مزیت عملیاتی[1]

مزیتی که شامل افزايش اثربخشي و كارايي حاصل از فناوري اطلاعات در سازمان، عملياتي كردن نرم افزارها، مديريت كيفيت، مديريت امنيت، شناسايي چالش ها، شناسايي ريسك ها ، مديريت زيرساخت فناوري اطلاعات، و ارزيابي می باشد.

2-29-3-1- افزایش اثربخشی وکارایی حاصل از فناوری اطلاعات

كيفيت، به مواردي فراتر از كارايي استفاده از مواد مربوط مي شود. كيفيت نامطلوب، نه فقط منجر به دور ريختن و رد شدن محصول مي شود، بلكه نيروي زيادي را نيز صرف دوباره كاريها و توليد مجدد مي كند. بدين ترتيب منابعي كه به اين ترتيب هدر مي روند بسيار بيشتر از منابعي هستند كه صرف بازرسي هاي ضروري خواهند شد. به علاوه، زياني كه از نارضايتي مشتري ايجاد مي شود، ضرر فاحشي به شمار مي آيد و نيرويي نيزكه صرف بازاريابي و فروش مي شود، به هدر خواهد رفت.

فناوريهاي نو ظهور و پيشرفته براي حل مسائل مديريتي در حال تغيير دادن شيوه هاي ساخت سازمانهاي مهندسي مجدد و مديريت سازمان ها هستند. مديريت در محيط متحول امروز، براي هر تصميم گيري نيازمند توجه به عوامل گوناگوني نظير برنامه ريزيهاي قوانين دولتي، نگرش هاي كارفرمايانۀ توسعه فناوري هاي اطلاعات و ارتباطات ، اطلاع رساني و افزايش انتظار مشتريان با داشتن امكان انتخاب دارد. در هر كدام از موارد فوق، مديريت نياز به اطلاعات مناسبي داردكه دانش او را افزايش و عدم اطمينان وي را كاهش دهد تا فعاليت مؤثري داشته باشد. بنا براين بهتر است به جاي عبارت آشناي ” مديريت، انجام دادن كارها از طريق ديگران است” عبارت ” مديريت، انجام دادن كارها با استفاده از اطلاعات مناسب و از طريق افراد است.” را به كار ببريم. در اين راستا توجه به (IT فناوري اطلاعات: تسريع اطلاعات تسهيل فرايند) و (مديريت كيفيت جامع: بهبود مستمر كل سيستم) ضروري به نظر مي رسد.

هرچند ″كارايي″ ، شرط زنده بودن پس از موفقيت است، اما چيزي كه امروز به آن احتياج داريم″ مؤثر بودن″ است (اثربخشي در عملكرد هزينه قابليت اطمينان و كيفيت بالاتر كه اين قدمي فراتر از كنترل و كاهش هزينه ها مي باشد). اثربخشي ، مفهومي عميق تراز بازدهي و هدفمند بودن دسترسي به خروجي ها و يا حداقل هزينه هاست( اگرچه همگي آنها را شامل مي شود.) پيتر دراكر 1974 ″كارايي″را درست انجام دادن كارها و″ اثربخشي″ را انجام دادن كارهاي درست تعريف نموده است. امروزه مؤثرترين روش در مديريت توليد، نوآوري و اختراعات جديد است و موفقترين شركت ها در آينده ، آنهايي هستند كه داراي ايده هاي جديد با سرعت و انعطاف لازم باشند.

امروزه طرز تفكر و ديدگاه مديران شركت ها به كيفيت،نگاه ديگري است. توليد با كيفيت مطلوب، مستلزم داشتن تعريف روشن و شفاف از اهداف، داشتن برنامه كاري و دستورالعمل مشخص براي هر بخش از كار و هر مرحله فرايند، داشتن سيستم ردگيري و نمايش كارا، اندازه گيري، مستند سازي، ثبت وقايع در زمانها و مكانها ونيز چگونگي انجام كارها مي باشد.

2-29-3-2- عملیاتی نمودن نرم افزارها

نرم افزار، مجموعه از دستور العمل های دقیق و مرحله به مرحله است که هدف خاصی را دنبال می کند. نرم‌افزار[2] یا برنامه: ظاهراً، اولین بار جان تاکی در سال ۱۹۵۸ این واژه را به‌این معنا به‌کار برده‌است. احتمالاً این واژه در مقابل سخت‌افزار [3]به کار برده اند که بسیار پیش از پیدایش رایانه (به معنای اسباب و اشیاء) به‌کار می‌رفته‌است. اگرچه «نرم‌افزار رایانه‌ای» و «برنامه رایانه‌ای» یک معنی دارند و اصطلاح برنامه[4] است.

سخت‌افزار رایانه مجموعه‌ای از اجزای فیزیکی است که یک سیستم رایانه را تشکیل می‌دهند. سخت‌افزار رایانه به قسمت‌های فیزیکی و یا اجزای یک رایانه مانند صفحه نمایش، صفحه کلید، حافظه‌های رایانه، دیسک سخت، ماوس، چاپگرها، سی‌پی‌یو (کارت گرافیک، کارت صدا، حافظه، مادربورد و چیپ‌ها) و همه اجزای فیزیکی که می‌توان آن را لمس کرد (مشاهده کرد). در مقابل آن نرم‌افزار قابل لمس نیست. نرم‌افزار مجموعه‌ای از ایده‌ها، مفاهیم و نمادها است. ترکیبی از سخت‌افزار و نرم‌افزار یک سیستم محاسباتی قابل استفاده را تشکیل می‌دهد.

تفاوت بین دو نرم افزار را توانايي نرم‌افزار‌‌ها در برآورده ساختن نیازهای مورد انتظار تعيين مي‌كند. بطور كلي نرم‌افزار‌‌ها داراي دو نوع نياز هستند، نياز‌هاي عملياتي  و غيرعملياتي . نياز‌هاي عملياتي، توانايي‌‌هاي سيستم در انجام وظايف مختلف را توصيف مي‌کنند و نيازمندي‌هاي غيرعملياتي سيستم، نياز‌هايي هستند كه بطور مشخص با عمليات سيستم در ارتباط نيستند. بعبارت ديگر نياز‌‌هاي غيرعملياتي، ويژگي‌هاي كيفي سيستم مي‌باشند كه بر روي عملکرد نهايي سيستم اثرگذار خواهند بود و براي برآورده كردن آنها بايد از ساختارهاي خاصي در توليد نرم‌افزار استفاده نمود. به عنوان مثال، هنگامي كه يك سيستم مبتني بر پيمانه ‌‌‌هاي مختلف پياده‌سازي مي‌شود، هدف انجام يك عمل خاص نمي‌باشد. زيرا آن عمل در قالب يك پيمانه نيز قابل دستيابي است، بلکه هدف از پياده‌سازي سيستم مبتني بر پيمانه‌ها، دستيابي به ويژگي‌هاي كيفي نرم‌افزار مي‌باشد. نيازمندي‌هاي کيفي داراي جنبه‌‌هاي گوناگون هستند، بايد در مراحل طراحي، پياده‌سازي و استقرار سيستم مدنظر قرار گيرند. به عنوان مثال براي تضمین ويژگي كيفي قابليت استفاده، نحوه چيدمان اجزاء تشكيل‌دهنده واسط كاربر، فعاليتي مربوط به پياده‌سازي محسوب مي‌گردد. درحالي كه قابليت بازگرداندن تغييرات انجام شده، يا فراهم آوردن امكان لغو كردن فعاليت‌‌هاي نرم‌افزار توسط كاربر از جنبه‌‌هاي مربوط به طراحي محسوب مي‌گردد

[1]  Operational advantages

[2]   Software

[3]   Hardware

[4]  program

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی میزان همراستایی فناوری اطلاعات و کسب و کار الکترونیک (با استفاده از تکنیک AHP) مطالعه موردی(مجتمع پتروشیمی اصفهان)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *