر این مدل فرایندهای اجراییای رو طرح میکنه که اطلاعات موجود در مخزنهای ذخیره های رو جهت عملیات شناختی پیچیده مثل محاسبات ذهنی بکار می گیرن (جونیدز، لیسی، اوان نی، ۲۰۰۵؛ گلدیان، ۱۳۸۵).

دلایل زیاد نشون می ده که ذخیره و بازیابی در حافظه فعال از راه سازوکارهایی انجام میشه که به درک و عمل هم میپرازن. در مورد ذخیرهسازی ما معتقدیم همون مناطق مغزی که در رمزگذاری اطلاعات موثر هستن هنگام حفظ کوتاهمدت اطلاعات بازم فعال میمونه و اینطوری حافظه فعال رو تشکیل میدن. بیشتر این رمزگذاریها در نواحی خلفی مغز (یعنی قشر گیجگاهی و آهیانهای) اتفاق می افته. بعضی وقتا اینجور رمزگذاریها نه فقط در مورد اطلاعات ورودی بلکه در مورد خروجیهایی که انتظار میره قشر قدامی مغز صادر کنه هم نمونه دارن مثل رمزهای حرکتی که نماینده صداهای گفتاری یا فعالیتهای عملی هستن. در مورد تمرین های ذهنی سازوکارهای مربوط به توجه به بازسازی نموده های داخلی حافظه فعال میپرازن همانهایی هستن که موقع ورود اطلاعات به حواس واسه تنظیم پردازش حسی بکار مییایند. این سازوکارها هم سیستمای ادراکی و هم سیستمای حرکتی رو بکار می گیرن (جونیدز، لیسی، اوان نی، ۲۰۰۵؛ گلدیان، ۱۳۸۵).

بیشتر می دونیم که یکی از روشای نگهداری اطلاعات در حافظه کوتاهمدت و شاید ذخیرهسازی به صورت دائمی در حافظه بلندمدت تکرار اون ها با صدای بلند یا به طور ذهنیه. تکرار زیاد اطلاعات احتمال یاداوری اون ها رو بیشتر میکنه که در افراد دپرس این مطلب رو با نشخوار افکارهای منفی میتونیم ببینیم. ما گنجایش تکرار و نگهداری اطلاعات در حافظه کوتاهمدت داریم. وقتی اطلاعات در حافظه کوتاهمدته میتونیم روی اون ها کار کنیم یعنی اون ها رو به شکل درست پردازش کنیم. تلاش میکنیم با کمک راهبردهای ذهنی روی اون ها رو به شکل درست بازسازی کنیم اما بعضی وقتا ممکنه هرکز اطلاعات قبلی رو به یاد نیاریم. واسه ذخیرهسازی اطلاعات جدید نیازه تا اون ها رو مرور کنیم و واسه بازیابی  اطلاعات از حافظه بلندمدت نیاز به نشونه مناسب جهت بازیابی داریم (ابوالمعالی، زیرچاپ).

واسه خوندن هر کلمه ممکنه بارها قبل از اون که از پاک شدن رد حافظه های اون رو تکرار کنین. ممکنه واسه هر کلمه تصویر ذهنی بسازه و تلاش کنین قبل از پنهون شدن اون رو مورد بررسی قرار بدین. اگه حروف رو به شکل صدا رمزگذاری میکنین ممکنه زودتر دچار اشتباه شید اما اگه رمزگذار معنایی داشته باشین احتمال بازخوانی اون آسون تر میشه تمایل به یادآوری بهتر اولین و آخرین عناصر یه مجموعه رو اثر موقعیت در سری میگن. این اثر ممکنه به خاطر این باشه که به اولین و آخرین محرکهای سری بیشتر توجه کنیم و مورد توجه بیشتر ما در مجری مرکزی قرار می گیرن و افراد دپرس هم معمولا به اتفاقاتی که هیجانهای مربوط به خلقشون رو توجه بیشتر دارن و اون ها رو بیشتر ذخیره و رمزگذاری می کنن. این اطلاعات مرزهای شنیداری یا دیداری بقیه محرکها رو به وجود می بیارن (ابوالمعالی، زیرچاپ).

هم اینکه ممکنه اولین عنصر در مقایسه با آخرین عنصر بیشتر مورد مرور ذهنی یا تکرار قرار گیرد. آخرین عناصر هم ممکنه به دلیل تازگی مدت زمان بیشتر در حافظه کوتاهمدت بمونه و در اون نگهداری شه. روان شناسا فکر می کنند در حافظه کوتاهمدت اطلاعات جدید جانشین اطلاعات قدیمی میشه. یادتون باشه که تو یه زمان مشخص تنها میتونیم اطلاعات کمی رو در حافظه کوتاهمدت نگهداری کنیم(ابوالمعالی، زیرچاپ).

مدل بدلیو هیچ (۱۹۷۴) مدلی واسه توضیح حافظه کوتاهمدته. اون ها فکر می کنند که حافظه کوتاهمدت فقطً یه انبار نیس و انبارهای متفاوتی رو دربرمیگیرد (ابوالمعالی به نقل از کاردول و فلنگان ۲۰۰۴، زیرچاپ). بدلی و هیچ حافظه کاری رو یه کنترلکننده توجهی یا مجری مرکزیه که تعدادی از سیستمای پیرو رو بررسی و هماهنگ میکنه (ابوالمعالی به نقل از استیلز، ۲۰۰۵؛  زیرچاپ). اون ها مطرح میسازن که اگه همزمان دو عمل جور واجور دیداری و شنوایی (شنیداری) انجام بشه، فرد قادر به انجام و پردازش اون اعماله چراکه هریک به طور همزمان اما جداگونه در انبارهای خاصی پردازش و ذخیرهسازی می شن. اون ها درمورد انبارهای پردازش دیداری و شنیداری به طور جدا از هم سخن میگن و واژه حافظهکاری رو جهت اشاره به قطعه های از حافظه که در زمان کار روی یه مطلب خاص مورد استفاده قرارمیگیرد، بکار میبرن (ابوالمعالی به نقل از کاردول و فلنگان ۲۰۰۴؛ زیرچاپ). بر مبنای نظر این دو محقق مجری مرکزی مثل توجه عمل میکنه و وقتی که فرد به موضوع یا چیزی توجه میکنه، خود رو روی اون متمرکز میسازد. مجری مرکزی حلقه واج شناختی و راه طرح فضایی-دیداری رو با عنوان سیستمای درگیر به وجود می­آورد و گنجایش محدودی داره و یعنی تو یه زمان فرد نمی تونه به چیزای زیادی توجه کنه (ابوالمعالی به نقل از کاردول و فلنگان، ۲۰۰۴؛  زیرچاپ).

شنوایی

حلقه واج شناختی                مجری مرکزی                    مسسیر طرح دیداری فضایی

 

 

 

 

مدل حافظه کاری که به وسیله بدلی و هیچ در سال ۱۹۷۴ ارائه شده (کاردول و فلنگان ۲۰۰۴؛ ابوالمعالی، زیرچاپ)

همون گونه که در تصویر نشون داده شده حلقه واجشناختی با اطلاعات بر اساس گفتار سروکار داره و گنجایش محدودی داره. این حلقه با اطلاعات شنیداری سروکار داره و نظم اطلاعات رو حفظ میکنه. از این رو اون رو حلقه میگیم چراکه در دور و بر یه حلقه حرکت میکنه. بدلی در سال ۱۹۸۶ این حلقه رو به دو قسمت تقسیم و هر یک رو نامگذاری کرد. انبار فنولوژیکی و روند تلفظی. انبار فنولوژیکی به آسونی لغاتی رو که میشنوین نگه میداره. انبار فنولوژیکی یه گوش درونیه. روند تلفظی روند به کار گیری لغاتیه که شما شنیده یا دیدهاید. این لغات به طور غیرملفوظ تکرار می شن و به صورت حلقه درمیآیند و مشابه یه صدای داخلی عمل می کنن حلقه فنولوژیکی هنگام یادگیری لغات جدید بکارگرفته میشه و به آسونی اطلاعات شنیداری رو نگه میداره (کاردول و فلنگان، ۲۰۰۴؛ ابوالمعالی، زیرچاپ).

راه طرح فضایی- دیداری با اطلاعات بر اساس دیدن سرو کار داره و اطلاعات مربوطه به طور موقت در اون جا انبار میشه. اطلاعات دیداری اطلاعاتی هستن که مشابه به نظر میرسن و اطلاعات فضایی رابطه بین اطلاعات رو طرح میکنه. وقتی که شما مجبورین یه تکلیف فضایی- دیداری، به طور مثال عبور از یه اتاق به اتاق دیگه رو انجام بدین از این راه استفاده میکنین (کاردول و فلنگان، ۲۰۰۴؛ ابوالمعالی، زیرچاپ).

انبار فنولوژیکی(گوش داخلی)
روند تلفظی(صدای داخلی)

 

 

ارتباطات فنولوژیکی با صدا هستش.

فنو مثل یه واجه.

 

نمودار روند فنولوژیکی راه شنیداری به وسیله مدل بدلی و هیچ ارائه شده (کاردول و فلنگان، ۲۰۰۴؛ ابوالمعالی، زیرچاپ)

 

مدل اندرسون

از طرف دیگه اندرسوندر سال ۱۹۸۳ مدل کامپیوتری رو با نام ACT معرفی کرد. در این مدل ایشون بین علم توضیحی و علم روشی تفاوت قایل شد. علم توضیحی رو میشه این جور معرفی کرد که این اطلاعات از یکی به یکی دیگه قابل انتقاله و قادر به بازیابی اون از آگاهی حواس جمع هستیم. علم روشی قابل انتقال از شما به فرد دیگه نیس و یه جور مهارته که به وسیله خود فرد باید از راه تمرین کسب شه و به شکل آماده در حواس جمع شما وجود نداره. ACT یه نظام تولیدی رو معرفی میکنه و واسه توضیح چگونگی تغییرات علم از راه تمرین و روش های که میتونه مهارت کسب شه خوبه. نظامهای تولیدی میتونن واسه شبیهسازی کامپیوتری مورد استفاده قرارگیرند همون اساسی که در پردازش اطلاعات بر اون تاکید میشد این بار در حافظه مورد بررسی قرار میگیره. در این نظام در اصطلاح یه محصول رابطه بین دو مجموعه از شرایطه که با عنوان قوانین اگه……. در نتیجه………. بیان میشه. این ها زوجهای عمل- شرط نامیده می شن که طی اون مطرح میشه اگه بعضی شرایط خاص موجود باشه درنتیجه عملی بکارگرفته می شه و در همین جا پای حافظه و بازیابی به میان کشیده میشه. این نظریه سه نوع حافظه رو مطرح میکنه: حافظهکاری، حافظه روشی و حافظه توضیحی.

در مدل اندرسون یه روش عبارتند از یه حلقه ارتباطی زوج عمل-شرط بین مجموعه های از شرایط موجود فعال در حافظه کاری و اطلاعات و یا علم انبارشده با عنوان طرح خونده می­شن که در حافظه بلندمدت قرار دارن. اگه یه شرط یا مجموعه های از شرایط در حافظه کاری فعال باشه قسمتهایی که به شکل طرحوارهها یافته های مربوط به اگرهای طرح شده فعال می شه. وقتی که یه روش اجرا شه ورود اطلاعات جدید به حافظهکاری نتیجه میده و مجموعه دیگری از شرایط “اگه” فعال می شه. حافظهکاری اطلاعات رو از حافظه توضیحی بازیابی میکنه. بازده روشها و اطلاعاتی که به طور موقت فعال شدهاند دنیای خارج رو از راه درک رمزگذاری میکنه که با محتوای در دسترس آگاهانه حافظهکاری کوتاهمدت برابر میشه. در این تئوری یه تفاوت مهم میان حافظه توضیحی و روشی مطرح شده و بیان میداره علم توضیحی چیزیه که ما توضیح آگاهانه از اون داریم و علم روشی چیزیه که ما واسه اون توضیح آگاهانه در دسترس نداریم و این تفاوت پایه مدل اندرسونه. حافظهکاری از نظر مقدار اطلاعاتی که میتونه معمولا در اون موجود باشه محدودیت داره و اگه مقدار کمی از اطلاعات مربوط به تکالیف نیاز باشه در شکل توضیحی بازنمایی شه نظام میتونه به مقدار کافی اون رو به جریان بندازه. مشروط بر این نظام توضیحی برون دادههایی از محصول در دسترس قرار می ده و احتیاجی به اجناس خود واسه گشودن بررسی آگاهانه وجود نداره.

محصول این مدل حافظه به طور خودکار به عنوان نتیجه های از مقایسه الگو ادامه پیدا میکنه و فقط اجناس اجرایی وارد حافظهکاری می شن. در این تئوری سه مرحله در یادگیری یه مهارت شناختی هست. در اول جمعآوری حقایق مربوط به موضوعه. بعد تمرین و مرور اون حقایقه که با شروع تمرین قوانین به روشیشدن تبدیل می شن و در نتیجه بیشتر به شکل خودکار بازآوری می شن. اجناس جدید از علم توضیحی بدست اومده در مراحل اولیه یادگیری تشکیل می شن. این روشیشدن فضا رو در حافظهکاری آزاد میکنه به دلیل این که علم توضیحی تو یه روش جای میگیره و جهت بازیابی استفاده یه شکل توضیحی در سیستم نیاز نیس. در مراحل پایانی یادگیری روشای جدید پیرو اجناس موجود می شن. قوانین محصول همراه با استفاده قویتر می شن و ممکنه خیلی خودکار شن به گونه های که اطلاعات در اون ها به مدت زیادی در شکل توضیحی در دسترس نیستن. افراد متخصص جواب سئوالات رو میدونن اما شاید واسه اون ها خیلی سخت باشه که توضیح بدن به چه دلیل اینجور تصمیماتی رو می گیرن. این علم اجازه می ده اطلاعاتی رو که با تجارب قبلی مقایسه می شن در داخل یه کل منظم گروهبندی شن. الگوهای تصادفی قطعات که با تجارب قبلی متناسب نیستن واسه افراد متخصص و تازه کار سختی برابر دارن (استیلز، ۲۰۰۵؛ ابوالمعالی، زیرچاپ).

 

حافظه توضیحی
حافظه کاری
حافظه روشی
مقایسه
انبار کردن
بازیابی
اجرا
عملکردها
رمزگذاری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دنیای بیرون

 

مدل ACT از اندرسون(۱۹۸۳) (استیلز،۲۰۰۵ ؛ابوالمعالی،زیرچاپ)

 

فرض ها و باورهای بنیادی، ریشه افکار خود آینده ما رو تشکیل میدن. فرض ها رو می توان طبق اگه … پس گفت در حالی که باورهای بنیادی بیان های مطلق گرا هستن با تشخیص و تقویت فرض های تازه، فرض ها و باورهای ناسازگارانه، به ضعف می گراید باورهای بنیادی ممکنه درباره خودمون، بقیه و یا جهان دور و بر باشن. باورهای بنیادی بیشتر به صورت کم کم تغییر می کنه. اما درزمان زمان هرچه بیشتر قوی و پایدار می شن اثر جدی بر چگونگی فکر و رفتار و احساس داره (گرین، پدسکی؛ قاسم زاده،۱۳۸۶).

ایپستین و همکارانش دو سطح پردازش اطلاعات رو مطرح کردن که به واسطه اون بر چگونگی تفسیر شخص از خود و دنیای دور و برش اشاره میکنن که مثل مدل مطرح شده اندرسونه. اون ها اشاره میکنن که نظام شناختی به وسیله منطقی بودن، عینی بودن، کندبودن، حواس جمع و دقیق بودن مشخص میشه. نظام تجربی به ما اجازه می ده تا معانی رو به صورت خودکار، شهودی، ناهوشیار و به شکل کلگرایانه بسازیم. ایپستین بازنمایی در نظام شناختی رو باور و اون رو در نظام تجربی به عنوان باور ضمنی یا طرح میدونه. نظام تجربی به کلیه اطلاعاتی که ما براساس تجارب طی زمان و رخدادهای زیاد کسب میکنیم، می گن. ایشون عقیده داره طرحوارهها تعمیمهای اولیه استقرایی جدا شده از تجربه های مشخص هیجانیه. معنی طرح از نظر ایشون مشابه طرح هیجان لونتال و معنی اولین هیجان لانگه (سالاس ایورت و فلگویس،۲۰۰۲). در موقعیتی که پر از هیجان شدهایم ساختار کدگذاری شده در حافظه در سطح پیش توجهیه مثل مجری مرکزی در نظریه بدلی و هیچ و موارد کدگذاری شده هم زوجهای شرط و عمل در نظریه اندرسون رو مطرح میسازن. بک و یانگ هم در مورد طرح فکر می کنند که طرحوارهها واحدهای اطلاعاتی هستن که ذخیره می شن و می تونن در بعضی شرایط در آینده تحت شرایط مناسب فعال شن، یعنی اون ها خاطرات هستن. طرح میتونه به اندازه کافی به توضیح و تشریح تجارب گذشته که تشکیل شده از شناخت حسی و ویژگیهای (بویایی، لامسه، چشایی و چیزای دیگه ای به جز اینا) هستن. این ویژگیها تو یه واحد منظم ذخیره و بازیابی می شن (جیمز، ریچلت، فرستون، بارتون، ۲۰۰۷).

طبق مدل بک باور مرکزی بیان کننده محتوای شناختی یا معنی مربوط به طرحوارههاست، به زبون دیگه پردازش معنایی تجربه ها از نگاه راه و روش پردازش اطلاعات. ایشون معنی تصور رو گسترش و گسترش داد. بک تصور رو شبکه یکپارچهای از عامل های شناختی و هیجانی و رفتاری میدونه که افراد رو به سمت واکنشهای افراطی جهت می ده و اونا رو به سمت اهداف خاص هدایت میکنه. بک عقیده داره که ذهنیتها بیشتر مثل طرحوارهها خودکار عمل میکنه و بایست فعال شن و افراد در صورت مواجه با استرسهای خاص علایم مربوط به تصور رو میدن. هم اینکه عقیده داره ذهنیتها از طرحوارههایی تشکیل شدهاند که شامل خاطرات، راهبردهای حل موضوع، تصاویر ذهنی و زبون هستن (یانگ، کلوسکو، ویشار، ۱۹۵۰؛ حمیدپور، اندوز، ۱۳۸۸).

استرس

[۱]John Jonids

[۲] Steven C. Lacey

[۳] Derek Evan Nee

[۴]John Jonids

[۵] Steven C. Lacey

[۶] Derek Evan Nee

[۷] Baddeley

[۸] hitch

[۹] Cardwell

[۱۰] Flanagan

[۱۱]The supervisitory attentional system

[۱۲] Styles

[۱۳] Phonological loop

[۱۴] Visuo-spatial sketchpad

[۱۵] Slave systems

[۱۶]Phonological store

[۱۷]Articulatory procass

[۱۸]Inner ear

[۱۹] Anderson

[۲۰]Declarative

[۲۱] Procedural

[۲۲] Production

[۲۳]If…….then

[۲۴]Condition-action pairs

[۲۵]Schema

[۲۶]Perception

[۲۷] Gerin

[۲۸]Epstein

[۲۹]Leventhal

[۳۰]Lang

[۳۱] Beck

[۳۲]Ian A. James

[۳۳] F. Katharina Reichelt

[۳۴] Mark H.Freeston

[۳۵] Stephen B.Barton

[۳۶]Core belief

[۳۷]Young

[۳۸] klosko

[۳۹] Weishoar