منابع پایان نامه با موضوع توسعه روستا، طرح پژوهش

دانلود پایان نامه

نخبگان روستایی را به علت نامتقارن بودن جاذبه های شهر و روستا به سوی خود می کشاند (عبدالهیان، شریعتی و شوشتری زاده، 1384: 232-230)
2-6-1-3- اولویت های توسعه
برنامه ریزی های توسعه ظاهراً بر اولویت بخش کشاورزی و رشد کشاورزی تأکید می کنند ولی در عمل رشد صنعتی از رشد بیشتری برخوردار بوده است. بدیهی است الگوی رشد مبتنی بر صنعت امکانات انسانی و سرمایه ای کشور را به خود جذب می کند و غفلت از بخش کشاورزی را به طور نهادین در ساختار توسعه اقتصادی کشور بازتولید می کند. بنابراین، نقش مدیریت در این اولویتگذاری ها از شاخص هایی است که باید مدنظر قرار گیرد.
2-7- عوامل مدیریتی
عوامل مدیریتی به نظام انتزاعی و تجربی که در روستا عمل سامان دادن به امور اجتماعی و تولیدی را به عهده دارد، مربوط است. بنابراین در این حوزه می توان عناصر مستقلی را به شرح زیر در بحث اندازه گیری وارد کرد:
2-7-1- مدیریت تولید نابسامان
مدیریتی که در زمینه تولید در روستاهای کشور اعمال می شود، مدیریتی نیست که برمبنای ضرورت
های عینی و اصول علمی متکی باشد؛ همچنین مشاهده شده است که در روستاها هیچ گونه هماهنگی عام و کلانی در مورد تولید، توزیع و مصرف وجود ندارد و اغلب محصولات به وسیله واسطه ها و یا پراکندگی بسیار، بازاررسانی و به فروش می رسد. همین امر سبب کم شدن ارزش تجاری محصولات و افزایش ارزش معیشتی آنها شده است.
2-7-2- ناکافی بودن افراد متخصص
به دلیل کمبود امکانات جذب کننده در روستاها در حال حاضر اکثر افراد تحصیلکرده روستایی به شهر مهاجرت می کنند. از طرف دیگر افرادی که از بیرون برای هدایت امور روستا انتخاب می شوند، به دلیل عدم احساس وابستگی به مردم روستا درجه تعهد و احساس مسؤولیت کافی را ندارند و این خود به عاملی تأثیرگذار بر ارزیابی مدیریت روستایی تبدیل شده است (زمانی، 1380: 195-170).
2-7-3- نارسایی نظام کنترل
به دلیل ضعف نظام مدیریتی روستاها یک نظام کنترل و نظارت کارآمد (طبق مدل مورگان) برای پیگیری برنامه های عمرانی یا سایر برنامه های مربوط به روستا و به هدف رساندن آنها به صورت دقیق پیش بینی نشده است و به همین دلیل برنامه های عمرانی اغلب با مشکل بهره دهی و به ثمر رسیدن روبه رو می باشند.
2-7-4- مدیریت با ماهیت برونزا
یکی از مشکلات عمده اعمال مدیریت در روستاها تاکنون این بوده است که به دلیل کمبود افراد متخصص اغلب افرادی غیربومی وظایف مدیریتی را در روستا عهده دار می شوند یا اینکه به دلیل تمرکزگرایی دولت مرکزی و نارسایی های موجود در شوراها برای اخذ تصمیم به صورت مستقل تصمیم گیری ها اغلب ماهیتی غیربومی داشته اند. نتیجه این فرآیند آن بوده است که نگرش روستاییان به اینگونه تصمیمات اغلب منفی است؛ به نحوی که برنامه های منتج از این تصمیم گیری ها را اغلب در حیطه منافع دولت مرکزی می دانند.
2-8- عوامل دولتی
عوامل دولتی به جنبه های رسمی اعمال قدرت و میزان حضور نهادها و یا نماینده های دولت در روستا مربوط می شود و این دسته از عوامل شامل تقسیماتی به شرح زیر است:

2-8-1- مسأله امنیت و نبود آن
به دلیل مسائلی نظیر نامناسب بودن راه های ارتباطی و دور افتاده بودن برخی روستاها از بخش و یا مرکز، درجه امنیت بخصوص در حوزه اقتصاد در روستاها پایین آمده است. به همین دلیل سرمایه گذاران حاضر به سرمایه گذاری اقتصادی، تجاری در روستاها نمی باشند و همین امر به نوبه خود سبب ضعف روستاها در بخش های مالی و تجاری شده است (شاکری، 1382: 89-115).
2-8-2- تداخل وظایف سازمان های دولتی و وزارتخانه ها در روستاها
به نظر می رسد برای ایجاد هماهنگی میان فعالیت های سازمان های مختلف در روستا وجود یک نهاد مقتدر برای منسجم کردن فعالیت ها در جهت نیل به اهداف توسعه روستایی ضروری است. البته بنا به اصل 103 قانون اساسی “استانداران، فرمانداران، بخشداران و سایر مقامات کشوری که از طرف دولت تعیین می شوند، در حدود اختیارات شوراها ملزم به رعایت تصمیمات آنها می باشند”. اما عملاً شوراها توان متمرکز کردن فعالیت های خود را ندارند. هم اینک بین بسیاری از وظایف شوراها و وظایف وزارت جهاد کشاورزی و شهرداری ها و بخشداری های محلی تداخل وجود داشته و هماهنگی لازم بین آنها وجود ندارد. به همین دلیل مسئولیت پذیری و پاسخگو بودن در امور کشاورزی در بسیاری از موارد با ابهام انجام می شود.
2-8-3- عدم هماهنگی و تبعیض میان سازمان های محلی و مرکزی
در روستاهای ایران بنا به مطالعاتی که در چارچوب این طرح پژوهشی تاکنون در مناطقی نظیر شمیرزاد، سرگست بندرعباس، نوار روستاهای نور تا رامسر، زرین دشت فیروزکوه، روستاهای شاهرود انجام شده، نوعی تبعیض و اعمال قدرت از سوی بخش ها بر روستاها دیده می شود. به این ترتیب که بخش ها و یا به طور کلی تقسیمات کشوری بزرگتر غالباً تمایل به اعمال قدرت در بخش های کوچکتر به گونه ای دارند که فرآیند توسعه به نفع و به مصلحت بخش های بزرگ صورت پذیرد. البته در اصل 101 قانون اساسی برای جلوگیری از تبعیض چنین گفته شده است: “به منظور جلوگیری از تبعیض و جلب همکاری در تهیه برنامه های عمرانی و رفاهی استان ها و نظارت بر اجرای هماهنگ آنها، شورای عالی استان ها مرکب از نمایندگان شوراهای استان ها تشکیل می شود”. اما مصاحبه های انجام شده در شهمیرزاد و سرگُست تأیید می کنند که رابطه بین روستاها و بخش های کلان تقسیمات کشوری حتی با وجود این شوراها هنوز با مصالح روستاها هماهنگ نیست.

2-8-4- کمبود ابزا
رها و سازوکارهای دولتی
برای پاسخگویی به احتیاجات مردم و ضرورت های اداری توسعه، مبادله دیائو نشام می دهد که تجربه سنگال در این زمینه مثال مناسبی به نظر می آید (دیائوم، 257).
2-8-5-حمایت ناکافی از افراد خلاق و نوآور از سوی دولت
در گونه ای از روستاها که مقاومت در برابر تغییر در آنها یک هنجار ذهنی ـ فرهنگی شده است.
2-9- عوامل اجتماعی ـ فرهنگی و تاریخی
2-9-1- پیشینه و تجارب تاریخی روستاییان
به علت سابقه ذهنی روستاییان از دوران ارباب ـ رعیتی و ناتوانی روستاییان در اعمال مالکیت روی زمین ها، امروزه اغلب روستاییان کشور با یکی شدن اراضی مخالفت می کنند؛ زیرا که آن را به منزله سلب مالکیت و استقلال خود می دانند و این ذهنیت، سبب پایین آمدن میل به مشارکت خود آگاه در زمینه تولید نیز شده است. به همین دلیل است که در روستاها اغلب مشاع ها از نوع مشاع های خانوادگی است. این مسأله را دوفومیه نیز در سایر کشورها مورد مطالعه قرار داده تا راه حل مسأله کشاورزی را براساس شکل گیری مشاع ها پیشنهاد کند (دوفومیه م، 1373: 19).
2-9-2- مقاومت در برابر تغییر و نوآوری
پایبندی به برخی مسائل زاید در امر تولید، توزیع و حتی در روابط اجتماعی سبب می شود که روستائیان با برخی از تغییرات تکنولوژیکی و یا مدیریتی مخالفت کنند و در برابر آنها مقاومت نمایند. نرخ مقاومت به همین دلیل شاخص مناسبی برای عملکرد مدیریت است.
2-9-3- بی سوادی و نارسایی های آموزشی
به دلیل بی سوادی حدود 30 درصد مرکز آمار ایران از روستائیان و عدم دسترسی روستاها به بسیاری از شیوه های جدید اطلاع رسانی غالباً اطلاعات به صورت شفاهی در روستاها پخش می شود که همین امر باعث می شود که سیستم اطلاع رسانی که یکی از عوامل تأثیرگذار بر مدیریت کارآمد است، مبتنی بر اطلاعات محلی باشد. نتیجه این فرآیند، نبود آگاهی اجتماعی از مزایای فعالیت های مشارکت جویانه بوده است و سبب کاهش ظرفیت مشارکت در روستاییان شده است.
2-9-4- جامعه مطرود و سرکوب شده روستایی
مبایه دیائو نشان می دهد که دهقانان سنگالی تحت تأثیر شیوه های غیرمشارکتی حکومت اربابی (کار اجباری، بیگاری) به انزوا دچار شده اند (دیائو، 1379: 258)؛ این امر همراه با:
الف) مخدوش شدن روحیه و نظام همبستگی سنتی که عواقب آن انفرادی شدن تأمین احتیاجات و ابزارها، متلاشی شدن خانواده ها و مزارع بزرگ و مهاجرت روستائیان بوده و ب) زیر سؤال قرار گرفتن همبستگی اجتماعی و وظایف اجتماعی سنتی که در کشمکش بین گروه های مختلف اجتماعی، براساس طبقه، نوع جنس، سن یا غیره در گذشته امکان بروز می یافت و نقش تعدیل کنندگی را در کنش های خشونت بار ایفا می کرد، انفعال روستاییانی را در ایران در پی داشته است که فرصت ابزار نیازها یا بیان نظرات خود را درباره مشکلاتی که مستقیماً به آنان ارتباط داشته، به طور تاریخی نیافته اند. چنین تجربه ای را در ادبیات دهقانی ایران نیز می توان یافت (غفاری، 1380 : 257-284).
2-9-5- مهاجرت به شهرها
درباره مهاجرت متون بسیاری موجود است و نیازی به تکرار مباحث آنها در اینجا نیست. تنها باید اضافه کرد که این فرآیند همچنان ادامه دارد و کماکان از عوامل مؤثر بر فرآیندهای مدیریتی و کلان کشور می باشد.
2-10- عوامل اقتصادی و نتایج ساختاری
تأثیر عوامل اقتصادی بر روند مدیریت روستایی نیز از جنبه های مختلفی مدنظر است که در زیر به تعدادی از آنها اشاره می شود. این تأثیر را شارما در تجربه هند به خوبی نشان داده است.
2-10-1- عقب ماندگی اقتصادی روستایی
روستاها چه در سطح کلان روستا و چه در سطح معیشتی روستاییان، دچار نارسایی ها و ضعف های مستمر اقتصادی بوده اند. شاخص متوسط درآمد و مقایسه آن بین شهر و روستا این ادعا را بهتر تأیید می کند. متوسط درآمد سالیانه یک خانوار روستایی در سال 1379 معادل 411/047/13 ریال و متوسط درآمد یک خانوار شهری معادل 725/387/22 ریال بوده است. آخرین آمار موجود مربوط به سال 1382 است که متوسط درآمد سالیانه خانوارهای شهری را 427/202/39 ریال و متوسط درآمد سالیانه خانوارهای روستایی را 421/040/24 ریال در نظر می گیرند (سایت مرکز آمار ایران، شهریور 1384) که اگرچه اندکی از تفاوت میان درآمدهای شهری و روستایی کاسته شده است با این وجود استمرار در این تفاوت چنان است که نشان دهنده میزان تفاوت میان شرایط اقتصادی خانوارهای روستایی و خانوارهای شهری است. زمانی این تفاوت اهمیت بیشتری پیدا می کند که بدانیم موقعیت های شغلی و امکان دستیابی به رفاه در شهرها فراوانتر است، اگرچه هزینه ها در شهرها بالاتر از روستاهاست.
2-10-2- رواج خرده مالکی و تعدد اراضی کشاورزی با مساحت های کوچک
طبق گزارش فائو، 96 درصد از بهره برداری ها از نوع دهقانی است. بیان مملوستر آن که مثلاً در روستاهای منطقه اراک متوسط تعداد قطعات زمین به نسبت هر خرده مالک 15 است و معمولاً مساحت هر یک از آنها به 2 هکتار می رسد (FAO). خرد شدن اراضی و تعدد مالکیت ها و تعداد مالکان، یکی از عواملی است که سبب می شود نیاز اراضی کشاورزی به ابزارهای تولید بیشتر شود و با توجه به کمبود امکانات مالی، این تقاضا در سطح روستاها برآورده نمی شود از سوی دیگر در اثر تأثیر دو عامل 1) تعدد اراضی و تنوع غیر عقلایی کشت و؛ 2) پراکندگی محصولات در اثر پراکندگی اراضی، سطح تولید در روستاها کاهش می یابد. خرد شدن واحدهای کشاورزی آن طور که دوفومیه نشان می دهد اکنون به یک عامل اقتصادی و ساختاری در سطح میان و کلان کشورها تبدیل شده است (عبدالهیان،1384؛ 238-237).
2-10
-3- نبود تنوع شغلی
نبود تنوع شغلی و انعطاف پذیری اقتصاد کشاورزی در برابر ناکامی ها و شکست ها.
2-10-4- تغییر کاربری روستاها
اخیراً بسیاری از روستاها تبدیل به خوابگاه های کارگران و تفرجگاه های شهرنشینان شده اند و کارکرد اقتصادی و سنتی خود را از دست داده اند.
2-10-5- عوامل تکنولوژیکی
2-10-5-1- کمبود امکانات تکنولوژیک
2-10-5-2- بهره دهی ناچیز کار
به دلیل دلیل استفاده از روش های ناکارآمد قدیمی در بسیاری از مراحل تولید و همچنین به دلیل کمبود کارخانه های فرآوری محصولات در محل، بخش عمده ای از محصولات قبل از رسیدن به دست مصرف کننده به هدر می رود.

2-10-6- روش های نامناسب بازاریابی
در این حوزه نیز تجربه نشان می دهد که نبود یک واحد سازمان یافته در روستاها که بتوانند محصولات را جمع آوری و به فروش برساند، سبب می شود تا اغلب فرآورده های روستا یا به صورت سوغات و یا از طریق واسطه ها در بازارهای محلی به فروش برسند و یا بدون رعایت اصول بازگشت سرمایه از روستا خارج شوند. در نتیجه ارزش تجاری بخشی قابل ملاحظه ای از محصولات کشاورزی یا پایین است و یا به حساب نمی آید.
2-10-7- نارسایی کمّی و کیفی عملکرد تعاونی های روستایی
بنابر دلایل ساختاری و در نتیجه برخورد با مشکلات اداری و اجتماعی، آن دسته از تعاونی های روستایی که در جهت رفع نیازهای روستاییان بکوشند، بسیار کم شده اند. به علاوه و به سخن دیگر، فعالیت اینگونه تعاونی ها به دلیل نبود فرهنگ تعاونی در میان روستاییان، معمولاً تنها به تهیه کالاهای مصرفی روستاها از شهر خلاصه شده است (عبدالهیان؛ 1384: 239).

شکل2-1- عوامل تأثیرگذار بر روند مدیریت روستایی

2-11- مدیریت روستایی و توسعه
مدیریت در فرایندهای توسعه از اهمیت بالابرخوردار است. بخشهای مختلف روستایی در عرصه جهانی شدن دستخوش دگرگونی های ژرفی می شوند و مدیریت نوینی، که به تحولات جدید آگاهی داشته و در پرتو این تغییرات ،خود نیز در زمینه تسریع آنها را فراهم می سازند، در راستای توسعه این بخش در حال شکل گیری است، این بخش در کنار فعالیت های کشاورزی به بخش های دیگر به عنوان اهداف توسعه ای توجه خاصی دارد و مدیریت های توسعه روستایی تنها به کشاورزی صرف توجه نداشته و به گزینه های دیگر در بخش روستایی نیز می پردازند. امروزه مدیران توسعه روستایی با بهره گیری از دانش های نوین و ابزارهای فنی کارآمد،بخش روستایی را از شکل منطقه متروی و محدود اقتصادی – اجتماعی خارج ساخته و نوعی تنوع بخشی را در برنامه های توسعه روستایی مدنظر دارند، به گونه ای که نظریات و پارادیم های نوین توسعه روستایی نیز بر این روند تاکید دارند (جهانگیری، 1382: 227).

2-12-تحولات مدیریت روستایی
بهبود مدیریت توسعه روستایی با نظام مدیریت توسعه کشور مرتبط است :توسعه مدیریت کشور می تواند زمینه بهبود مدیریت توسعه روستایی را نیز فراهم کند . در چشم انداز توسعه کشور در افق 20 ساله ( 1384 – 1404 ) یکی از محورها ” توسعه مدیریت دولت ” است که راهکارهایی در این زمینه به تصویب رسیده است . در چشم انداز توسعه کشور در افق 20 ساله در محور ” توسعه مدیریت دولت ” الزامات و راهبردهایی ارائه شده که تحقق آنها می تواند ضمن بهبود مدیریت و رفتار دولت در

دیدگاهتان را بنویسید