منابع و ماخذ پایان نامه تحلیل گفتمان، گفتمان انتقادی، تحلیل گفتمان انتقادی، درون مایه

دانلود پایان نامه

زندگی واقعی فاقد آنند (السیسور،13:1383).
به اعتقاد متز، «مادهخام» سینما همان مجراهای اطلاعاتی است که موقع تماشای فیلم به آنها توجه میکنیم (افراشی، 1384). این مجراها عبارتند از:
1-تصاویر فیلم برداری شده
2-طرحهای گرافیکی
3-گفتار ضبط شده
4-موسیقی ضبط شده
5- سر و صدا یا اثرات صوتی ضبط شده
نشانهشناس سینما تحلیلگری است که به رسانههای ناشی از این آمیختهی مواد توجه دارد. در نشانهشناسی سینما، مقصد بر آن است تا الگوی جامعی خلق شود که توضیح دهد فیلم چگونه مفهوم پیدا میکند و این مفهوم چگونه به بیننده منتقل میشود (افراشی،1384).
حال با توجه به آنچه دربارهی آراء متز به روایت اندرو94 گفته شد، میتوان تحلیلی از ساختار نظام فیلم را با استفاده از ابزارهای نظری نگرش ساختگرا ارائه داد. بنابر اعتقاد متز، مادهی خام سینمایی از پنج مجرای اطلاعاتی تشکیل میشود که هر یک نظامهای نشانهای مجزایی به این ترتیباند: نظام نشانهای طرحهای گرافیکی ، نظام نشانهای و موسیقی و نظام اصوات طبیعی، عملکرد متعامل این نظامهای نشانهای را چگونه میتوان با توجه به طرح نظری محورهای همنشینی و جانشینی تبیین کرد. این تبیین همان تحلیل ساختگرا از نظام نشانهای فیلم خواهد بود (همان).
با توجه به اینکه سینما نیز نوعی رسانه است با مطلعات نشانهشناسی را میتوان از دیدگاههای متفاوتی نگریست.
میتوان مطالعات زبانشناسی و نشانهشناختی سینما را به سه دورهی کلی تقسیم کرد.
نخست دورهای که سعی میشد واحدهای کمینهی سینما و فیلم را بر مبنای واحدهای کمینه زبان مانند واج، تکواژ و جمله، متناظرسازی کنند؛ متن اولیه را در واقع میتوان در این مرحله قرار داد. در این مرحله برای سینما قائل به «نظام زبان» یا لانگ95 بودند.
پس از این که این نوع متناظر سازی کار ساز واقع نشد، سینما را فاقد نظام زبان و فقط دارای قوه ی ناطقه/ لانگاژ96 یا به عبارت بهتر، «قوهی فیلمی» دانستند. در این جا، دیگر نیازی به متناظرسازی به شکل اولیه نبود. اما در مرحله سوم، میتوان گفت سعی شد از دیگر رویکردهای زبانشناختی مانند «دستورزایشی»، «دستور شناختی»، «معنیشناسی»، «کاربردشناسی»، «تحلیل متن»، «تحلیل گفتمان» و مواردی از این دست در مطالعات سینما بهره گرفته شود.در واقع، دراین مرحله، شاید در زبانشناسی نیز پا را فراتر از واج، واژه و جمله گذاشته شده بود، و مباحث متن و گفتمان مطرح شده بود. حال سینما نیز دارای زبان خاص خود تصور میشد که میشد در بررسی آن از ابزارهای زبانشناختی و نشانهشناختی بهره برد (السیسور،7:1383).
اما نکتهای که باید افزود، این است که به هر ترتیب، فیلم یا به تعبیری، سینما دارای نظام زبانی چند لایه است. از یک سو، درسینما با سطح کلام، تصویر، موسیقی و اصوات سر و کار داریم؛ هر یک از این سطوح خود دارای اجزاء و عناصر تشکیل دهندهی خود هستند و این عناصر را روابط و ساختار یا به بیانی دیگر نحو خاصی به هم پیوند میدهند. از سوی دیگر، در سطحی بالاتر، هر یک از این سطوح با هم همنشین میشوند، و در واقع اجزاء و عناصر لایهی بالاتر را تشکیل میدهند. بین این عناصر نیز نحو و هم نشینی خاصی برخورداراست، که شاید بتوان در تدوین مونتاژ و یا حتی پیش از تصویر برداری به آن پرداخت (همان:5-7).
آنچه برای اولین بار مطالعات فیلم را در تماس با زبانشناسی قرار داد این مسئله نبود که سینما از ابتدا تصاویر را با زبان ترکیب میکرد، چه به صورت گفتار (هنگام اجرای فیلم) و چه نوشتار (به شکل نوشته ها97) بلکه انگیزه توجه به زبان برخی موضوعات نظری و فلسفی در ارتباط با مسئله دلالت بود. باز تولید عکس گونهی واقعیت چگونه میتواند عبارتی معنادار دربارهی همان واقعیت باشد؟ همان طور که کریستین متز اظهار میکند « باید بفهمیم فیلمها چگونه فهمیده میشوند» یا، باید «تصاویر جهان را به صورت گفتاری دربارهی جهان بفهمیم» (نیکولز98،259:1985،همان:13).

2-3-6-مطالعات پیشین پیرامون تحلیل گفتمان/ تحلیل گفتمان انتقادی در سینما
بندرت پژوهشی در زمینه تحلیل گفتمان و تحلیل گفتمان انتقادی در سینما صورت گرفته است. رشنو99(1382) اولین کسی است که از تحلیل گفتمان انتقادی در رابطه با فیلم استفاده کرده است. ایشان تحلیل گفتمان انتقادی پنج فیلم پرفروش سینمای ایران در سال 1380 را به پیروی از میشل فوکو بررسی میکند، و در طی یک پرسش کانتی100 به بررسی شرایط امکان پنج فیلم «پارتی، سگ کشی، شب یلدا، نیمه پنهان و موج مرده» به مثابه (معناهای نشانهای) از میان بیست فیلم پرفروش میپردازد و با تاکید بر اهمیت ویژگیهای تکنیکی مانند انواع نماها، صدا، نورپردازی، انواع برشها و تکنیکهای انتقالی در هر فصل (واحد تحلیلی) در ایجاد مفاهیم و موضوعات انتقال داده شده، دلالتهای ثانویه و استنباطها، تلویحات و طرح وارههای هر فیلم را تا سر حد امکان مشخص کرده و سپس گزارههای اساسی و موضوعات و اسلوبهای بیانی هر کدام را معلوم نموده است. در نتیجه رابطه آنها با نیروهای اجتماعی و تعلق آنها به گفتمان «مصلحت» استخراج شده است. گفتمان «مصلحت» موضوعات و مفاهیمی مانند شهید، روشنگر مسلمان، رزمنده جان بر کف و کینه توز، آمریکا، آثار جنگ، نویسندگان و اهالی فرهنگ، روشنگر سکولار و … را به گرد اعظم «مصلحت» جمع مینماید و کلیتی به ظاهر منسجم از تکههایی را فراهم میآورد که هر کدام به یک گفتمان مقاومت تعلق دارند و یا با ساختن و تولید گفتمان به ظاهر منسجم به دستکاری و کنترل خاطره مردمی از سالهای پس از انقل
اب میپردازد. اسلوب بیانی اصلی گفتمان مصلحت، قابل گفتگو بودن اسلوب بیانی گفتمانهای مقاومت است که در سالهای 1375-76 غیر قابل گفتکو به نظر میرسیدند، گفتمان مصلحت از طریق این اسلوبها سعی در کاهش و پرنمودن شکافها، تعارضات و تناقضات اقشار مختلف جامعه در راه رسیدن به اجماع در مورد نحوه تقسیم قدرت دارد.
سلطانی (1384) به بررسی درون مایههای دینی فیلمهای بعد از افطار در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی میپردازد. او آنچه را که در فیلمهای «مرده متحرک»، «برای آخرین بار»، «متهم گریخت» که طبیعتاً درون مایهای دینی داشتند، مشترک میدید این بوده که در همه آنها به نحوی، مردهای زنده میشود. این وجه اشتراک قابل تامل و پرسش انگیز او را بر آن داشت تا از منظر تحلیل گفتمان نگاهی کلی به روند تحول بازنمایی و حضور مذهب در تلویزیون ایران بعد از انقلاب داشته باشد. ریشه این حضور را به خود انقلاب اسلامی بر میگرداند. در تحلیل فیلم پارتی، فیلم را در فضایی دو قطبی در نظر میگیرد که یک قطب این فضای سیاسی مبتنی بر نگرش اصلاح طلب و قطب دیگر مبتنی بر نگرش اصولگرایان است. و معتقد است که قطبیتی که در اجتماع مشاهده میشود ناشی از آن است که قدرت نهفته در گفتمانها اجتماع را بین «خود» و«دیگری» تقسیم میکنند. این دوگانه ستیزی میان «خودی» و «دیگری» بر سوژهها یا همان انسانهایی که یکی از این گفتمانها را باور میکنند تاثیر میگذارد و باعث میشود که آنها ذهنیتی دوگانه- خودی و دیگری- پیدا کنند و به همین ترتیب، ذهنیت دوگانه سوژهها بر رفتار و گفتار آنها تاثیر میگذارد و منجر به این میشود که محصولات فکری این سوژهها نیز قطبی گردد، به این ترتیب، کلیت نظام معنایی فیلم در حد فاصل میان این قطبیت سامان پیدا میکند.
توحیدلو (1385) به بررسی و تحلیل فیلمنامه «واکنش پنجم» از طریق تجزیه و تحلیل گفتمان انتقادی پرداخته است. او با به کارگیری تحلیل کلان و خرد زبان سعی میکند که از گفتمانهای طبیعیشده فیلم آشناییزدایی کند. در این بررسی نشانههای مرکزی گفتمانها مشخص شده و نشان داده شده که چه نشانههایی دارای موقعیتی ممتازند و در رابطه با نشانههای دیگر چگونه در آن گفتمان تعریف میشوند. وقتی نشانههایی که نقاط مرکزی به حساب میآیند شناسایی شدند، بررسی میشود که گفتمانهای دیگر چگونه همان نشانهها را به طرق دیگر تعریف میکند. بنابراین از طریق شیوههای گفتمانهای رقیب برای انتساب محتوا به دالهای شناور، میتوان به رقابتهایی که بر سر تعیین معنا رخ میدهد پی برد. از طریق مقایسه تحلیلی در گفتمان رقیب، این بررسی نشان میدهد که هر گروه تلاش میکند که نقاط مرکزی را به شیوه خاص خود تعریف کند و به ساختارشکنی آن نشانهها در گفتمان رقیب میپردازد. این بررسی همچنین نشان میدهد که فصلبندی به گفتمانها ثابت و طبیعی نیست بلکه گفتمانهای رقیب با به چالش کشیدن آن گفتمانها میتوانند آنها را به طریقی دیگر مفصلبندی کنند.

فصل سوم
روششناسی پژوهش

3-1-مقدمه
در این فصل ابتدا به معرفی روش گردآوری دادهها، معرفی دادهها، پیکرهی زبانی، شیوه گردآوری دادهها پرداخته شده است، سپس روش پژوهش و چارچوب پژوهش عنوان گردیده است و در آخر شیوه تحلیل دادهها و مراحل انجام کار ارائه شده است.

3-2-روش گردآوری دادهها
3-2-1-معرفی دادهها
در این پژوهش فیلمنامه به عنوان داده اصلی مورد استفاده قرار گرفته است.

3-2-2-پیکرهی زبانی
در این پژوهش تمام سکانسهای فیلم پیکره زبانی را تشکیل دادهاند.

3-2-3-شیوهی گردآوری دادهها
گردآوری دادهها به صورت کتابخانهای انجام گرفته است و این دادهها مربوط به فیلمنامه یهحبه قند است و از این فیلم به دست آمده است.

3-3-روش پژوهش
این پژوهش بر پایهی روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است که در ذیل به اجمال به تعریف آنها میپردازیم:

3-3-1-روش تحقیق توصیفی
هدف از برخی تحقیقها، توصیف جزء به جزء یک موقعیت یا یک رشته شرایط است. غرض از این گونه تحقیق، پاسخگویی به پرسش هایی مانند «چقدر؟»، «چه کسی؟» و «چه اتفاقی دارد می افتد؟» است. تحقیق توصیفی آنچه را هست توصیف و تفسیر میکند و به شرایط یا روابط موجود، عقاید متداول، فرآیندهای جاری، آثار مشهود یا روندهای در حال گسترش توجه دارد. تمرکز اصلی در درجه اول به زمان حال است، هر چند غالباً رویدادها و آثار گذشته را نیز که به شرایط موجود مربوط میشوند مورد بررسی قرار میدهد (بست، ترجمه شریفی و طالقانی، 1372: 125).
تحقیق توصیفی، شامل جمعآوری اطلاعات برای آزمودن فرضیه یا پاسخ به سوالات مربوط به وضعیت فعلی موضوع مورد مطالعه میباشد. یک نمونهی معمول تحقیق توصیفی شامل ارزیابی نگرشها یا عقاید نسبت به افراد، سازمانها رویدادها و رویهها میگردد. نظرسنجیهای سیاسی پیش از انتخابات و تحقیقات بازار، نمونههایی از تحقیقات توصیفیاند. اطلاعات توصیفی معمولاً از طریق پرسشنامه، مصاحبه، یا مشاهده جمعآوری میشوند (خاکی، 1378: 210).

3-3-2-روش تحقیق تحلیلی
مفاهیم گرفته شده از زبان عامیانه، گاه از نظر گروههای مختلف جامعه دارای معانی کاملاً متفاوتی میباشند، به طوریکه اگر شخصی از یک گروه بخواهد آن واژه را در گروه دیگر به کار برد، با سوء تفاهم یا عدم تفاهم روبرو خواهد شد. در صورتی که قرار باشد ارتباط و روابط اجتماعی بین اعضای گروهها به وجود آید (مثلاً وقتی پژوهشگری از یک گروه یا جامعهای بخواهد، در جامعهی د
یگری غیر از جامعه خود تحقیق کند) لازم است معانی واژههای مورد استفاده (مثلاً در یک پرسشنامه ) را قبلاً بررسی کرده و معانی معمول آن واژهها را در گروه یا جامعهی مورد نظر تعیین نماید. این گونه بررسی تعیین معانی را، همپل101 «تحلیل معنی» و اوپ 102 (تعریف تحلیلی) مینامند و تفاوت آن با تعریف اسمی در این است که تحلیل معنی یا تعریف تحلیلی یک امر قراردادی نیست، بلکه یک امر تحقیقی است، یعنی به صورت تجربی بررسی میشود که فلان واژه در بین افراد یک جامعه دارای چه معنی یا معانی است و لذا در تعریف تحلیلی برعکس تعریف اسمی دربارهی یک امر واقع (واقعیت) صحبت میشود. مورد استفاده «تحلیل معنی» فقط هنگام تحقیق در جوامع و فرهنگ های متفاوت نیست، بلکه هم چنین برای تثبیت معنی واژههایی که با مفهومهای متفاوت در یک جامعه متداول هستند و یا پی بردن به فضای مفهوم یک واژه نامشخص در یک یا چند جامعه میباشد (خاکی ، 1378: 56-55).

3-4-چارچوب تحقیق
در تحلیل این فیلم، از تحلیل کلان لاکلاوموف استفاده شده است. تحلیلکلان، تحلیل پدیدههای سیاسی و اجتماعی در بررسی

دیدگاهتان را بنویسید