منابع پایان نامه با موضوع توسعه روستا، برنامه چهارم توسعه، عملکرد سازمان، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه

اد اره امور جاری و توسعه کشور ، زمینه مشارکت مردم و تقویت نهادهای محلی و مردمی را فراهم سازد و در بهبود مدیریت توسعه روستایی مؤثرباشد . برخی از این الزامات و راهبردها بشرح زیر است :
1- ایجاد تعامل سازنده و پویا بین دیوانسالاری دولت و فعالیتهای اقتصادی مردم برای رسیدن به مشارکت حد اکثر مردم .
2- تقویت حاکمیت قانون و محدودکردن قلمرو فعالیتهای دولت و حضو رهمه جانبه تر در این قلمروها با تأکید بر آینده نکری
3- اصلاح و باز نگری قوانین و مقررات و افزایش مشارکت مردمی .
4- توسعه تعامل دولت و مردم به منظور افزایش اعتماد ، همگرائی ، نشاط ملی
5- برقراری شرایط دخالت کمتر دولت دراداره امور اقتصادی و گاهش فساد مالی
در بخش ششم لایحه برنامه چهارم توسعه کشور ( 1384- 1388 ) نوع سازی دولت و ارتقای اثر بخشی حاکمیت ، دولت موضف شده کلیه تصدیهای دستگاهای دولتی در امور توسعه و عمران شهر و روستا را با تصویب شورای عالی اداری و استخدامی کشور همراه با منابع مالی ذی ربط به شهرداریها و دهیاریها واگذار کند . همچنین شناسایی و واگذاری وظایف امور و فعالیتهای قابل واگذاری به شهرداریها ودهیاریها و بخش غیر دولتی با هدف رهاسازی دولت از تصدیهای غیر ضروری و نحوه ارتباط با شوراهای اسلامی روستا ، بخش و شهر از دیگر وظایف دولت در این برنامه است . ( رضوی ، 1387: 242 )
2-13-وظایف مدیریت در سازمآنهای محلی چیست؟
وظایف مدیریت در سازمآنها و نهادهای محلی شامل برنامه ریزی، سازماندهی، مدیریت منابع و امکانات، هدایت، رهبری، کنترل و نظارت است که به شرح زیر مورد بررسی قرار می گیرد:
برنامه ریزی:
برنامه ریزی اولین وظیفه مدیریت در نهادها و سازمآنهای محلی است. برنامه ریزی عبارت از تعیین هدف کوتاه و پیش بینی راه رسیدن به آن است. در واقع برنامه، نوعی تعهد به انجام فعالیت های معین برای تحقق هدف به شمار می آید (Koontz, 1998: 103-104).
مهمترین عنصر برنامه ریزی، “پیش بینی” است. مدیران در نهادها و سازمآنهای محلی برای برنامه ریزی باید از روش های مختلف پیش بینی نتایج، زمان و ارزش گذاری که می تواند یک یا ترکیبی از این روش ها باشد استفاده کنند. این روش ها عبارتند از قضاوت آگاهانه، پیمایشی، تجزیه و تحلیل نرخ روند و تجزیه و تحلیل سناریو (مقیمی، 1382: 121).
برنامه ریزی در مدیریت نهادهای محلی از “پایین به بالا” صورت می گیرد. برنامه ریزی از پایین به بالا با تدوین برنامه هایی شروع می شود که9 در سطوح عملیاتی شکل می گیرند؛ بدون آنکه به محدودیت های کلی سازمان توجه شود. آنگاه این برنامه ها از طریق سلسله مراتب به بالاترین سطح مدیریت ارائه می گردد (رضاییان، 1379: 187).
یکی از ارکان اساسی در مدیریت روستایی برنامه ریزی است. برنامه ریزی روستایی علم اداره و کنترل سیستم های روستایی است و هدف اصلی آن تخصیص بهینه منابع اعم از منابع مالی و انسانی به منظور اصلاح ساختار فعالیت های اقتصادی، اجتماعی و کالبدی روستاها است. اصلاح ساختار کالبدی به مفهوم تعیین کاربری ها، شبکه ها، جانمایی تسهیلات و تعیین اهداف و پروژه های عمرانی می باشد. همچنین تحقق اهداف مورد نظر مدیران محلی نیازمند تدوین برنامه ای است که در آن ملاحظات اجتماعی ـ فرهنگی محلی نیز مدنظر قرار گرفته باشد. اثربخشی برنامه ریزی روستایی، مستلزم شناخت دقیق نیازها و امکانات محلی است که از طریق مطالعات علمی امکان پذیر خواهد بود. برنامه ریزی برای توسعه محلی باید مبتنی بر داده های واقعی یا حقایق گردآوری شده باشد.
سازماندهی: زمانی که اهداف، برنامه و استراتژی های هر سازمان تعیین شد، مدیران بایستی ساختار مؤثری را ایجاد نمایند که دستیابی به این اهداف را تسهیل سازد. فرآیند ایجاد ساختار سازمان را “سازماندهی” می گویند. به عبارت دیگر سازماندهی، فرایند طراحی ساختار است. در طراحی ساختار سازمانی دو اقدام مهم صورت می گیرد. اول اینکه وظایف اصلی سازمان به وظایف فرعی تقسیم می شود. وظایف فرعی به پست ها و واحدهای سازمان محول می گردد و نوعی تقسیم کار به وجود می آید. سپس از طریق ساز و کارهای هماهنگی، همکار لازم برای دستیابی به هدف مشترک فراهم می آید.
انعطاف پذیری سازمان در تقابل، تحولات محیطی را معین می سازد و سایر وظایف مدیریت را تحت تأثیر خود قرار می دهد. البته در مورد نحوه سازماندهی و ترتیب مراحل ایجاد و شکل گیری سازمان، اختلاف نظر وجود دارد، به طوری که گروهی “روش سازماندهی از پایین به بالا” و برخی “روش سازماندهی از بالا به پایین” را توصیه می کنند. برای مثال در چارچوب نظریه های مکتب کلاسیک، روش دوم توصیه می شود
(Carlisle, 1976: 334).
البته با نگرش حاکمیت به توسعه پایدار روستایی با رهیافت مشارکتی در دهه های اخیر روش سازماندهی پایین به بالا مورد نظر مدیران و برنامه ریزان توسعه به خصوص توسعه روستایی بوده است.
در کشور ما واحدی که در حکومت های محلی مسئولیت امور قانون گذاری را به عهده می گیرد، اصطلاحاً “شورای اسلامی روستا” نامیده می شود و دهیار عنوانی است که به مسوول امور اجرایی روستا اطلاق می گردد. مسئولیت قوه مقننه در سطح روستا می تواند بر عهده شورای اسلامی روستا باشد دهیار مسئولیت قوه مجریه در سطح محلی را بر عهده دارد (مقیمی، 1382: 175).
در شوراهای اسلامی و دهیاری های کشور با توجه به ویژگی های محیط روستایی و ترکیب و نوع فعالیت های آن لازم است سبک سازماندهی وحدت قوا در قانون گذاری حکومت محلی که آن را ساختار کمیسیونی م
ی نامند، وجود داشته باشد. در غیر این صورت کارآمدی قوای مختلف زیر سؤال رفته و مانع موفقیت آنها خواهد شد.
مدیریت منابع انسانی: مدیریت منابع انسانی اصطلاحی است برای توصیف گسترده ای از فعالیت های متنوع، شامل جذب، نگهداری، و پرورش نیروی کار با استعداد و پر انرژی. برخی از صاحب نظران بر این باورند که اگر افراد مناسب استخدام شوند و در جای مناسب به کار گمارده شوند، همه امور به خوبی پیش خواهد رفت (Bridges, 1994:68).
نیروی انسانی محور توسعه است و میزان موفقیت سازمآنها و نهادهای محلی بستگی بسیار زیادی به کم و کیف نیروی انسانی آنها دارد. بررسی های انجام شده در مورد عوامل مؤثر بر موفقیت سازمآنهای محلی نشان می دهد که موفقیت آنها با کیفیت و کارایی نیروی انسانی رابطه معناداری دارد.
هدایت و رهبری: هدایت، بر تلاش مدیر برای انگیزش مردم به منظور نیل به اهداف سازمانی، دلالت دارد. این تلاش به سه طریق صورت می گیرد: رهبری، انگیزش، و برقراری ارتباطات
(Agrawal,1982: 7)
رهبری یعنی فعالیت هایی که مردم را برای تلاش مشتاقانه در جهت تحقق اهداف گروهی، تحت تأثیر قرار می دهد (Terry, 1977: 493).
از آنجا که دستیابی به اهداف سازمان بدون همکاری و مشارکت افراد امکان پذیر نیست، مدیران سازمآنهای محلی باید تمام تلاش خود را بکار گیرند تا ضمن تجهیز به مهارت های مدیریتی، سبکی مناسب در رهبری مجموعه سازمانی انتخاب نمایند که از حداکثر ظرفیت های سازمانی استفاده بهینه به عمل آید.
مدیران نهادها و سازمآنهای محلی باید در انجام وظایف حداقل از مهارت های عام مدیریتی از جمله مهارت فنی، مهارت انسانی و مهارت ادراکی برخوردار باشند. مهارت فنی توانایی به کارگیری دانش، روش ها و تجهیزات مورد نیاز برای انجام یک وظیفه تخصصی است که از طریق تجربه، آموزش و کارآموزی به دست می آید. مهارت انسانی به معنی توانایی کار کردن با دیگران است که شامل توان ارتباطی، درک نیازهای انگیزشی و به کارگیری رهبری مؤثر است.
به هر حال مدیران و دست اندرکاران سازمآنها و نهادها محلی بیشترین ارتباطات را با مردم و ارباب رجوع دارند و لازم است که اخلاقیات را در انجام کارهای خود مورد توجه قرار دهند. تقوی و پرهیزگاری، شایستگی و توانایی، تسلط بر هوای نفس، حسن سابقه، امانتداری، مهربانی با زیردستان، میانه روی و اعتدال، سعه صدر، وفای به عهد، احتیاط و دوراندیشی و پرهیز از خودپسندی ویژگی هایی است که اما علی (ع) در فرمان مبارک خود به مالک اشتر توصیه کرده است و می تواند ملاک و مبنای رفتار مدیران و کارگزاران محلی البته در چارچوب کاری خود باشد (رضوانی، 1386: 47).
کنترل و نظارت: کنترل و نظارت یکی دیگر از وظایف مدیریتی در سازمآنها و نهادهای محلی است که تکمیل کننده فرایند مدیریت است. زیرا اگر بهترین برنامه ریزی در نهادهای محلی انجام شود، ولی نظارتی بر آن نباشد، دست یابی به اهداف با مخاطره مواجه خواهد شد و هیچ اطمینانی وجود ندارد که منابع و امکانات در جهت صحیح به کار برده شود (مقیمی، 1382: 280).
سازمآنهای محلی برای هدایت فعالیت های خود در مسیر نیل به اهداف تعیین شده، به برنامه ریزی می پردازند؛ در این مسیر، همواره ممکن است موانع و محدودیت هایی بروز کنند و سیستم سازمان محلی را منحرف سازند. هر یک از این موانع ممکن است عاملی برای انحراف یا متوفق ساختن حرکت سازمان گردد. بنابراین همواره باید از یک ساز و کار اصلاح کننده یا خرده سیستم کنترل، برای حفظ عملکرد سازمان در جریان دست یابی به اهداف تعیین شده استفاده شود. کنترل یکی از وظایف حائز اهمیت است که ضمن ارتباط با سایر وظایف آنها، عاملی مؤثر در تحقق اهداف و برنامه ریزی سازمان محلی تلقی می شود.
2-14- مدیریت نوین روستایی
مدیریت جدید روستایی، بر ظرفیت های جوامع محلی، با اداره دقیق مکان و بهره برداری از منابع آن متکی است. در مقطع کنونی با جهانی شدن ارتباطات و تمرکز سرمایه ها، کارکرد دقیق توسعه روستایی و محلی، مبارزه در مقابل احساسات نومیدی و فردگرایی است. مجموعه مدیریت باید با ارائه راهکارهای مفید و ابتکار در عمل برای سازندگی سرزمین تلاش کند (مطیعی لنگرودی، 1382: 229). مدیریت محلی باید درک توسعه محلی، بروز ابتکارها، جمع گرایی و مشارکت در امور را آموزش دهد. یک مدیریت محلی کارآ، فکر کردن در محیط را می پروراند و عامل تحلیل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی فضاهای روستایی می شود. مدیریت جدید روستایی افزون بر ایجاد توسعه محلی عمل کردن را می آموزد و تمامی این موارد با توانمندی های جمعی میسر می گردد. مدیریت همراه با استفاده از روش های علمی و صلاحیت دار در تطابق با محیط زیست اقتصادی، به طور مستمر در تغییر و نوآوری است. این روش مدیریتی مدام در جستجوی کسب قدرت و جایگاه برای جوامع محلی است تا یک نظم اجتماعی جدید را برای روستاها ایجاد نماید و تقسیم بسیار عادلانه قدرت و منافع توسعه در محل فراهم گردد. در چنین مدیریتی استثناطلبی پذیرفته نمی شود زیرا مدیریت دارای یک مفهوم سازندگی است (همان، 167). بنابراین در برنامه ریزی توسعه روستایی باید به مدیریت نوین روستایی برای نوسازی روستایی توجه داشت زیرا از این طریق می توان شناخت لازم برای برنامه ریزی توسعه و اجرای آن در محیط روستا را عملی کرد.
منظور از مدیریت نوین روستایی در این کتاب تشکیلاتی است که به دنبال تصویب “قانون تشکیلات وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران” در سال 1375 و نیز “قانون تأسیس
دهیاری های خودکفا در روستاهای کشور” در سال 1377 در عرصه مدیریت روستایی کشور به وجود آمده است، طبق قانون، شورا به عنوان نهاد تصمیم گیر، برنامه ریز و سیاست گذار و دهیاری به عنوان بازوی اجرایی شورا و مسئول اجرای امور روستا شناخته شده است.
تأسیس این دو نهاد عمومی غیردولتی نشانه ای از حرکت به سوی اجرای “نظام نوین مدیریت در روستاها” است که می تواند تحول شگرفی در فرآیند توسعه مدیریت روستایی ایجاد نماید. جایگاه مناسب قانونی دهیاری و قابلیت ها و کارکردهای متعدد و متنوع آن باعث شد که در برنامه چهارم توسعه، واگذاری برخی از وظایف دستگاه های اجرایی به عهده دهیاری ها نیز پیش بینی شود. دهیاری ها به عنوان یک نهاد محلی، رابط میان نهادهای دولتی و مردمی، بازوی اجرایی شوراهای اسلامی در نظام مدیریت نوین روستایی، ارائه کننده بسیاری از خدمات و تسهیلات عمومی و رفاهی، تقویت کننده روند توسعه اجتماعی و فرهنگی، بسترساز شهرهای آینده و کنترل کننده روند مهاجرت از روستا به شهرها، حافظ امکانات زیربنایی احداث شده در نواحی روستایی و تقویت کننده روند توسعه کشاورزی می باشند.
بدین ترتیب با توجه به تغییر و تحولات کنونی در نظام مدیریت روستایی، در مباحث نوین مدیریت روستایی 5 نکته زیر اساسی به شمار می رود (سعیدی، 1378: 696):
1- ایجاد ساختار مناسب برای ورود به مبحث جایگاه و نقش مدیریت روستایی که در مباحث نوین علمی مدیریت، به عنوان سازماندهی روستایی شناخته می شود؛
2- تفکیک مقوله مدیریت روستایی به حداقل تعداد واحدها و مباحث و تعریف دقیق آنها به شیوه ای که بتواند به کارشناسان در بهره گیری کامل از دانش موجود یاری رساند؛
3- تأکید بر بهره گیری کامل از مباحث مدیریتی که کارایی آنها در موارد دیگر به اثبات رسیده است؛
4- بهره گیری از فنون تصمیم سازی به شیوه هایی که مشوق پذیرش آنها در الزامات فعالیت در محیط های روستایی باشد؛
5- بیان دستاوردهای علمی و آموزشی مدیریت روستایی به زبان ساده و قابل فهم برای روستاییان.
2-15-تحولات کالبدی روستاها
برنامه‌ریزی کالبدی فرایندی برای توسعه فیزیکی یک شهر یا منطقه در قالب یک پیشنهاد به‌صورت طرح سه‌بعدی است. برنامه‌ریزی کالبدی به ساماندهی بخشهایی از شهر، شامل کاربری زمین ، مکانیابی و طراحی ساختمانها، خیابانها، خدمات حمل‌ونقل، مسیرهای خدماتی و فضاهای باز می‌پردازد. در این نوع برنامه‌ریزی به‌طور خاص بخشهای طبیعی و انسان‌ساخت شهرها مورد توجه قرار دارد و سعی می‌شود ترتیب قرارگیری بخشهای مصنوع شهر در جهت ایجاد نوعی نظم، به‌شکلی کارا و جذاب، ولی اغلب ایستا ساماندهی شود. علاوه‌براین، برنامه‌ریزی کالبدی، سعی دارد این بخشهای مصنوع را براساس نظریه شکل شهر، که گاهی از اشکال هندسی منبعث است، سازمان دهد. در این نوع برنامه‌ریزی ایجاد تسهیلات، خانه‌ها، مکانهای کار، پارکها و سایر عناصر فیزیکی و ملموس شهر که بتواند سطح رفاه اجتماعی و اقتصادی جامعه و حتی رفتارهای انسانی را بهبود بخشد، مورد توجه قرار می‌گیرد.
کارشناسان برنامه‌ریزی کالبدی اعتقاد دارند، فرایند فیزیکی توسعه بر تهیه و اجرای یک برنامه در شهر یا منطقه مقدم است؛ بنابراین، اگرچه برنامه فیزیکی تحت تأثیر متغیرهای متعدد اجتماعی و اقتصادی رایج قرار می‌گیرد، ولی زیر تسلط آنها نیست. این درحالی است که برنامه‌ریزان سیاسی استدلال می‌کنند،

دیدگاهتان را بنویسید